جستجو در مقالات منتشر شده


11 نتیجه برای حیدری

احمد حیدری،
دوره 19، شماره 29 - ( 6-1377 )
چکیده


احمد حیدری،
دوره 21، شماره 31 - ( 6-1379 )
چکیده


احمد حیدری،
دوره 23، شماره 33 - ( 6-1381 )
چکیده


احمد حیدری،
دوره 25، شماره 36 - ( 6-1383 )
چکیده


ایراهیم حیدری،
دوره 26، شماره 38 - ( 9-1384 )
چکیده


باربارا کیم، احمد حیدری،
دوره 27، شماره 40 - ( 9-1385 )
چکیده


محمدرضا بمانیان، مجید حیدری دلگرم،
دوره 33، شماره 59 - ( 12-1391 )
چکیده


عطا حسن پور، فاطمه دلفان، ماریا حیدری،
دوره 36، شماره 70 - ( 9-1394 )
چکیده

گزارش های نسبتاً دقیقی در باره معماری دستکند از نقاطی خارج از لرستان به دست آمده اند، اما تاکنون کمتر گزارش مستقل و جامعی در باره این نوع معماری برای این منطقه ارائه شده است. در واقع به نظر می رسد سیمای کوهستانی لرستان آن را به ناحیه ای قابل توجه با پتانسیل عالی برای خلق چنین آثاری تبدیل کرده است. در این مقاله نتایج بررسی مجموعه دستکندهای غار ارازکه در سالهای 1388 و 1391در منطقه ای به نسبت دور انجام شده، ارائه می دهیم. این مجموعه در بخش پاپی از توابع شهرستان خرم آباد قرار دارد. این بخش از لرستان به میزان زیادی خارج از حوزه بررسی های باستان شناسانه و دور از دسترس منابع مکتوب تاریخی قرار گرفته است، به نحوی که تنها از طریق باستان شناسی و توصیف معمارانه می توان به روشن کردن زوایای تاریک گذشته آن امید داشت. در واقع مجموعه دستکند غار اراز دو بخش کلی شامل دستکند های بیرون و درون غار را تشکیل می دهند. بخش عمده گزارش حاضر بر روی فضاهای معماری درون غار متمرکز است. دشواری دسترسی به داخل غار با مجموعه ای از پلکان های پیچ در پیچ، راهروها و تونل ها و سایر سازه ها همچون آب انبار و غیره در مقایسه با دیگر موارد، توصیف مجموعه را پیچیده تر کرده است. از این رو ، ساخت و سازهای درون غاربا جزئیات بیشتری توصیف شده اند. ساخت فضاها با کاست مصالح(تراشیدن صخره)  و در ترکیب با انباشت مصالح شکل گرفته است. علیرغم سختی کار، تلاش شده تا با ارائه اسناد معماری شامل سایت پلان،پلان طبقات و مقاطع به معرفی و تبیین ویژگی های این مجموعه دستکند پرداخته شود با این حال از ساکنان این غار به غیر از معماری دستکند، تنها بقایای اندکی از سفال های سطحی به دست آمد که درحال حاضر، برای شناخت دوره استفاده از غار بسیار مهم هستند.


مرال فیاضی، داریوش حیدری بنی، حامد ایمان طلب،
دوره 36، شماره 71 - ( 12-1394 )
چکیده

پل بانوصحرا تنها پل دودهانه ای شهرستان ساوجبلاغ است. این پل در دوره صفویه برای ایجاد ارتباط

میان روستاهایی چون بانوصحرا، کردان، و... احداث شد. اهمیت منطقۀ چندار و ساوجبلاغ به قدری

بود که بارها در متون تاریخی از آن یاد شده است اما به طور مشخص از روستای بانوصحرا و بافت آن

مطالب دقیقی در دسترس نیست. به همین سبب شناخت کاملی از حمام و بقایای پل از مجموعۀ بافت

دوران صفویه روستا ب ه دست نم ی آید )فیاضی، 1393 (. با توجه به این مطلب و در نظر داشتن تمرکز

این پژوهش بر پل، بررسی بقایای اثر هدف اصلی بوده است. بر اثر آسیب های شدید وارده، تخریب

پل به علت سیلاب و شستگی مصالح و ملات ها، و عدم توجه و مرمت مداوم که نتیج ه اش بر هم

خوردن تعادل سازه است ب ه مرور زمان استحکام سازه کاهش یافته و خسارات جبرا ن ناپذیری بدان

وارد شده است. تا آنجا که در اسفندماه 1393 آخرین طاق )موج شِکن( نیز فروریخته است. بنابراین

م یتوان گفت برای بازسازی و ترمیم، یکی از اقدامات حیاتی، شناخت فنی و شناخت سازۀ اثر است و

فن شناسی ملات امری بنیادین برای شناخت معماری و سازه و در نهایت احیا است که با نمونه برداری

و XRD امکان پذیر است. بر طبق آزمایش های XRF و XRD از نقاط مختلف آن و انجام آزمایش های

انجا م شده، جنس ملات در پی ها )پایین ترین قسمت بنا( و بندکشی جرزهای پایه که در تماس

XRF مداوم با آب هستند، مشابه بوده و از خاک رس، آهک، سیلیس )ماسه(، و خاکستر تشکیل شده که در

مجموع ترکیبات ملات ساروج را شامل می شود. ترکیبات ملات در طاق ها تا اندازه ای متفاوت است.

گچ، کربنات کلسیم، خاک رس، و سیلیس از مواد اصلی و کاربردی در بخش های فوقانی این بنا بوده

است. همچنین مقدار زیاد گچ در این ترکیب، به منظور زودگیر شدن ملات و سهولت در اجرای طاق

مورد استفاده قرارگرفته است. ترکیبات داخلی جرزها از لحاظ تنوع، مشابه ملات طاق است با این حال

با توجه به مقدار ترکیبات و مواد، به نظر می رسد برای ساخت جرزها از ملات گل ]استفاده[ کرده اند.

به این ترتیب با توجه به آنالیز نمونه های ملات از نقاط متنوع )و حساس از نظر سازهای و معماری(،

شناخت ترکیبات گوناگون مواد و مصالح و کاربرد مناسب آنها در پل بانوصحرا یکی از عوامل مهم در

پایداری این اثر تاریخی است که باید در هنگام مرمت و احیای آن مد نظر قرار گیرد.


ابراهیم حیدری،
دوره 39، شماره 81 - ( تابستان به انضمام فهرست واژگان شماره یک تا هشتاد 1397 )
چکیده

آرامگاه ها در بافت جامعه و فرهنگ ایرانی ریشه دوانده و ک متر شهری در ایران است که سهمی از چنین بناهایی نداشته باشد. در استان آذربایجان غربی تعداد مقابر بسیار اندک است به استثنای مقبرۀ سلجوقی س ه گنبد در ارومیه و بقعۀ س ه امامزاده که ساختمان آ ن ها به پس از دورۀ زندیه تعلق دارد که در جنگ » صدرالصدور شاه اسماعیل صفوی « و مقبره نوساز سیدصدرالدین حسنی شیرازی چالدران شهید شده است، بنای آرامگاه بداق سلطان حکمران مکریان در زمان شاه سلیمان صفوی، یکی از قدی م ترین مقابر دوران اسلامی در استان آذربایجان غربی و تنها مقبره در داخل قبرستان عمومی شهر است. این بنای تاریخی آرامگاه خانوادگی بداق سلطان و دیگر افراد خاندان مکری است که حدود چهار قرن در این ناحیه فرمانروایی داشته اند. متأسفانه بعد از سقوط دولت ملی و مقتدر صفویه بر اثر حوادث پ ی د رپی، ناامن ی ها و اختلافات محلی آسیب زیادی به مقبرۀ بداق سلطان، والی خوش نام مکریان و دیگر افراد آن خاندان وارد شده بود. به طوری که ایوان شمالی و جنوبی آن به کلی تخریب شده و سن گنوشته روی قبور به استثنای سنگ قبر آخرین والی این خاندان (عبدا لله خان) تمامی خرد و نابود شده بودند. طبق متون تاریخی، به استناد تک ه سن گ های قبرهای باق ی مانده، مقایسۀ بنا با مسجد جامع مهاباد یا مسجد سور و روایات معتمدان و بازماندگان خانوادۀ مکریان، این مقبره متعلق به بداق سلطان و دیگر افراد خاندان ایشان است که در زمان خود منشأ خدمات شایسته در منطقه بوده ودر بره ه هایی از تاریخ با متجاوزان و بیگانگانِ مهاجم مبارزات قابل توجه کرده اند.


صفحه 1 از 1