مزارع مسکون به عنوان گونه ای اثرگذار و اثرپذیر از عوامل سیاسی، اجتماعی، اقتصادی، و فرهنگی دوره های مختلف، مجتمعی زیستی و معیشتی با وسعت و جمعیت مختلف و متفاوت بوده است. اطلاعات موجود در منابع مختلف، نشان می دهد که مزارع مسکون از دوره های پیش از اسلام، قرون اولیۀ اسلامی تا دورۀ پهلوی به صورت مستقل و تابعه )صغیره و کبیره( در محدودۀ قصبات و رستاق ها) روستاها(، وجود داشته اند و با عناوینی چون دستکرت، مجموعه ها و قلاع کشتخوانی و مزارع مسکون، شناخته می شده و در قالب اقطاع، تیول، سیورغال، و عطیه از طرف حکومت واگذار می شده اند. بسیاری از این نوع مزارع، پس از الغای تیول داری در اواخر قاجاریه و اصلاحات ارضی و با عزیمت بسیاری از مالکان به خارج از کشور و شهرهای بزرگ، ماهیت و شاکلۀ خود را از دست داده و در حال نابودی هستند. با بررسی فراز و فرود ناشی از تحولات تاریخی، می توان دوره های ایلخانی و صفویه را عصر شکوفایی و بالندگی و اثرگذاری مزارع مسکون بر وجوه مختلف مملکت داری و مناسبات اجتماعی و فرهنگی ایرانیان دانست. این مقاله به دنبال پاسخ به سؤالاتی دربارۀ چگونگی فرآیند نضج و حضیض مزارع در گذر از تحولات تاریخی کشور بوده و هدف آن، معرفی این مزارع و تأکید بر نقش اثرگذار آنها در نظام سیاسی، دیوانی و اقتصادی کشور در ادوار مختلف است و سعی م یکند با رهیافت تفسیری تاریخی به تأویل و خوانش اسناد مکتوب و پیمایش آثار مادی از طریق برداشت، مستندنگاری، و مصاحبه بپردازد. آگاهی، شناخت، و سپس فهم مزارع مسکون تاریخی با استعانت از اسناد تاریخی و جغرافیای تاریخی، بخشی از نتایج این مقاله به شمار میرود.
نوع مطالعه:
پژوهشي |
موضوع مقاله:
تخصصي دریافت: 1394/2/20 | پذیرش: 1395/9/11 | انتشار: 1396/12/15