جستجو در:
باغ عباس آباد نطنز از باغ های به جامانده از قرن یازدهم هجری )مقارن با دورۀ صفوی( است. این باغ
اثری است که در پیوند با محیط پیرامون و موقعیت ساختاری اش، نمودِ متفاوتی در میان باغ های
شاهی دارد، تا آنجا که قرارگیری آن در منطقۀ ییلاقی نطنز و دامنۀ کوه کرکس از وجوه برجستۀ
آن به لحاظ منظری به شمار می آید. پژوهش پیشِ رو تلاشی در جهت بازنمایی ساختار اولیۀ این
باغ با استناد به گزارش های علمی، متون و اسناد تاریخی موثق و مطابقت با گونه های مشابه است.
یافت ههایی که در حوزۀ این مطالعه به دست آمده است در راستای شناخت گونه ای از باغ های ایرانی
است که مبتنی بر واقعیت های موجود می باشد. یکی از رویکردهای این مطالعه، نگرش به ساختار
کلی مجموعۀ عبا سآباد که باغ را جزئی از آن م یداند است. این نگرش مجموعۀ عباس آباد را
به مثابه منظومه ای در تعامل با بستر شکل گیری اش م یبیند. افزون بر این، هدف از بررسی چنین
موضوعی، نگاه دقیق تر به یکی از باغ های خارج از شهر و منزلگاهی است. خوانش زمینۀ پیدایش اثر،
به نمودارشدن ساختارهای ارزشمندی که در پیوند با باغ شاهی قرار م یگرفتند، منجر شد. اجزایی
همچون معدن سرب و روی، آثاری از قبرستانی قدیمی و سکونت گاه نخستین را می توان از یافته های
این پژوهش دانست. در حیطۀ عناصر معماریانه نیز وجود مکان اقامتیِ ساباط در مجاورت باغ محرز
شد. همچنین در روند تحقیق، شناسایی گیاهان اصیل و نظام آبیاری باغ مد نظر قرار گرفته است.
گیاهان به ویژه درختان کهن سال از مهم ترین اجزای یک باغ تاریخی هستنند تا آنجا که بخش مهمی
از ساختار و ادراک مکان باغ به واسطۀ حضور گیاهان شکل می گیرد. بنابر این لازم است گیاهان
همانند سایر اجزای شکل دهندۀ باغ مورد توجه قرار گیرند. از این رو ثبت و نگهداری اطلاعات وضع
زیستی گیاهان باغ برای حفظ نظام گیاهان باغ اهمیت زیادی دارد و فرایند نگهداری و مدیریت باغ را
تسهیل م یکند. آنچه مسلم است گیاهان باغ به عنوان جزء مهمی از آن نیازمند ثبت هستند و لازم
است سازوکاری برای این منظور در نظر گرفته شود. در این نوشتار سعی شده به این موضوع پرداخته
شود. به عبارتی سعی خواهیم کرد بدین سؤال پاسخ دهیم که اساساً چگونه می توان سازوکاری برای
مستند کردن وضع موجودِ نظامِ گیاهی یک باغ تدوین کرد؟ کاخ گلستان به عنوان مقر حکومتی دورۀ
قاجاریه از اهمیت ویژه ای برخوردار است و لزوم توجه به نظام گیاهی آن در کنار سایر اجزای معماری
آن احساس م یشود. با همین هدف گونه های گیاهی کهن سال آن طی برداشت های میدانی مطالعه
شد و در ادامه قالبی برای درج اطلاعات تدوین شدۀ آن تهیه شد و درختان مورد نظر نیز انتخاب شدند.
تهیۀ نقشۀ دقیقی از موقعیت و گون ههای گیاهی باغ، اولین گام در راستای ثبت آنان است. در گام
بعدی وضع فیزیکی گیاهان همانند قطر و سن آنان مورد سنجش قرار گرفته و خصوصیات ظاهری
آنان با عکس انداختن و ترسیم شکل ظاهری آنان ثبت و ضبط م یشود. روش تحقق این فرایند در
باغ گلستان، مطالعات کتابخانه ای و برداشت های میدانی و استفاده از تجربۀ متخصصان این حوزه بوده
است.
مسجد جامع دِزَک Dezak در مرکز روستایی تاریخی به همین نام در سه کیلومتری شهرستان
سراوان استان سیستان و بلوچستان واقع شده است. این مسجد یک طبقه است و با خشت و گل،
مصالح بومی منطقۀ ساخته شده و سیمایی ب ی پیرایه دارد. از آنجا که مطالعۀ دقیقی دربارۀ این مسجد
صورت نگرفته یا گمان ه ای با هدف تعیین قدمت آن زده نشده است، دربارۀ تاریخ ساخت آن نظرهای
گوناگونی اظهار شده است و آن را به قرون نخستین اسلامی تا سد ه های اخیر منسوب کرده اند. با
این حال با تحلیل ویژگ ی های نیارشی، آرای ه ها و مقایسۀ تطبیقی مساجد قرون اولیۀ اسلام در ایران
هم چون تاریخانۀ دامغان، م ی توان آن را از جملۀ یکی از قدی م ترین مساجد ایران به شمار آورد.
ریخت کلی طا ق ها که عمدتاً ماز ه ای هستند و نحوۀ اتصا ل شان به ستو ن ها با اندکی پی ش آمدگی،
وجود صحن مرکزی و قرار گرفتن روا ق ها و شبستا ن ها در اطراف آن، عری ض تر بودن شبستان جنوبی،
و سادگی و بی پیرایگی این مسجد ما را به ابراز این فرضیه متقاعد م ی کند. از دیگر ویژگی های این
مسجد این است که علاوه بر بخ ش های اصلی همچون صحن و شبستان و رواق، دارای فضاهای جانبی
دیگری مانند چله خانه و فضایی برای استراحت زائران نیز هست. این فضاها در بناهای دیگر این استان
نیز دیده م ی شود. از آنجا که اهالی روستا که عمدتاً اهل تسنن هستند فرایض دینی و نماز را در
مسجد به جا می آورند، مسجد جامع دزک در طی سا لهای گوناگون بارها در معرض تعمیر و بازسازی
قرار گرفته و دچار تغییراتی در برخی بخ ش ها شده است. احداث سرویس بهداشتی با مصالح سیمانی
در کنار رواق شرقی، نصب درهای آلومینیومی در شبستان جنوبی، جا به جا کردن محل ورودی اصلی
از ضلع شمالی به ضلع شرقی، سن گ فرش کردن صحن، و... از جملۀ تغییراتی است که در سا ل های
اخیر در این مسجد رخ داده است. اگرچه این الحاقات و تغییرات با ویژگ ی های اصلی مسجد ناهماهنگ
است ولی ت هرنگ و فرم کلی مسجد را از بین نبرده و تا به امروز سیمای اصیل مسجد حفظ شده است.
پژوهش حاضر ضمن معرفی مسجد جامع دزک، این فرضیه را پیش می نهد که این مسجد اثری
اصیل و کمیاب با ویژگ ی های معماری اولیۀ پس از اسلام ایران است. فرضیۀ این تحقیق، بهر ه گیری
مسجد جامع دزک از الگوهای مستتر در مساجد قرون اولیه اسلام و با ویژگی مساجد شبستانی است.
این پژوهش با استفاده از رو ش های توصیفی تحلیلی و جم ع آوری اطلاعات به شیوۀ کتابخان ه ای و
مطالعات میدانی به معرفی مسجد جامع دزک به عنوان اثری ک م نظیر در پهنۀ فرهنگی و تاریخی
سرزمی ن مان م ی پردازد. بیان موقعیت قرارگیری مسجد جامع دزک، تشریح و توضیحِ معماری آن و
توصیف دقیق نیارش و آرایه های این مسجد جا ن مایۀ این پژوهش را شکل م ی دهد. با پ ی گیری بنیا ن ها
و تغییر و تحولات صور ت گرفته در مسجد جامع دزک و هم چنین با نگاهی به مساجد قرون اولیۀ اسلام
در ایران همچون تاریخانۀ دامغان، نتیجۀ تحقیق البته با شک و تردید نشان از آن دارد که مسجد
جامع دزک با توجه به خصوصیات شبستانی اش متعلق به قرون اولیۀ اسلامی است.
خانه های تاریخی باارزش اصفهان غالباً در بازۀ زمانی دورۀ صفویه تا اواخر دورۀ رضاشاه )پهلوی اول( و بر
اساس الگوی حیاط مرکزی و ویژگی های معماری مناطق نیمه گرم و خشک ایران ساخته شده اند، اما به
لحاظ موقعیت دینی و فرهنگی ساکنان )مسلمان، ارمنی، یهودی، زرتشتی( یا موقعیت شغلی و اجتماعی
آنان )بازرگان و تاجر، روحانی، ملاک و زمین دار( تفاوت هایی در سازماندهی فضاها، نقش آب و تزیینات
آنان به چشم می خورد. مقایسه و بررسی عکس های هوایی اصفهان طی سال های مختلف، تغییر سریع چهرۀ
بافت تاریخی شهر اصفهان ) 4300 هکتار( را نشان می دهد که از این میان خانه های تاریخی به عنوان رکن
اصلی شاکلۀ محلات شهر، به دلیل ویژگی های خاص خود بیش از دیگر ابنیه در معرض تغییر و نابودی قرار
دارند. بررسی ها نشان داد که مطالعات صورت گرفته در مورد این خانه ها نسبت به خانه های تاریخیِ دیگر
شهرهای جهان، محدود بوده است و با توجه به تغییر چهرۀ سریع و سرعت بالای تخریب، تعلل در بررسی
آنها موجب از میان رفتن مدارک ب ینظیری در معماری ایرانی می شود. در این مقاله به تحلیل سازماندهی
فضا در خانۀ تاریخی باجغلی پرداخته شده است که از معدود بناهای ت کبادگیرۀ باقی مانده از عصر صفوی
است. هستۀ اولیه آن در دورۀ صفویه شکل گرفته و در زمان قاجار، توسعه یافته و الحاقاتی نیز در زمان
پهلوی به آن افزوده شده است. تحقیق حاضر به منظور پاسخ به پرسش هایی همچون چگونگی ویژگی های
سازماندهی فضاهای معماری، سازه، تزیینات، و بادگیر یگانۀ این خانه انجام گرفته است. روش تحقیق در
این مقاله توصیفی تحلیلی است و برای مستندسازی ویژگ یهای معماری، سازه و تزیینات بنا، از برداشت
ترسیمی، تصویری، نوشتاری، و شنیداری شفاهی بهره گرفته شده است. از انگیزه های مطالعۀ خانۀ
باجغلی می توان به ویژگ یهای منحصربه فرد این بنا همچون داشتن یک بادگیر، ساخت جبهۀ اصلی در
شمال زمین به شیوۀ رایج خانه های ارامنۀ جلفای اصفهان در دورۀ صفوی، و وضع نابسامان کنونی این خانه
اشاره کرد. همچنین شناخت معماری این خانۀ تاریخی، به منظور درک بخشی از هویت ناشناختۀ تاریخی
شهر اصفهان، امری ضروری است. از آنجا که بادگیر در معماری شهر اصفهان رایج نیست می توان بر اساس
این بنا، حضور ت کبادگیر در خانه های شهر اصفهان را مورد بحث قرار داد. بر همین اساس در جبهۀ جنوبی،
ویژگی های خانه های دورۀ صفویه همچون ایجاد تالار چلیپایی با غلام گردش، برپایی سقف طاق و چشمه،
ایجاد تزیینات حجمی و سطحی چون مقرنس، نقاشی و گچبری در فضای درون و معرق آجر در نمای رو
به حیاط و قوس های متداول دورۀ صفوی چون کلیل و تیزه دار مشاهده شده است. در جبهۀ شمالی نیز
ویژگی های معماری دورۀ دوم قاجار همچون داشتن تالار مستطیلی با سقف تخت و تزییناتی همچون آلت
و لقط، گچبری برجسته و نقاشی های الهام گرفته از نقاشی غرب و قوس های نیم دایره مشاهده شد. یافته های
تحقیق نشا ندهندۀ نحو فضا و ویژگی های سازه، تزیینات و فضای معماری خانۀ باجغلی در مقایسه با سایر
خانه های هم دورۀ آن در بافت تاریخی اصفهان بوده است.
همزمان با انجام فعالیت های میدانی، فصل دوم پروژۀ بررسی و شناسایی آثار فرهنگی تاریخی
بخش کورونی یا کوه نانی از توابع شهرستان کوهدشت لرستان توسط امیر منصوری، یکی از اهالی
ده حسین آباد )آقای شا ه حسین کورونی( ما را از وجود مجموع ه ای از نقاش ی های صخر ه ای در منطقه
آگاه ساخت. نگارنده با راهنمایی ایشان برای بازدید و ثبت نقوش رهسپار محل شد. این نقوش بر
» ده روه ن چه قه ل « روی دیوارۀ پناهگاه صخره ای مادیا ن کوه، در تنگه ای که در گویش محلی آن را
دربند شغالDarvan Chaghal می نامند، ایجاد شده است. علت نام گذاری تنگه بدین نام این
است که در فصول مختلف سال محل بیتوته تعداد زیادی شغال و روباه است. رسیدن به محل نقاش ی ها
مستلزم گذر از یک مسیر نسبتاً راحت از میان تنگه است. به طوری که در ابتدای ورودی تنگه وجود
یک محوطۀ استقراری، جالب به نظر م ی رسید. لازم به ذکر است که در کف خاکی پناهگاه هی چ گونه
مواد فرهنگی مشاهده نشد. مجموعۀ تنگۀ ده روه ن چه قه ل مادیا نکوه در بهار 1388 ش به وسیلۀ هیئت
بررسی و شناسایی آثار فرهنگی تاریخی بخش کونانی به سرپرستی نویسندگان مورد بازدید و مطالعۀ
باستا ن شناختی قرار گرفت. دربارۀ این آثار پیش از این هی چ گونه پژوهشی انجام نگرفته و مطلبی دربارۀ
آن ها منتشر نشده است.
شمس العماره که به درخواست ناصرالدین شاه، مشابه بناهای اروپایی در ضلع شرقی ارگ سلطنتی
ساخته شده، ساختارش تلفیقی از معماری سنتی و مدرن است که در زمان احداث، بلندترین بنای
تهران و نماد پایتخت محسوب میشد. اعتمادالسلطنه و به دنبال او دیگر محقّقان تاریخ قاجار، تاریخ
1284 ق را سال ساخت بنا عنوان کرده اند، ولی وجود کتیبه ای در یکی از مخازن کاخ گلستان سبب
شد تا بار دیگر این بنا از نظر تاریخی و معماری بررسی و تجزیه و تحلیل شود. این کتیبۀ کاغذی
شامل ابیاتی است که توضیحاتی در مورد بنایی خاص و سازندۀ آن میدهد. در این پژوهش با روش
کتابخانه ای و مطالعۀ اسناد آن دوره، مانند کتب مرجع قاجاری و اسناد تصویری و خطی و همچنین
نقشه ها و نقاشی های مرتبط با آن، تعلّق کتیبه به شمس العماره محرز شد و بر اساس آن تاریخ احداث
1283 ق است. در ادامه نوشته به علل حذف کتیبه از پیکرۀ بنا پرداخته شده و هم چنین با توجه به
مطالعات میدانی و مقایسۀ بناهای مشابه در کاخ گلستان (تالار آینه)، محل کتیبۀ مذکور در تالار اصلی
و شاه نشین شمس العماره معیّن شد. نگارنده در این بررسی به روند تغییرات بی شمار به وجودآمده در
بنا که به سبب کاربری های مختلف صورت پذیرفته، اشاره کرده است؛ بنایی که در واقع برای نظاره
کردن اطرف شهر بنیاد شده بود، به محلی برای برگزاری مراسم سلام های خاص و ملاقات های درباری
و همچنین تلگرافخانۀ شخصی شاه در اتاق گوشواره شمالی تبدیل می شود. هم چنین شناسایی میرزا
غلامرضا خوشنویس به عنوان خطّاط کتیبه از دستاوردهای این تحقیق است.
همواره پایداری سیاسی، زمین ههای فرهنگی، و بستر جغرافیایی و اجتماعی موجب افزایش تجارت و
رونق اقتصادی می شود که این امر ساخت راهها و بناهای وابسته به آن را به همراه دارد. سلجوقیان
در سایۀ پادشاهانی همچون ملکشاه، سلطان سنجر، آلب ارسلان و صدارت خواجه نظام الملک طوسی
توانستند اولین حکومت مقتدر مرکزی در ایران و ثبات را در قلمرو حکومت خود ایجاد کنند. در دورۀ
سلجوقی رونق و توسعۀ اقتصادی موجب شد برای اولین بار پس از اسلام، موج گسترده ای از ساخت
کاروانسرا پدید آید. برخی از این کاروانسراها تخریب و تعدادی نیز در دوره های بعد بازسازی شده
اند و فقط تعداد معدودی از کاروانسراهای این دوره باقی مانده است. محدودۀ بررسی این پژوهش
جاده ای ست که از سوی شرقی ایران، یعنی سرخس، شروع شده و پس از گذر از نیشابور، ری، قم، و...
در ادامه بغداد می رسد.
کاروانسراهای سلجوقی همانند سایر بناهای این دوره دارای شاخ ص ها و الگوهای فضایی ای هستند
که میتوان آن را سبک نامید. با مقایسۀ این کاروانسراها در ایران ویژگی هایی همچون الگوی دو و
چهار ایوانی، راهروهای سراسری در پیرامون سرا به جای تقسیم فضا توسط ایوانچه که در دورۀ
صفوی به خوبی نمایان است نبود اصطبل یا شترخانه، الگوی فضای ورودی، و همچنین فضاهای
اقامتی با الگوی چهارصفه، که می توان آن را در بناهای مذهبی همچون مساجد و مدارس مشاهده کرد.
سهم چشم گیر سلجوقیان در معماری ایران، بیشتر در نهادینه شدن شماری از قالب های کهن معماری
ایران و نیز توانایی هنرمندان دورۀ سلجوقی برای خلق تنوع و زیبایی در این معماری مشهود است.
با مطالعه ، بررسی و مقایسۀ شماری از این آثار می توان وحدت و انسجامِ بسیاری از خصوصیات و
ویژگی های معماری ایران در ادوار مختلف تاریخی را بازشناخت. این مقاله بر اساس روش توصیفی
تحلیلی نوشته شده است که در آن برای تحلیل از روش مشاهدۀ میدانی و برداشت های گوناگون و
همچنین مطالعۀ منابع نوشتاری محققان و مقایسۀ آثار این دوره با دیگر آثار بهره گرفته شده است.
همانگونه که آب انبار برای انباشت و ذخیرۀ آب آشامیدنی مورد استفاده قرار می گرفته، یخدان یا
یخچال نیز مخزنی جهت نگهداری و حفظ یخ بوده است. یخ در زمستان و در طی ماه های سرد سال
تهیه شده و در طی فصول گرم تا شروع زمستان سال بعد استفاده می شد. در مناطقی که وضع اقلیم
باعث می شده که برف و یخ زمستانی در ارتفاعات پایدار بماند، در فصول گرم از این ذخایر طبیعی
استفاده می شد و بنای خاصی برای تولید و ذخیره یخ وجود نداشت. اما در مناطق گرم و خشک ایران
که تابستان های نسبتاً طولانی و درجۀ حرارت هوا در تابستان بالاست با استفاده از فنون معماری
ایرانی، بنایی به نام یخدان (یخچال) برای تولید و ذخیره و نگهداری یخ تدبیر شده است. این بناها با
توجه به ویژگی هایی کالبدی و معماریانه ای که داشتند، یخ را از فصل زمستان تا آخر فصل تابستان
به خوبی نگه می داشتند. این نوع یخ سازی طبیعی و سنتی که برای قرن ها در ایران رایج بوده در
حال حاضر به علت حساسیت در مسائل بهداشتی و دستیابی به روش های صنعتی و بهداشتی تولید
یخ مانند پدیدار شدن یخچال های مکانیکی خانگی، کاملاً منسوخ شده و بناهایی نیز که بدین منظور
طراحی شده بودند به فضاهایی متروکه تبدیل شده اند. در شهرستان نایین واقع در اقلیم گرم و خشک
منطقۀ مرکزی ایران، تعدادی از این بناهای فراموش شده دیده می شود. روش پژوهش حاضر توصیفی
تحلیلی و مبتنی بر مطالعات میدانی و کتابخانه ای است. نتایج پژوهش نشان می دهد که یخچال های
شهرستان نایین شامل سه یخچال محمدآباد در محلۀ کلوان نایین، یخچال روستای محمدیه، و
یخچال بافران است. این یخچال ها در گروه یخچال های گنبدی قرار میگیرند و از سه قسمت دیوار
سایه انداز و حوضچه های تولید یخ و مخزن ذخیرۀ یخ تشکیل شده اند.
با توجه به اقلیم و وضع جغرافیایی، هزینه های استحصال آب در مناطق مختلف ایران متفاوت است.
بارندگی در مناطق شمالی هزینه ها را به میزان زیادی پایین آورده است. این هزینه ها در مناطق
کوهستانی بیشتر است ولی میزان اندک بارش در نواحی خشک و نیمه خشک و کویری هزینه های آب
را به طور محسوسی بالا برده و در مواردی فراهم کردن آب را با مشکلات فراوانی روبه رو ساخته است.
کویرنشینان با استفاده از فن آوری حفر قنات یا بهره گیری از بستر رودخانه های فصلی توانسته اند تا
حدودی زیادی بر مشکل کمبودِ آب فائق آمده و در مواردی هم اراضی خشک و بایر را آباد و باغ و
زمین آماده کشت را به وجود بیاورند. در این نقاط توجه به قنات و دیگر شیوه های تأمین آب باعث
توسعه و پیشرفت ساکنان این مناطق در تمام شئون شده است. اگرچه قنات در بسیاری از کشورها
شناخته شده است و دامنۀ نفوذ آن از شیلی تا ژاپن را در بر میگیرد، ولی حوزۀ کویری ایران و حواشی
آن بیشترین تعداد قنات را در خود دارد و بیشترین پیشرفت های فنی و دانشِ هماهنگ با اقلیمِ بیابانی
و نیمه بیابانی را در این مناطق شاهد هستیم. در این پژوهش تلاش شده تا روندی از تکوین دانش یا
دانشهای بومی انتقال و بهره برداری از آب در شهر شهداد و روستاهای تابعه آن را با استفاده از منابع
مکتوب تاریخی و یافته های باستانی مربوط به هزارۀ سوم پیش از میلاد منطقه ترسیم شود. بر این
اساس سعی شده نمونه هایی از آثار و اشیای مرتبط با این دانش معرفی شده و رابطۀ آنها و روش های
امروزی استحصال و انتقال آب از رودخانه و منابع زیر زمینی تا حد امکان بررسی و مقایسه شود. بر
اساس یافته ها و اسناد موجود به نظر می رسد ماهیت روش های موجود با اندک تغییر در شیوه و
استفاده از مواد و مصالح جدید با گذشته فرق چندانی نکرده است. مثلاً داس مکشوفه از محوطۀ
باستانی تشابه زیادی به داسهایی دارد که امروزه در این منطقه استفاده می شود ولی تفاوت هایی از
نظر جنس و فرم در آن ایجاد شده است. همچنین کرت بندی مربوط به هزارۀ سوم پیش از میلاد با
اندکی تغییر در اندازۀ کرت ها، امروزه نیز در میان کشاورزان شهداد و روستاهای آن متداول است. یا
تکنیک انتقال آب از بستر رودخانه به همان شیوه ای بوده که در ادوار قبل صورت گرفته و تنها جنس
و اندازۀ کانال و جوی ها تغییر کرده است. بستن بند در مقابل آبِ رودخانه در گذشته با استفاده از خار
و خاشاک و تنۀ درختان صورت می گرفته اما امروزه سیمان و مواد مقاوم جای آنها را گرفته اند. با این
حال به نظر می رسد توجه به دانش های بومی که حاصل سال های دراز اندیشیدن گذشتگان بوده و
برای به دست آوردن آن بارها آزمون و خطا را تجربه کرده اند برای ما مفید خواهد بود.
آثار تاریخی بیشاپور که در اوایل دورۀ ساسانی شکل گرفته و گسترش یافته، همواره در معرض تهدید و
تخریب و فرسایش قرار داشته است. گروه های تحقیقاتی ای که اقدام به مطالعه و کاوش در این محوطۀ
باستانی کرده اند، در حیطۀ بینش و توان خود دست به اقدامات حفاظتی و مرمتی زده اند. اولین
دیدگاه در مورد نحوۀ محافظت از آثار، استخراج و انتقال قطعات یافته شده و اجزای تزیینات معماری
به موزه ها بود که توسط فرانسویان صورت پذیرفت. این نوع برخورد باعث بی هویت شدن برخی فضاها
مانند ایوان و تالار موزاییک شده است. با شروع فعالیت هیئت های ایرانی، اقدامات مسئولانه ای در
خصوص حفاظت از آثار در بیشاپور شروع شد، برخی از این عملیات ها با تخریب و تجدید بنا همراه
بوده و جنبۀ بازسازی به خود گرفته است. از سال 1359 با حضور مرمتگران ادارۀ کل حفاظت آثار ملی
در بیشاپور، اقدامات جدیدی شروع شد که خلاصه ای از نوع فعالیت و گزارش های آنها در این مقاله
آورده شده است. با مرور تاریخچۀ حفاظت و مرمت در این شهر تاریخی، استنباط می شود راهبردی
خاص در این زمینه وجود نداشته است. خروج قطعات و اجزای تزیینی هر چند که از تخریب آن
قطعه جلوگیری کرده، ولی کالبد و هویت محوطۀ تاریخی را خدشه دار کرده است که نمونۀ آن ایوان
و تالار موزاییک است که فاقد این تزیینات است. بازسازی های انجام گرفته نیز از فلسفه ای برخوردار
نیست؛ نمونۀ آن پایه های بتنی مجسمۀ شاپور است. اقداماتی که برای تثبیت وضعیت فعلی آثار به کار
گرفته شده نیز نه تنها اثر بسزایی نداشته، بلکه با منظر تاریخی مکان نیز همخوانی ندارد. در انتهای
این مقاله ضمن مطالعۀ دقیق روند حفاظت و مرمت در بیشاپور به این نتیجه می رسیم که با گردآوری
دقیق اطلاعات و مشخصات آثار، بازآفرینی بخش هایی از بنا به صورت کالبدی و بصری در دستیابی به
راهکارهای حفاظتی و مرمتی شهر مؤثر خواهد بود.
روستای وشنوه veshnaveh از جملۀ روستاهای تاریخی و کوهستانیِ بخشِ کهک قم است که
در 64 کیلومتری جنوب این شهر قرار دارد. در این روستا علاوه بر آثار و محوطه هایی متعلق به دورۀ
پارت و ساسانی، بناها و امامزاده هایی از اواسط و اواخر دوران اسلامی وجود دارد. از جمله این بناها
مسجد پاچنار وشنوه با منبری چوبی بازمانده از عصر صفوی است. بخش عمده ای از منبر مذکور به
دلیل گذشت زمان و نگهداری نامناسب از بین رفته بود، اما خوشبختانه در سال 1387 به همت ادارۀ
میراث فرهنگی استان قم مرمت و ترمیم شد.
این نوشته با اشاره ای کوتاه به سوابق منابر چوبی در آثار تاریخی ایران، می کوشد با جمع آوری
اطلاعات به روش کتابخانه ای و تمرکز بر مشاهده و بررسی مستقیم اثر، ضمن شرح مختصر ساختارِ
گره چینی و منبت کاری های منبر به قرائت کتیبه های متنوع و متعدد آن بپردازد؛ کتیبه هایی که به
خط ثلث به دو زبان عربی و فارسی ضمن به دست دادن تصویری زیبا، بازتاب دهندۀ سلایق هنری و
باورهای اعتقادی آن دوره و آگاهی هایی از هویت بانی و تاریخ ساخت آن است.
مهم ترین کتیبۀ منبر که نام بانی و تاریخ ساخت منبر در آن آمده، بر کلاف عرضی سمت راست
منبر از بالا به پایین نقر شده است. بر اساس این کتیبه، منبر به همت الخواجه زین الدوله و الدنیا
و الدین علی بن سلطان علی در زمان السلطان ابوالمظفر شاه اسماعیل بهادرخان در سال ستۀ
عشرین و تسعمائه هجریه (926 ق) به انجام رسیده است.
معماری دورۀ قاجار را معماری خانه سازی و یا معماری خانه های مسکونی نامیده اند. در این دوره
به علت افزایش جمعیت شهرنشینان، ساخت و ساز معطوف به ایجاد سرپناه و خانه برای مردم تازه وارد
به شهر شد. در پی تحول سبک معماری در احداث خانه ها، کم کم اصلی ترین مفهوم فکری و کالبدی
معماری ایرانی یعنی درون گرایی، جای خود را در شکل گیری خانه ها به برون گرایی میدهد. تزیینات
معماری در این دوره وضع نازل تری را نسبت به دوره های گذشته، به خصوص دورۀ صفوی نشان
میدهد. شهر خرم آباد در دورۀ قاجار به محله های اطراف قلعۀ فلک الافلاک محدود بوده است. خانۀ
آخوند ابو از شاخص ترین خانه های شهر خرم آباد متعلق به اواسط دورۀ قاجار است. خانۀ سوزنگر نیز
متعلق به اواسط قاجار و از بناهای زیبای شهر تاریخی دزفول است. با توجه به اهمیت این موضوع تا
کنون دو تحقیق جامع در مورد تزیینات خانه های دزفول انجام پذیرفته است؛ کتاب دزفول شهر آجر
به قلم غلامرضا نعیما و همچنین رسالۀ نقوش سنتی و آجری دزفول نوشتۀ سیدنظام الدین امامی فر.
همچنین می توان گفت تاکنون تحقیق مشخص و هدفمندی دربارۀ تزیینات آجری خانه های شهر
خرم آباد صورت نگرفته است. در این مقاله از روش تحقیق توصیفی تحلیلی استفاده شده است و با
بهره گیری از مطالعات کتابخانه ای در مورد معماری دورۀ قاجار و همچنین مطالعات میدانی به بررسی
تزیینات آجرکاری خانۀ آخوند ابوی خرم آباد در قیاس با خانۀ سوزنگر دزفول پرداخته شده است.
یافته های تحقیق نشان می دهد که خانۀ آخوند ابو دارای تزیینات آجری خفته راسته، دندانه موشی،
قطاربندی، و خوون چینی که همه ساده هستند است. اما در خانۀ سوزنگر تزیینات نفیس تر و
بسیار پرکارتر از خانۀ آخوند ابو است و شامل گل اندازی و انواع طرح های خوون چینی و همچنین
کتیبه های مزین به آجرکاری بی نظیر خوون چینی است و به خوبی هویت معماری دزفول را به نمایش
گذاشته است.