جستجو در مقالات منتشر شده


کاربران عمومی فقط به فهرست مقالات منتشر شده دسترسی دارند.
8 نتیجه برای موضوع مقاله:

مریم قاسمی سیچانی، بهنام پدرام، آزاده حریری،
دوره 37، شماره 72 - ( 3-1395 )
چکیده

خانه های تاریخی باارزش اصفهان غالباً در بازۀ زمانی دورۀ صفویه تا اواخر دورۀ رضاشاه )پهلوی اول( و بر

اساس الگوی حیاط مرکزی و ویژگی های معماری مناطق نیمه گرم و خشک ایران ساخته شده اند، اما به

لحاظ موقعیت دینی و فرهنگی ساکنان )مسلمان، ارمنی، یهودی، زرتشتی( یا موقعیت شغلی و اجتماعی

آنان )بازرگان و تاجر، روحانی، ملاک و زمین دار( تفاوت هایی در سازماندهی فضاها، نقش آب و تزیینات

آنان به چشم می خورد. مقایسه و بررسی عکس های هوایی اصفهان طی سال های مختلف، تغییر سریع چهرۀ

بافت تاریخی شهر اصفهان ) 4300 هکتار( را نشان می دهد که از این میان خانه های تاریخی به عنوان رکن

اصلی شاکلۀ محلات شهر، به دلیل ویژگی های خاص خود بیش از دیگر ابنیه در معرض تغییر و نابودی قرار

دارند. بررسی ها نشان داد که مطالعات صورت گرفته در مورد این خانه ها نسبت به خانه های تاریخیِ دیگر

شهرهای جهان، محدود بوده است و با توجه به تغییر چهرۀ سریع و سرعت بالای تخریب، تعلل در بررسی

آنها موجب از میان رفتن مدارک ب ینظیری در معماری ایرانی می شود. در این مقاله به تحلیل سازماندهی

فضا در خانۀ تاریخی باجغلی پرداخته شده است که از معدود بناهای ت کبادگیرۀ باقی مانده از عصر صفوی

است. هستۀ اولیه آن در دورۀ صفویه شکل گرفته و در زمان قاجار، توسعه یافته و الحاقاتی نیز در زمان

پهلوی به آن افزوده شده است. تحقیق حاضر به منظور پاسخ به پرسش هایی همچون چگونگی ویژگی های

سازماندهی فضاهای معماری، سازه، تزیینات، و بادگیر یگانۀ این خانه انجام گرفته است. روش تحقیق در

این مقاله توصیفی تحلیلی است و برای مستندسازی ویژگ یهای معماری، سازه و تزیینات بنا، از برداشت

ترسیمی، تصویری، نوشتاری، و شنیداری شفاهی بهره گرفته شده است. از انگیزه های مطالعۀ خانۀ

باجغلی می توان به ویژگ یهای منحصربه فرد این بنا همچون داشتن یک بادگیر، ساخت جبهۀ اصلی در

شمال زمین به شیوۀ رایج خانه های ارامنۀ جلفای اصفهان در دورۀ صفوی، و وضع نابسامان کنونی این خانه

اشاره کرد. همچنین شناخت معماری این خانۀ تاریخی، به منظور درک بخشی از هویت ناشناختۀ تاریخی

شهر اصفهان، امری ضروری است. از آنجا که بادگیر در معماری شهر اصفهان رایج نیست می توان بر اساس

این بنا، حضور ت کبادگیر در خانه های شهر اصفهان را مورد بحث قرار داد. بر همین اساس در جبهۀ جنوبی،

ویژگی های خانه های دورۀ صفویه همچون ایجاد تالار چلیپایی با غلام گردش، برپایی سقف طاق و چشمه،

ایجاد تزیینات حجمی و سطحی چون مقرنس، نقاشی و گچبری در فضای درون و معرق آجر در نمای رو

به حیاط و قوس های متداول دورۀ صفوی چون کلیل و تیزه دار مشاهده شده است. در جبهۀ شمالی نیز

ویژگی های معماری دورۀ دوم قاجار همچون داشتن تالار مستطیلی با سقف تخت و تزییناتی همچون آلت

و لقط، گچبری برجسته و نقاشی های الهام گرفته از نقاشی غرب و قوس های نیم دایره مشاهده شد. یافته های

تحقیق نشا ندهندۀ نحو فضا و ویژگی های سازه، تزیینات و فضای معماری خانۀ باجغلی در مقایسه با سایر

خانه های هم دورۀ آن در بافت تاریخی اصفهان بوده است.


فخرالدین محمدیان، احمد صالحی کاخکی، ناصر نورو ززاده چگینی،
دوره 37، شماره 72 - ( 3-1395 )
چکیده

معماری آیینی فرهنگی، حاصل تعامل دوسویۀ انسان و طبیعت در طول تاریخ بوده است. از این

رو مطالعۀ بناهای آیینی در بستر جغرافیایی، درک و شناخت معناداری از این آثار پیش روی ما قرار

می دهد. با بررسی نوع معماری آیینی سرزمی نها، بخشی از رفتارهای فرهنگی جوامع بیان می شود.

یارسان یکی از مسلک های آیینی است که توانسته بسیاری از رفتارهای اعتقادی و فرهنگی آیین های

کهن را در درون خود حفظ کند. پیروان این مسلک به صورت پراکنده در بسیاری از نواحی مختلف

ایران امروزی و خارج از مرزهای ایران زندگی م یکنند. اغلب محوطه های مقدس یارسان )در قالب

بناهای یادمانی و مقابر( در نواحی غربی ایران قرار دارند. این پژوهش سعی دارد به مطالعۀ چگونگی

از توابع استان لرستان و » بلوران « فرایند شکل گیری بناهای آیینی مسلک یارسان در محوطۀ

شهرستان دالاهو در استان کرمانشاه بپردازد. این پژوهش از نظر هدف بنیادی و از نظر روش تاریخی

است و داده های آن از مطالعات کتابخان های و میدانی حاصل شده است. نتایج مطالعات بیانگر این

مطلب است که عوامل زیست محیطی و اعتقادی این مسلک، بر فرایند شکل گیری این گونۀ معماری

اثرگذار بوده است.


افروز رحیمی آریایی، محمود محمودی کامل‌­آباد،
دوره 39، شماره 81 - ( تابستان به انضمام فهرست واژگان شماره یک تا هشتاد 1397 )
چکیده

پوشش­‌های ایرانی به مقتضیات زمان و نیاز ابداع شده و در گذر قرون روندی تکاملی را طی کرده‌­اند. به­‌طور­کلی پوشش‌­ها بر دو نوعِ تخت و منحنی قابل تقسیم هستند. گنبدها به عنوان یکی از پوشش‌های رایج در ایران، نه تنها بر شکل­‌گیری فرم هندسی بنا مؤثر هستند، بلکه بر منظر شهری نیز اثرگذار اند. پژوهش و شناخت انواعِ گنبدها نه تنها بخشی از گذشته معماری ایران را آشکار می‌سازد بلکه در شناخت و مرمت اصولی این آثار نیز کمک‌­رسان خواهد ­بود. هدفِ پژوهش حاضر مروری بر اقسام گنبدهای ایرانی و سپس ارائه دسته‌­بندی جامعی بر اساس تعداد پوسته‌­ها، فرم هندسی و اجزای تشکیل­‌دهندۀ آن­‌هاست. این پژوهش از نوع کاربردی و روش تحقیق آن ترکیبی (تاریخی، توصیفی، تحلیلی و تطبیقی) است. داده­‌ها بر مبنای دو روشِ میدانی و کتابخانه‌­ای جمع‌­آوری شده ­است. محققان پیشین به روش­‌های گوناگونی گنبدهای ایرانی را دسته­‌بندی و بررسی کرده ­اند، اما تاکنون دسته­‌بندی جامعی از این آثار بر اساس تعداد پوسته، فرم و اجزای اصلی صورت ­نگرفته است. لذا پرسش اصلی این است که گنبدهای ایران بر اساس معیارهای مورد نظر چند قسم هستند؟ در این نوشتار علاوه بر استفاده از دستاوردهای پیشین از مشاهدات میدانی نگارندگان نیز بهره ­برده شده است. بر­ اساس نتایج این پژوهش به­‌طور­کلی، برایِ سه دسته کلیِ یک­‌پوسته، دوپوسته و سه­‌پوسته، حدود 27 نوع گنبد شناسایی و معرفی شد. 

امیرحسین کریمی،
دوره 39، شماره 81 - ( تابستان به انضمام فهرست واژگان شماره یک تا هشتاد 1397 )
چکیده

بقعۀ سیدون علی نقیا گنبدی مرتفع در شهر ابرقو است که هیچ کتیبۀ تاریخ‌دار یا حاوی نام بانی در آن به چشم نمی‌خورد. بنا در منابع پیشین، به‌اختصار بررسی شده و بر مبنای تاریخ‌گذاری دونالد ویلبر به قرن هشتم هجری نسبت داده شده است. البته در پروندۀ ثبت ملی این بنا به قرون ششم تا هشتم منتسب شده است. متن حاضر بر مبنای بررسی‌های کالبدی، تطبیقی به تاریخ‌گذاری بنا پرداخته و این پرسش را دنبال می‌کند که آیا بنا در یک دورۀ تاریخی شکل گرفته یا نه؟ و تاریخ شکل‌گیری بنا چه دوره‌ای است؟ پرسش دیگر در مورد کاربری اولیۀ بنا است. مشابهت کاشی‌های ازارۀ بنا و شیوۀ ترسیم خط کوفی کتیبه و گوشه‌سازی بنا مشابهت با بناهای قرن هشتمی دیگری در منطقۀ یزد و اصفهان را نشان می‌دهد. هم‌چنین مضمون یکی از کتیبه‌های بنا به طور خاص به کاربری تدفینی بنا اشاره می‌کند. بنا از حیث کالبد و تزیینات به مقبرۀ تخریب‌شدۀ حسن بن کیخسرو شباهت بسیار دارد. بررسی کالبدی سیدون علی نقیا شواهد خاصی از دو دورۀ ساختمانی را نشان نمی‌دهد و بنا احتمالاً در یک دورۀ تاریخی واحد شکل گرفته است. کتیبه‌های بنا در این متن برای بار اول خوانده شده و پیش‌بینی می‌شود که شواهد بیش‌تری در طی مرمت های آیندۀ اثر به دست خواهد آمد. 
 

زهرا راشدنیا، بهاره تقوی نژاد،
دوره 39، شماره 81 - ( تابستان به انضمام فهرست واژگان شماره یک تا هشتاد 1397 )
چکیده

آرامگاه بابا افضل کاشانی، که از حکما، شاعران و دانشمندان برجستۀ نیمۀ دوم سدۀ ششم و نیمۀ  نخست سدۀ هفتم هجری به شمار می‌رود، در بلندترین نقطۀ منتهی‌الیه غرب روستای مَرَق شهرستان کاشان قرار دارد و از جمله بناهای آرامگاهی ایران در دورۀ مغول است که الحاقاتی از دوره‌های بعدی دارد و با تزئیناتی ازجمله کاشی‌کاری و گچبری آراسته‌ شده است. در فضای داخلی مقبره شاهد یادگارنوشته‌های متعددی هستیم که نشان از قداست و احترام به مقام این حکیم دارد. اما متأسفانه بخش عظیمی از آن‌ها تخریب ‌شده است. این مقاله، در پی پاسخگویی به این سؤال است: مضامین یادگارنوشته‌های آرامگاه بابا افضل کاشانی چه هستند؟ لذا هدف پژوهش حاضر این است که بر پایۀ مطالعه میدانی و با استناد به منابع مکتوب، یادگارنوشته‌های بقعۀ مذکور را مستندنگاری کرده و به روش تاریخی ـ توصیفی مطالعه کند. با توجه به نتایج حاصل‌شده درمی‌یابیم که در نمونه‌های برجای‌مانده مضامین مذهبی و ادبی و تاریخی، به ترتیب فراوانی بیش‌تری دارند. این مضامین در قالب شعر و نثر و عبارات فارسی و عربی گنجیده است.

آزاده حریری، مریم قاسمی سیچانی، بهنام پدرام،
دوره 39، شماره 82 - ( پاییز 1397 )
چکیده

میراث معماری مسکونی ایران از تنوع و کثرت بیش­تری نسبت به سایر گونه­های معماری برخوردار است. توسعۀ مدرن شهرهای تاریخی باعث تخریب و تغییراتی در کالبد خانه­های تاریخی شده است. خانه­های دیروز به مثابه دانه‌های ارزشمندی که در گذشته نقاط هویت­آفرین بافت­های تاریخی بوده­ اند و ارزش­های فراوان در ابعاد کالبدی و فراکالبدی دارند، امروزه نه تنها به دست فراموشی سپرده شده اند، بلکه گاهی به نقاط بحران ­آفرین محله تبدیل شده اند. تبعات این بی ­توجهی به بافت­های تاریخی، خدشه­دار شدن هویت تاریخی و فرهنگی آن­ها است. از جمله نابهنجارترین رفتارها برای تخریب­ میراث مسکونی اصفهان، ایجاد آتش­سوزی عمدی در این ابنیه است. خانۀ الفت یکی از گونه­های معماری مسکونی ایرانی است که با وجود ارزش­های کالبدی، دارای شناسه­های فراکالبدی بی­نظیری بوده است. خانه­ای که در گذشته یکی از نشانه‌­های فرهنگی محلۀ حسن­آباد بود، امروز به ناامن­ترین جزء محله تبدیل شده است و اهالی محله برای بازگرداندن آرامش و حس امنیت به تخریب این میراث باارزش دست می­زنند. این پژوهش در پی پاسخگویی به چگونگی ساختار کالبد و کارکرد خانۀ الفت به منظور مستندسازی آن بر اساس مصاحبه­های شفاهی و آرشیوهای شخصی و دولتی است. اهداف اصلی پژوهش در راستای پاسخگویی به پرسش کلیدی به این قرار است که با تحلیل ویژگی­های کالبدی و کارکردی خانۀ الفت بتوان به مستندسازی علمی این بنا در راستای تبیین ارزش­های این خانه به عنوان نمونه­ای از میراث مسکونی تخریب­شده شهر اصفهان پرداخت. این پژوهش با روش توصیفی ـ تحلیلی و با اهداف توسعه­ای و با بهره­گیری از اسناد کتابخانه‌ه­ای، مطالعات میدانی و مصاحبه انجام شده و یافته­‌ها طبق روشی کیفی و از طریق مقایسه و تفسیر تحلیل شده اند. نتیجۀ پژوهش بیانگر آشکار شدن ارزش­‌های کالبدی و کارکردی خانه (با مطالعۀ اسناد تاریخی) در مقایسه با برخی از خانه­های تاریخی هم­دوره آن در بافت تاریخی محلۀ حسن­آباد اصفهان است.

نگار کورنگی، نیما ولی بیگ،
دوره 39، شماره 82 - ( پاییز 1397 )
چکیده

مسجدـ­­مدرسه یکی از بناهای شاخص چندعملکردی در معماری ایران محسوب می‌شود که از ادغام کاربری آموزشی و نمازخانه‌ای شکل‌ گرفته است. شهر اصفهان همواره یکی از مراکز شاخص علمی و دینی در تاریخ پس از اسلام ایران بوده است و به همین جهت مسجدـ­مدرسه‌های قابل توجهی در آن شکل گرفته ‌اند. یکی از نمونه‌های تکامل­یافتۀ این گونه بناها در شهر اصفهان مسجد­ـ­مدرسۀ رحیم‌خان محسوب می‌­شود. بررسی مسجدـ­مدرسۀ رحیم­خان به عنوان یکی از انواع مسجدـمدرسه‌های شاخص شهر اصفهان و شناخت هر چه بیش­تر آن می‌تواند در معرفی مسجدـمدرسه‌های این شهر به­ویژه مسجدـمدرسه‌های دورۀ قاجار کمک شایانی کند. این پژوهش بر اساس اسناد توصیفی، تصویری و تاریخ شفاهی صورت گرفته است. پژوهش پیش روی بر آن است که با استفاده از داده‌های کتابخانه‌ای و میدانی به شناخت هرچه بیش­تر مسجدـمدرسه رحیم‌خان بپردازد و برای نخستین بار با استفاده از داده‌های موجود سیر تکامل و روند شکل‌گیری این بنا را بیان کند. با بررسی‌های صورت­گرفته مشخص شد مسجدـ­مدرسۀ رحیم‌خان به عنوان یکی از مسجدـمدرسه‌های شهر اصفهان دارای عملکردهای نمازخانه‌ای، آموزشی و خدماتی است که هر سه عرصۀ یادشده در تعامل کامل با یکدیگر و در یک پلان واحد قرار گرفته اند. از سویی مطالعات صورت­گرفته توانست تصویر روشنی از روند تکامل و چگونگی شکل‌گیری بنا ارائه دهد.

ناهید هلاکوئی، رضا رحیم نیا،
دوره 39، شماره 82 - ( پاییز 1397 )
چکیده

محله و محدودۀ ساحلی ناژوان در غرب اصفهان و در حاشیۀ زاینده­رود واقع شده است. درون باغ‌های این محدوده که بیش­تر باغ­های میوه و بیشه‌زارها با درختان غیرمثمر هستند، کوشک­ها و فضاهای معماری توسط مالکان ساخته شده است. یکی از فضاهای معماری مهم در این محدوده، آسیابی است که با نام آسیاب ناژوان یا حاجی شناخته می­شود. بر روی ضلع شرقی این آسیاب کوشکی دوطبقه قرار گرفته که موضوع این مقاله است. بررسی­ها در قالب این مطالعه نشان می‌دهد احتمالاً اول آسیاب ساخته شده سپس کوشک به آن الحاق شده است. از این رو مسئله قابل توجه، نحوۀ ساختن کوشک بر روی آسیاب و در کنار آن و تکنیک ساخت کوشک خواهد بود. هدف اصلی پژوهش، که با بررسی تکنیک ساخت و نحوۀ الحاق کوشک بر روی آسیاب انجام شده، ارائه مستندنگاری ساختاری این اثر در راستای دستیابی به شناخت حداکثری برای حفاظت از آن است. این پژوهش به روش توصیف ـ­ تحلیلی و بر مبنای مطالعات میدانی انجام شده است. بررسی­ها نشان می دهد جرزهای اتاق‌های کوشک در طبقۀ اول  بر روی جرزهای آسیاب منطبق نبوده و معمار برای  ساخت کوشک روی آسیاب جرزهای آسیاب را بالا آورده، روی آن­ها تیرریزی کرده و سپس جرزهای کوشک روی تیرها اجرا شده است. به همین سبب در ادامه معمار سعی به سبک­سازی کوشک داشته تا بار کم­تری به شبکۀ چوبی ایجادشده وارد شود تا جایی ­که طبقۀ دوم این کوشک تماماً با چوب ساخته شده است.


صفحه 1 از 1