جستجو در مقالات منتشر شده
3 نتیجه برای کاویان
غلامحسین غلامی، مجتبی کاویان، منیژه عبدزاده،
دوره 36، شماره 68 - ( 3-1394 )
چکیده
مجتبی کاویان، غلامحسین غلامی،
دوره 37، شماره 75 - ( 12-1396 )
چکیده
کاروانسراها مهم ترین بناهای بین راهی و منزلگاه امن کاروانیان در مسیرهای مهم بازرگانی زیارتی ایران بوده اند. ابهامات متعددی در چگونگی تحولات ساختاری و فضایی این بناهای ارزشمند در ادوار مختلف تاریخی وجود دارد و از این رو بررسی شیوۀ طراحی و سیر تحول کاروانسراها ضرورت دارد. مقالۀ حاضر با هدف آشنایی و تبیین تحولات معماری کاروانسراهای حیاط دار مرکز ایران به روش توصیفی تحلیلی و بر اساس مطالعات کتابخانه ای تدوین شده است. نتایج پژوهش نشان میدهد در دورۀ پیش از اسلام و اوایل دورۀ اسلامی، کاروانسراها به صورت منازل اتراق گاهی با سازماندهی حجرههای متعدد پیرامون حیاط مرکزی طرح انداخته می شدند که این شیوۀ طراحی بر اسکان و استراحت کاروانیان متمرکز بوده است. این شیوه طراحی به مرور زمان با تحولاتی نظیرِ گشایش و بزرگ شدن فضاها در گوشه ها، ایجاد رواق در جلوی حجره ها، و چهارایوانی شدن کاروانسراها تا انتهای دورۀ سلجوقی مرسوم بود. در دورۀ ایلخانی الگوی جدیدی متأثر از ترکیب کاروانسراهای چهارایوانه دورۀ سلجوقی با گونۀ چاپارخانه ای در طراحی کاروانسراها پدیدار شد که از دورۀ ایلخانی تا پایان دورۀ قاجاریه، شیوۀ مرسوم در طراحی کاروانسراها بود. در این شیوه فضای اصطبل برگرفته از الگوی چاپارخان ه ها، با نظم در چهار طرف کاروانسرا و در پشت حجر ه ها ساخته شد و رواق جلوی حجر ه ها به ایوانچه تبدیل شد. در دورۀ تیموری مدخل اصطبل از حیاط مرکزی به فضای ورودی انتقال یافت و استقرار اصطب ل ها از چهار طرف حیاط به سه طرف محدود شد. در دورۀ صفویه فراوانی الگوها را م ی توان به انفجار الگوها تعبیر کرد. در این دوره ساخت کاروانسرا به اوج پختگی رسیده و نمون ه های متعدد با طر ح های متنوع و مقیا س های مختلف کالبدی کارکردی از این دوره باقی مانده است. شیوۀ ساخت کاروانسراهای دورۀ قاجار را می توان تداوم الگوهای صفوی دانست. به این صورت که در دورۀ قاجار علاوه بر بزر گ تر شدن غرفه ها و اصطب ل ها، به جزییات فضاها بیشتر توجه شده است.
غلامحسین غلامی، مجتبی کاویان،
دوره 38، شماره 77 - ( 6-1396 )
چکیده
چهارصفه یکی از کهنترین الگوهای به کاررفته در معماری ایران است که در گونههای مختلف معماری به اشکال متفاوت بروز کرده است. به دلیل فراوانی و تنوع خانه های ایرانی، کاربرد الگوی چهارصفه در این گونه معماری، بسیار بیشتر از سایر گونههاست که این مسئله، ضرورت انجام پژوهش حاضر را تبیین میکند. هدف از تألیف این مقاله، آشنایی با گونههای متنوع الگوی چهارصفه در طرح خانههای ایرانی به روش توصیفی تحلیلی و بر اساس مطالعات میدانی و کتابخانهای است. نتایج پژوهش نشان میدهد، الگوی چهارصفه در سه گونۀ اصلی مورد استفاده قرار گرفته است. در گونۀ اول، طرح چهارصفه در عرصه و اعیان خانه بروز کرده و فضای مرکزی چهارصفه، روباز و به عنوان حیاط مورد استفاده قرار گرفته است. دسترسی به اتاقها متأثر از شکل فضای مرکزی چهارصفه است؛ اگر فضای مرکزی مربع باشد، دسترسی به اتاقها صرفا از صفهها انجام میشود و چنانچه این فضا به شکل هشت و نیم هشت باشد، امکان ارتباط اتاقها از فضای مرکزی نیز میسر میشود. در گونه دوم الگوی چهارصفه، تمام یا بخش اصلی اعیان خانه است؛ در این حالت، فضای مرکزی چهارصفه پوشیده شده و حیاط در بیرون آن قرار میگیرد. دسترسیها در گونۀ دوم، مشابه گونۀ اول است با این تفاوت که امکان ارتباط اتاق های مشرف به حیاط از طریق بازشوها و سه دریها به حیاط پیرامونی امکانپذیر است. در گونۀ سوم، الگوی چهارصفه با تغییراتی به درون اعیان خانه منتقل میشود. گونۀ سوم دو دسته اصلی را به وجود می آورد. در دستۀ اول با حفظ ریخت کلی چهارصفه، فضای مرکزی بزرگ تر، صفه ها عریضتر، و اتاقها تبدیل به راهرو و در نهایت فضای ستون دار شدهاند. این الگو در تالارها و حوض خانهها استفاده شده است. در دستۀ دوم با تأکید بر سازماندهی چهارصفه، الگوی چهارصفه باز شده و راهروهایی در گوشه های آن ایجاد شده است. این الگو در تالارهای بزرگ، حوضخانه ها و حیاط های کوچک درون خانه استفاده شده است.