جستجو در مقالات منتشر شده


586 نتیجه برای نوع مطالعه: پژوهشي

سید محمد بهشتی، سارا آلادپوش،
دوره 37، شماره 72 - ( 3-1395 )
چکیده

باغ عباس آباد نطنز از باغ های به جامانده از قرن یازدهم هجری )مقارن با دورۀ صفوی( است. این باغ

اثری است که در پیوند با محیط پیرامون و موقعیت ساختاری اش، نمودِ متفاوتی در میان باغ های

شاهی دارد، تا آنجا که قرارگیری آن در منطقۀ ییلاقی نطنز و دامنۀ کوه کرکس از وجوه برجستۀ

آن به لحاظ منظری به شمار می آید. پژوهش پیشِ رو تلاشی در جهت بازنمایی ساختار اولیۀ این

باغ با استناد به گزارش های علمی، متون و اسناد تاریخی موثق و مطابقت با گونه های مشابه است.

یافت ههایی که در حوزۀ این مطالعه به دست آمده است در راستای شناخت گونه ای از باغ های ایرانی

است که مبتنی بر واقعیت های موجود می باشد. یکی از رویکردهای این مطالعه، نگرش به ساختار

کلی مجموعۀ عبا سآباد که باغ را جزئی از آن م یداند است. این نگرش مجموعۀ عباس آباد را

به مثابه منظومه ای در تعامل با بستر شکل گیری اش م یبیند. افزون بر این، هدف از بررسی چنین

موضوعی، نگاه دقیق تر به یکی از باغ های خارج از شهر و منزلگاهی است. خوانش زمینۀ پیدایش اثر،

به نمودارشدن ساختارهای ارزشمندی که در پیوند با باغ شاهی قرار م یگرفتند، منجر شد. اجزایی

همچون معدن سرب و روی، آثاری از قبرستانی قدیمی و سکونت گاه نخستین را می توان از یافته های

این پژوهش دانست. در حیطۀ عناصر معماریانه نیز وجود مکان اقامتیِ ساباط در مجاورت باغ محرز

شد. همچنین در روند تحقیق، شناسایی گیاهان اصیل و نظام آبیاری باغ مد نظر قرار گرفته است.


نیره خان محمدی، آزیتا علیزاده، مریم رضایی پور،
دوره 37، شماره 72 - ( 3-1395 )
چکیده

گیاهان به ویژه درختان کهن سال از مهم ترین اجزای یک باغ تاریخی هستنند تا آنجا که بخش مهمی

از ساختار و ادراک مکان باغ به واسطۀ حضور گیاهان شکل می گیرد. بنابر این لازم است گیاهان

همانند سایر اجزای شکل دهندۀ باغ مورد توجه قرار گیرند. از این رو ثبت و نگهداری اطلاعات وضع

زیستی گیاهان باغ برای حفظ نظام گیاهان باغ اهمیت زیادی دارد و فرایند نگهداری و مدیریت باغ را

تسهیل م یکند. آنچه مسلم است گیاهان باغ به عنوان جزء مهمی از آن نیازمند ثبت هستند و لازم

است سازوکاری برای این منظور در نظر گرفته شود. در این نوشتار سعی شده به این موضوع پرداخته

شود. به عبارتی سعی خواهیم کرد بدین سؤال پاسخ دهیم که اساساً چگونه می توان سازوکاری برای

مستند کردن وضع موجودِ نظامِ گیاهی یک باغ تدوین کرد؟ کاخ گلستان به عنوان مقر حکومتی دورۀ

قاجاریه از اهمیت ویژه ای برخوردار است و لزوم توجه به نظام گیاهی آن در کنار سایر اجزای معماری

آن احساس م یشود. با همین هدف گونه های گیاهی کهن سال آن طی برداشت های میدانی مطالعه

شد و در ادامه قالبی برای درج اطلاعات تدوین شدۀ آن تهیه شد و درختان مورد نظر نیز انتخاب شدند.

تهیۀ نقشۀ دقیقی از موقعیت و گون ههای گیاهی باغ، اولین گام در راستای ثبت آنان است. در گام

بعدی وضع فیزیکی گیاهان همانند قطر و سن آنان مورد سنجش قرار گرفته و خصوصیات ظاهری

آنان با عکس انداختن و ترسیم شکل ظاهری آنان ثبت و ضبط م یشود. روش تحقق این فرایند در

باغ گلستان، مطالعات کتابخانه ای و برداشت های میدانی و استفاده از تجربۀ متخصصان این حوزه بوده

است.


سحر رستگار ژاله،
دوره 37، شماره 72 - ( 3-1395 )
چکیده

مسجد جامع دِزَک Dezak در مرکز روستایی تاریخی به همین نام در سه کیلومتری شهرستان

سراوان استان سیستان و بلوچستان واقع شده است. این مسجد یک طبقه است و با خشت و گل،

مصالح بومی منطقۀ ساخته شده و سیمایی ب ی پیرایه دارد. از آنجا که مطالعۀ دقیقی دربارۀ این مسجد

صورت نگرفته یا گمان ه ای با هدف تعیین قدمت آن زده نشده است، دربارۀ تاریخ ساخت آن نظرهای

گوناگونی اظهار شده است و آن را به قرون نخستین اسلامی تا سد ه های اخیر منسوب کرده اند. با

این حال با تحلیل ویژگ ی های نیارشی، آرای ه ها و مقایسۀ تطبیقی مساجد قرون اولیۀ اسلام در ایران

هم چون تاریخانۀ دامغان، م ی توان آن را از جملۀ یکی از قدی م ترین مساجد ایران به شمار آورد.

ریخت کلی طا ق ها که عمدتاً ماز ه ای هستند و نحوۀ اتصا ل شان به ستو ن ها با اندکی پی ش آمدگی،

وجود صحن مرکزی و قرار گرفتن روا ق ها و شبستا ن ها در اطراف آن، عری ض تر بودن شبستان جنوبی،

و سادگی و بی پیرایگی این مسجد ما را به ابراز این فرضیه متقاعد م ی کند. از دیگر ویژگی های این

مسجد این است که علاوه بر بخ ش های اصلی همچون صحن و شبستان و رواق، دارای فضاهای جانبی

دیگری مانند چله خانه و فضایی برای استراحت زائران نیز هست. این فضاها در بناهای دیگر این استان

نیز دیده م ی شود. از آنجا که اهالی روستا که عمدتاً اهل تسنن هستند فرایض دینی و نماز را در

مسجد به جا می آورند، مسجد جامع دزک در طی سا لهای گوناگون بارها در معرض تعمیر و بازسازی

قرار گرفته و دچار تغییراتی در برخی بخ ش ها شده است. احداث سرویس بهداشتی با مصالح سیمانی

در کنار رواق شرقی، نصب درهای آلومینیومی در شبستان جنوبی، جا به جا کردن محل ورودی اصلی

از ضلع شمالی به ضلع شرقی، سن گ فرش کردن صحن، و... از جملۀ تغییراتی است که در سا ل های

اخیر در این مسجد رخ داده است. اگرچه این الحاقات و تغییرات با ویژگ ی های اصلی مسجد ناهماهنگ

است ولی ت هرنگ و فرم کلی مسجد را از بین نبرده و تا به امروز سیمای اصیل مسجد حفظ شده است.

پژوهش حاضر ضمن معرفی مسجد جامع دزک، این فرضیه را پیش می نهد که این مسجد اثری

اصیل و کمیاب با ویژگ ی های معماری اولیۀ پس از اسلام ایران است. فرضیۀ این تحقیق، بهر ه گیری

مسجد جامع دزک از الگوهای مستتر در مساجد قرون اولیه اسلام و با ویژگی مساجد شبستانی است.

این پژوهش با استفاده از رو ش های توصیفی تحلیلی و جم ع آوری اطلاعات به شیوۀ کتابخان ه ای و

مطالعات میدانی به معرفی مسجد جامع دزک به عنوان اثری ک م نظیر در پهنۀ فرهنگی و تاریخی

سرزمی ن مان م ی پردازد. بیان موقعیت قرارگیری مسجد جامع دزک، تشریح و توضیحِ معماری آن و

توصیف دقیق نیارش و آرایه های این مسجد جا ن مایۀ این پژوهش را شکل م ی دهد. با پ ی گیری بنیا ن ها

و تغییر و تحولات صور ت گرفته در مسجد جامع دزک و هم چنین با نگاهی به مساجد قرون اولیۀ اسلام

در ایران همچون تاریخانۀ دامغان، نتیجۀ تحقیق البته با شک و تردید نشان از آن دارد که مسجد

جامع دزک با توجه به خصوصیات شبستانی اش متعلق به قرون اولیۀ اسلامی است.


مریم قاسمی سیچانی، بهنام پدرام، آزاده حریری،
دوره 37، شماره 72 - ( 3-1395 )
چکیده

خانه های تاریخی باارزش اصفهان غالباً در بازۀ زمانی دورۀ صفویه تا اواخر دورۀ رضاشاه )پهلوی اول( و بر

اساس الگوی حیاط مرکزی و ویژگی های معماری مناطق نیمه گرم و خشک ایران ساخته شده اند، اما به

لحاظ موقعیت دینی و فرهنگی ساکنان )مسلمان، ارمنی، یهودی، زرتشتی( یا موقعیت شغلی و اجتماعی

آنان )بازرگان و تاجر، روحانی، ملاک و زمین دار( تفاوت هایی در سازماندهی فضاها، نقش آب و تزیینات

آنان به چشم می خورد. مقایسه و بررسی عکس های هوایی اصفهان طی سال های مختلف، تغییر سریع چهرۀ

بافت تاریخی شهر اصفهان ) 4300 هکتار( را نشان می دهد که از این میان خانه های تاریخی به عنوان رکن

اصلی شاکلۀ محلات شهر، به دلیل ویژگی های خاص خود بیش از دیگر ابنیه در معرض تغییر و نابودی قرار

دارند. بررسی ها نشان داد که مطالعات صورت گرفته در مورد این خانه ها نسبت به خانه های تاریخیِ دیگر

شهرهای جهان، محدود بوده است و با توجه به تغییر چهرۀ سریع و سرعت بالای تخریب، تعلل در بررسی

آنها موجب از میان رفتن مدارک ب ینظیری در معماری ایرانی می شود. در این مقاله به تحلیل سازماندهی

فضا در خانۀ تاریخی باجغلی پرداخته شده است که از معدود بناهای ت کبادگیرۀ باقی مانده از عصر صفوی

است. هستۀ اولیه آن در دورۀ صفویه شکل گرفته و در زمان قاجار، توسعه یافته و الحاقاتی نیز در زمان

پهلوی به آن افزوده شده است. تحقیق حاضر به منظور پاسخ به پرسش هایی همچون چگونگی ویژگی های

سازماندهی فضاهای معماری، سازه، تزیینات، و بادگیر یگانۀ این خانه انجام گرفته است. روش تحقیق در

این مقاله توصیفی تحلیلی است و برای مستندسازی ویژگ یهای معماری، سازه و تزیینات بنا، از برداشت

ترسیمی، تصویری، نوشتاری، و شنیداری شفاهی بهره گرفته شده است. از انگیزه های مطالعۀ خانۀ

باجغلی می توان به ویژگ یهای منحصربه فرد این بنا همچون داشتن یک بادگیر، ساخت جبهۀ اصلی در

شمال زمین به شیوۀ رایج خانه های ارامنۀ جلفای اصفهان در دورۀ صفوی، و وضع نابسامان کنونی این خانه

اشاره کرد. همچنین شناخت معماری این خانۀ تاریخی، به منظور درک بخشی از هویت ناشناختۀ تاریخی

شهر اصفهان، امری ضروری است. از آنجا که بادگیر در معماری شهر اصفهان رایج نیست می توان بر اساس

این بنا، حضور ت کبادگیر در خانه های شهر اصفهان را مورد بحث قرار داد. بر همین اساس در جبهۀ جنوبی،

ویژگی های خانه های دورۀ صفویه همچون ایجاد تالار چلیپایی با غلام گردش، برپایی سقف طاق و چشمه،

ایجاد تزیینات حجمی و سطحی چون مقرنس، نقاشی و گچبری در فضای درون و معرق آجر در نمای رو

به حیاط و قوس های متداول دورۀ صفوی چون کلیل و تیزه دار مشاهده شده است. در جبهۀ شمالی نیز

ویژگی های معماری دورۀ دوم قاجار همچون داشتن تالار مستطیلی با سقف تخت و تزییناتی همچون آلت

و لقط، گچبری برجسته و نقاشی های الهام گرفته از نقاشی غرب و قوس های نیم دایره مشاهده شد. یافته های

تحقیق نشا ندهندۀ نحو فضا و ویژگی های سازه، تزیینات و فضای معماری خانۀ باجغلی در مقایسه با سایر

خانه های هم دورۀ آن در بافت تاریخی اصفهان بوده است.


سیدمحمود میراسکندری، امیر منصوری،
دوره 37، شماره 72 - ( 3-1395 )
چکیده

همزمان با انجام فعالیت های میدانی، فصل دوم پروژۀ بررسی و شناسایی آثار فرهنگی تاریخی

بخش کورونی یا کوه نانی از توابع شهرستان کوهدشت لرستان توسط امیر منصوری، یکی از اهالی

ده حسین آباد )آقای شا ه حسین کورونی( ما را از وجود مجموع ه ای از نقاش ی های صخر ه ای در منطقه

آگاه ساخت. نگارنده با راهنمایی ایشان برای بازدید و ثبت نقوش رهسپار محل شد. این نقوش بر

» ده روه ن چه قه ل « روی دیوارۀ پناهگاه صخره ای مادیا ن کوه، در تنگه ای که در گویش محلی آن را

دربند شغالDarvan Chaghal می نامند، ایجاد شده است. علت نام گذاری تنگه بدین نام این

است که در فصول مختلف سال محل بیتوته تعداد زیادی شغال و روباه است. رسیدن به محل نقاش ی ها

مستلزم گذر از یک مسیر نسبتاً راحت از میان تنگه است. به طوری که در ابتدای ورودی تنگه وجود

یک محوطۀ استقراری، جالب به نظر م ی رسید. لازم به ذکر است که در کف خاکی پناهگاه هی چ گونه

مواد فرهنگی مشاهده نشد. مجموعۀ تنگۀ ده روه ن چه قه ل مادیا نکوه در بهار 1388 ش به وسیلۀ هیئت

بررسی و شناسایی آثار فرهنگی تاریخی بخش کونانی به سرپرستی نویسندگان مورد بازدید و مطالعۀ

باستا ن شناختی قرار گرفت. دربارۀ این آثار پیش از این هی چ گونه پژوهشی انجام نگرفته و مطلبی دربارۀ

آن ها منتشر نشده است.



دوره 37، شماره 73 - ( 6-1395 )
چکیده


عباس خاکسار،
دوره 37، شماره 73 - ( 6-1395 )
چکیده

شمس العماره که به درخواست ناصرالدین شاه، مشابه بناهای اروپایی در ضلع شرقی ارگ سلطنتی

ساخته شده، ساختارش تلفیقی از معماری سنتی و مدرن است که در زمان احداث، بلندترین بنای

تهران و نماد پایتخت محسوب میشد. اعتمادالسلطنه و به دنبال او دیگر محقّقان تاریخ قاجار، تاریخ

1284 ق را سال ساخت بنا عنوان کرده اند، ولی وجود کتیبه ای در یکی از مخازن کاخ گلستان سبب

شد تا بار دیگر این بنا از نظر تاریخی و معماری بررسی و تجزیه و تحلیل شود. این کتیبۀ کاغذی

شامل ابیاتی است که توضیحاتی در مورد بنایی خاص و سازندۀ آن میدهد. در این پژوهش با روش

کتابخانه ای و مطالعۀ اسناد آن دوره، مانند کتب مرجع قاجاری و اسناد تصویری و خطی و همچنین

نقشه ها و نقاشی های مرتبط با آن، تعلّق کتیبه به شمس العماره محرز شد و بر اساس آن تاریخ احداث

1283 ق است. در ادامه نوشته به علل حذف کتیبه از پیکرۀ بنا پرداخته شده و هم چنین با توجه به

مطالعات میدانی و مقایسۀ بناهای مشابه در کاخ گلستان (تالار آینه)، محل کتیبۀ مذکور در تالار اصلی

و شاه نشین شمس العماره معیّن شد. نگارنده در این بررسی به روند تغییرات بی شمار به وجودآمده در

بنا که به سبب کاربری های مختلف صورت پذیرفته، اشاره کرده است؛ بنایی که در واقع برای نظاره

کردن اطرف شهر بنیاد شده بود، به محلی برای برگزاری مراسم سلام های خاص و ملاقات های درباری

و همچنین تلگرافخانۀ شخصی شاه در اتاق گوشواره شمالی تبدیل می شود. هم چنین شناسایی میرزا

غلامرضا خوشنویس به عنوان خطّاط کتیبه از دستاوردهای این تحقیق است.


بهمن سلطان احمدی، مریم سیدحمزه،
دوره 37، شماره 73 - ( 6-1395 )
چکیده

همواره پایداری سیاسی، زمین ههای فرهنگی، و بستر جغرافیایی و اجتماعی موجب افزایش تجارت و

رونق اقتصادی می شود که این امر ساخت راهها و بناهای وابسته به آن را به همراه دارد. سلجوقیان

در سایۀ پادشاهانی همچون ملکشاه، سلطان سنجر، آلب ارسلان و صدارت خواجه نظام الملک طوسی

توانستند اولین حکومت مقتدر مرکزی در ایران و ثبات را در قلمرو حکومت خود ایجاد کنند. در دورۀ

سلجوقی رونق و توسعۀ اقتصادی موجب شد برای اولین بار پس از اسلام، موج گسترده ای از ساخت

کاروانسرا پدید آید. برخی از این کاروانسراها تخریب و تعدادی نیز در دوره های بعد بازسازی شده

اند و فقط تعداد معدودی از کاروانسراهای این دوره باقی مانده است. محدودۀ بررسی این پژوهش

جاده ای ست که از سوی شرقی ایران، یعنی سرخس، شروع شده و پس از گذر از نیشابور، ری، قم، و...

در ادامه بغداد می رسد.

کاروانسراهای سلجوقی همانند سایر بناهای این دوره دارای شاخ ص ها و الگوهای فضایی ای هستند

که میتوان آن را سبک نامید. با مقایسۀ این کاروانسراها در ایران ویژگی هایی همچون الگوی دو و

چهار ایوانی، راهروهای سراسری در پیرامون سرا به جای تقسیم فضا توسط ایوانچه که در دورۀ

صفوی به خوبی نمایان است نبود اصطبل یا شترخانه، الگوی فضای ورودی، و همچنین فضاهای

اقامتی با الگوی چهارصفه، که می توان آن را در بناهای مذهبی همچون مساجد و مدارس مشاهده کرد.

سهم چشم گیر سلجوقیان در معماری ایران، بیشتر در نهادینه شدن شماری از قالب های کهن معماری

ایران و نیز توانایی هنرمندان دورۀ سلجوقی برای خلق تنوع و زیبایی در این معماری مشهود است.

با مطالعه ، بررسی و مقایسۀ شماری از این آثار می توان وحدت و انسجامِ بسیاری از خصوصیات و

ویژگی های معماری ایران در ادوار مختلف تاریخی را بازشناخت. این مقاله بر اساس روش توصیفی

تحلیلی نوشته شده است که در آن برای تحلیل از روش مشاهدۀ میدانی و برداشت های گوناگون و

همچنین مطالعۀ منابع نوشتاری محققان و مقایسۀ آثار این دوره با دیگر آثار بهره گرفته شده است.


مهدی سلطانی محمدی، محمد بلوری بناب،
دوره 37، شماره 73 - ( 6-1395 )
چکیده

همانگونه که آب انبار برای انباشت و ذخیرۀ آب آشامیدنی مورد استفاده قرار می گرفته، یخدان یا

یخچال نیز مخزنی جهت نگهداری و حفظ یخ بوده است. یخ در زمستان و در طی ماه های سرد سال

تهیه شده و در طی فصول گرم تا شروع زمستان سال بعد استفاده می شد. در مناطقی که وضع اقلیم

باعث می شده که برف و یخ زمستانی در ارتفاعات پایدار بماند، در فصول گرم از این ذخایر طبیعی

استفاده می شد و بنای خاصی برای تولید و ذخیره یخ وجود نداشت. اما در مناطق گرم و خشک ایران

که تابستان های نسبتاً طولانی و درجۀ حرارت هوا در تابستان بالاست با استفاده از فنون معماری

ایرانی، بنایی به نام یخدان (یخچال) برای تولید و ذخیره و نگهداری یخ تدبیر شده است. این بناها با

توجه به ویژگی هایی کالبدی و معماریانه ای که داشتند، یخ را از فصل زمستان تا آخر فصل تابستان

به خوبی نگه می داشتند. این نوع یخ سازی طبیعی و سنتی که برای قرن ها در ایران رایج بوده در

حال حاضر به علت حساسیت در مسائل بهداشتی و دستیابی به روش های صنعتی و بهداشتی تولید

یخ مانند پدیدار شدن یخچال های مکانیکی خانگی، کاملاً منسوخ شده و بناهایی نیز که بدین منظور

طراحی شده بودند به فضاهایی متروکه تبدیل شده اند. در شهرستان نایین واقع در اقلیم گرم و خشک

منطقۀ مرکزی ایران، تعدادی از این بناهای فراموش شده دیده می شود. روش پژوهش حاضر توصیفی

تحلیلی و مبتنی بر مطالعات میدانی و کتابخانه ای است. نتایج پژوهش نشان می دهد که یخچال های

شهرستان نایین شامل سه یخچال محمدآباد در محلۀ کلوان نایین، یخچال روستای محمدیه، و

یخچال بافران است. این یخچال ها در گروه یخچال های گنبدی قرار میگیرند و از سه قسمت دیوار

سایه انداز و حوضچه های تولید یخ و مخزن ذخیرۀ یخ تشکیل شده اند.


سلیم سلیمی مؤید،
دوره 37، شماره 73 - ( 6-1395 )
چکیده

با توجه به اقلیم و وضع جغرافیایی، هزینه های استحصال آب در مناطق مختلف ایران متفاوت است.

بارندگی در مناطق شمالی هزینه ها را به میزان زیادی پایین آورده است. این هزینه ها در مناطق

کوهستانی بیشتر است ولی میزان اندک بارش در نواحی خشک و نیمه خشک و کویری هزینه های آب

را به طور محسوسی بالا برده و در مواردی فراهم کردن آب را با مشکلات فراوانی روبه رو ساخته است.

کویرنشینان با استفاده از فن آوری حفر قنات یا بهره گیری از بستر رودخانه های فصلی توانسته اند تا

حدودی زیادی بر مشکل کمبودِ آب فائق آمده و در مواردی هم اراضی خشک و بایر را آباد و باغ و

زمین آماده کشت را به وجود بیاورند. در این نقاط توجه به قنات و دیگر شیوه های تأمین آب باعث

توسعه و پیشرفت ساکنان این مناطق در تمام شئون شده است. اگرچه قنات در بسیاری از کشورها

شناخته شده است و دامنۀ نفوذ آن از شیلی تا ژاپن را در بر میگیرد، ولی حوزۀ کویری ایران و حواشی

آن بیشترین تعداد قنات را در خود دارد و بیشترین پیشرفت های فنی و دانشِ هماهنگ با اقلیمِ بیابانی

و نیمه بیابانی را در این مناطق شاهد هستیم. در این پژوهش تلاش شده تا روندی از تکوین دانش یا

دانشهای بومی انتقال و بهره برداری از آب در شهر شهداد و روستاهای تابعه آن را با استفاده از منابع

مکتوب تاریخی و یافته های باستانی مربوط به هزارۀ سوم پیش از میلاد منطقه ترسیم شود. بر این

اساس سعی شده نمونه هایی از آثار و اشیای مرتبط با این دانش معرفی شده و رابطۀ آنها و روش های

امروزی استحصال و انتقال آب از رودخانه و منابع زیر زمینی تا حد امکان بررسی و مقایسه شود. بر

اساس یافته ها و اسناد موجود به نظر می رسد ماهیت روش های موجود با اندک تغییر در شیوه و

استفاده از مواد و مصالح جدید با گذشته فرق چندانی نکرده است. مثلاً داس مکشوفه از محوطۀ

باستانی تشابه زیادی به داسهایی دارد که امروزه در این منطقه استفاده می شود ولی تفاوت هایی از

نظر جنس و فرم در آن ایجاد شده است. همچنین کرت بندی مربوط به هزارۀ سوم پیش از میلاد با

اندکی تغییر در اندازۀ کرت ها، امروزه نیز در میان کشاورزان شهداد و روستاهای آن متداول است. یا

تکنیک انتقال آب از بستر رودخانه به همان شیوه ای بوده که در ادوار قبل صورت گرفته و تنها جنس

و اندازۀ کانال و جوی ها تغییر کرده است. بستن بند در مقابل آبِ رودخانه در گذشته با استفاده از خار

و خاشاک و تنۀ درختان صورت می گرفته اما امروزه سیمان و مواد مقاوم جای آنها را گرفته اند. با این

حال به نظر می رسد توجه به دانش های بومی که حاصل سال های دراز اندیشیدن گذشتگان بوده و

برای به دست آوردن آن بارها آزمون و خطا را تجربه کرده اند برای ما مفید خواهد بود.


علیرضا شاه محمدپور سلمانی، حسام اصلانی، حمیدرضا بخشنده فرد،
دوره 37، شماره 73 - ( 6-1395 )
چکیده

آثار تاریخی بیشاپور که در اوایل دورۀ ساسانی شکل گرفته و گسترش یافته، همواره در معرض تهدید و

تخریب و فرسایش قرار داشته است. گروه های تحقیقاتی ای که اقدام به مطالعه و کاوش در این محوطۀ

باستانی کرده اند، در حیطۀ بینش و توان خود دست به اقدامات حفاظتی و مرمتی زده اند. اولین

دیدگاه در مورد نحوۀ محافظت از آثار، استخراج و انتقال قطعات یافته شده و اجزای تزیینات معماری

به موزه ها بود که توسط فرانسویان صورت پذیرفت. این نوع برخورد باعث بی هویت شدن برخی فضاها

مانند ایوان و تالار موزاییک شده است. با شروع فعالیت هیئت های ایرانی، اقدامات مسئولانه ای در

خصوص حفاظت از آثار در بیشاپور شروع شد، برخی از این عملیات ها با تخریب و تجدید بنا همراه

بوده و جنبۀ بازسازی به خود گرفته است. از سال 1359 با حضور مرمتگران ادارۀ کل حفاظت آثار ملی

در بیشاپور، اقدامات جدیدی شروع شد که خلاصه ای از نوع فعالیت و گزارش های آنها در این مقاله

آورده شده است. با مرور تاریخچۀ حفاظت و مرمت در این شهر تاریخی، استنباط می شود راهبردی

خاص در این زمینه وجود نداشته است. خروج قطعات و اجزای تزیینی هر چند که از تخریب آن

قطعه جلوگیری کرده، ولی کالبد و هویت محوطۀ تاریخی را خدشه دار کرده است که نمونۀ آن ایوان

و تالار موزاییک است که فاقد این تزیینات است. بازسازی های انجام گرفته نیز از فلسفه ای برخوردار

نیست؛ نمونۀ آن پایه های بتنی مجسمۀ شاپور است. اقداماتی که برای تثبیت وضعیت فعلی آثار به کار

گرفته شده نیز نه تنها اثر بسزایی نداشته، بلکه با منظر تاریخی مکان نیز همخوانی ندارد. در انتهای

این مقاله ضمن مطالعۀ دقیق روند حفاظت و مرمت در بیشاپور به این نتیجه می رسیم که با گردآوری

دقیق اطلاعات و مشخصات آثار، بازآفرینی بخش هایی از بنا به صورت کالبدی و بصری در دستیابی به

راهکارهای حفاظتی و مرمتی شهر مؤثر خواهد بود.


کاظم عرب،
دوره 37، شماره 73 - ( 6-1395 )
چکیده

 روستای وشنوه veshnaveh از جملۀ روستاهای تاریخی و کوهستانیِ بخشِ کهک قم است که

در 64 کیلومتری جنوب این شهر قرار دارد. در این روستا علاوه بر آثار و محوطه هایی متعلق به دورۀ

پارت و ساسانی، بناها و امامزاده هایی از اواسط و اواخر دوران اسلامی وجود دارد. از جمله این بناها

مسجد پاچنار وشنوه با منبری چوبی بازمانده از عصر صفوی است. بخش عمده ای از منبر مذکور به

دلیل گذشت زمان و نگهداری نامناسب از بین رفته بود، اما خوشبختانه در سال 1387 به همت ادارۀ

میراث فرهنگی استان قم مرمت و ترمیم شد.

این نوشته با اشاره ای کوتاه به سوابق منابر چوبی در آثار تاریخی ایران، می کوشد با جمع آوری

اطلاعات به روش کتابخانه ای و تمرکز بر مشاهده و بررسی مستقیم اثر، ضمن شرح مختصر ساختارِ

گره چینی و منبت کاری های منبر به قرائت کتیبه های متنوع و متعدد آن بپردازد؛ کتیبه هایی که به

خط ثلث به دو زبان عربی و فارسی ضمن به دست دادن تصویری زیبا، بازتاب دهندۀ سلایق هنری و

باورهای اعتقادی آن دوره و آگاهی هایی از هویت بانی و تاریخ ساخت آن است.

مهم ترین کتیبۀ منبر که نام بانی و تاریخ ساخت منبر در آن آمده، بر کلاف عرضی سمت راست

منبر از بالا به پایین نقر شده است. بر اساس این کتیبه، منبر به همت الخواجه زین الدوله و الدنیا

و الدین علی بن سلطان علی در زمان السلطان ابوالمظفر شاه اسماعیل بهادرخان در سال ستۀ

عشرین و تسعمائه هجریه (926 ق) به انجام رسیده است.


کوروش مؤمنی، کوروش عطاریان، آذین میرزاوند،
دوره 37، شماره 73 - ( 6-1395 )
چکیده

معماری دورۀ قاجار را معماری خانه سازی و یا معماری خانه های مسکونی نامیده اند. در این دوره 

به علت افزایش جمعیت شهرنشینان، ساخت و ساز معطوف به ایجاد سرپناه و خانه برای مردم تازه وارد

به شهر شد. در پی تحول سبک معماری در احداث خانه ها، کم کم اصلی ترین مفهوم فکری و کالبدی

معماری ایرانی یعنی درون گرایی، جای خود را در شکل گیری خانه ها به برون گرایی میدهد. تزیینات

معماری در این دوره وضع نازل تری را نسبت به دوره های گذشته، به خصوص دورۀ صفوی نشان

میدهد. شهر خرم آباد در دورۀ قاجار به محله های اطراف قلعۀ فلک الافلاک محدود بوده است. خانۀ

آخوند ابو از شاخص ترین خانه های شهر خرم آباد متعلق به اواسط دورۀ قاجار است. خانۀ سوزنگر نیز

متعلق به اواسط قاجار و از بناهای زیبای شهر تاریخی دزفول است. با توجه به اهمیت این موضوع تا

کنون دو تحقیق جامع در مورد تزیینات خانه های دزفول انجام پذیرفته است؛ کتاب دزفول شهر آجر

به قلم غلامرضا نعیما و همچنین رسالۀ  نقوش سنتی و آجری دزفول نوشتۀ سیدنظام الدین امامی فر.

همچنین می توان گفت تاکنون تحقیق مشخص و هدفمندی دربارۀ تزیینات آجری خانه های شهر

خرم آباد صورت نگرفته است. در این مقاله از روش تحقیق توصیفی تحلیلی استفاده شده است و با

بهره گیری از مطالعات کتابخانه ای در مورد معماری دورۀ قاجار و همچنین مطالعات میدانی به بررسی

تزیینات آجرکاری خانۀ آخوند ابوی خرم آباد در قیاس با خانۀ سوزنگر دزفول پرداخته شده است.

یافته های تحقیق نشان می دهد که خانۀ آخوند ابو دارای تزیینات آجری خفته راسته، دندانه موشی،

قطاربندی، و خوون چینی که همه ساده هستند است. اما در خانۀ سوزنگر تزیینات نفیس تر و

بسیار پرکارتر از خانۀ آخوند ابو است و شامل گل اندازی و انواع طرح های خوون چینی و همچنین

کتیبه های مزین به آجرکاری بی نظیر خوون چینی است و به خوبی هویت معماری دزفول را به نمایش

گذاشته است.


عطا حسن پور، فاطمه دلفان، الهام بیرانوند،
دوره 37، شماره 74 - ( 9-1395 )
چکیده

در این نوشته آثار معماری مکشوفه از نخستین فصل کاوش های اضطراری محوطۀ باستانی قلا گوری رماوند 1 در سال 1389 معرفی شده است. این کاوش ها با انگیزۀ نجات بخشی این محوطه از خطر آبگیری سد سیمره انجام گرفت. هدف اصلی در این کاو شها مستندسازی آثار منقول و غیر منقول و نجات بخشی آنها قبل از آبگیری سد سیمره و انهدام آنها بود. طرح کاوش نجات بخشی محوطۀ قلاگوری رماوند در اوایل پاییز سال 1389 به پیشنهاد سازمان میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری استان لرستان و با اخذ مجوز از پژوهشکدۀ باستان شناسی آغاز شد. کاوش در این محوطه به دلیل وجود اثر ارزشمندِ معماری به روش ارگانیک صورت گرفت و با توجه به محدودیتِ زمان، بخش اندکی از این بنا کاوش شد و هیئت کاوش موفق به آزادسازی و خاک برداری کامل بنا نشد. در نتیجه ادامۀ حفاری به فصل دوم موکول شد. در این فصل کاوش به چهار کارگاه با ابعاد 5×5 متر محدود شد و حاصل آن آزادسازی قسمت هایی از یک بنا با چهار فضای مرتبط به هم بود. اجزای معماری مکشوفه از یک فضای رابط در شمال ترانشه با جهت شرقی  غربی تشکیل شده است که به دو اتاق موازی با جهت شمالی جنوبی راه دارد .این دو اتاق نیز در ضلع جنوبی به یک اتاق ستون دار با جهت شرقی غربی منتهی می شوند. این مقاله با رویکردی تاریخی  فرهنگی و با استفاده از روش های مطالعات میدانی و کتابخانه ای تهیه و تدوین شده است. در این بین کوشش شد تا پس از توصیف فضاهای معماری و مراحل کاوش، بر اساس گزینه های دست هبندی شده و مقایسۀ تطبیقی با چند بنای مشابه و همجوار از جمله محوطه های برزقاوله 2 و خانۀ اربابی دره شهر به تحلیل و شناخت هر چه بهتر عناصر ساختاری این بنا که مربوط به دوران ساسانی است، بپردازیم.
حسین حمیدی نیا،
دوره 37، شماره 74 - ( 9-1395 )
چکیده

کلات نادری عارضۀ طبیعی دژمانند بیض ی شکلی در میان رشتۀ کوه هزارمسجد )میانگین طولش ۳۶ کیلومتر و میانگین پهنای آن ۷ کیلومتر( است. دژ کلات جزیی از شهرستان کلات به شمار م ی رود و این شهرستان که عمدتاً کوهستانی است، از شمال و شرق به کشور ترکمنستان، از جنوب شرق به شهرستان سرخس، از جنوب به شهرستان مشهد، و از غرب به شهرستان درگز محدود م ی شود. کلات نادری به عنوان یک دژ طبیعی، همواره در طول تاریخ مورد توجه پادشاهان ایران و حاکمان محلی در خراسان بوده است. نادرشاه افشار که خود متولد ابیورد در شمال حصار طبیعی کلات بوده در دوران حکومتش توجه ویژ ه ای به آن مبذول داشت. ب ه طور یکه یکی از استحکامات مهم او به شمار م ی رفت. قلعۀ کلات اشراف بسیار مناسبی بر صحرای ترکستان دارد و از این نظر در طول تاریخ نقش مهمی در کنترل و دفع هجوم ترکم ن ها به نواحی شمال خراسان و مشهد ایفا کرده است. در روزگار قاجار جدایی افغانستان، بلوچستان شرقی، و ترکستان موجب شد نواحی مرزی نزد ناصرالدین شاه اهمیت
یابد. در نتیجه به منظور اطلاع از اوضاع و احوال نواحی مرزی به دستور شاه مقامی با عنوان »مهندس مخصوص حضور همایون » برای نقشه کشی سرحدات ایجاد شد که وظیفۀ او تهیۀ نقشه های دقیق از سرحدات و مرزها و گزارش وضعیت آن نواحی به شاه بود. نقشه های متعددی به همراه گزارش های نوشتاری پیوستِ آن جهت تشریح اوضاع نظامی، سیاسی، اقتصادی، طبیعی، و اجتماعی آن توسط نقش ه ک ش های دربار قاجار تهیه و در اختیار ناصرالدی ن شاه قرار داده م یشد. از جمله در مخزن ادارۀ اسناد وزارت امور خارجه گزارش مکتوبی موجود است که به صورت کتابچه با جلدی به ابعاد ۲۰*۱۳  سانتی متر در مورد آب های کلات نادری تهیه شده است. مجموع این آب ها پنج رشته است منبع آنها از کوه هزارمسجد و کوهی است که متصل به کوه هزارمسجد است. اول آب لاین است که به طرف غربی کلات جاری م ی شود. دوم آب ارچنگان است که به طرف غربی کلات م یرود. سوم آب داخلۀ کلات است که به طرف جنوب کلات جریان دارد. چهارم سررود است که از طرف شرقی کلات جاری است. پنجم آب خورد کرماب است که آن هم در طرف شرقی کلات واقع است. سه نقشه نیز وجود دارد که به همین کتابچه مربوط است. اول کروکی نقشۀ کلات در شمال خراسان به ابعاد ۶۵*۵۰سانتی متر است. در این نقشه پنج رشته آب مذکور نشان داده شده و فاقد امضاء و تاریخ است. اعلام جغرافیایی بسیاری در این نقشه دیده می شود. دوم نقشۀ عبدالرحیم مهندس ازآب های پنجگانه کلات نادری به ابعاد ۴۱.۵*۵۴ سانتی متر به تاریخ ماه محرم ۱۳۲۱ ق که دارای مقیاس خطی، راهنما، و جه ت نما است. در این نقشه علاوه بر آ ب های پنج گانه عوارض طبیعی و انسا ن ساخت نشان داده شده است . سوم نقشه دره و اراضی قریۀ زو واقع در سرحد کلات، مکمل نقشۀ عبدالرحیم مهندس دربارۀ منطقه عمومی کلات و دربند خواجه است که در ماه صفرالمظفر ۱۳۲۱ هجری قمری و توسط مشارالیه ترسیم شده است. در این نقشه رودخان ه های ینگی قلعه و زو به عنوان مه م ترین رودخانه های ضلع شرقی کلات به نمایش درآمده اند. علاوه بر رودخانه و چند روستا، نام اراضی مزروعی به تفصیل آمده است.

سیاوش درودیان،
دوره 37، شماره 74 - ( 9-1395 )
چکیده

مرمت های دوره­ای بناهای تاریخی، ب هخصوص در زما ن های گذشته که دانش علمی این کار وجود نداشته، موجب تغییرات کالبدی در این بناها می­ شده است. بررسی این تغییرات می­تواند راهگشای فهم و درک بهتر اثر و پایه­ای برای مرمت بهتر آن در دوره­های بعدی باشد. در این پژوهش به امامزادۀ «ینگی امام» از بناهای دورۀ صفوی در غرب کرج پرداخته شده است. این نوشته پس از معرفی اجمالی خود بنا به تاریخچۀ مختصر مرمت آن در زما ن های مختلف اشاره می­کند و سپس تغییرات ایجاد شده را بر اساس مدارک تاریخی و مقایسۀ کالبد امروزین و کالبد گذشته آن پی می گیرد. مطالعه بر اساس بررسی متن ها و عکس­های تاریخی این اثر و استفاده از گزارش­های سازمان میراث فرهنگی، صورت گرفته است.نتیجۀ پژوهش مشخص می­کند که در دوره­های قبل بیشترین تغییرات کالبدی در سردر صحن بنا که در دورۀ قاجار ساخته شده، کتیبۀ سردر بقعه، و کاش ی های گنبد اتفاق افتاده است. بیشتر تغییرات متأخر هم مجددا بر گنبد و فضاهای داخلی که سراسر آن آیینه کاری شده، دیده می­شود. بنابراین لازم است در مرمت­های بعدی به تغییرات و دست اندازی­های اخیر توجه شده و الحاقاتِ زائدِ اثر حذف شود.

مرتضی رضوانفر،
دوره 37، شماره 74 - ( 9-1395 )
چکیده

حضور هنر ایرانی و زبان فارسی در کتیبه های مساجدِ بسیاری از کشورها به ویژه سه قارۀ بزرگ آسیا وآفریقا و اروپا از جملۀ زیبایی های برجای مانده در معماری این مناطق و نیز نشانگر خدمات فرهنگی  هنری جامعۀ ایرانی در اقصی نقاط جهان است. پروژۀ میدانی «بررسی کتیبه های فارسی در جهان نوروز » طی چند سال اخیر توسط نگارنده، در بخ شهایی از کشورهای ترکیه، آذربایجان، هندوستان، گرجستان، پاکستان، و روسیه انجام پذیرفته است. این مقاله رهیافت یک سفر پژوهشی به شهر دربند در تصرف روسیه است که به منظور شناسایی و تهیۀ شناسنامه از کتیبه های فارسی و برخی از بناهای کتیبه دار این شهر صورت گرفته است. شهر کوچک و ساحلی دربند دارای ۱۵۰ اثر ثبتی است و حدود۱۰۰ کتیبۀ فارسی )فارسی پهلوی و دری( از دوره های ساسانی، صفوی و قاجار بر بناهای آن نقش بسته است. مسجد جمعه دربند، بعد از نارین قلعه و حصار۴۰ کیلومتری شهر، مهم ترین اثری است که همواره مورد توجه حکومت های منطقه ای بوده است. لذا دارای کتیبه های ارزشمندی از حکومت های ایرانی، عرب، مغول، و ترک است. قدمت ۱۳۰۰ و همچنین نوع معماری آن معیارهایی بوده برای ثبت این مسجد در پروندۀ جهانی دربند در یونسکو. از مهم ترین دستاوردهای این پژوهش، شناسایی، خوانش متن، و تهیۀ شناسنامۀ پژوهشی برای ۱۰ کتیبۀ فارسی با قدمت هفتصد تا دویست ساله )دورۀ قاجار( بر دیوارهای مسجد جمعه و مدرسۀ آن است که نتیجۀ آن در مقالۀ حاضر ارائه شده است.

سیدمنصور سیدسجادی، حسین مرادی،
دوره 37، شماره 74 - ( 9-1395 )
چکیده

کاوش در شهر سوخته سیستان سابقه ای پنجاه ساله دارد و کاوش در بخش مسکونی شهر سوخته یکی از اهداف مستمر و پیگیر گروه باستان شناسی شهر سوخته و دهانۀ غلامان از سال ۱۳۷۸ تا کنون بوده است. طی این سال ها در ۲۹ کارگاه در بخش مسکونی شهر سوخته حفاری صورت گرفته است که کاوش در ساختمان شمارۀ ۱، ۲۰ ، ۲۶ ، و ۲۸ از مهم ترین این زنجیره کاوش های باستا نشناختی به شمار می آید. انتخاب محل کاوش در کارگاه های شمارۀ ۲۶ و ۲۸ که در بخش مسکونی مرکزی قرار گرفته اند، بر اساس مطالعات سطحی، بررسی های زمین  مغناطیس سنجی و عکاسی هوایی با پهباد انجام پذیرفته که از چند حیث دارای اهمیت است. نخست این که این کارگاه ها در بخشی از شهر سوخته قرار گرفته اند که به نظر می رسد محصول توسعۀ شهرنشینی و به دنبال آن گسترش ساخت وساز شهری بر اساس نیاز و شرایط جدید بوده و شهرسازی در این بخش بر اساس طرح و نقشه از پیش تعیین شده بوده است. دوم اینکه بر اساس مطالعات سطحی این بخش از شهر سوخته شواهد زیادی از سفال های دورۀ چهارم استقرار در شهر سوخته عرضه داشته که می تواند به برداشت های نوینی از این دوره بیانجامد. کاوش های این دو کارگاه شواهد بسیار زیادی از دورۀ چهارم استقرار ارائه کرده و نشان می دهد که آثار و بقایای این دوره در بخش های دیگری از تپه به ویژه بخش مرکزی و شمالی نیز قابل پیگیری و ردیابی است. سومین دلیل، کاوش ساختارهای معماری ویژه ای در ساختمان شمارۀ ۲۶ است که شامل یک دالان پنجاه متریِ روباز با هجده دیوارک پشتیبان و بخش های مسکونی و انبار یشکل مرتبط با این دالان می شود که این سازه ها همراه با شواهد مادی بسیار زیادی به جا مانده از دورۀ چهارم و پایانی استقرار در شهر سوخته هستند.

سیدمحمد بهشتی، حسین راعی،
دوره 37، شماره 74 - ( 9-1395 )
چکیده

مزارع مسکون به عنوان گونه ای اثرگذار و اثرپذیر از عوامل سیاسی، اجتماعی، اقتصادی، و فرهنگی دوره های مختلف، مجتمعی زیستی و معیشتی با وسعت و جمعیت مختلف و متفاوت بوده است. اطلاعات موجود در منابع مختلف، نشان می دهد که مزارع مسکون از دوره های پیش از اسلام، قرون اولیۀ اسلامی تا دورۀ پهلوی به صورت مستقل و تابعه )صغیره و کبیره( در محدودۀ قصبات و رستاق ها) روستاها(، وجود داشته اند و با عناوینی چون دستکرت، مجموعه ها و قلاع کشتخوانی و مزارع مسکون، شناخته می شده و در قالب اقطاع، تیول، سیورغال، و عطیه از طرف حکومت واگذار می شده اند. بسیاری از این نوع مزارع، پس از الغای تیول داری در اواخر قاجاریه و اصلاحات ارضی و با عزیمت بسیاری از مالکان به خارج از کشور و شهرهای بزرگ، ماهیت و شاکلۀ خود را از دست داده و در حال نابودی هستند. با بررسی فراز و فرود ناشی از تحولات تاریخی، می توان دوره های ایلخانی و صفویه را عصر شکوفایی و بالندگی و اثرگذاری مزارع مسکون بر وجوه مختلف مملکت داری و مناسبات اجتماعی و فرهنگی ایرانیان دانست. این مقاله به دنبال پاسخ به سؤالاتی دربارۀ چگونگی فرآیند نضج و حضیض مزارع در گذر از تحولات تاریخی کشور بوده و هدف آن، معرفی این مزارع و تأکید بر نقش اثرگذار آنها در نظام سیاسی، دیوانی و اقتصادی کشور در ادوار مختلف است و سعی م یکند با رهیافت تفسیری تاریخی به تأویل و خوانش اسناد مکتوب و پیمایش آثار مادی از طریق برداشت، مستندنگاری، و مصاحبه بپردازد. آگاهی، شناخت، و سپس فهم مزارع مسکون تاریخی با استعانت از اسناد تاریخی و جغرافیای تاریخی، بخشی از نتایج این مقاله به شمار می­رود.

سپیده پورمحمدی، مرضیه صفار،
دوره 37، شماره 74 - ( 9-1395 )
چکیده

چوب و نی در زمرۀ اولین مصالح در ساختمان سازی بوده است. استفاده از این مصالح از دیرباز به جهت سهولت دسترسی، سبکی، مقاومت فشاری، کششی و برشی، اتصالات ساده، نصب سریع و غیره رواج داشته است. ویژگی های فوق باعث شده است که چوب در میان مصالحی که جهت ساختمان سازی به کار می روند دارای ارزش ویژه ای باشد. خصوصاً کاربرد آن در سقف بنا حایز اهمیت است. آنچه که استفاده از چوب را در بسیاری موارد در فلات ایران محدود کرده است، کمبود و نیز آسیب پذیری آن در برابر آفات و بیماری هاست. در قسمت مرکزی ایران به علت اقلیم حاکم بر آن، موریانه ها مهم ترین آفت بناهای خشتی و سازه های چوبی هستند. بدین منظور آزمایشی میدانی برای بررسی ترجیح غذایی موریانه ها )با توجه به گونه های چوب مورد استفاده در بناهای تاریخی( طراحی و در حسینیۀ چهارمنار به اجرا درآمد. در این بررسی چهار گونه چوب )گردو، چنار، کاج، زبان گنجشک( را که بیشتر در بناهای تاریخی به کار گرفته شده اند آزمایش کردیم. این آزمایش در قالب طرح کاملاً تصادف (۴تیمار در ۸ تکرار( در زمینی به مساحت ۴۰۰ متر مربع انجام شد و مقایسۀ میانگین ها، نشان داد که گردو و چنار در یک گروه، زبان گنجشک در گروه دوم و کاج  که هیچ مورد تغذیه قرار نگرفته  در گروه سوم قرار دارند. همچنین آمارهایی از تعداد ایستگاه هایی که در آنها تغذیه صورت گرفته در هر بازدید مشخص شده است.


صفحه 26 از 30