استادیار معماری، دانشگاه آزاد اسلامی، تهران، ایران
چکیده: (4925 مشاهده)
از مفاد منشورهای بینالمللی حفاظت این گونه برمیآید که کاربرد واژه حفاظت در امور مرتبط با بافت تاریخی از این باب صورت میپذیرد که این بافتهای زیستی در عین داشتن ارزشهای پذیرفته و بنیادین دارای شرایط محیطی مناسب نبوده و خطراتی جدی آنها را تهدید میکند. نوشتار پیش رو بهدنبال آن است که در نگاهی راهبردی و در روشی زمینهای مؤلفههای مؤثر بر حفاظت این بافتهای زیستی را تبیین و تفسیر کند. اگر حفاظت از بافتهای تاریخی میخواهد به صورت جامع و استوار بر اصول و ارزشهای بافت تاریخی شکل بگیرد و پایدار بماند نیازمند درنظرگرفتن دو مؤلفه اقتصاد سیاسی فضا و تفاهم و توافق اجتماعی در امر حفاظت است. برنامهریزی راهبردی برای مدیریت و کنترل این دو مؤلفه مبتنی بر تجزیهوتحلیل قوت و ضعف عوامل درونی بافت و ارزیابی فرصت و تهدید عوامل بیرونی بافت با تأکید بر اولویتبندی و حفاظت از ارزشهای برجسته راهبرد توصیهشده در این نوشتار است.
هرچند نوسازیهایِ بیارزش متأثر از عامل اقتصاد سیاسی فضا در بافتهای تاریخی «ضدیت بیشتری با ارزشها» دارد، فقدان تفاهم بر ارزشهای برجسته بافتهای تاریخی و کمبود توافقات قانونی در این زمینه در «کثرت نوسازیهای بیارزش» در بافتهای تاریخی نقش چشمگیرتری دارد. نوسازیهایی که از منظر ارتفاع، سطوح اشغال و تراکم در تضاد جدی با شکل و الگوی ارزشمند بافتهای تاریخی شکل گرفته و میگیرد عموما با بهرهگرفتن از قدرت اقتصاد سیاسی فضا ایجاد شده و میشود. با این حال تعداد واحدهای ساختمانی ضدارزش ایجادشده متأثر از این عامل در این بافتهای تاریخی میزان کمتری از تعداد ساختمانهای بیارزشی دارند که به دلیل ناآگاهی طراحان، بهرهبرداران و مجریان قانون از ارزشهای بافت تاریخی شکل گرفته و میگیرد.
نوع مطالعه:
مقاله پژوهشی |
دریافت: 1399/2/9 | پذیرش: 1399/4/10 | انتشار: 1399/4/10