جستجو در مقالات منتشر شده


586 نتیجه برای نوع مطالعه: پژوهشي

زهرا حبیبی،
دوره 38، شماره 77 - ( 6-1396 )
چکیده

سنگاب­های اصفهان حاصل دست هنرمندان توانا و چیره دست اصفهانی در ادوار مختلف تاریخ است. این ظروف سنگی بزرگ را در گذشته خیّرین وقف می­کردند و در اماکن عمومی قرار می­گرفت و با آب خنک و گوارای خود هر تشنه لبی را به یاد آقا امام حسین)ع( و شهدای کربلا سیراب می­کرد. در این مقاله به کتیبه­های سنگاب مدور مسجد رحیم خان پرداخته شده است. این سنگاب بر اساس متن کتیبه­ها و مادۀ تاریخ آن در سال ۱۲۹۹ ق توسط آقا میرزا اسدالله فرزند ابوالقاسم ساخته و وقف شده است. در این پژوهش به تحلیل متن کتیبه های حجاری شده بر بدنه سنگاب و بیان احوال پدیدآورندگان آن پرداخته شده است.

بهنام پدرام، مجید حقانی،
دوره 38، شماره 78 - ( 9-1396 )
چکیده

از جملۀ سازه های گلینِ فلات ایران که وسعتی چشمگیر و تاریخی طویل دارد اما مورد کم لطفی قرار را می توان نام برد؛ قلعه ای جلگه ای با ساختاری گلین با مساحت تقریبی پنج » ارگ گورتان « ، گرفته هکتار و قدمتی حدوداً هزارساله با چهارده برج نگهبانی مدور در پیرامون با دیوارهایی سرکشیده به آسمان برای حفاظت بهتر از ساکنان. ارگ کهن گورتان در حدود ۱۲۰ کیلومتری شرق اصفهان درساحل زاینده رود قرار دارد. تا حدود نیمۀ قرن بیستم عدۀ زیادی از اهالی روستای گورتان در این قلعه سکونت داشتند، اما به سبب مشکلات موجود به تدریج به فضای بیرون قلعه روی آوردند و عمدۀ فضاهای باقی ماندۀ ارگ را به محل نگهداری احشام اختصاص دادند. بررسی های میدانی درسال۱۳۸۹ ش نشان دهندۀ اقامت چند خانواده در ارگ است، اما این اقامت با تغییرات و نوسازی های غیر از » ارگ بم « قابل قبولی همراه بوده است. عمدۀ فضاهای این سازۀ بزرگ گلین که شاید بتوان بعد از آن به عنوان بزرگ ترین سازۀ خشت و گلی ایران یاد کرد، در اثر بی توجهی دچار آسیب هایی از قبیل ریزش تعدادی از طاق ها، ترک های عمیق در دیوارها و سقف ها، رانش دیوارها، تخریب کامل یکی ازبرجها، و... شده  است. این نوشته دست یابی به شناختِ هویت و اجزای معماری و بافت ارگ در راستای معرفی به جامعۀ فرهنگی و زمینه سازی انجام طرح حفاظت صحیح، هدف اصلی قرار داده است. در این پژوهش کاربردی، شناخت با موردکاوی قلعۀ مذکور و گردآوری اطلاعات از طریق مطالعات میدانی، کتابخانه ای، و آرشیوی با رویکرد تاریخی حاصل شده است. ویژگی های نهفته در این قلعه پس از انجام مطالعه و شناخت آن را شایسته موضوع حفاظت جدی معرفی می کند که گام اول را مراقبت اولیه و اضطراری پیشنهاد می دهد.

مهدی رازانی، رامین محمدی سفیدخانی،
دوره 38، شماره 78 - ( 9-1396 )
چکیده

لازمۀ گذر از رودخانه  های فصلی و دائمی با انگیزه  های متنوع تجاری و سیاسی و نظامی در دوره  های مختلف، احداث پل بوده است. در این میان آذربایجان شرقی به سبب قرار داشتن بر مسیر جادۀ ابریشم و راه  های ارتباطی شرقی ــ غربی و شمالی ـ جنوبی همواره نقش مهمی در روابط تجاری و مسیرهای تجاری داشته است و در دوره  های تاریخی توجه زیادی به ساخت پل  ها و مسیرهای عبور و مرور در آن شده است. پل دختر میانه از جملۀ مهم ترین این پل  هاست که بر اساس قرائت  های کتیبۀ تخریب شدۀ پل، تاریخ ساخت آن را به سال ۸۸۸ق در دورۀ تیموری نسبت می  دهند، ولی تاریخ احداث بنای اولیۀ پل با توجه به شواهد تاریخی، احتمالاً به زمانی قبل از آن بازمی گردد. از لحاظ معماری، پل دختر میانه شامل سه چشمه (دهانه) بزرگ با قوس جناقی، همراه با سه آب گذر کوچک بر روی آب  بُر های مستحکم سنگی است. سازۀ آجری پل را با ملات ساروج روی طاق  های ترکیبی که آمیزه  ای از شیوۀ طاق  زنی رومی و ضربی هستند؛ بنا کرده  اند. به جز آسیبِ ناشی از فرسایش بر اثر گذشت زمان، مُخرب  ترین آسیب سازه  ای در  ۲۱آذر ۵۲۳۱ش بر اثر انفجار دهانۀ میانی پل توسط فرقه دموکرات آذربایجان به پل وارد شده است. بنای پل در طول سالیان بارها مرمت و بازسازی شده است. بر اساس کتیبۀ پل نخستین بار در قرن دهم هجری (دورۀ صفوی) و آخرین بار به صورت ناموفق در سال ۲۸۳۱ش توسط سازمان میراث فرهنگی مرمت شده است. پژوهش حاضر بر اساس مطالعۀ اسنادی به بررسی تاریخی و تطبیقی پل دختر میانه و مرمت  های آن پرداخته است و لزوم مرمت و بازسازی کامل پل را به منظور جلوگیری از تخریب بیش  تر آن و احیای مجموعۀ قلعۀ دختر و پل را به عنوان یکی از قطب  های گردشگری شهرستان میانه پیشنهاد می  کند.
 

سحر رستگار ژاله، مجید کلانوری،
دوره 38، شماره 78 - ( 9-1396 )
چکیده

آرامگاه  های محلۀ شیشه  ریز شهر جالق از جملۀ مقابر برجسته و منحصربه  فرد به  جای  مانده در استان سیستان و بلوچستان است. با وجود اینکه این مقابر در سال ۱۳۷۸ در فهرست آثار ملی به ثبت رسیده اما تاریخ دقیق احداث آن  ها مشخص نیست [و حدس زده شده] از دورۀ سلجوقی تا صفوی ساخته شده باشند. گذشته از تاریخ بنا و شیوۀ معماری، آنچه که این آثار را منحصر به  فرد کرده، مقابر مصطبه  ای موجود در کف و دفن نوزادان در بدنۀ دیوارهای داخلی این بناهاست. دربارۀ چراییِ تدفین نوزادان در درون دیوارهای این مقابر اتفاق نظری وجود ندارد. یافتن پاسخی برای این پرسش، هدف اصلی این پژوهش، یعنی معرفی و شناساندن این اثر کم  نظیر به علاقه  مندان وادی فرهنگ و تمدن ایران است. به  ویژه آنکه این آرامگاه  ها به سبب آنکه وجاهت مذهبی ندارند، مورد بی  توجهی مردم محلی واقع شده و به حال خود رها شده  اند و امروزه شاهد نابودی تدریجی این بناهای ارزشمند هستیم. به همین منظور در این نوشتار ابتدا به بیان موقعیت قرارگیری و تاریخچه مجموعه پرداخته شده و سپس توصیف دقیقی از معماری این مقابر  به دست داده شده است و در نهایت علل شیوۀ منحصربه  فرد تدفین در مقابر شهر جالق ذکر شده است. نتیجۀ تحقیق می تواند مبدأ پژوهش های آتی و مقدمه ای بر حفاظت این مقابر باشد.

صلاح سلیمی، صلاح الدین ابراهیمی پور،
دوره 38، شماره 78 - ( 9-1396 )
چکیده

در مهاباد آثار درخور و قابل توجهی از دورۀ صفوی به جای مانده است. بعضی از این آثار همانند «کوخی کورتک» تا به حال بررسی نشده و مورد توجه باستان شناسان قرار نگرفته اند. هدف اصلی از این نوشتار معرفی بنای کورتک است. روش بررسی به این صورت بوده که از تمام فضاهای بنا عکس و نقشه تهیه شده و سپس برای معرفی بهتر بنا، فضاها با حروف انگلیسیA ،B ، C، و D نامگذاری شده اند. در پایان مطالعات تطبیقی با سایر کاروانسراهای کوهستانی شمال غرب ایران انجام گرفته است. این مقایسه نشان داد که ابعاد، ریخت پلان و موقعیت فضاهای این کاروانسرا با سایر کاروانسراهای شمال غرب ایران متفاوت است. ساختار کلی، ویژگی فضاها و موقعیت قرارگیری، بنای کورتک را در دستۀ کاروانسراهای کوهستانی با پلان تک ایوانی قرار می دهد. رویکرد دیگر که در این پژوهش استفاده شد، رجوع به متون قدیمی از جمله سفرنامه ها بود. با وجود آنکه بنای کورتک بر سر شبکۀ راه های ارتباطی قرار داشته است، هیچ کدام از سیاحان و گردشگران به این بنا اشاره نکرده اند. معرفی این بنا بی تردید در دانسته های ما از آثار دوران اسلامی بسیار سودمند خواهد بود.

معصومه ازقندی، ستاره اسحق تیموری،
دوره 38، شماره 78 - ( 9-1396 )
چکیده

علاوه بر کتب و نشریات فارسی، مجلات و کتاب های تخصصی خارجی فراوانی پیرامون معماری و مرمت آثار و بناهای تاریخی و هنرهای وابسته به آن، هنرهای سنتی، باستان شناسی، مردم شناسی تاریخ و ادبیات بر غنای علمی کتابخانه سازمان میراث فرهنگی افزوده اند. به همین جهت نشریه اثر در نظر دارد از این شماره به معرفی تازه های کتاب و مجلات خارجی بپردازد. باشد که از این رهگذر زمینه آشنائی بیشتر محققین و علاقمندان با تازه های کتاب این کتابخانه فراهم آید.

مهدی سلطانی محمدی، یوسف یوسفی، محمد بلوری بناب،
دوره 38، شماره 78 - ( 9-1396 )
چکیده

عوامل طبیعی از اصلی ترین و اثرگذارترین عواملِ شکل بخشی یک سکونت گاه و تحولات آن هستند. کوه ها، رودخانه ها، قنوات و دره ها از جملۀ مؤلفه های نیروی طبیعی هستند. در این میان چگونگی تأمین آب در شکل گیری یک زیستگاه و تحولات آن نقشی بارز دارد. کیفیت تأمین آب هر زیستگاه، بخشی از فرهنگ آن است. در اقلیم گرم و خشک محمدیه با بارش اندک و عدم وجود منابع آب های سطحی، قنات ها به عنوان تنها تأمین کنندۀ آب مطرح بوده اند. این قنات ها دو گونه اند: گونۀ نخست قنات های مزروعی (مانند قنات حَ نفَش) که بلافاصله از مظهر وارد زمین های کشاورزی می شوند، و گونۀ دوم قنات های شهری ـ مزروعی که بعد از مظهر، وارد بافت مسکونی شده و مسیر تقسیم و پخشایش آن املاک و اراضی خصوصی و همچنین فضاهای عمومی را در می نوردد. با توجه به اینکه قنات محمدیه ذیل گونۀ قنات های شهری ـ مزروعی قرار می گیرد، این پژوهش در قالب روشی تحلیلی و پیمایشی در سه بخش به بررسی نحوۀ تعامل ساکنان محمدیه با این نظام آبی پرداخته است. شناخت این قنات و همچنین مسیر آن تا مظهر در ابتدای بافت مسکونی، بخش اول این تحقیق را تشکیل می دهد. بررسی شبکۀ تقسیم قنات در بافت مسکونی و عناصر و فضاهای کالبدی که در پیوند با این نظام شکل گرفته اند، در بخش دوم انجام گرفته است. موضوع بخش سوم تحقیق نیز مطالعۀ نظام مدیریت و تقسیم قنات بعد از خارج شدن از بافت مسکونی و روان شدن در بخش مزروعی قنات (باغ ها و کشت خوان) است. نتایج پژوهش نشان می دهد که نظام آبی مبتنی بر قنات در محمدیه، شامل شبکۀ تقسیم سازمان یافته ای است که در پیوند با نیازهای سکونت گاه و مرتبط با متغیّرهایی همچون توپوگرافی و شیب زمین، و جنس زمین و نوع خاک آن شکل گرفته است. این شبکۀ تقسیم شامل عناصر و فضاهای متنوعی از قبیل خانه های مسکونی، گرمابه، مرکز محله، مسجد، گذرها و معابر، و غسّ ال خانه است. همچنین نحوۀ حضور آب در هر یک از این فضاها دارای کیفیت متفاوتی است که عموماً به صورت جوی (زیرزمینی و روزمینی) و حوض و کِه (پایاب) طراحی شده است. آبیاری کشت پاییزه (گندم و جو) و کشت بهاره (پنبه) در هر سال با مدار گردش آب در هر ۱۸ شبانه روز در پهنۀ  ۷۵هکتاری کشت خوان محمدیه از قانون مندی های حاکم بر نظام آبی این کشت خوان است.

محمدعلی مخلصی،
دوره 38، شماره 78 - ( 9-1396 )
چکیده

آب همیشه به مصداق آیۀ «و جَعَلْنَا مِنَ الْمَاءِ کلَّ شَیءٍ حَی» (الانبیاء آیۀ  )۳۰مهم  ترین عامل زندگانی انسان ها و طبیعت است. به همین جهت پدیده سقایی و سقایت و عرضۀ آب خنک در مسیر راه های کاروانی و بافت های قدیمی شهرهای کویری و مساجد و بقاع متبرکه و حتی حمام ها در فرهنگ اسلامی ایران از جایگاه ویژه ای برخوردار است. وقف آب و آب  انبارها و برکه ها و یخچال ها و سنگاب هایی که آب شرب و گوارای مسجد و بقاع متبرکه را تأمین می کرده اند، از همین فرهنگ دینی و صبغۀ مذهبی مایه گرفته و با ارزش  های اعتقادی شیعه پیوندی جاودانه دارد. موضوعاتی چون سقایت امام علی(ع) با آب کوثر، آب سلسبیل، آب زمزم، و به  خصوص واقعۀ غم  انگیز عطش اهل بیت (ع) در بیابان های داغ و تفتیده کربلا از جملۀ مضامینی هستند که در اشعار کتیبه های آب  انبارها و سنگاب ها به آن توجه خاصی مبذول شده است. سنگاب یکی از عناصر منقول مهم در معماری ایران به  خصوص در مساجد و بقاع متبرکه و گاه حمام  هاست که در ریخت  های گونه  گون تجلی یافته است. علی رغم فراوانی سنگاب ها، تنوع فرم در آن ها بسیارکم است و گونه  های آن در شکل  های مدور و مکعب مستطیل خلاصه می  شود. در گونه  های بررسی  شده، سنگاب های مدور عموماً از یک جام بزرگ و یک شالی و پایه ای کوتاه تشکیل شده اند که نمونه  های بسیاری از آن  ها در مساجد و مدارس و بقاع متبرکۀ اصفهان دیده می  شود. سنگاب های مکعب مستطیل نیز در تکایای گورستان تخت فولاد قابل مشاهده است که در کتاب تخت فولاد یادمان تاریخی اصفهان به آن ها اشاره شده است. در مقالۀ حاضر گونه  ای متفاوت و ویژه از سنگاب معرفی شده است. سنگاب مسجد جامع عتیق در میان تمامی سنگاب ها از فرم خاص و استثنایی برخوردار است که علی رغم زیبایی و فرم منحصربه  فردش، به سبب فرسایش و تخریب بیش از حد کتیبه هایش، مورد توجه محققان قرار نگرفته است به همین جهت کمبود منابع مکتوب در این زمینه کاملاً محسوس است. مقالۀ حاضر که بر اساس مطالعات میدانی صورت گرفته، ضرورت انجام بررسی و پژوهش در این مورد را تبیین می  کند. در این مقاله با توجه به عبارات و کلمات قابل قرائت کتیبۀ سنگاب، در زمینۀ قدمت، بانی، کاربری، و تزئینات آن  تحقیق شده است.

مجتبی مهرعلی کردبچه، ذات الله نیکزاد،
دوره 38، شماره 78 - ( 9-1396 )
چکیده

چکیده بنایی که امروز به مدرسۀ ضیائیه و زندان اسکندر شهره است، در محلۀ فهادان یزد و در محوطه  ای قرار دارد که پیرامونشْ قبۀ دوازده امام، حسینیۀ فهادان، و برخی بناهای دیگر و خانه  های تاریخی واقع هستند. این بنا دو میان سرا و سه ایوان دارد و گنبدخانۀ آن متصل به ایوان شرقی است و باقی عناصر کالبدی آن پیرامونِ میانسرایِ بزرگ انتظام یافته اند. تحقیقِ جدی و مستقلی دربارۀ این بنای مشهور انجام نشده و تحقیقات پراکندۀ انجام  شده بیش  تر مشتمل بر توصیفی از فضاهای معماری و عناصر و اجزای کالبدی بناست و «چیستی» آن تاکنون معلوم نشده است. مؤلفان تواریخ یزد هیچ کدام بنای زندان اسکندر را در کنار مدرسۀ ضیائیه معرفی نکرده اند. جعفری و کاتب مورخانِ قرنِ نهم، اشارۀ مستقیم به بنای زندان اسکندر ندارند، اما، بافقی مورخِ قرن یازدهم از موضِ عی به نام زندان اسکندر نام می برد. از طرفی ایشان در کتاب جامع مفیدی مانند جعفری و کاتب، مدرسۀ ضیائیه را با ذکر کامل نام بانی، سال ساخت، مدرسان، و ویژگی های کالبدی معرفی می کند. همچنین آیتی، مؤلف کتاب تاریخ یزد در سال ۱۳۱۷ش از زندان اسکندر همچون محوطه ای در درون یزد یاد می کند و نامی از مدرسۀ ضیائیه به میان نمی آورد. به نظر می رسد زندان اسکندر و مدرسۀ ضیائیه دو بنای مجزا هستند. سؤالی پیش می آید و آن این که بنایی که امروز در مجاورت قبۀ دوازده امام است، مدرسۀ ضیائیه است؟ یا زندان اسکندر؟ یا هیچ  کدام؟ یا هر دو؟ بنایِ مدّ نظر کتیبۀ احداثیه و سال ساخت ندارد و گزارش باستان شناسیِ قابل اتکایی برای شناخت آن وجود ندارد. لذا با بنایی روبه  رو ایم که نمی دانیم «چیست؟». هدف این مقاله شناختِ چیستی بنایی است که مختصری درباره اش خواندید. جست  وجو در کتاب  ها و اسناد مکتوب تاریخی و تحقیقات میدانی برای پاسخ به پرسش تحقیق راهگشا بوده است. شواهد نشان می  دهد که بنای موسوم به مدرسۀ ضیائیه هیچ نسبت و نشانی از مدرسۀ ضیائیۀ شهرستان) مندرج در تواریخِ یزد ندارد. از طرفی با توجه به اطلاعات موجود امکان تشخیص زندان اسکندر همچون یک بنا میسر نیست. با وجود این، به نظر می رسد محوطه یا بنایِ زندان اسکندر با استناد به شواهد متنی و اشتهار آن میان اهالی فهادان، حدود موضعِ کنونیِ بنایی باشد که کانون این  مقاله است.

حسام الدین احمدی، فخرالدین محمدیان، خدیجه شریف کاظمی،
دوره 38، شماره 79 - ( 10-1396 )
چکیده

آرامگاه ها در فرهنگ و تمدن بشری همواره جایگاه والایی داشته اند و بخش اعظمی از روند تکامل معماری در گذر تاریخ در آن ها قابل مشاهده است. شک لگیری و هویت این ابنیه اغلب در پیوند با شخصیت های مذهبی و یا بزرگان محلی و منطقه ای تبیین می شود. آرامگاه سید داود فهلوی در روستای خرقه در فیروزآباد فارس واقع است. این بقعه که در مجاورت قبرستان منطقه بنا شده، از قداست خاصی در میان ساکنان این منطقه برخوردار است. مقالۀ پیش رو در پاسخ به دو پرسش انجام گرفته است؛ نخست آنکه ماهیت و کارکرد این آرامگاه با توجه به تاریخ و فرهنگ منطقه چیست؟ و دیگر اینکه، با توجه به ساختار معماری بنا، این آرامگاه کی ساخته شده است؟ این تحقیق در پی آن است به پرسش های مطر ح شده پاسخی منطقی و روشمند بدهد. روش پژوهش به شیوۀ تاریخی تحلیلی بوده است. همچنین اطلاعات مورد نیاز این پژوهش ابتدا با جمع آوری اطلاعات تاریخی با استفاده از منابع کتابخانه ای و سپس با مستندسازی داده ها و بهره گیری از بررسی های میدانی و تهیۀ نقشه بنا انجام گرفته است. در این پژوهش سعی شده، ضمن بررسی پیشینۀ بنا به معرفی و تاریخ ساخت آن و چگونگی روند شکل گیری کالبد بنا پرداخته شود. برآیند تحقیق نشان می دهد این بنا در ابتدا به سبک چهارطاقی های ساسانی و بر مبنای یک معماری بومی شکل گرفته و در ادامه با تغییراتی ساختاری در راستای هویت آیینی و اجتماعی منطقه، در قالب بنای خانقاه و آرامگاه تجلی یافته است.
 

علی اعراب، سیدایرج بهشتی،
دوره 38، شماره 79 - ( 10-1396 )
چکیده

کوه های کرکس در طول تاریخ جایگاه مهمی در تحولات فلزگری ایران داشته اند. بسیاری از معادن ایران از ادوار گذشته تاکنون در حوالی کوه های کرکس شکل گرفته اند. با وجود اهمیت این منطقه، تاکنون به صورت خاص بر روی فلزکاری دورا ن­های تاریخی و اسلامی این ناحیه مطالعه ای صورت نگرفته است. در این پژوهش سعی بر آن است تا ابتدا با بررسی میمه به عنوان غربی ترین ناحیۀ کرکس از نظر تاریخی، محوطه هایی که در این بخش دارای شواهدِ فلزکاری بوده اند، شناسایی و معرفی شوند. طی بررسی انجا م شده در اردیبهشت ۱۳۹۵ ، پنج محوطۀ ذوب فلز از طریق فراوانی سرباره­های فلزی بر سطح زمین شناسایی شد. از این رو پنج سربارۀ فلزی به صورت تصادفی از سطح محوطه­ها انتخاب شد. پس از آزمایش مشخص شد تمام سرباره­ها، سرباره­­ی فلز آهن هستند. محوطه هایی که ذوب فلز در آ ن ها انجام شده بود با توجه به سفال­های آن ها متعلق به دوره های تاریخی و اسلامی فرض شدند. پس از انجام آزمایش پتروگرافی بر روی سرباره­ها، مشخص شد سرباره های فلزی محوطۀ راونج که متعلق به دورۀ اشکانی  ساسانی بودند با سرباره­های فلزی محوطۀ ساسانی  صدر اسلام گزرتو از نظر ظاهری و بافت شباهت بسیار زیادی دارند. که این موضوع تدوام تکنیک ذوب فلز در این محدوده در بازۀ زمانی اشکانی  ساسانی تا صدر سلام را نشان می دهد. ضمن اینکه در محوطۀ ازان که از نظر زمانی با گزرتو هم زمان است، تکنیک ذوب فلز و جداسازی آهن از سنگ معدن بسیار ضعیف تر اجرا شده است. این موضوع را می توان از طریق سایر شواهد باستان شناختی تحلیل کرد. در این پژوهش سعی شده تا ابتدا به معرفی محوطه های فلزگری بخش میمه پرداخته شود و سپس نوع فلزات ذوب شده در ادوار تاریخی و اسلامی بخش میمه اصفهان مشخص شوند. در عین حال به دنبال پاسخ این پرسش بوده­ایم که آیا با مطالعات پتروگرافی می­توان به چگونگی شاخص­های عملکردی ذوب فلز در ناحیه مذکور پی برد؟ و دریافتن این که شاخص های عملکردی در کنار شواهد باستا ن شناسی، چگونه م ی تواند بر رونق استقرارهای دوره های تاریخی و اسلامی مبتنی بر تخصص ذوب فلز در بخش میمه اصفهان اثر داشته باشد؟ ضمن آنکه در این پژوهش سعی بر آن است تا سیر تحول فلزکاری دورۀ تاریخی و دورۀ اسلامی در بخش میمه اصفهان مورد مطالعه قرار گیرد و به فلزگری کهن در غرب کو ه های کرکس پرداخته شود.

علی اصغر سمسار یزدی، آمنه کریمیان،
دوره 38، شماره 79 - ( 10-1396 )
چکیده

قنات وقف آباد با حدود ۷۰۰ سال قدمت، تا اوایل قرن حاضر با سازوکار سنتی خود، آب مورد نیاز آشامیدن و مصارف شهری شهر یزد را تأمین می­کرد. تحولات سالیان اخیر، تغییرات اقلیمی، و تغییر در زیرساخت های شهر از جمله تأمین آب آشامیدنی از طریق شبکۀ لوله کشی شهری به تدریج نقشِ این قنات را در زندگی مردم و فضای شهری کمرنگ کرد. فقدان مستنداتِ کافی دربارۀ مسیرِ دقیقِ این قنات و سازه های آبی مرتبط با آن و ضرورتِ مستندسازی این سازۀ تاریخیِ آبی و تبدیل داده های شفاهی موجود به متنی مکتوب دربارۀ آن که به نظر می رسد واپسین سال های حیات خود را طی می کند انگیزۀ انجام این تحقیق شد. در این پژوهش تلاش شده است پس از توضیح مختصری پیرامون قنات وقف آباد، مسیری از آن که در شهر یزد واقع می شده است در دو مقطع تاریخی یعنی قرن هشتم هجری شمسی و عصر حاضر، بررسی و مطالعه شود. بدین منظور در وهلۀ اول کتب و متون تاریخی پیرامون قنات وقف آباد و بناها و سازه های مرتبط با آن در شهر یزد مورد کنکاش قرار گرفته و سپس مطالعاتِ انجام شده پیرامون حصار و محلات شهر یزد در قرن هشتم بررسی شده است. با توجه به داده های مذکور، تصویر فرضیِ دوبعدی و سه بعدی از شهر یزد در قرن هشتم ارائه و مسیر قنات در آن بازنمایی شده است. در بخش دوم متون و اسناد مرتبط با قنات در عصر حاضر مطالعه شده و پس از بررسی وقف نامه ها و اسناد و مکتوبات پیرامون مسیر قنات و سازه های آبی آن در یک صد سال اخیر، با انجام بازدیدهای میدانی سعی در کشف و تدقیق مسیر قنات شده و موقعیت سازه های مرتبط با قنات شناسایی شده اند. در جریان بازدیدهای میدانی با افراد مطلع و قدیمی محلات مختلف یزد مصاحبه شده و با تطبیق اظهارات این افراد با اسناد و گزارش های موجود، تلاش شده مسیر اصلی قنات به صورت دقیق شناسایی شده و بر نقشۀ دوبعدی شهر یزد پیاده شود.

لیلا ذاکر عاملی،
دوره 38، شماره 79 - ( 10-1396 )
چکیده

جی باستان در شمال زاینده رود و در شرق اصفهان در پهنه ای وسیع گسترده شده، و نشانه های فراوانی از ساختار زیستی اصفهان پیش از اسلام را در خود دارد. جابجایی هستۀ شهر از جی به یهودیه، اندک اندک تصویر شهرستان کهن را از خاطر جمعی زدود و از آن پس یگانه سند مدنیت باستانی این شهر، مهجور و محقر در حاشیۀ شرقی به حیات خود ادامه داد. شکوه تمدن صفوی و عظمت آثار تاریخی بازماندۀ این خاندان در اصفهان بخش اصلی توجهات علمی و پژوهشی را به خود معطوف داشت. این امر در کنار جدا افتادگی فیزیکی شهرستان از مرکز توسعۀ تاریخی شهر موجب ناشناس ماندن و بی توجهی به میراث فرهنگی ارزشمند نهفته در ساختار آن شد. به صورتی که در سال های پایانی دهۀ ۱۳۷۰ و نیمۀ اول دهۀ ۱۳۸۰ که توسعۀ مدرن شهر رو به سوی شرق نهاد، تصوری از اهمیت تاریخی این منطقه در ذهن مدیریت اجرایی شهر وجود نداشت. در چنین شرایطی از یک سو عدم شناخت و محدود بودن دانسته ها و از دیگر سو افزایش سرسام آور قیمت زمین چالش بزرگی را برای حفاظت جی باستان در برابر توسعۀ ناپایدار پیش رو قرار داده بود. بنابراین تدوین و ارائۀ مجموع های از قوانین در قالب ضوابط حریم، فوری ترین ابزار برای کنترل سوداگری به حساب می آمد. در این نوشتار ابتدا تاریخچۀ کوتاهی از جی باستان ارائه و پس از آن شواهد معماری و شهرسازی بازمانده از این تمدن معرفی خواهد شد، و سپس به روش شناسی تعیین حریم محوطه پرداخته می­شود. محدودۀ شارستان که نشان فیزیکی از آن بر جا نمانده، با بررسی استخوان بندی معابر و مسیرهای جریان آب، عناوین کهن گذرها و محلات و تطبیق نقشه های دوره های مختلف مشخص گردید. همچنین با مطالعه و بررسی کشتخوان­های اطراف شارستان، نحوۀ تقسیم آب و مصاحبه با کشاورزان منطقه بر اهمیت حفاظت میراث کشاورزی جی و لحاظ نمودن آن در حریم تاکید گردید. نکته مهم در این میان متدولوژی اختیار شده برای یک حفاظت فوری و تصویب ضوابط برای ایجاد وقفه در حرکت شدید توسعه است. و اینکه چگونه بدون کاو ش های مفصل باستان شناسی که نیاز به زمان بسیار دارد، و تنها بر اساس قراین و نشانه­های موجود بر روی خاک در چنین محوطه ­ای ضوابط و قوانین حفاظت معین و تصویب گردید.

سپیده مازیار، علی زلقی،
دوره 38، شماره 79 - ( 10-1396 )
چکیده

عوامل جغرافیایی و طبیعی، مخصوصاً رودخانه ها و کوه ها، همیشه چه در پیش از تاریخ، و چه در دوران تاریخی و معاصر  که انسان قادر به تغییر و کنترل شرایط و عوارض جغرافیایی است  نقش بسیار مهمی در شکل دهی استقرارها، روابط بین منطقه ای و فرا منطقه ای بازی کرده است. این عوارض در طول تاریخ گاهی تسهیل کنندۀ روابط یا مانع و سدی برای ارتباط بین جوامع بوده اند. رودخانۀ ارس در شمال غرب ایران یکی از این عوامل جغرافیایی است که هنوز نقش آن در شکل­دهی استقرارها و برهم کنش­های منطقه­ای و فرامنطقه ای در طول تاریخ بر ما پوشیده است و هیچ گاه کرانه­های آن به صورت روش­مند مورد مطالعات باستان شناختی قرار نگرفته است. در این راستا، در بهار سال ۱۳۹۲ به مدت دوماه بخشی از حوضۀ جنوبی این رودخانه به صورتی روشمند بررسی پیمایشی شد تا درک دقیق­تری از چشم انداز جغرافیایی و فرهنگی آن به دست بیاید. مقاله پیش رو به توصیف این پروژه و ارائه دستاوردهای مقدماتی آن خواهد پرداخت. در نتیجه این بررسی، ۵۰ محوطۀ باستانشناختی از بازۀ زمانی نوسنگی تا دورۀ قاجار شناسایی و ثبت شد. نتایج این بررسی نشان می­دهد که رود ارس اگرچه در برخی از دوره­های تاریخی یک مرز سیاسی طبیعی بوده است، اما بیشتر از آنکه مانعی طبیعی برای برقراری تعاملات فرهنگی و اقتصادی و سیاسی باشد، تسهیل کننده حرکت های جمعیتی و روابط فرهنگی بین منطقه ای بوده است.

نگار یوسفی،
دوره 38، شماره 79 - ( 10-1396 )
چکیده

برج های آرامگاهی بناهایی یادمانی هستند که جلوۀ بیرونی­شان اهمیت بسیار دارد. دسته­ای از آ ن­ها در بدنۀ خارجی خود لبه­های مثلث شکل دارند و گنبد قابوس اولین برج شناخته شده از این نوع است. دندانه های گنبد قابوس با فاصله از هم قرار گرفته اند. برج دندانه دار مهمان دوست نیز از این جهت شبیه به گنبد قابوس است. برج مهمان دوست متعلق به دورۀ سلجوقی است که در آن دوره نوآوری در ساخت بناها رونق داشت. با وجود مطالعاتی که پیش تر دربارۀ آن انجام شده، بررسی نگارنده نشان می دهد که همچنان نکات و مواردی برای پژوهش دربارۀ این برج وجود دارد. هدف مقالۀ حاضر بررسیِ بدنۀ خارجی برج مهمان دوست از جهت ویژگی­های معماری و عناصر تزیینی، و نوآوری­ها در مقام یکی از برج­های آرامگاهی دندانه­دار است.  این تحقیق با روش توصیفی  تحلیلی انجام شده و در این مسیر از مطالعات کتابخانه ای و مشاهدۀ میدانی برج استفاده شده است. مهم ترین نتایج به دست آمده این موارد است: پیش تر در آجرچینی نمای برج، بندهای افقی پُر بوده و احتمالاً بندهای عمودیِ انگشت فشاری داشته است و محل و نقشِ مقرنس آن با مقرنس برج های مشهور پیشین متفاوت است. همچنین این برج با نمونه های دندانه دار مشابهش تفاوت هایی دارد:  بخش اصلی بدنۀ خارجی اش دوازده ضلعی است و دندانه های آن تزیینی اند. بخش بالای بدنه اش به سبب وجود مقرنس در مرحلۀ انتقال، حضور بخشی مدور در بالای بدنۀ دندانه دار و زیر گنبد، تزیینات پرکار، و موقعیت و عرض بخشِ تزیین شده، در میان نمونه های مشابه شاخص است. در میان این نمونه­ها بخش بالای بدنۀ برج طغرل بیش ترین شباهت را به برج مهمان دوست دارد.

محمد مرتضایی، سلمان انجم روز،
دوره 38، شماره 79 - ( 10-1396 )
چکیده

قلعه گنج به عنوان یکی از نواحیِ شهریِ تازه تأسیس در جنوبی­ترین نقطه استان کرمان، از حوزه­های بررسی نشده­ای به شمار می­رود که انجام یک بررسی و شناسایی باستان شناسی در آن در ادامه بررسی­های پیشین و همچنین تکمیل نقشۀ باستان شناسی کشور و استان ضرورت داشت. افزون بر این با تغییرات جدید در تقسیمات سیاسی اخیر در شهرستان­های کهنوج و قلع هگنج که با گسترش طرح­های عمرانی همراه است، ضرورت انجام اینگونه بررسی­ها در جهت شناسایی و ثبت آثار باستانی دوچندان شده است. نخستین فصل بررسی و شناسایی باستان­شناسی شهرستان قلع هگنج با مجوز شمارۀ۹۵۳۱۴۱/۰۰/۴۹۳۰  پژوهشکدۀ باستان شناسی از ۱ آبانماه تا ۱۵ آذرماه سال ۱۳۹۵ در بخش «چاه دادخدا » انجام شد)مرتضایی و انجم روز،۱۳۹۶). گرچه بررسی انجام شده بیشتر در راستای تکمیل نقشۀ باستانی کشور و با هدف روشن ساختن پیشینه و وضعیت فرهنگی منطقه در دوران مختلف است، اما با توجه به موقعیت راهبردی این ناحیه، مبنی بر قرارگیری بین سه حوزۀ فرهنگی جغرافیایی مهم جنوب شرق ایران (سواحل مکران و سواحل خلیج فارس و حوزۀ هلیل رود(، نتایج بررسی انجام شده می­تواند راه­گشای بسیاری از مسائل مطرح شده پیرامون ارتباطات فرهنگی این سه حوزه به شمار رود.

ستاره اسحق تیموری، معصومه ازقندی،
دوره 38، شماره 79 - ( 10-1396 )
چکیده

علاوه بر کتب و نشریات فارسی، مجلات و کتاب­های تخصصی خارجی فراوانی پیرامون معماری و مرمت آثار و بناهای تاریخی و هنرهای وابسته به آن، هنرهای سنتی، باستان شناسی، مردم شناسی تاریخ و ادبیات بر غنای علمی کتابخانه سازمان میراث فرهنگی افزوده­اند. به همین جهت نشریه اثر در نظر دارد از این شماره به معرفی تازه های کتاب و مجلات خارجی بپردازد. باشد که از این رهگذر زمینه آشنائی بیشتر محققین و علاقمندان با تازه های کتاب این کتابخانه فراهم آید.

رضا تقوی قر ه بلاغ،
دوره 39، شماره 80 - ( 2-1397 )
چکیده

ایوان غربی مجموعۀ میراث جهانی تخت سلیمان از مهم ترین بناهای این محوطه است که در زمان ساسانیان بنا شد و سپس حدود 700 سال بعد ایلخانان مغول به بازسازی آن اقدام کردند. این بنای شاخص که در وضعیت ایستایی نامناسبی قرار دارد، نیازمند استحکا م بخشی است. بدین منظور نخست شناخت مصالح و نحوۀ کاربرد آن در این بنا واجد اهمیت است. هدف از این تحقیق، بررسی مصالح به کاررفته در بنای ایوان غربی در دو دورۀ معماری، با تأکید بر نحوۀ کاربرد مصالح از منظر چیدمان است. تحقیق پیش رو با روش بررسی میدانی انجام گرفت. نتایج تحقیق نشان می دهد که مصالح به کاررفته در بنای ایوان غربی شامل سنگ و آجر و گچِ نیم پختِ نیم کوب است. در دورۀ ساسانی قطعات سنگ پاک تراش به دو صورت عمدۀ راسته و کله و راسته و آجر به صورت یک سوم بند با ملات گچ نیم پختِ نیم کوب اجرا شده است. در دورۀ ایلخانی بازسازی بخش های فروریخته با استفاده از سنگِ لاشه با ملات گچ مشابه انجام گرفته و در نهایت فضای داخلی ایوان با کاشیکاری پوشش داده شده است. همچنین جدارۀ شرقی جرزها دارای طا قنماهایی با مقرنس گچی است.

وحید ذات اکرم، علی زمانی فرد،
دوره 39، شماره 80 - ( 2-1397 )
چکیده

کاربرد مصالح خشتی و گلی به عنوان مصالحی در دسترس، کم هزینه و با قابلیت اجرای آسان در مناطق گرم و خشک از دیرباز تا کنون در ساخت ابنیه رایج بوده است. با توجه به زلزله خیزی ایران و اهمیت بالای توجه به آسیب پذیری احتمالی کلیۀ ساختمان های بومی، تلاش برای شناسایی نقاط ضعف احتمالی ساختمان های خشتی روستایی در مقابل این رخداد به منظور حفظ جان انسان ها اهمیت می یابد. از طرفی سنت های ساخت و همچنین الگوهای زیستی مرتبط با ابنیۀ خشتی روستایی بخشی مهم از تاریخ معماری ایران در کاربرد مصالح بو مآورد است که نیاز به حفاظت دارند. یکی از مجموعه ساختمان های خشتی که در جریان زمین لرزه سال ۱۳۵۷ ش آسیب دیده و دچار تخریب های گوناگونی شده است، روستای اصفهک واقع در شهرستان طبس است که در فهرست آثار ملی ایران نیز به ثبت رسیده است. از نکات جالب توجه در ابنیۀ روستا، رخداد نرخ متفاوتی از آسیب های لرزه ای در ساختمان های مذکور، پس از زلزله است. به طوری که بعضی دچار خسارات جدی شده اند، اما برخی دیگر کم تر آسیب دیده و یا به کلی سالم مانده اند. وجود تفاوت های احتمالی در الگوی معماری و شیوۀ اجرای ساختمان، به عنوان عامل احتمالی مؤثر در تفاوت نرخ آسیب ها و عملکرد بهتر برخی از ساختمان ها در خلال زلزله قابل طرح است که این پژوهش به بررسی آن پرداخته است. این پژوهش توصیفی  تحلیلی بوده و اطلاعات مورد نیاز نیز از طریق مطالعات کتابخانه ای و میدانی به دست آمده است. نتایج حاصل از پژوهش حاکی از آن است که عبور قنات از زیر برخی خانه ها باعث تشدید آسیب ها در آن ها شده و همچنین الگوی ساخت متفاوت ابنیۀ روستا  (دست کند، چینه­ای، و خشت قالبی(، اثر مستقیمی بر تفاوت عملکرد لرزه ای آن ها داشته است. کیفیت پایین اجرا و عدم استفاده از تمهیداتِ ساختمانیِ مناسب با هدف ارتقای مقاومت لرزه ای ساختمان های مذکور توسط سازندگان، از دیگر علل رخداد آسیب های لرزه ای متفاوت در این بناهاست.

علیرضا عسکری چاوردی، پی یر فرانچسکو کالیری، سباستین گنده،
دوره 39، شماره 80 - ( 2-1397 )
چکیده

ناحیۀ باغ فیروزی در فضایی به وسعت بیش از ۱۳۰ هکتار گسترده شده که درون آن ۱۰ محوطۀ شناخته شدۀ هخامنشی وجود دارد. هفت عدد از این محوط ه ها دارای عناصر معماری سنگی، یک محوطه دارای بقایای آجر روی سطح، و ۲ محوطۀ دیگر تپه های مدور به ارتفاع ۳ متر هستند. تل آجری در حاشیۀ شرقی باغ فیروزی واقع شده و محوطۀ فیروزی در ۳۰۰ متری جنوب شرقی آن و تل جنگی ب در ۴۰۰ متری شمال غربی آن قرار دارد. این محوطه طی ۸ سال (۱۳۹۰- ۱۳۹۷ ش)  بررسی و کاوش باستان شناسی، مورد مطالعه واقع شد. نتایج کاوش های باستان شناسی در این بخش از شهر پارسه نشان داد که محدودۀ معروف به باغ فیروزی و بنای مکشوفه در تل آجری می تواند به دور ه های آغازین و حتی پیش از ساخت بنای تختگاه تخت جمشید منسوب و تاریخ گذاری شود. بنای تل آجری یکی از یافته های ارزشمند باستان شناسی است که خلاء اطلاعاتی در خصوص شکل گیری شهر پارسه پیش از دورۀ داریوش اول را پر می کند. با توجه به آجرهای لعاب دار و نقش مایه های اسطوره­ای حیوانات ترکیبی به کاررفته در این بنا، قدمت ساختمان تل آجری به دورۀ پیش از ساخت آپادانای شوش و تخت جمشید بازمی گردد و بیشتر به بنای دروازۀ ایشتار در بابل در آغاز سدۀ ششم قبل از میلاد مشابهت دارد. از این منظر، مقایسۀ سبک ساخت، شیوه های معماری و مطالعات باستان سنجی در خصوص چگونگی ساخت و شناخت مواد آجرهای لعاب دار از سه محوطۀ تل آجری و شوش و بابل، نقش تعیین کننده­ای در شناخت تاریخ و درک روابط فرهنگی این دوره در جنوب غرب ایران داشته است. بنای تل آجری همراه با بناهای پیرامونی آن در بافت مکانی خود در فاصلۀ۳/۵ کیلومتری تختگاه تخت جمشید، چشم انداز بافت شهری این قسمت را به عنوان کهن ترین مرحلۀ استقراری شهر پارسه حایز اهمیت ساخته است. این شناخت برای نخستین بار در پی کشفیات جدید باستان شناسی با اتکاء به روش های مطالعات پژوهشی چندرشته ای هیئت باستان شناسی مشترک ایرانی- ایتالیایی در شهر پارسه تخت جمشید و در چارچوب تفاهم نامه همکاری دانشگاه بولونیا و پژوهشکدۀ باستان شناسی و با همکاری سازمان میراث فرهنگی و دانشگاه شیراز و بنیاد میراث جهانی تخت جمشید انجام شده است.


صفحه 28 از 30