جستجو در مقالات منتشر شده


4 نتیجه برای بهشتی

سید محمد بهشتی،
دوره 35، شماره 67 - ( 12-1393 )
چکیده


سید محمد بهشتی، سارا آلادپوش،
دوره 37، شماره 72 - ( 3-1395 )
چکیده

باغ عباس آباد نطنز از باغ های به جامانده از قرن یازدهم هجری )مقارن با دورۀ صفوی( است. این باغ

اثری است که در پیوند با محیط پیرامون و موقعیت ساختاری اش، نمودِ متفاوتی در میان باغ های

شاهی دارد، تا آنجا که قرارگیری آن در منطقۀ ییلاقی نطنز و دامنۀ کوه کرکس از وجوه برجستۀ

آن به لحاظ منظری به شمار می آید. پژوهش پیشِ رو تلاشی در جهت بازنمایی ساختار اولیۀ این

باغ با استناد به گزارش های علمی، متون و اسناد تاریخی موثق و مطابقت با گونه های مشابه است.

یافت ههایی که در حوزۀ این مطالعه به دست آمده است در راستای شناخت گونه ای از باغ های ایرانی

است که مبتنی بر واقعیت های موجود می باشد. یکی از رویکردهای این مطالعه، نگرش به ساختار

کلی مجموعۀ عبا سآباد که باغ را جزئی از آن م یداند است. این نگرش مجموعۀ عباس آباد را

به مثابه منظومه ای در تعامل با بستر شکل گیری اش م یبیند. افزون بر این، هدف از بررسی چنین

موضوعی، نگاه دقیق تر به یکی از باغ های خارج از شهر و منزلگاهی است. خوانش زمینۀ پیدایش اثر،

به نمودارشدن ساختارهای ارزشمندی که در پیوند با باغ شاهی قرار م یگرفتند، منجر شد. اجزایی

همچون معدن سرب و روی، آثاری از قبرستانی قدیمی و سکونت گاه نخستین را می توان از یافته های

این پژوهش دانست. در حیطۀ عناصر معماریانه نیز وجود مکان اقامتیِ ساباط در مجاورت باغ محرز

شد. همچنین در روند تحقیق، شناسایی گیاهان اصیل و نظام آبیاری باغ مد نظر قرار گرفته است.


سیدمحمد بهشتی، حسین راعی،
دوره 37، شماره 74 - ( 9-1395 )
چکیده

مزارع مسکون به عنوان گونه ای اثرگذار و اثرپذیر از عوامل سیاسی، اجتماعی، اقتصادی، و فرهنگی دوره های مختلف، مجتمعی زیستی و معیشتی با وسعت و جمعیت مختلف و متفاوت بوده است. اطلاعات موجود در منابع مختلف، نشان می دهد که مزارع مسکون از دوره های پیش از اسلام، قرون اولیۀ اسلامی تا دورۀ پهلوی به صورت مستقل و تابعه )صغیره و کبیره( در محدودۀ قصبات و رستاق ها) روستاها(، وجود داشته اند و با عناوینی چون دستکرت، مجموعه ها و قلاع کشتخوانی و مزارع مسکون، شناخته می شده و در قالب اقطاع، تیول، سیورغال، و عطیه از طرف حکومت واگذار می شده اند. بسیاری از این نوع مزارع، پس از الغای تیول داری در اواخر قاجاریه و اصلاحات ارضی و با عزیمت بسیاری از مالکان به خارج از کشور و شهرهای بزرگ، ماهیت و شاکلۀ خود را از دست داده و در حال نابودی هستند. با بررسی فراز و فرود ناشی از تحولات تاریخی، می توان دوره های ایلخانی و صفویه را عصر شکوفایی و بالندگی و اثرگذاری مزارع مسکون بر وجوه مختلف مملکت داری و مناسبات اجتماعی و فرهنگی ایرانیان دانست. این مقاله به دنبال پاسخ به سؤالاتی دربارۀ چگونگی فرآیند نضج و حضیض مزارع در گذر از تحولات تاریخی کشور بوده و هدف آن، معرفی این مزارع و تأکید بر نقش اثرگذار آنها در نظام سیاسی، دیوانی و اقتصادی کشور در ادوار مختلف است و سعی م یکند با رهیافت تفسیری تاریخی به تأویل و خوانش اسناد مکتوب و پیمایش آثار مادی از طریق برداشت، مستندنگاری، و مصاحبه بپردازد. آگاهی، شناخت، و سپس فهم مزارع مسکون تاریخی با استعانت از اسناد تاریخی و جغرافیای تاریخی، بخشی از نتایج این مقاله به شمار می­رود.

علی اعراب، سیدایرج بهشتی،
دوره 38، شماره 79 - ( 10-1396 )
چکیده

کوه های کرکس در طول تاریخ جایگاه مهمی در تحولات فلزگری ایران داشته اند. بسیاری از معادن ایران از ادوار گذشته تاکنون در حوالی کوه های کرکس شکل گرفته اند. با وجود اهمیت این منطقه، تاکنون به صورت خاص بر روی فلزکاری دورا ن­های تاریخی و اسلامی این ناحیه مطالعه ای صورت نگرفته است. در این پژوهش سعی بر آن است تا ابتدا با بررسی میمه به عنوان غربی ترین ناحیۀ کرکس از نظر تاریخی، محوطه هایی که در این بخش دارای شواهدِ فلزکاری بوده اند، شناسایی و معرفی شوند. طی بررسی انجا م شده در اردیبهشت ۱۳۹۵ ، پنج محوطۀ ذوب فلز از طریق فراوانی سرباره­های فلزی بر سطح زمین شناسایی شد. از این رو پنج سربارۀ فلزی به صورت تصادفی از سطح محوطه­ها انتخاب شد. پس از آزمایش مشخص شد تمام سرباره­ها، سرباره­­ی فلز آهن هستند. محوطه هایی که ذوب فلز در آ ن ها انجام شده بود با توجه به سفال­های آن ها متعلق به دوره های تاریخی و اسلامی فرض شدند. پس از انجام آزمایش پتروگرافی بر روی سرباره­ها، مشخص شد سرباره های فلزی محوطۀ راونج که متعلق به دورۀ اشکانی  ساسانی بودند با سرباره­های فلزی محوطۀ ساسانی  صدر اسلام گزرتو از نظر ظاهری و بافت شباهت بسیار زیادی دارند. که این موضوع تدوام تکنیک ذوب فلز در این محدوده در بازۀ زمانی اشکانی  ساسانی تا صدر سلام را نشان می دهد. ضمن اینکه در محوطۀ ازان که از نظر زمانی با گزرتو هم زمان است، تکنیک ذوب فلز و جداسازی آهن از سنگ معدن بسیار ضعیف تر اجرا شده است. این موضوع را می توان از طریق سایر شواهد باستان شناختی تحلیل کرد. در این پژوهش سعی شده تا ابتدا به معرفی محوطه های فلزگری بخش میمه پرداخته شود و سپس نوع فلزات ذوب شده در ادوار تاریخی و اسلامی بخش میمه اصفهان مشخص شوند. در عین حال به دنبال پاسخ این پرسش بوده­ایم که آیا با مطالعات پتروگرافی می­توان به چگونگی شاخص­های عملکردی ذوب فلز در ناحیه مذکور پی برد؟ و دریافتن این که شاخص های عملکردی در کنار شواهد باستا ن شناسی، چگونه م ی تواند بر رونق استقرارهای دوره های تاریخی و اسلامی مبتنی بر تخصص ذوب فلز در بخش میمه اصفهان اثر داشته باشد؟ ضمن آنکه در این پژوهش سعی بر آن است تا سیر تحول فلزکاری دورۀ تاریخی و دورۀ اسلامی در بخش میمه اصفهان مورد مطالعه قرار گیرد و به فلزگری کهن در غرب کو ه های کرکس پرداخته شود.


صفحه 1 از 1