جستجو در مقالات منتشر شده


3 نتیجه برای قنات

سلیم سلیمی مؤید،
دوره 37، شماره 73 - ( 6-1395 )
چکیده

با توجه به اقلیم و وضع جغرافیایی، هزینه های استحصال آب در مناطق مختلف ایران متفاوت است.

بارندگی در مناطق شمالی هزینه ها را به میزان زیادی پایین آورده است. این هزینه ها در مناطق

کوهستانی بیشتر است ولی میزان اندک بارش در نواحی خشک و نیمه خشک و کویری هزینه های آب

را به طور محسوسی بالا برده و در مواردی فراهم کردن آب را با مشکلات فراوانی روبه رو ساخته است.

کویرنشینان با استفاده از فن آوری حفر قنات یا بهره گیری از بستر رودخانه های فصلی توانسته اند تا

حدودی زیادی بر مشکل کمبودِ آب فائق آمده و در مواردی هم اراضی خشک و بایر را آباد و باغ و

زمین آماده کشت را به وجود بیاورند. در این نقاط توجه به قنات و دیگر شیوه های تأمین آب باعث

توسعه و پیشرفت ساکنان این مناطق در تمام شئون شده است. اگرچه قنات در بسیاری از کشورها

شناخته شده است و دامنۀ نفوذ آن از شیلی تا ژاپن را در بر میگیرد، ولی حوزۀ کویری ایران و حواشی

آن بیشترین تعداد قنات را در خود دارد و بیشترین پیشرفت های فنی و دانشِ هماهنگ با اقلیمِ بیابانی

و نیمه بیابانی را در این مناطق شاهد هستیم. در این پژوهش تلاش شده تا روندی از تکوین دانش یا

دانشهای بومی انتقال و بهره برداری از آب در شهر شهداد و روستاهای تابعه آن را با استفاده از منابع

مکتوب تاریخی و یافته های باستانی مربوط به هزارۀ سوم پیش از میلاد منطقه ترسیم شود. بر این

اساس سعی شده نمونه هایی از آثار و اشیای مرتبط با این دانش معرفی شده و رابطۀ آنها و روش های

امروزی استحصال و انتقال آب از رودخانه و منابع زیر زمینی تا حد امکان بررسی و مقایسه شود. بر

اساس یافته ها و اسناد موجود به نظر می رسد ماهیت روش های موجود با اندک تغییر در شیوه و

استفاده از مواد و مصالح جدید با گذشته فرق چندانی نکرده است. مثلاً داس مکشوفه از محوطۀ

باستانی تشابه زیادی به داسهایی دارد که امروزه در این منطقه استفاده می شود ولی تفاوت هایی از

نظر جنس و فرم در آن ایجاد شده است. همچنین کرت بندی مربوط به هزارۀ سوم پیش از میلاد با

اندکی تغییر در اندازۀ کرت ها، امروزه نیز در میان کشاورزان شهداد و روستاهای آن متداول است. یا

تکنیک انتقال آب از بستر رودخانه به همان شیوه ای بوده که در ادوار قبل صورت گرفته و تنها جنس

و اندازۀ کانال و جوی ها تغییر کرده است. بستن بند در مقابل آبِ رودخانه در گذشته با استفاده از خار

و خاشاک و تنۀ درختان صورت می گرفته اما امروزه سیمان و مواد مقاوم جای آنها را گرفته اند. با این

حال به نظر می رسد توجه به دانش های بومی که حاصل سال های دراز اندیشیدن گذشتگان بوده و

برای به دست آوردن آن بارها آزمون و خطا را تجربه کرده اند برای ما مفید خواهد بود.


مهدی سلطانی محمدی، یوسف یوسفی، محمد بلوری بناب،
دوره 38، شماره 78 - ( 9-1396 )
چکیده

عوامل طبیعی از اصلی ترین و اثرگذارترین عواملِ شکل بخشی یک سکونت گاه و تحولات آن هستند. کوه ها، رودخانه ها، قنوات و دره ها از جملۀ مؤلفه های نیروی طبیعی هستند. در این میان چگونگی تأمین آب در شکل گیری یک زیستگاه و تحولات آن نقشی بارز دارد. کیفیت تأمین آب هر زیستگاه، بخشی از فرهنگ آن است. در اقلیم گرم و خشک محمدیه با بارش اندک و عدم وجود منابع آب های سطحی، قنات ها به عنوان تنها تأمین کنندۀ آب مطرح بوده اند. این قنات ها دو گونه اند: گونۀ نخست قنات های مزروعی (مانند قنات حَ نفَش) که بلافاصله از مظهر وارد زمین های کشاورزی می شوند، و گونۀ دوم قنات های شهری ـ مزروعی که بعد از مظهر، وارد بافت مسکونی شده و مسیر تقسیم و پخشایش آن املاک و اراضی خصوصی و همچنین فضاهای عمومی را در می نوردد. با توجه به اینکه قنات محمدیه ذیل گونۀ قنات های شهری ـ مزروعی قرار می گیرد، این پژوهش در قالب روشی تحلیلی و پیمایشی در سه بخش به بررسی نحوۀ تعامل ساکنان محمدیه با این نظام آبی پرداخته است. شناخت این قنات و همچنین مسیر آن تا مظهر در ابتدای بافت مسکونی، بخش اول این تحقیق را تشکیل می دهد. بررسی شبکۀ تقسیم قنات در بافت مسکونی و عناصر و فضاهای کالبدی که در پیوند با این نظام شکل گرفته اند، در بخش دوم انجام گرفته است. موضوع بخش سوم تحقیق نیز مطالعۀ نظام مدیریت و تقسیم قنات بعد از خارج شدن از بافت مسکونی و روان شدن در بخش مزروعی قنات (باغ ها و کشت خوان) است. نتایج پژوهش نشان می دهد که نظام آبی مبتنی بر قنات در محمدیه، شامل شبکۀ تقسیم سازمان یافته ای است که در پیوند با نیازهای سکونت گاه و مرتبط با متغیّرهایی همچون توپوگرافی و شیب زمین، و جنس زمین و نوع خاک آن شکل گرفته است. این شبکۀ تقسیم شامل عناصر و فضاهای متنوعی از قبیل خانه های مسکونی، گرمابه، مرکز محله، مسجد، گذرها و معابر، و غسّ ال خانه است. همچنین نحوۀ حضور آب در هر یک از این فضاها دارای کیفیت متفاوتی است که عموماً به صورت جوی (زیرزمینی و روزمینی) و حوض و کِه (پایاب) طراحی شده است. آبیاری کشت پاییزه (گندم و جو) و کشت بهاره (پنبه) در هر سال با مدار گردش آب در هر ۱۸ شبانه روز در پهنۀ  ۷۵هکتاری کشت خوان محمدیه از قانون مندی های حاکم بر نظام آبی این کشت خوان است.

علی اصغر سمسار یزدی، آمنه کریمیان،
دوره 38، شماره 79 - ( 10-1396 )
چکیده

قنات وقف آباد با حدود ۷۰۰ سال قدمت، تا اوایل قرن حاضر با سازوکار سنتی خود، آب مورد نیاز آشامیدن و مصارف شهری شهر یزد را تأمین می­کرد. تحولات سالیان اخیر، تغییرات اقلیمی، و تغییر در زیرساخت های شهر از جمله تأمین آب آشامیدنی از طریق شبکۀ لوله کشی شهری به تدریج نقشِ این قنات را در زندگی مردم و فضای شهری کمرنگ کرد. فقدان مستنداتِ کافی دربارۀ مسیرِ دقیقِ این قنات و سازه های آبی مرتبط با آن و ضرورتِ مستندسازی این سازۀ تاریخیِ آبی و تبدیل داده های شفاهی موجود به متنی مکتوب دربارۀ آن که به نظر می رسد واپسین سال های حیات خود را طی می کند انگیزۀ انجام این تحقیق شد. در این پژوهش تلاش شده است پس از توضیح مختصری پیرامون قنات وقف آباد، مسیری از آن که در شهر یزد واقع می شده است در دو مقطع تاریخی یعنی قرن هشتم هجری شمسی و عصر حاضر، بررسی و مطالعه شود. بدین منظور در وهلۀ اول کتب و متون تاریخی پیرامون قنات وقف آباد و بناها و سازه های مرتبط با آن در شهر یزد مورد کنکاش قرار گرفته و سپس مطالعاتِ انجام شده پیرامون حصار و محلات شهر یزد در قرن هشتم بررسی شده است. با توجه به داده های مذکور، تصویر فرضیِ دوبعدی و سه بعدی از شهر یزد در قرن هشتم ارائه و مسیر قنات در آن بازنمایی شده است. در بخش دوم متون و اسناد مرتبط با قنات در عصر حاضر مطالعه شده و پس از بررسی وقف نامه ها و اسناد و مکتوبات پیرامون مسیر قنات و سازه های آبی آن در یک صد سال اخیر، با انجام بازدیدهای میدانی سعی در کشف و تدقیق مسیر قنات شده و موقعیت سازه های مرتبط با قنات شناسایی شده اند. در جریان بازدیدهای میدانی با افراد مطلع و قدیمی محلات مختلف یزد مصاحبه شده و با تطبیق اظهارات این افراد با اسناد و گزارش های موجود، تلاش شده مسیر اصلی قنات به صورت دقیق شناسایی شده و بر نقشۀ دوبعدی شهر یزد پیاده شود.


صفحه 1 از 1