جستجو در مقالات منتشر شده


5 نتیجه برای صفوی

مرال فیاضی، داریوش حیدری بنی، حامد ایمان طلب،
دوره 36، شماره 71 - ( 12-1394 )
چکیده

پل بانوصحرا تنها پل دودهانه ای شهرستان ساوجبلاغ است. این پل در دوره صفویه برای ایجاد ارتباط

میان روستاهایی چون بانوصحرا، کردان، و... احداث شد. اهمیت منطقۀ چندار و ساوجبلاغ به قدری

بود که بارها در متون تاریخی از آن یاد شده است اما به طور مشخص از روستای بانوصحرا و بافت آن

مطالب دقیقی در دسترس نیست. به همین سبب شناخت کاملی از حمام و بقایای پل از مجموعۀ بافت

دوران صفویه روستا ب ه دست نم ی آید )فیاضی، 1393 (. با توجه به این مطلب و در نظر داشتن تمرکز

این پژوهش بر پل، بررسی بقایای اثر هدف اصلی بوده است. بر اثر آسیب های شدید وارده، تخریب

پل به علت سیلاب و شستگی مصالح و ملات ها، و عدم توجه و مرمت مداوم که نتیج ه اش بر هم

خوردن تعادل سازه است ب ه مرور زمان استحکام سازه کاهش یافته و خسارات جبرا ن ناپذیری بدان

وارد شده است. تا آنجا که در اسفندماه 1393 آخرین طاق )موج شِکن( نیز فروریخته است. بنابراین

م یتوان گفت برای بازسازی و ترمیم، یکی از اقدامات حیاتی، شناخت فنی و شناخت سازۀ اثر است و

فن شناسی ملات امری بنیادین برای شناخت معماری و سازه و در نهایت احیا است که با نمونه برداری

و XRD امکان پذیر است. بر طبق آزمایش های XRF و XRD از نقاط مختلف آن و انجام آزمایش های

انجا م شده، جنس ملات در پی ها )پایین ترین قسمت بنا( و بندکشی جرزهای پایه که در تماس

XRF مداوم با آب هستند، مشابه بوده و از خاک رس، آهک، سیلیس )ماسه(، و خاکستر تشکیل شده که در

مجموع ترکیبات ملات ساروج را شامل می شود. ترکیبات ملات در طاق ها تا اندازه ای متفاوت است.

گچ، کربنات کلسیم، خاک رس، و سیلیس از مواد اصلی و کاربردی در بخش های فوقانی این بنا بوده

است. همچنین مقدار زیاد گچ در این ترکیب، به منظور زودگیر شدن ملات و سهولت در اجرای طاق

مورد استفاده قرارگرفته است. ترکیبات داخلی جرزها از لحاظ تنوع، مشابه ملات طاق است با این حال

با توجه به مقدار ترکیبات و مواد، به نظر می رسد برای ساخت جرزها از ملات گل ]استفاده[ کرده اند.

به این ترتیب با توجه به آنالیز نمونه های ملات از نقاط متنوع )و حساس از نظر سازهای و معماری(،

شناخت ترکیبات گوناگون مواد و مصالح و کاربرد مناسب آنها در پل بانوصحرا یکی از عوامل مهم در

پایداری این اثر تاریخی است که باید در هنگام مرمت و احیای آن مد نظر قرار گیرد.


سید محمد بهشتی، سارا آلادپوش،
دوره 37، شماره 72 - ( 3-1395 )
چکیده

باغ عباس آباد نطنز از باغ های به جامانده از قرن یازدهم هجری )مقارن با دورۀ صفوی( است. این باغ

اثری است که در پیوند با محیط پیرامون و موقعیت ساختاری اش، نمودِ متفاوتی در میان باغ های

شاهی دارد، تا آنجا که قرارگیری آن در منطقۀ ییلاقی نطنز و دامنۀ کوه کرکس از وجوه برجستۀ

آن به لحاظ منظری به شمار می آید. پژوهش پیشِ رو تلاشی در جهت بازنمایی ساختار اولیۀ این

باغ با استناد به گزارش های علمی، متون و اسناد تاریخی موثق و مطابقت با گونه های مشابه است.

یافت ههایی که در حوزۀ این مطالعه به دست آمده است در راستای شناخت گونه ای از باغ های ایرانی

است که مبتنی بر واقعیت های موجود می باشد. یکی از رویکردهای این مطالعه، نگرش به ساختار

کلی مجموعۀ عبا سآباد که باغ را جزئی از آن م یداند است. این نگرش مجموعۀ عباس آباد را

به مثابه منظومه ای در تعامل با بستر شکل گیری اش م یبیند. افزون بر این، هدف از بررسی چنین

موضوعی، نگاه دقیق تر به یکی از باغ های خارج از شهر و منزلگاهی است. خوانش زمینۀ پیدایش اثر،

به نمودارشدن ساختارهای ارزشمندی که در پیوند با باغ شاهی قرار م یگرفتند، منجر شد. اجزایی

همچون معدن سرب و روی، آثاری از قبرستانی قدیمی و سکونت گاه نخستین را می توان از یافته های

این پژوهش دانست. در حیطۀ عناصر معماریانه نیز وجود مکان اقامتیِ ساباط در مجاورت باغ محرز

شد. همچنین در روند تحقیق، شناسایی گیاهان اصیل و نظام آبیاری باغ مد نظر قرار گرفته است.


کاظم عرب،
دوره 37، شماره 73 - ( 6-1395 )
چکیده

 روستای وشنوه veshnaveh از جملۀ روستاهای تاریخی و کوهستانیِ بخشِ کهک قم است که

در 64 کیلومتری جنوب این شهر قرار دارد. در این روستا علاوه بر آثار و محوطه هایی متعلق به دورۀ

پارت و ساسانی، بناها و امامزاده هایی از اواسط و اواخر دوران اسلامی وجود دارد. از جمله این بناها

مسجد پاچنار وشنوه با منبری چوبی بازمانده از عصر صفوی است. بخش عمده ای از منبر مذکور به

دلیل گذشت زمان و نگهداری نامناسب از بین رفته بود، اما خوشبختانه در سال 1387 به همت ادارۀ

میراث فرهنگی استان قم مرمت و ترمیم شد.

این نوشته با اشاره ای کوتاه به سوابق منابر چوبی در آثار تاریخی ایران، می کوشد با جمع آوری

اطلاعات به روش کتابخانه ای و تمرکز بر مشاهده و بررسی مستقیم اثر، ضمن شرح مختصر ساختارِ

گره چینی و منبت کاری های منبر به قرائت کتیبه های متنوع و متعدد آن بپردازد؛ کتیبه هایی که به

خط ثلث به دو زبان عربی و فارسی ضمن به دست دادن تصویری زیبا، بازتاب دهندۀ سلایق هنری و

باورهای اعتقادی آن دوره و آگاهی هایی از هویت بانی و تاریخ ساخت آن است.

مهم ترین کتیبۀ منبر که نام بانی و تاریخ ساخت منبر در آن آمده، بر کلاف عرضی سمت راست

منبر از بالا به پایین نقر شده است. بر اساس این کتیبه، منبر به همت الخواجه زین الدوله و الدنیا

و الدین علی بن سلطان علی در زمان السلطان ابوالمظفر شاه اسماعیل بهادرخان در سال ستۀ

عشرین و تسعمائه هجریه (926 ق) به انجام رسیده است.


سیدمحمد بهشتی، حسین راعی،
دوره 37، شماره 74 - ( 9-1395 )
چکیده

مزارع مسکون به عنوان گونه ای اثرگذار و اثرپذیر از عوامل سیاسی، اجتماعی، اقتصادی، و فرهنگی دوره های مختلف، مجتمعی زیستی و معیشتی با وسعت و جمعیت مختلف و متفاوت بوده است. اطلاعات موجود در منابع مختلف، نشان می دهد که مزارع مسکون از دوره های پیش از اسلام، قرون اولیۀ اسلامی تا دورۀ پهلوی به صورت مستقل و تابعه )صغیره و کبیره( در محدودۀ قصبات و رستاق ها) روستاها(، وجود داشته اند و با عناوینی چون دستکرت، مجموعه ها و قلاع کشتخوانی و مزارع مسکون، شناخته می شده و در قالب اقطاع، تیول، سیورغال، و عطیه از طرف حکومت واگذار می شده اند. بسیاری از این نوع مزارع، پس از الغای تیول داری در اواخر قاجاریه و اصلاحات ارضی و با عزیمت بسیاری از مالکان به خارج از کشور و شهرهای بزرگ، ماهیت و شاکلۀ خود را از دست داده و در حال نابودی هستند. با بررسی فراز و فرود ناشی از تحولات تاریخی، می توان دوره های ایلخانی و صفویه را عصر شکوفایی و بالندگی و اثرگذاری مزارع مسکون بر وجوه مختلف مملکت داری و مناسبات اجتماعی و فرهنگی ایرانیان دانست. این مقاله به دنبال پاسخ به سؤالاتی دربارۀ چگونگی فرآیند نضج و حضیض مزارع در گذر از تحولات تاریخی کشور بوده و هدف آن، معرفی این مزارع و تأکید بر نقش اثرگذار آنها در نظام سیاسی، دیوانی و اقتصادی کشور در ادوار مختلف است و سعی م یکند با رهیافت تفسیری تاریخی به تأویل و خوانش اسناد مکتوب و پیمایش آثار مادی از طریق برداشت، مستندنگاری، و مصاحبه بپردازد. آگاهی، شناخت، و سپس فهم مزارع مسکون تاریخی با استعانت از اسناد تاریخی و جغرافیای تاریخی، بخشی از نتایج این مقاله به شمار می­رود.

ابراهیم حیدری،
دوره 39، شماره 81 - ( 5-1397 )
چکیده

آرامگاه ها در بافت جامعه و فرهنگ ایرانی ریشه دوانده و ک متر شهری در ایران است که سهمی از چنین بناهایی نداشته باشد. در استان آذربایجان غربی تعداد مقابر بسیار اندک است به استثنای مقبرۀ سلجوقی س ه گنبد در ارومیه و بقعۀ س ه امامزاده که ساختمان آ ن ها به پس از دورۀ زندیه تعلق دارد که در جنگ » صدرالصدور شاه اسماعیل صفوی « و مقبره نوساز سیدصدرالدین حسنی شیرازی چالدران شهید شده است، بنای آرامگاه بداق سلطان حکمران مکریان در زمان شاه سلیمان صفوی، یکی از قدی م ترین مقابر دوران اسلامی در استان آذربایجان غربی و تنها مقبره در داخل قبرستان عمومی شهر است. این بنای تاریخی آرامگاه خانوادگی بداق سلطان و دیگر افراد خاندان مکری است که حدود چهار قرن در این ناحیه فرمانروایی داشته اند. متأسفانه بعد از سقوط دولت ملی و مقتدر صفویه بر اثر حوادث پ ی د رپی، ناامن ی ها و اختلافات محلی آسیب زیادی به مقبرۀ بداق سلطان، والی خوش نام مکریان و دیگر افراد آن خاندان وارد شده بود. به طوری که ایوان شمالی و جنوبی آن به کلی تخریب شده و سن گنوشته روی قبور به استثنای سنگ قبر آخرین والی این خاندان (عبدا لله خان) تمامی خرد و نابود شده بودند. طبق متون تاریخی، به استناد تک ه سن گ های قبرهای باق ی مانده، مقایسۀ بنا با مسجد جامع مهاباد یا مسجد سور و روایات معتمدان و بازماندگان خانوادۀ مکریان، این مقبره متعلق به بداق سلطان و دیگر افراد خاندان ایشان است که در زمان خود منشأ خدمات شایسته در منطقه بوده ودر بره ه هایی از تاریخ با متجاوزان و بیگانگانِ مهاجم مبارزات قابل توجه کرده اند.


صفحه 1 از 1