586 نتیجه برای نوع مطالعه: پژوهشي
دوره 39، شماره 81 - ( 5-1397 )
چکیده
نمایه ها یکی از ابزارهای مؤثر در شناسایی، سازماندهی، بازیابی، و اشاعه اطلاعات علمی اند. در صورت نبود نمایه، مقاله ها و گزارشهای منتشرشده در نشریات ـ با هر میزان ارزش علمی ـ تنها در دورهای پس از انتشار قابل استفاده هستند و پس از آن به علت حجم روزافزون اطلاعات، دسترسی به آنها با اتکاء به حافظه یا مرور تمامی دوره های مجله ممکن خواهد بود. نمایه ها با فراهم کردن زمینۀ دسترسی جامعه به اطلاعات موجود و کاهش زمان جستوجو، میتوانند موجبات افزایش بهره وریِ تحقیق را فراهم آورند.
نخستین بار به سفارش زندهیاد دکتر باقر آیت الله زاده شیرازی، بنیانگذار و سردبیر مجلۀ اثر، در شمارۀ 21 این مجله در تابستان 1371 «فهرست موضوعی مجله» به چاپ رسید. فهرست مقالات 20 شمارۀ مجله در ذیل چند عنوان دستهبندی و ارائه شد که شاملِ باستانشناسی و تاریخ، معماری و بناها، حفاظت و مرمت، و کلیات بود. سپس در شمارۀ 40 و 41، .«فهرست مندرجات مجله» مقالات سی و نه شمارۀ اثر با تفصیل بیشتری توسط همین نویسندگان و خانم مینا تهرانچی تهیه و در مجله چاپ شد. این نمایه شامل عنوان مقالات، نام نویسندگان و مترجمان، و کلیدواژههای استخراجشده از محتوای مقالات به ترتیب الفبا بود. درسال 1395 نمایه نامۀ 60 شمارهای اثر به صورت جداگانه در یک مجلد و با همان مشخصات منتشر شد. تا امروز (تابستان 1398) 20 شمارۀ دیگر به شمارگان مجله افزوده شده و اکنون به مناسبت دوازدهمین سالگشت درگذشت شادروان باقرآیتاللهزاده شیرازی و بزرگداشت ایشان، فهرست مقالات با عنوان «نمایۀ مقالات اثر؛ شمارۀ 1 تا 80» تهیه و تنظیم شده است که مفصلتر است و مشخصات و استانداردهای نمایهنویسی در آن لحاظ شده است. نمایۀ پیشِرو مشتمل بر نمایۀ الفبایی مقالهها، نمایۀ الفبایی نویسندگان، و نمایۀ الفبایی واژههای کلیدی است. هرچند در دو مرتبۀ نخست حجمِ مطالبِ فهرست امکان چاپ آن را در یکی از شمارهها به سان یک مقاله فراهم میکرد؛ اما این بار با توجه به افزونی صفحات، چنین کاری شدنی نیست. بنابراین به صورت پیوستی جداگانه در یک مجلد صفحهبندی و چاپ میشود. اینگونه فهرستها میتواند کار تحقیق را برای محققان آسانتر کند. امید است نمایۀ پیشِ رو مورد استفادۀ محققان و علاقمندان محترم موضوعات مجله قرار گیرد. تهیه کنندگان و دستاندرکاران مجله این کار را همچون همیشه بی چشمداشت به امید ادای حقی به شادروان باقرآیتاللهزاده شیرازی به مجله تقدیم میدارند. به امید آنکه چنین کاری در حیات آیندۀ مجلۀ تداوم یابد.
ابراهیم حیدری،
دوره 39، شماره 81 - ( 5-1397 )
چکیده
آرامگاه ها در بافت جامعه و فرهنگ ایرانی ریشه دوانده و ک متر شهری در ایران است که سهمی از چنین بناهایی نداشته باشد. در استان آذربایجان غربی تعداد مقابر بسیار اندک است به استثنای مقبرۀ سلجوقی س ه گنبد در ارومیه و بقعۀ س ه امامزاده که ساختمان آ ن ها به پس از دورۀ زندیه تعلق دارد که در جنگ » صدرالصدور شاه اسماعیل صفوی « و مقبره نوساز سیدصدرالدین حسنی شیرازی چالدران شهید شده است، بنای آرامگاه بداق سلطان حکمران مکریان در زمان شاه سلیمان صفوی، یکی از قدی م ترین مقابر دوران اسلامی در استان آذربایجان غربی و تنها مقبره در داخل قبرستان عمومی شهر است. این بنای تاریخی آرامگاه خانوادگی بداق سلطان و دیگر افراد خاندان مکری است که حدود چهار قرن در این ناحیه فرمانروایی داشته اند. متأسفانه بعد از سقوط دولت ملی و مقتدر صفویه بر اثر حوادث پ ی د رپی، ناامن ی ها و اختلافات محلی آسیب زیادی به مقبرۀ بداق سلطان، والی خوش نام مکریان و دیگر افراد آن خاندان وارد شده بود. به طوری که ایوان شمالی و جنوبی آن به کلی تخریب شده و سن گنوشته روی قبور به استثنای سنگ قبر آخرین والی این خاندان (عبدا لله خان) تمامی خرد و نابود شده بودند. طبق متون تاریخی، به استناد تک ه سن گ های قبرهای باق ی مانده، مقایسۀ بنا با مسجد جامع مهاباد یا مسجد سور و روایات معتمدان و بازماندگان خانوادۀ مکریان، این مقبره متعلق به بداق سلطان و دیگر افراد خاندان ایشان است که در زمان خود منشأ خدمات شایسته در منطقه بوده ودر بره ه هایی از تاریخ با متجاوزان و بیگانگانِ مهاجم مبارزات قابل توجه کرده اند.
زهرا راشدنیا، بهاره تقوی نژاد،
دوره 39، شماره 81 - ( 5-1397 )
چکیده
آرامگاه بابا افضل کاشانی، که از حکما، شاعران و دانشمندان برجستۀ نیمۀ دوم سدۀ ششم و نیمۀ نخست سدۀ هفتم هجری به شمار میرود، در بلندترین نقطۀ منتهیالیه غرب روستای مَرَق شهرستان کاشان قرار دارد و از جمله بناهای آرامگاهی ایران در دورۀ مغول است که الحاقاتی از دورههای بعدی دارد و با تزئیناتی ازجمله کاشیکاری و گچبری آراسته شده است. در فضای داخلی مقبره شاهد یادگارنوشتههای متعددی هستیم که نشان از قداست و احترام به مقام این حکیم دارد. اما متأسفانه بخش عظیمی از آنها تخریب شده است. این مقاله، در پی پاسخگویی به این سؤال است: مضامین یادگارنوشتههای آرامگاه بابا افضل کاشانی چه هستند؟ لذا هدف پژوهش حاضر این است که بر پایۀ مطالعه میدانی و با استناد به منابع مکتوب، یادگارنوشتههای بقعۀ مذکور را مستندنگاری کرده و به روش تاریخی ـ توصیفی مطالعه کند. با توجه به نتایج حاصلشده درمییابیم که در نمونههای برجایمانده مضامین مذهبی و ادبی و تاریخی، به ترتیب فراوانی بیشتری دارند. این مضامین در قالب شعر و نثر و عبارات فارسی و عربی گنجیده است.
افروز رحیمی آریایی، محمود محمودی کاملآباد،
دوره 39، شماره 81 - ( 5-1397 )
چکیده
پوششهای ایرانی به مقتضیات زمان و نیاز ابداع شده و در گذر قرون روندی تکاملی را طی کردهاند. بهطورکلی پوششها بر دو نوعِ تخت و منحنی قابل تقسیم هستند. گنبدها به عنوان یکی از پوششهای رایج در ایران، نه تنها بر شکلگیری فرم هندسی بنا مؤثر هستند، بلکه بر منظر شهری نیز اثرگذار اند. پژوهش و شناخت انواعِ گنبدها نه تنها بخشی از گذشته معماری ایران را آشکار میسازد بلکه در شناخت و مرمت اصولی این آثار نیز کمکرسان خواهد بود. هدفِ پژوهش حاضر مروری بر اقسام گنبدهای ایرانی و سپس ارائه دستهبندی جامعی بر اساس تعداد پوستهها، فرم هندسی و اجزای تشکیلدهندۀ آنهاست. این پژوهش از نوع کاربردی و روش تحقیق آن ترکیبی (تاریخی، توصیفی، تحلیلی و تطبیقی) است. دادهها بر مبنای دو روشِ میدانی و کتابخانهای جمعآوری شده است. محققان پیشین به روشهای گوناگونی گنبدهای ایرانی را دستهبندی و بررسی کرده اند، اما تاکنون دستهبندی جامعی از این آثار بر اساس تعداد پوسته، فرم و اجزای اصلی صورت نگرفته است. لذا پرسش اصلی این است که گنبدهای ایران بر اساس معیارهای مورد نظر چند قسم هستند؟ در این نوشتار علاوه بر استفاده از دستاوردهای پیشین از مشاهدات میدانی نگارندگان نیز بهره برده شده است. بر اساس نتایج این پژوهش بهطورکلی، برایِ سه دسته کلیِ یکپوسته، دوپوسته و سهپوسته، حدود 27 نوع گنبد شناسایی و معرفی شد.
داریوش ذوالفقاری،
دوره 39، شماره 81 - ( 5-1397 )
چکیده
در مستندنگاری آثار تاریخی نوشتهدار مانند کتیبههای ابنیۀ تاریخی، سکهها، مهرها، ظروف، سنگ قبور، اسناد تاریخی، اسناد تصویری، نسخ خطی و هر شیء کهنی که نوشته داشته باشد، نخستین گام، خوانشِ درست متن کتیبه است؛ این خوانش درست اطلاعات مهمی در مورد تاریخ تمدن و فرهنگ در اختیار پژوهشگر قرار میدهد. یکی از مهمترین کتابهایی که در مورد آثار تاریخی شهرستانهای کاشان نوشته شده است، کتاب آثار تاریخی شهرستان کاشان و نطنز نوشتۀ حسن نراقی است. نراقی سعی کرده کتیبههای ابنیۀ بررسیشده را در کتاب خود ذکر کند، لیکن فقدان تصاویر کتیبهها در این کتاب، تطبیق خوانش نویسنده با اصل کتیبهها را دشوار کرده است. در مطالعات کتابخانهای و رجوع به کتاب نراقی، به نظر میرسید بعضی از ابیات «قصیدۀ ماده تاریخ» سه طرف سر در بنای «مسجد مدرسه آقا بزرگ کاشان» درست خوانده نشده است. برای اطمینان خاطر بیشتر در مطالعات میدانی این نتیجه حاصل شد که 10 مورد، اشتباه خوانشی در متن کتاب از کتیبۀ مورد بحث وجود دارد. در این مقاله همۀ این 10 مورد با خوانش درست و درج تصاویر آنها ذکر شده است.
علیرضا عسکری چاوردی، پی یر فرانچسکو کالیری، سباستین گنده،
دوره 39، شماره 81 - ( 5-1397 )
چکیده
ناحیۀ باغ فیروزی در فضایی به وسعت بیش از 130 هکتار گسترده شده است که درون آن 10 محوطۀ شناختهشدۀ هخامنشی وجود دارد. از این میان هفت محوطه دارای عناصر معماری سنگی هستند، در یک محوطه بقایای آجر روی سطح دیده میشود، و دو محوطه تپههایی مدور به ارتفاع 3 متر هستند. تل آجری در حاشیۀ شرقی باغ فیروزی در موضعی واقع شده که محوطۀ فیروزی در 300 متری جنوب شرقی آن و تل جنگی ب در 400 متری شمال غربی آن قرار دارد. این محوطه طی هشت سال (1390-1397) بررسی و کاوش باستانشناسی، مورد مطالعه واقع شد. نتایج کاوشهای باستانشناسی در این بخش از شهر پارسه نشان داد که محدودۀ معروف به باغ فیروزی را از نظر تاریخی و کارکرد بنای مکشوفه در تل آجری، میتوان به دورههای آغازین و حتی پیش از ساخت بنای تختگاه تخت جمشید منسوب و تاریخگذاری کرد. بنای تل آجری یکی از یافتههای ارزشمند باستانشناسی است که خلا اطلاعاتی در خصوص شکلگیری شهر پارسه پیش از دورۀ داریوش اول را پر میکند. با توجه به آجرهای لعابدار و نقشمایههای اسطورهایِ حیواناتِ ترکیبی بهکاررفته در این بنا، قدمت ساختمان تل آجری به دورۀ پیش از ساخت آپادانای شوش و تخت جمشید [بازمیگردد] و بیشتر به بنای دروازۀ ایشتار در بابل در آغاز سدۀ ششم قم مشابه است. از این منظر مقایسۀ سبک ساخت، شیوههای معماری و مطالعات باستانسنجی در خصوص چگونگی ساخت و شناخت مواد آجرهای لعابدار از سه محوطۀ تل آجری و شوش و بابل نقش تعیینکنندهای در شناخت تاریخ و درک روابط فرهنگی این دوره در جنوب غرب ایران داشته است. بنای تل آجری همراه با بناهای پیرامونی آن در بافت مکانی خود در فاصلۀ 5/3 کیلومتری تختگاه تخت جمشید، چشمانداز بافت شهری این قسمت را به عنوان کهنترین مرحلۀ استقراری شهر پارسه حائز اهمیت ساخته است. این شناخت برای نخستین بار در پی کشفیات جدید باستانشناسی با اتکاء به روشهای مطالعات پژوهشی چندرشتهای هیئت باستانشناسی مشترک ایرانیـ ایتالیایی در شهر پارسه تخت جمشید و در چارچوب تفاهمنامۀ همکاری دانشگاه بولونیا، پژوهشکدۀ باستانشناسی و با همکاری سازمان میراث فرهنگی، دانشگاه شیراز و پایگاه میراث جهانی تخت جمشید انجام شده است.
نادر کریمیان سردشتی،
دوره 39، شماره 81 - ( 5-1397 )
چکیده
از سلسله نقشههای تاریخی دیگر دیار خوزستان میتوان از «نقشه تاریخی آب کارون به طرف شوشتر و سرچشمه زایندهرود» یاد کرد که در تاریخ 25 ماه رمضان 1299 هجری قمری توسط عبدالغفار نجمالملک تهیه و ترسیم شده است. این نقشه آب کارون، کوهستانهای زردکوه، آب دزفول، کوه رنگ، معادن زغال سنگ، آب زایندهرود و مزرعهها و جادهها را گزارش مینماید. نجمالملک مهندس برجسته دوره قاجار با مهارت ویژه توانسته شیوه نقشهکشی آن روزگار را به نمایش گذارد. در این جستار علاوهبر بیان خدمات نجمالملک در نظام مهندسی نوین ایران و نقشهکشی مناطق طبیعی ایران بهخصوص حوزه خوزستان جزئیات نقشه نیز شرح و توضیح شدهاند.
امیرحسین کریمی،
دوره 39، شماره 81 - ( 5-1397 )
چکیده
بقعۀ سیدون علی نقیا گنبدی مرتفع در شهر ابرقو است که هیچ کتیبۀ تاریخدار یا حاوی نام بانی در آن به چشم نمیخورد. بنا در منابع پیشین، بهاختصار بررسی شده و بر مبنای تاریخگذاری دونالد ویلبر به قرن هشتم هجری نسبت داده شده است. البته در پروندۀ ثبت ملی این بنا به قرون ششم تا هشتم منتسب شده است. متن حاضر بر مبنای بررسیهای کالبدی، تطبیقی به تاریخگذاری بنا پرداخته و این پرسش را دنبال میکند که آیا بنا در یک دورۀ تاریخی شکل گرفته یا نه؟ و تاریخ شکلگیری بنا چه دورهای است؟ پرسش دیگر در مورد کاربری اولیۀ بنا است. مشابهت کاشیهای ازارۀ بنا و شیوۀ ترسیم خط کوفی کتیبه و گوشهسازی بنا مشابهت با بناهای قرن هشتمی دیگری در منطقۀ یزد و اصفهان را نشان میدهد. همچنین مضمون یکی از کتیبههای بنا به طور خاص به کاربری تدفینی بنا اشاره میکند. بنا از حیث کالبد و تزیینات به مقبرۀ تخریبشدۀ حسن بن کیخسرو شباهت بسیار دارد. بررسی کالبدی سیدون علی نقیا شواهد خاصی از دو دورۀ ساختمانی را نشان نمیدهد و بنا احتمالاً در یک دورۀ تاریخی واحد شکل گرفته است. کتیبههای بنا در این متن برای بار اول خوانده شده و پیشبینی میشود که شواهد بیشتری در طی مرمت های آیندۀ اثر به دست خواهد آمد.
حمید امان اللهی،
دوره 39، شماره 82 - ( 7-1397 )
چکیده
بقایای باستانشناختی بهدستآمده از محوطۀ قلا بانگ در بیجار کردستان متعلق به ادواری است که شناخت کامل آن ادوار در منطقه هنوز مقدور نشده است. سفالهای عصر مسـسنگ و مفرغ از آن جمله اند. اطلاعات ما از ماهیت کامل محوطه از نظر دورهبندی و بازۀ زمانی محوطه تا زمان متروک شدن آن بسیار اندک و تا حدودی نامطمئن است. به نظر میرسد که این محوطه، تسلسلی نسبتاً کامل از آثار ادوار پیشازتاریخ (مسـسنگ و مفرغ) تاریخی (اشکانی و ساسانی) تا دوران اسلامی (قرون میانی) را در بر دارد. خطرات متعددی متوجه این محوطه است که در صورت عدم انجام به موقع بررسیها و کاوشهای نجاتبخشیِ علمی، باقیماندۀ دادهها نیز از بین خواهد رفت. حتی اگر خطر خاصی هم این محوطه را تهدید نمیکرد، اجرای کاوش و بررسی بر روی محوطه ضروری بود. بنابراین سه هدف عمده در این گزارش و مقاله مد نظر است: 1. نجات محوطه قبل از تخریب کامل؛ 2. کسب اطلاعات باستانشناختی برای رفع یا کاهش نواقص و ابهامات موجود در تسلسل فرهنگی ـ تاریخی منطقه و روابط آن با مناطق همجوار در ادوار مختلف؛ 3. لایهنگاری محوطه برای آگاهی کاملتر دربارۀ گاهنگاری منطقه.
آزاده حریری، مریم قاسمی سیچانی، بهنام پدرام،
دوره 39، شماره 82 - ( 7-1397 )
چکیده
میراث معماری مسکونی ایران از تنوع و کثرت بیشتری نسبت به سایر گونههای معماری برخوردار است. توسعۀ مدرن شهرهای تاریخی باعث تخریب و تغییراتی در کالبد خانههای تاریخی شده است. خانههای دیروز به مثابه دانههای ارزشمندی که در گذشته نقاط هویتآفرین بافتهای تاریخی بوده اند و ارزشهای فراوان در ابعاد کالبدی و فراکالبدی دارند، امروزه نه تنها به دست فراموشی سپرده شده اند، بلکه گاهی به نقاط بحران آفرین محله تبدیل شده اند. تبعات این بی توجهی به بافتهای تاریخی، خدشهدار شدن هویت تاریخی و فرهنگی آنها است. از جمله نابهنجارترین رفتارها برای تخریب میراث مسکونی اصفهان، ایجاد آتشسوزی عمدی در این ابنیه است. خانۀ الفت یکی از گونههای معماری مسکونی ایرانی است که با وجود ارزشهای کالبدی، دارای شناسههای فراکالبدی بینظیری بوده است. خانهای که در گذشته یکی از نشانههای فرهنگی محلۀ حسنآباد بود، امروز به ناامنترین جزء محله تبدیل شده است و اهالی محله برای بازگرداندن آرامش و حس امنیت به تخریب این میراث باارزش دست میزنند. این پژوهش در پی پاسخگویی به چگونگی ساختار کالبد و کارکرد خانۀ الفت به منظور مستندسازی آن بر اساس مصاحبههای شفاهی و آرشیوهای شخصی و دولتی است. اهداف اصلی پژوهش در راستای پاسخگویی به پرسش کلیدی به این قرار است که با تحلیل ویژگیهای کالبدی و کارکردی خانۀ الفت بتوان به مستندسازی علمی این بنا در راستای تبیین ارزشهای این خانه به عنوان نمونهای از میراث مسکونی تخریبشده شهر اصفهان پرداخت. این پژوهش با روش توصیفی ـ تحلیلی و با اهداف توسعهای و با بهرهگیری از اسناد کتابخانههای، مطالعات میدانی و مصاحبه انجام شده و یافتهها طبق روشی کیفی و از طریق مقایسه و تفسیر تحلیل شده اند. نتیجۀ پژوهش بیانگر آشکار شدن ارزشهای کالبدی و کارکردی خانه (با مطالعۀ اسناد تاریخی) در مقایسه با برخی از خانههای تاریخی همدوره آن در بافت تاریخی محلۀ حسنآباد اصفهان است.
زهرا شاکری، یاسمن جعفرپور،
دوره 39، شماره 82 - ( 7-1397 )
چکیده
برخی از آثار فرهنگی که در زمرۀ میراث فرهنگی قرار دارند، صرف نظر از عامل قدمت و دیرینگی، همزمان تحت حمایت نظام حقوق مالکیت فکری و نظام حقوقی میراث فرهنگی قرار میگیرند که این امر میتواند به تعارض مالکیت خصوصی و حقوق عمومی منجر شود و مشکلات بسیاری را جهت اعمال مدیریت بر میراث فرهنگی که در مالکیت خصوصی افراد قرار دارد، ایجاد کند. بنابراین یافتن راهحلی برای حل این تعارض و جلوگیری از پایمال شدن حقوق هنرمندان یا نهادهای عمومیِ متولیِ میراث فرهنگی به عنوان نمایندۀ جامعه ضروری مینماید. از سوی دیگر امروزه با پیشرفت و توسعۀ علوم رایانه و ارتباطات، بسیاری از موزهها به کاربرد فناوریهای نوین اطلاعاتی روی آورده اند و بسیاری از آثار هنری خود را در قالب نسخههای دیجیتالی در محیط اینترنت منتشر میکنند و بدین طریق امکان دسترسی راحت و بی دغدغه به اطلاعات و آثار فراهم میآید. بنابراین اعمال راهکارهای مدیریتی جهت جلوگیری از نقض حقوق این افراد میباید در دستور کار متولیان میراث فرهنگی قرار گیرد و در پایان نتیجهگیری میشود، موزهها به منظور انجام وظایفشان و بهویژه مدیریت آثار فکریشان نیازمند راهکارها و خطی مشیهای دقیق و از پیش تعیینشده هستند؛ راهکارهایی که بتواند موزهها را در رسیدن به اهداف و وظایفشان یاری دهد. بدین منظور اصل حداقل مداخله، مدیریت حقوق دیجیتال، و کنترل دسترسی عموم به مجموعهها، سه اصل مهم و حیاتی هستند که میباید مورد توجه نهاد میراث فرهنگی قرار گیرد.
فریده کلهر،
دوره 39، شماره 82 - ( 7-1397 )
چکیده
تهران در دورۀ ناصری دچار تحولات فراوانی شد. آغاز این تحولات تخریب باروی طهماسبی، ساخت باروی جدید و توسعۀ شهر در سال ۱۲۸۴ق بود که به سبب کوچک بودن شهر، ناصرالدین شاه دستور آن را صادر کرد. اطلاعات اندکی دربارۀ شکلگیری این توسعه و جزییات آن موجود است. آنچه وجود دارد اشاراتی کوتاه در کتب تاریخی و روزنامههای دورۀ قاجار است که سؤالات بیشماری را بیپاسخ گذاشته است. در این مقاله سعی شده با معرفی و تحلیل دو سند دیوانی مربوط به توسعۀ تهران در دورۀ ناصری، نحوۀ شکلگیری و برنامهریزی برای گسترش شهر توضیح داده شود. در اینجا ابتدا اسناد معرفی و سپس با تحلیل آنها چگونگی شکلگیری توسعۀ تهران شناخته میشود. این اسناد حاوی نکات متعدد و مهمی راجع به ملاحظات شهرسازی مورد توجه بانیان توسعۀ تهران ناصری است. طبق این دو سند در توسعۀ شهر تهران شکل و اندازۀ شهر، مسائل آماری همچون تعداد خانوارهای ساکن، مساحت زمین، تفکیک کاربریهای مسکونی و غیرمسکونی مورد نیاز، نحوۀ تأمین هزینهها و نیروی کار لحاظ شده است. برای درک بهتر این دو سند در بستر تحول تاریخی تهران، علاوه بر مشخصات ظاهری سند، از تاریخچۀ تحولات تهران در زمان ناصری نیز یاد شده است. در پایان تصاویر اسناد آورده شده است.
نگار کورنگی، نیما ولی بیگ،
دوره 39، شماره 82 - ( 7-1397 )
چکیده
مسجدـمدرسه یکی از بناهای شاخص چندعملکردی در معماری ایران محسوب میشود که از ادغام کاربری آموزشی و نمازخانهای شکل گرفته است. شهر اصفهان همواره یکی از مراکز شاخص علمی و دینی در تاریخ پس از اسلام ایران بوده است و به همین جهت مسجدـمدرسههای قابل توجهی در آن شکل گرفته اند. یکی از نمونههای تکاملیافتۀ این گونه بناها در شهر اصفهان مسجدـمدرسۀ رحیمخان محسوب میشود. بررسی مسجدـمدرسۀ رحیمخان به عنوان یکی از انواع مسجدـمدرسههای شاخص شهر اصفهان و شناخت هر چه بیشتر آن میتواند در معرفی مسجدـمدرسههای این شهر بهویژه مسجدـمدرسههای دورۀ قاجار کمک شایانی کند. این پژوهش بر اساس اسناد توصیفی، تصویری و تاریخ شفاهی صورت گرفته است. پژوهش پیش روی بر آن است که با استفاده از دادههای کتابخانهای و میدانی به شناخت هرچه بیشتر مسجدـمدرسه رحیمخان بپردازد و برای نخستین بار با استفاده از دادههای موجود سیر تکامل و روند شکلگیری این بنا را بیان کند. با بررسیهای صورتگرفته مشخص شد مسجدـمدرسۀ رحیمخان به عنوان یکی از مسجدـمدرسههای شهر اصفهان دارای عملکردهای نمازخانهای، آموزشی و خدماتی است که هر سه عرصۀ یادشده در تعامل کامل با یکدیگر و در یک پلان واحد قرار گرفته اند. از سویی مطالعات صورتگرفته توانست تصویر روشنی از روند تکامل و چگونگی شکلگیری بنا ارائه دهد.
ناهید هلاکوئی، رضا رحیم نیا،
دوره 39، شماره 82 - ( 7-1397 )
چکیده
محله و محدودۀ ساحلی ناژوان در غرب اصفهان و در حاشیۀ زایندهرود واقع شده است. درون باغهای این محدوده که بیشتر باغهای میوه و بیشهزارها با درختان غیرمثمر هستند، کوشکها و فضاهای معماری توسط مالکان ساخته شده است. یکی از فضاهای معماری مهم در این محدوده، آسیابی است که با نام آسیاب ناژوان یا حاجی شناخته میشود. بر روی ضلع شرقی این آسیاب کوشکی دوطبقه قرار گرفته که موضوع این مقاله است. بررسیها در قالب این مطالعه نشان میدهد احتمالاً اول آسیاب ساخته شده سپس کوشک به آن الحاق شده است. از این رو مسئله قابل توجه، نحوۀ ساختن کوشک بر روی آسیاب و در کنار آن و تکنیک ساخت کوشک خواهد بود. هدف اصلی پژوهش، که با بررسی تکنیک ساخت و نحوۀ الحاق کوشک بر روی آسیاب انجام شده، ارائه مستندنگاری ساختاری این اثر در راستای دستیابی به شناخت حداکثری برای حفاظت از آن است. این پژوهش به روش توصیف ـ تحلیلی و بر مبنای مطالعات میدانی انجام شده است. بررسیها نشان می دهد جرزهای اتاقهای کوشک در طبقۀ اول بر روی جرزهای آسیاب منطبق نبوده و معمار برای ساخت کوشک روی آسیاب جرزهای آسیاب را بالا آورده، روی آنها تیرریزی کرده و سپس جرزهای کوشک روی تیرها اجرا شده است. به همین سبب در ادامه معمار سعی به سبکسازی کوشک داشته تا بار کمتری به شبکۀ چوبی ایجادشده وارد شود تا جایی که طبقۀ دوم این کوشک تماماً با چوب ساخته شده است.
سلیمه باباخان، کامران افشار مهاجر،
دوره 39، شماره 83 - ( 10-1397 )
چکیده
تل باکون در نزدیکی تخت جمشید از مهمترین تمدنهای پیش از تاریخ و مناطق تولید سفال نخودی در هزارۀ پنجم و چهارم پیش از میلاد بوده است. روانی قلم، اغراق در فرم و انتزاع از خصوصیات بارز نقوش این منطقه به شمار میروند. یکی از دلایل اهمیت این نقوش دارا بودن معانی نمادگونه است و این نقوش مقدمهای بر خطوط تصویری و الفبایی هستند. از نظر شیوۀ اجرا به دو صورت طبیعتپردازانه و چکیدهنگارانه ترسیم شده اند.
هدف از انجام پژوهش حاضر گردآوری و بررسی نقوش بهدستآمده از ظروف و سفالینههای این منطقه از نظر ویژگیها و کیفیات بصری است. از این رو نویسنده به دنبال ویژگیهای بصری مشترک در این نقوش است. پژوهش حاضر از نظر هدف بنیادی بوده و با روش توصیفی ـ تحلیلی انجام شده است. شیوۀ جمعآوری اطلاعات نیز به صورت کتابخانهای بوده است. پس از جمعآوری نقوش مذکور و با حذف موارد مشابه، در نهایت ۱۷۸ نقش از این سفالینهها و تکهسفالهای یافتشده با ابزار جدول مورد بررسی قرار گرفته اند.
بر اساس یافتهها از نظر نوع نقش، ۵۵ % از نقوش، نقوش حیوانی با اکثریت چهارپایان، ۳۲ % نقوش تجریدی، ۲۱ % نقوش انسانی و تنها ۱ % نقوش گیاهی اند. حدود ۸۰ % از نقوش نیز در محدودۀ مستطیلهای افقی و عمودی قرار میگیرند و بقیه به ترتیب در محدودۀ مربع و دایره جای میگیرند. ۱۰ % از نقوش نیز راستای غالب خاصی ندارند.
سمیه پودات،
دوره 39، شماره 83 - ( 10-1397 )
چکیده
جَگ با نام علمی دالبرجا سیسو (dalbergia sissoo) و نام فارسی شیشَم، و نامهای محلی ساسَم، جَگ، جَغ، و سیسو، درختی است متوسط که اغلب در ارتفاعات و در مسیر رودخانههای کوهستانی میروید، زیستگاههای این گونۀ گیاهی در هندوستان، بنگلادش، مالزی، بوتان، میانمار، نپال، پاکستان و افغانستان و در جنوب شرقی ایران در ارتفاعات مکران، سسلسله جبال بارز و بشکرد گزارش شده است. چوب جگ یکی از مقاومترین چوبهاست و در عین حال، کار با آن از جهت برش و شکلدهی سهولت دارد. از این رو علاوه بر استفادۀ خوراکی و دارویی، از دیرزمان در ساخت لوازم مختلف و نیز در معماری کاربردهای فراوانی داشته است.
در مطالعات زبانشناسی و باستانشناسی، شواهدی از کاربردهای تاریخی این درخت وجود دارد. در متون آشوری و فارسی باستان، نام این درخت و استفاده از چوب آن به میان آمده و نیز در کاوشهای باستانشناسی درهاراپا، موهنجودارو، مهرگاره، تل ابرق، و شهر سوخته قطعاتی از آن به دست آمده است. مهمتر از همه، در کتیبۀ داریوش به کاربرد چوب جَگ در ساخت کاخهای آپادانای شوش اشاره شده است.
این نوشتار تلاشی است برای معرفی این گونۀ ارزشمند گیاهی به جامعۀ باستانشناسی، ذکر اجمالی منابع تاریخی که در آن به کاربرد جگ اشاره شده، شواهد و مدارک استفاده از آن در دوران تاریخی و اسلامی در منطقۀ بشکرد، احتمال وجود ارتباط بین شوش و بشکرد، و انتقال چوب جگ از بشکرد به آنجا برای ساخت کاخهای داریوش.
مهدی رازانی، سحر احمدخان بیگی،
دوره 39، شماره 83 - ( 10-1397 )
چکیده
فضولات پرندگان در واژهشناسی تخصصی سنگ در زیرمجموعههای آسیبِ رسوب تقسیمبندی شده و به معنی تجمع و انباشتگی مواد خارجی روی آثار سنگی است که نقش قابلتوجهی در تخریب بناها و یادمانهای سنگی دارد. پرندگان نه تنها به واسطۀ لانه کردن و صداهایشان باعث آزار میشوند، بلکه به سبب انتقال بیماریهای متنوع به انسان، بهخصوص زمانی که فضولاتشان خشک شده و ذرات آنها در هوا پراکنده میشود، در مطالعات بهداشت محیطی و حفاظت و مرمت مورد توجه قرار گرفته اند. در همین راستا آشیانۀ آنها نیز محلی برای تجمع انگلهای برونزی است که برای انسان در مواردی خطرناک گزارش شدهاند. تحقیقات اخیر دربارۀ اثرات تخریبی فضولات کبوتران نشان داده است که محتوای اسیدی و نمکهای محلول در آنها حدود ۴% است که برهمکنش آن با سنگهای متخلخل بهخصوص سنگ آهک به تخریب شیمیایی، انحلال کانیها، و بهجاگذاری نمکهای محلول در آنها منجر میشود. در این تحقیق نقش تخریبی فضولات پرندگان و آثار نمکی باقیمانده از آنها در بناهای دارای مصالح سنگی مورد بررسی قرار گرفته است. امروزه روشهای دور کردن و پراندن پرندگان به دلیل آنکه آنها جزئی از محیط زیست طبیعیِ یادمانهای تاریخی محسوب میشوند و در برخی بناها به بخشی لاینفک از جذبههای آنها تبدیل شدهاند از اهمیت زیادی برخوردار است. ازاینرو کنترل و جلوگیری از صدمات آنها ـ در عین آنکه حیات طبیعیشان در محیط ادامه دارد ـ میتواند باعث جلوگیری از تخریب آثار سنگی و همچنین انتقال بیماریها به انسان از طریق حفاظت پیشگیرانه شود. ازاینرو در این مقاله با اشاره به راهکارهای داخلی و بینالمللی در پراندن پرندگان از محیطهای موردنظر، شرح چند روش اصلی آن همچون سیمهای ضد نشستن، خارکهای ضد نشستن، استفاده از امواج التراسونیک مورد بررسی قرار گرفته است.
فتانه فلاحی، احد نژاد ابراهیمی،
دوره 39، شماره 83 - ( 10-1397 )
چکیده
پنجرههای ارسی یکی از آرایههاییست که در گونهها مختلف معماری و بهخصوص در خانههای تاریخی از جایگاه خاصی برخوردار است. ارسیها علاوه بر کارکرد نورگیری در خانهها، در مقام عنصری هنری در زیباسازی فضـای درون و بیرون خانهها مؤثر هستند. شهر تبریز خانههای تاریخی زیادی با ارسیهای زیبا و طرحهای متـنوع دارد. هدف پژوهش حاضر یافتن الگوهای مشترک (طرح، نقش، و رنگ) در ارسیهای خانههای تاریخی تبریز است. برای رسیدن به این هدف، دو سؤال کلی مطرح میشود: ۱. آیا ارسیهای خانههای قاجاری تبریز از نظر شکل ظاهری و ساختار الگوهای مشترک دارند؟ ۲. در صورت وجود تشابه، الگوهای مشترک کدام اند و در چه حیطهای هستند؟ برای پاسخگویی به سؤالات مطرحشده، به عنوان مطالعه موردی، ارسی خانههای تاریخی (مشروطه، حیدرزاده، و نیکدل) به گواه اصیل بودن، عدم مداخله در زمان مرمت، و داشتن طرحهای شاخص و متفاوت از همدیگر، انتخاب و مطالعه و بررسی شده است.
در نهایت با بررسیهای بهعملآمده، این نتایج حاصل شد که ارسیهای بهکار رفته در خانههای قاجاری تبریز از نظر شکل ظاهری، اکثراً سهلنگهای با کتیبۀ مازهدار است و هنرمندان این سازهها بیشتر به تکنیک قوارهبری و رنگهای اصلی در ساخت ارسیها، توجه نشان داده اند.
زبیده گردکانی، علیرضا انیسی،
دوره 39، شماره 83 - ( 10-1397 )
چکیده
محور تاریخی بندرعباس به لار، مجموعههای متشکل از اجزاء و عناصری است که به صورت یکپارچه و بههمپیوسته کار میکرده است. بیشترین رونق این مسیر مربوط به دورههای صفویه و قاجار است. مسیر تاریخی مذکور روزگاری محور تبادلات اقتصادی، سیاسی و فرهنگی بود و بازرگانان و جهانگردان بسیاری از جمله تاورنیه و فیگوئرا از این مسیر عبور کرده و در کاروانسراهای آن اقامت کرده اند. این مسیر همچنین یکی از مهمترین راههای ایران (راه ادویه) بود که بنادر و جزایر جنوب را به مرکز و بهخصوص پایتخت آن زمان یعنی اصفهان متصل میکرد. در حال حاضر مسیر کنونی بندرعباس به لار و شیراز بر روی همین مسیر تاریخی قرار دارد. هدف اصلی این پژوهش، بررسی و شناسایی مسیر تاریخی بندرعباس به لار و بناهای مرتبط با آن است. همچنین بررسی و شناسایی کاروانسراها و موقعیت قرارگیری آنها نسبت به مسیر کنونی و گونهشناسی آنها با توجه به ویژگیهای معماری موجود در آنها از جمله اهداف این مطالعه است که با روش مطالعات میدانی و کتابخانهای انجام شده است.
الهام ویسه،
دوره 39، شماره 83 - ( 10-1397 )
چکیده
بقعۀ شیخ صفیالدین اردبیلی شامل بناهایی از دورههای مختلف است که نخستین بار شاه طهماسب آنها را به صورت مجموعه واحدی درآورد. بعدها شاه عباس [اول] بناهای مهمی به این مجموعه افزود و اصلاحاتی در آن کرد. اهمیت این مجموعۀ تاریخی به طور کلی در رابطهای که با سلسلۀ خاندان سلاطین صفویه دارد، جلوهگر میشود. دروازۀ اول مجموعۀ شیخ صفی معروف به سردر عالیقاپو است. این بنا با توجه به توصیفات آن در سفرنامهها و نوشتههای سیاحان و مورخان و همچنین با استناد به عکسها و مستندات باقیمانده از آن، معماری باشکوه و منحصربهفردی داشته است. متأسفانه بخشهای بهجاماندۀ این اثر به دلایل مختلف از جمله فرسودگی و آسیبهای وارده از جنگ و زلزله و خسارتهای آگاهانه و ناآگاهانه انسانی، و... در اوایل آبانماه ۱۳۲۱ش، به دستور فرماندار وقت و توسط اسماعیل دیباج نمایندۀ وقت باستانشناسی آن زمان بعد از برداشتن باقیماندههای تزیینات و کتیبۀ کاشی معرق تخریب شد. حال اگر چه به دلایلی سردر عالیقاپو، میدان و فضای اولیۀ مجموعه از بین رفته است و بر حجم فضایی مجموعه و اصالت آن خدشه وارد آمده است، امروز لزوم بازسازی این اثر تاریخی و جبران این ضایعه و رفع آسیب آن و رسیدن به هویت شهری و تاریخی و تکمیل مجموعه امری اجتنابناپذیر و ضروری است و [بازنمایی] قطعات باقیمانده از کاشیهای این اثر تاریخی از مهمترین اهداف و انگیزههای بازسازی سردر است.