جستجو در مقالات منتشر شده


2 نتیجه برای یوسفی

مهدی سلطانی محمدی، یوسف یوسفی، محمد بلوری بناب،
دوره 38، شماره 78 - ( 9-1396 )
چکیده

عوامل طبیعی از اصلی ترین و اثرگذارترین عواملِ شکل بخشی یک سکونت گاه و تحولات آن هستند. کوه ها، رودخانه ها، قنوات و دره ها از جملۀ مؤلفه های نیروی طبیعی هستند. در این میان چگونگی تأمین آب در شکل گیری یک زیستگاه و تحولات آن نقشی بارز دارد. کیفیت تأمین آب هر زیستگاه، بخشی از فرهنگ آن است. در اقلیم گرم و خشک محمدیه با بارش اندک و عدم وجود منابع آب های سطحی، قنات ها به عنوان تنها تأمین کنندۀ آب مطرح بوده اند. این قنات ها دو گونه اند: گونۀ نخست قنات های مزروعی (مانند قنات حَ نفَش) که بلافاصله از مظهر وارد زمین های کشاورزی می شوند، و گونۀ دوم قنات های شهری ـ مزروعی که بعد از مظهر، وارد بافت مسکونی شده و مسیر تقسیم و پخشایش آن املاک و اراضی خصوصی و همچنین فضاهای عمومی را در می نوردد. با توجه به اینکه قنات محمدیه ذیل گونۀ قنات های شهری ـ مزروعی قرار می گیرد، این پژوهش در قالب روشی تحلیلی و پیمایشی در سه بخش به بررسی نحوۀ تعامل ساکنان محمدیه با این نظام آبی پرداخته است. شناخت این قنات و همچنین مسیر آن تا مظهر در ابتدای بافت مسکونی، بخش اول این تحقیق را تشکیل می دهد. بررسی شبکۀ تقسیم قنات در بافت مسکونی و عناصر و فضاهای کالبدی که در پیوند با این نظام شکل گرفته اند، در بخش دوم انجام گرفته است. موضوع بخش سوم تحقیق نیز مطالعۀ نظام مدیریت و تقسیم قنات بعد از خارج شدن از بافت مسکونی و روان شدن در بخش مزروعی قنات (باغ ها و کشت خوان) است. نتایج پژوهش نشان می دهد که نظام آبی مبتنی بر قنات در محمدیه، شامل شبکۀ تقسیم سازمان یافته ای است که در پیوند با نیازهای سکونت گاه و مرتبط با متغیّرهایی همچون توپوگرافی و شیب زمین، و جنس زمین و نوع خاک آن شکل گرفته است. این شبکۀ تقسیم شامل عناصر و فضاهای متنوعی از قبیل خانه های مسکونی، گرمابه، مرکز محله، مسجد، گذرها و معابر، و غسّ ال خانه است. همچنین نحوۀ حضور آب در هر یک از این فضاها دارای کیفیت متفاوتی است که عموماً به صورت جوی (زیرزمینی و روزمینی) و حوض و کِه (پایاب) طراحی شده است. آبیاری کشت پاییزه (گندم و جو) و کشت بهاره (پنبه) در هر سال با مدار گردش آب در هر ۱۸ شبانه روز در پهنۀ  ۷۵هکتاری کشت خوان محمدیه از قانون مندی های حاکم بر نظام آبی این کشت خوان است.

نگار یوسفی،
دوره 38، شماره 79 - ( 10-1396 )
چکیده

برج های آرامگاهی بناهایی یادمانی هستند که جلوۀ بیرونی­شان اهمیت بسیار دارد. دسته­ای از آ ن­ها در بدنۀ خارجی خود لبه­های مثلث شکل دارند و گنبد قابوس اولین برج شناخته شده از این نوع است. دندانه های گنبد قابوس با فاصله از هم قرار گرفته اند. برج دندانه دار مهمان دوست نیز از این جهت شبیه به گنبد قابوس است. برج مهمان دوست متعلق به دورۀ سلجوقی است که در آن دوره نوآوری در ساخت بناها رونق داشت. با وجود مطالعاتی که پیش تر دربارۀ آن انجام شده، بررسی نگارنده نشان می دهد که همچنان نکات و مواردی برای پژوهش دربارۀ این برج وجود دارد. هدف مقالۀ حاضر بررسیِ بدنۀ خارجی برج مهمان دوست از جهت ویژگی­های معماری و عناصر تزیینی، و نوآوری­ها در مقام یکی از برج­های آرامگاهی دندانه­دار است.  این تحقیق با روش توصیفی  تحلیلی انجام شده و در این مسیر از مطالعات کتابخانه ای و مشاهدۀ میدانی برج استفاده شده است. مهم ترین نتایج به دست آمده این موارد است: پیش تر در آجرچینی نمای برج، بندهای افقی پُر بوده و احتمالاً بندهای عمودیِ انگشت فشاری داشته است و محل و نقشِ مقرنس آن با مقرنس برج های مشهور پیشین متفاوت است. همچنین این برج با نمونه های دندانه دار مشابهش تفاوت هایی دارد:  بخش اصلی بدنۀ خارجی اش دوازده ضلعی است و دندانه های آن تزیینی اند. بخش بالای بدنه اش به سبب وجود مقرنس در مرحلۀ انتقال، حضور بخشی مدور در بالای بدنۀ دندانه دار و زیر گنبد، تزیینات پرکار، و موقعیت و عرض بخشِ تزیین شده، در میان نمونه های مشابه شاخص است. در میان این نمونه­ها بخش بالای بدنۀ برج طغرل بیش ترین شباهت را به برج مهمان دوست دارد.


صفحه 1 از 1