جستجو در مقالات منتشر شده


586 نتیجه برای نوع مطالعه: پژوهشي

معصومه عسکری، حجت الله آقائیان،
دوره 36، شماره 70 - ( 9-1394 )
چکیده


شایسته فرح،
دوره 36، شماره 70 - ( 9-1394 )
چکیده


سمیه مراقی، مهرزاد پرهیزکاری،
دوره 36، شماره 70 - ( 9-1394 )
چکیده


ذات الله نیک زاد، نسیم غفوری،
دوره 36، شماره 70 - ( 9-1394 )
چکیده


فرهاد نظری، مجید مرادی،
دوره 36، شماره 70 - ( 9-1394 )
چکیده



دوره 36، شماره 70 - ( 9-1394 )
چکیده


سیاوش درودیان،
دوره 36، شماره 71 - ( 12-1394 )
چکیده

یکی از آثار نابودشدۀ دورۀ ساسانی در شهر ری، نق ش برجستۀ ناتمامی است که جهانگردان زیادی از

آن نام برده اند، آن را توصیف کرده اند و یا معدودی از آنان طرحی از آن انداخته اند. در سا ل های

پایانی حکومت فتحعل ی شاه قاجار، این نقشِ ناتمام پاک و تصویر خود فتحعل ی شاه به جای آن حک

شد. از آنجا که آثار ساسانی یاف تشده در ری اندک است، بررسی این نقش و یافتن فردی که تصویرش

در این نق ش برجسته حکاکی شده، دارای اهمیت خاصی است. پژوه ش های انجا م شده دربارۀ این

نق ش برجسته معدود است و نظرات گوناگونی را نیز شامل م ی شود. هدف این مقاله ابتدا معرفی کامل

این نق ش برجستۀ نابودشده و سپس ارائه یک فرضیۀ جدید درباره شخصیت حکاک ی شده در آن است.

روش پژوهش، بررسی مت ن های تاریخی و مقایسۀ تمام اسناد ب ه جا ی مانده تصویری از این نق ش برجسته

است. با مقایسۀ اجزای هر تصویر با یکدیگر و دو نق ش برجستۀ نقش رستم در فارس، مشخص شد که

شخص حکاک ی شده ب ه احتمال بهرام دوم یا سوم ساسانی بوده است. در این مقاله در پی آنیم که به دو

پرسش پاسخ دهیم: تصویرهای موجود از نق ش برجستۀ ساسانی شهر ری چه تشابهات و تفاو ت هایی با

هم دارند و شخص حجار ی شده در این نق ش برجسته کیست؟


ذات الله نیک زاد، فرهاد نظری،
دوره 36، شماره 71 - ( 12-1394 )
چکیده


مژگان اسماعیلی،
دوره 36، شماره 71 - ( 12-1394 )
چکیده

رشد هنر معماری در دورۀ سلجوقی از هند تا آسیای صغیر مشهود است. معماری در این دوران به اوج

شکوفایی خود رسید؛ به گونه ای که خلاقی تهای هنری به ویژه در معماری مذهبی بسیار چش مگیر

است و همین امر موجب تحولی عظیم در اساس معماری شد. سلجوقیان برای هنر معماری توازن و

تعادل به ارمغان آوردند. منار فیروزآباد بردسکن از آثار معماری بسیار زیبا و خلاقۀ این دوره به شمار

می آید. منابع تاریخی از دلائل اهمیت جغرافیایی این منطقه سخن می گویند؛ آنچه که موجب شده

بود حاکمان به آبادی آن نواحی بپردازند. این مقاله بر آن است با روش توصیفی و تحلیلی به بررسی

ویژگی های معماری منار و خوانش کتیبه های آن بپردازد. منار فیروزآباد بردسکن یکی از مناره های

اولیۀ دورۀ سلجوقی است که توسط شرف الملک ابوسعد محمد بن منصور بن محمد خوارزمی، از

مستوفیان دیوانی این دوره ساخته شده است. تزئینات این منار الگویی برای نماآرایی مناره ها از غرب

تا شرقِ ایرانِ آن زمان، از موصل و دقوق عراق گرفته تا نگار بافت و کرمان، به شمار می آمده است.

این نوشته ضمن پژوهش در پیشینۀ تاریخی و متن کتیبه های منار فیروزآباد، برگ روشن دیگری از

تاریخ معماری دورۀ سلجوقی را می گشاید و بر بسیاری از نظرات طرح شده دربارۀ تاریخ و قدمت این

منار خط بطلان می کشد.


نادر کریمیان سردشتی،
دوره 36، شماره 71 - ( 12-1394 )
چکیده

یکی از آثار تاریخی ولایت کرمانشاه (کرماشان*)، قلعۀ کهنۀ کرمانشاه است که در بخش مرکزی شهر

کرمانشاه واقع شده و ظاهراً قدمت آن به دورۀ افشاریه می رسد. از این قلعه، نقشۀ تاریخی ارزشمندی

در دورۀ قاجار کشیده شده که پلان این قلعۀ تاریخی در آن به خوبی ترسیم و منعکس شده است.

پلان این اثر تاریخیِ نظامی قابل مقایسه با نمونه های دیگری از جمله قلعۀ خوی است. از سوی دیگر

با توجه به موقعیت سوق الجیشی منطقه، قلعه در مسیر کاروان روی راه های میان رودان (عراق امروزی)

واقع شده و همین موضوع بر ارزش و اهمیت این قلعۀ میانراهی می افزاید. منطقۀ کرمانشاه از دورۀ

ساسانی به بعد به علت موقعیت ویژۀ جغرافیایی از جایگاه سیاسی، اقتصادی بااهمیتی برخوردار بوده و

همواره مورد توجه شاهان ایرانی و حاکمان منطقه بوده و به سبب همین جایگاه، آثار نظامی و سیاسی

و مذهبی فراوانی در آن بنا شده است.

ساخته شده اما تاریخش نامعلوم و بانیانش ناشناس هستند. در این جستار » قره سو « قلعه در کنار رود

ضمن معرفی این قلعه و موقعیت جغرافیایی آن، نقشۀ آن را به اجمال معرفی کرده ایم.


محمدحسین بحرالعلومی، محمد بلوری، صدرالله میربابایی، امین کیوانلو،
دوره 36، شماره 71 - ( 12-1394 )
چکیده

جَوین در حدود پنجاه کیلومتری شمال غربی شهر سمنان قرار دارد. این منطقه، مجموعۀ زیستی قابل

توجهی را در خود جای داده است و نمونۀ بارزی از معماریِ بسیار کاربردی با حداقل هزینه را نمایان

می سازد، که نشان دهنده قدرت مهندسی پیشینیان ماست. در منطقۀ جوین معماری دست کند به

چند شکل گوناگون، رُخ نشان می دهد. در این منطقه با توجه به کوهستانی بودن منطقه، جهت شیب

بستر، و همچنین جنس خاک، نوعی از معماری دس تکند مُطبق شکل گرفته است. در مناطقی از

روستا، معماری دست کند و معماری ساخته شده با یکدیگر ادغام شده و معماری ترکیبی را به وجود

آورده اند. بخش مسکونی روستا در شیب ناحیۀ شمال و شمال شرقی درّه قرار دارد. برخی از این

خانه ها محصول ترکیب معماری دست کند و معماری خشتی است. اما قابل توجه ترین بخش معماری

است. این قلعه در شیب قسمت » کافرقلعه « یا » قلعۀ گبری « دس تکند روستا، قلعۀ جَوین معروف به

جنوب غربی دره و در پرتگاه صخره ای بلند، در دل کوه کنده شده است. فضاهای داخلی این اثر

معماری ک منظیر، در چند طبقه صورت بسته و به شکل پیچیده ای با یکدیگر ارتباط دارند؛ تا آنجا که

دسترسی به طبقۀ همکف به سادگی امکا ن پذیر نیست.

این پژوهش کوششی در جهت معرفی و مستندنگاری آثار دس تکند روستای جوین و پژوهشی

در موضوع تاریخ معماری این آثار است. در این راستا با جمع آوری اطلاعات به روش میدانی، تهیۀ

نقشه های معماری و مطالعات کتابخانه ای، با رویکرد تحقیق توصیفی تحلیلی، سعی بر شناخت و

معرفی ویژگی های کالبدی این آثارِ تاریخیِ غیر منقول شده است. بی شک می توان با مطالعات در

این زمینه، به ابعاد جدیدی ازدانش بومی در این روستا دست یافته و در جهت مدیریت پایدار این

ثرو تهای فرهنگی گام های مؤثری برداشت.


عباس خاکسار،
دوره 36، شماره 71 - ( 12-1394 )
چکیده

تاریخ احداث اکثر بناهای دوره قاجار به دلیل ذکر آن در کتب مرجع آن زمان یا کتیبه ها مشخّص

است. لیکن تاریخ عمارت بادگیر کاخ گلستان به علت تغییرات بی شمار کالبدی در پرده ای از ابهام

قرار گرفته است. در این پژوهش ابتدا با استفاده از منابع مستدل تاریخی که به روش اسنادی

)کتابخانه ای( و تحلیلی صورت گرفته تعلّق بنا به زمان فتحعلی شاه و حتی قبل آن محرز م یگردد.

بنای مذکور ابتدا در اختیار محمدعلی میرزا )دولتشاه( پسر بزرگ فتحعلی شاه قرار داشته و بعد به

سیف الدوله میرزا فرزند ظل السلطان عالی شاه پسر دهم فتحعلی شاه می رسدکه تحت الحمایه دولت

انگلیس بوده است. این کاخ به سبب کدورت بین دول تهای ایران و انگلیس در سال 1273 ق )در

دورۀ ناصری( و به علل سیاسی از سیف الدوله میرزا گرفته شده به ابنیۀ ارگ سلطنتی )کاخ گلستان(

الحاق می شود. برپایۀ مطالعات کتابخان های و میدانی و مقایسۀ تالار الماس و عمارت بادگیر )بناهای

ضلع جنوبی کاخ گلستان( و همچنین بررسی عنصر اصلی این عمارت یعنی بادگیرها و راهروهای

ارتباطی شان با حو ضخانه، فرضیه ای جدید شکل گرفت ناظر بر آنکه بادگیرها و اتاق های گوشواره، از

منضمات بنا در دورۀ ناصری هستند و مابین سال های 1273 تا 1274 ق توسط علی خان حاجب الدوله

به عمارت الحاق شده اند و نام عمارت بادگیر از آن زمان به این بنا اطلاق شده است. عمارت مذکور

به تناسب کاربری آن در دوره های بعد نیز دستخوش تغییراتی شده است که در این پژوهش بدان

پرداخته شده است.



دوره 36، شماره 71 - ( 12-1394 )
چکیده


اکبر شریفی نیا، مجید ساریخانی،
دوره 36، شماره 71 - ( 12-1394 )
چکیده

قلاع متعددی ب هجامانده از دورههای مختلف تاریخی در شهرستان درهشهر از توابع استان ایلام موجود است. یکی از این بناها قلعۀ پوراشرف است که در راستای نیل به اهداف نظامی و سیاسی حکام محلی بنا نهاده شده است. هدف اصلی پژوهش حاضر مطالعۀ باستان شناختی قلعۀ پوراشرف و تبیین نقش، جایگاه، و چرایی ساختآن در بستر سیاسی و نظامی شهرستان درهشهر در دورۀ قاجاریه است. سؤال پژوهش این است: کالبد اصلی بنای قلعۀ پوراشرف به لحاظ معماری چگونه است و تاریخ دقیق تأسیس و ضرورت ساخت آن در این دوره چیست؟ روش تحقیق توصیفی تحلیلی با رویکرد تاریخی و بر اساس مطالعات میدانی و کتابخانهای به سرانجام رسیده است. نتایج پژوهش نشان م یدهد که بنای پوراشرف بر اساس اجزای سازندۀ آن یعنی برج و باروهای چندطبقه و بلند، تیرک شها، اصطبل درونی قلعه، چاه آب، بازداشتگاه موقت، محل اسکان و استقرار نظامیان، بخش اداری قلعه، و محل ذخیرۀ مواد غذایی آن، بنایی نظامی است. ساخت قلعۀ پوراشرف در احوال سیاسی و نظامی منطقۀ دره شهر جنگ و ناامنیهامتعاقب آن( در دورۀ قاجاریه امری ضروری بوده است و بر اساس مطالعات معماری آن، کارکرد نظامی این قلعه بر کارکرد مسکونی آن غالب بوده است. تاریخ ساخت این بنا یا تاریخ تعمیر آن علی رغمنظرات متعدد دیگر پژوهشگران متعلق به سال 1335 ق است.


شقایق هورشید،
دوره 36، شماره 71 - ( 12-1394 )
چکیده

محوطۀ گندمزار در حوضۀ آبگیر سد سیمره در حاشیۀ دریاچۀ سیمره در استان ایلام واقع شده است. این محوطۀ عظیم در جریان برنامۀ بررسی و شناسایی باستان شناسی سال 1386 شناسایی شد1393 به طور متناوب کاوش اضطراری شد. یکی - و بخش های کوچکی از آن در سال های 1389 93 تحت عنوان /1/ 220 مورخ 27 / از این بخش ها با نام محوطۀ گندمزار شرقی با مجوز شمارۀ 66 در فرودین ماه 1393 کاوش شد. » محوطۀ گندمزار شرقی -E1.Gan.93.5S« در سطح این محوطه که به صورت پشته ای مشرف بر رودخانۀ سیمره )در حال حاضر دریاچه( بود، دیوار های سنگ چین پراکند ه ای دیده می شد. در نتیجۀ کاوش در بلندترین محل محوطه، بنایی با دیواره های سن گچین به ابعاد تقریبی 550 متر مربع شناسایی شد. این اتراق گاه در واقع متشکل از 6 فضای معماری ساخته شده از قطعات سنگ است که از پی و دیوار های کم ارتفاع سن گچینی که دارای سقف و پوششی از چادر، چوب و بافته های گیاهی بوده، تشکیل شده است. به نظر می رسد با توجه به آثار سطحی و بقایای دیوار های شناسایی شده در اطراف این بنا، این سازه در جهات جنوبِ شرق، جنوب، و غرب گسترده بوده است که به علت پایان فصل نخست کاوش و سپس بالا آمدن آب دریاچه، امکان شناسایی آن میسر نشد. در پیرامون این پشته و جایی که بقایای سازه های سنگ چین در محوطه ای در ابعاد چهار هکتار پراکنده اند، بقایای دیوار سنگ چین مدوری شناسایی شد که به نظر می رسد در زمان سکونت در محوطۀ گندمزار شرقی، به مثابه حصار عمل م یکرده است. بخش هایی از این حصار در جریان کاوش، شناسایی و مستندنگاری شد اما با بالا آمدن آب دریاچه پیش از شناسایی حدود کلی آن غرقاب شد. از آثار شناسایی شده در داخل اتراق گاه فصلی گندمزار شرقی می توان به وجود یک اجاق، کف سنگ چین، یک تدفین کودک و مجموعه دست ابزار و اشیای سنگی همچون هاون، کوبه و قطعات سفال و ظروف شکسته در کف قسمت های مختلف آن اشاره کرد. در رابطه با قدمت تقریبی محوطه استقراری و حصار سنگی شناسایی شده به نظر می رسد با توجه به نمونۀ الف( که از کف فضا های IV 2 و شوش III( سفال های نخودی منقوش به دست آمدۀ مشابه با گودین معماری مذکور به دست آمده مجموعۀ بنا های گندمزار شرقی شواهدی از استقرار از دورۀ مفرغ را در خود محفوظ نگه داشته است.


مرال فیاضی، داریوش حیدری بنی، حامد ایمان طلب،
دوره 36، شماره 71 - ( 12-1394 )
چکیده

پل بانوصحرا تنها پل دودهانه ای شهرستان ساوجبلاغ است. این پل در دوره صفویه برای ایجاد ارتباط

میان روستاهایی چون بانوصحرا، کردان، و... احداث شد. اهمیت منطقۀ چندار و ساوجبلاغ به قدری

بود که بارها در متون تاریخی از آن یاد شده است اما به طور مشخص از روستای بانوصحرا و بافت آن

مطالب دقیقی در دسترس نیست. به همین سبب شناخت کاملی از حمام و بقایای پل از مجموعۀ بافت

دوران صفویه روستا ب ه دست نم ی آید )فیاضی، 1393 (. با توجه به این مطلب و در نظر داشتن تمرکز

این پژوهش بر پل، بررسی بقایای اثر هدف اصلی بوده است. بر اثر آسیب های شدید وارده، تخریب

پل به علت سیلاب و شستگی مصالح و ملات ها، و عدم توجه و مرمت مداوم که نتیج ه اش بر هم

خوردن تعادل سازه است ب ه مرور زمان استحکام سازه کاهش یافته و خسارات جبرا ن ناپذیری بدان

وارد شده است. تا آنجا که در اسفندماه 1393 آخرین طاق )موج شِکن( نیز فروریخته است. بنابراین

م یتوان گفت برای بازسازی و ترمیم، یکی از اقدامات حیاتی، شناخت فنی و شناخت سازۀ اثر است و

فن شناسی ملات امری بنیادین برای شناخت معماری و سازه و در نهایت احیا است که با نمونه برداری

و XRD امکان پذیر است. بر طبق آزمایش های XRF و XRD از نقاط مختلف آن و انجام آزمایش های

انجا م شده، جنس ملات در پی ها )پایین ترین قسمت بنا( و بندکشی جرزهای پایه که در تماس

XRF مداوم با آب هستند، مشابه بوده و از خاک رس، آهک، سیلیس )ماسه(، و خاکستر تشکیل شده که در

مجموع ترکیبات ملات ساروج را شامل می شود. ترکیبات ملات در طاق ها تا اندازه ای متفاوت است.

گچ، کربنات کلسیم، خاک رس، و سیلیس از مواد اصلی و کاربردی در بخش های فوقانی این بنا بوده

است. همچنین مقدار زیاد گچ در این ترکیب، به منظور زودگیر شدن ملات و سهولت در اجرای طاق

مورد استفاده قرارگرفته است. ترکیبات داخلی جرزها از لحاظ تنوع، مشابه ملات طاق است با این حال

با توجه به مقدار ترکیبات و مواد، به نظر می رسد برای ساخت جرزها از ملات گل ]استفاده[ کرده اند.

به این ترتیب با توجه به آنالیز نمونه های ملات از نقاط متنوع )و حساس از نظر سازهای و معماری(،

شناخت ترکیبات گوناگون مواد و مصالح و کاربرد مناسب آنها در پل بانوصحرا یکی از عوامل مهم در

پایداری این اثر تاریخی است که باید در هنگام مرمت و احیای آن مد نظر قرار گیرد.


ذات الله نیک زاد، فرهاد نظری،
دوره 37، شماره 72 - ( 3-1395 )
چکیده


فخرالدین محمدیان، احمد صالحی کاخکی، ناصر نورو ززاده چگینی،
دوره 37، شماره 72 - ( 3-1395 )
چکیده

معماری آیینی فرهنگی، حاصل تعامل دوسویۀ انسان و طبیعت در طول تاریخ بوده است. از این

رو مطالعۀ بناهای آیینی در بستر جغرافیایی، درک و شناخت معناداری از این آثار پیش روی ما قرار

می دهد. با بررسی نوع معماری آیینی سرزمی نها، بخشی از رفتارهای فرهنگی جوامع بیان می شود.

یارسان یکی از مسلک های آیینی است که توانسته بسیاری از رفتارهای اعتقادی و فرهنگی آیین های

کهن را در درون خود حفظ کند. پیروان این مسلک به صورت پراکنده در بسیاری از نواحی مختلف

ایران امروزی و خارج از مرزهای ایران زندگی م یکنند. اغلب محوطه های مقدس یارسان )در قالب

بناهای یادمانی و مقابر( در نواحی غربی ایران قرار دارند. این پژوهش سعی دارد به مطالعۀ چگونگی

از توابع استان لرستان و » بلوران « فرایند شکل گیری بناهای آیینی مسلک یارسان در محوطۀ

شهرستان دالاهو در استان کرمانشاه بپردازد. این پژوهش از نظر هدف بنیادی و از نظر روش تاریخی

است و داده های آن از مطالعات کتابخان های و میدانی حاصل شده است. نتایج مطالعات بیانگر این

مطلب است که عوامل زیست محیطی و اعتقادی این مسلک، بر فرایند شکل گیری این گونۀ معماری

اثرگذار بوده است.


مهناز اشرفی،
دوره 37، شماره 72 - ( 3-1395 )
چکیده

چکیده چکیده چکیده چکیده چکیده چکیده چکیده چکیده چکیده چکیده چکیده چکیده چکیده چکیده چکیده چکیده چکیده چکیده چکیده چکیده چکیده چکیده چکیده چکیده چکیده چکیده چکیده چکیده چکیده چکیده چکیده چکیده چکیده چکیده چکیده چکیده چکیده چکیده چکیده چکیده چکیده چکیده چکیده چکیده چکیده چکیده چکیده چکیده چکیده چکیده چکیده چکیده چکیده چکیده چکیده چکیده چکیده چکیده چکیده چکیده


علیرضا انیسی،
دوره 37، شماره 72 - ( 3-1395 )
چکیده

تعلیم و تربیت یکی از پایه های مهم فرهنگ و تمدن است که ریشه ای دیرینه در تاریخ جوامع بشری

دارد. جوهرۀ اصلی این موضوع در مقوله و آموزش متبلور می شود که سیر تحول و تکوین خود را

مطابق با شرایط و نیازهای جوامع انسانی در طول تاریخ سپری کرده است. ضرورت آموزش علوم دینی

به مثابه ابزاری مهم در جهت تبلیغ و گسترش عقاید مذهبی در جهان اسلام از قرون نخستین اسلامی

مطرح شد و به سرعت مورد توجه قرار گرفت. بر اساس اطلاعات موجود، مدارس مذهبی ابتدا در دل

» مدرسه « مساجد جامع جای داشتند ولی بعداً به علل متفاوتی مستقل شدند و فضایی خاص به نام

برای آنها تعریف شد. این نهاد آموزشی جدید عمدتاً در شهرها و بر اساس ویژگی های معماری بومی،

نیازهای اجتماعی و نیز قدرت و حمایت بانیان در مناطق مختلف پدیدار شد و رشد کرد. در کشور ما

نیز مدارس گوناگونی در دوره های متفاوت بنیان نهاده شدند که ارزش های معماری بسیاری از آنها

ناشناخته مانده یا کمتر شناخته شده است. بررسی و مطالعه این مدارس ضمن فراهم آوردن زمینۀ

آشنایی با تاریخ معماری مدرسه، می تواند به روشن شدن سیر تحول معماری ایران نیز منجر شود.

واقع در شهر کهن فردوس در استان خراسان » علیا « این مقاله، پژوهشی در بارۀ مدرسۀ تاریخی

جنوبی است. در این نوشته پس از مرور تاریخچه و سیر تحول شهر به بررسی و توصیف معماری بنای

مدرسه پرداخته شده است. سپس با توجه به شواهد موجود و نیز مقایسه تطبیقی، پیوند آن با سنت

طراحی مدارس دورۀ تیموری که در مدرسۀ غیاثیه خرگرد متجلی شده و نیز با مدرسه هم جوارش

که یادگاری از معماری دورۀ صفوی در این شهر است بررسی شده است. » حبیبیه « یعنی مدرسۀ

در انتها نیز بر اساس شواهد موجود در مورد تاریخ گذاری احداث این بنا که در مورد آن اختلاف نظر

وجود دارد، پیشنهادی ارائه شده است.



صفحه 25 از 30