چکیده: (3207 مشاهده)
جنگ بهعنوان یکی از مخربترین بحرانهای بشری، تهدیدی جدی و فوری برای آثار میراثفرهنگی روباز محسوب میشود. آثار فرهنگی و هنری روباز، بهعنوان میراثفرهنگی و عناصری هویتساز، نقش تعیینکنندهای در منظر شهری و تقویت حافظۀ جمعی ایفاء میکنند. این آثار شاخص که عموماً حاصل خلاقیت هنرمندان برجسته هستند، اهداف زیباییشناختی، فرهنگی و اجتماعی را در بافت شهر پیوند میزنند. این آثار بهدلیل ماهیت پراکنده بودن در سطح شهرها، آسیبپذیری ذاتی و عدم امکان جابهجایی حین جنگ در معرض آسیبهای مستقیم (مانند: بمباران یا برخورد ترکشها و ریزش آوار) و غیرمستقیم (نظیر: لرزش ناشی از انفجار، ایجاد تَرک، ریزش و تغییر شرایط محیطی) و آسیبهای انسانی قرار دارند. این پژوهش با روش توصیفی-تحلیلی و با استناد به روشهای مطالعاتی اخیر، به بررسی مهمترین چالشهای مدیریت بحران این آثار و ارائه راهبردهای عملی برای بهبود ظرفیتهای حفاظتی میپردازد. یافتههای این پژوهش نشان میدهد که مهمترین چالشهای پیشِرو در مواجهه با جنگ عبارتنداز: عدم آگاهی عمومی نسبت به این آثار، نبود برنامههای مدون و تمرینشدۀ مدیریت بحران اختصاصی برای این آثار، کمبود شدید بودجه و تجهیزات تخصصی، ضعف در هماهنگی بینسازمانی در شرایط بحرانی و نبود بانک اطلاعاتی دقیق و بهروز برای تصمیمگیریهای سریع. در پاسخ به این چالشها، پژوهش حاضر یک چارچوب راهبردی چندمرحلهای (پیش از بحران، حین بحران و پس از بحران) ارائه میدهد. تدوین برنامۀ عملیاتی نجات شامل: اولویتبندی آثار، نقشۀ دسترسی و پروتکلهای هماهنگی با نهادهای امنیتی و نظامی و سایر ارگان های مرتبط نیز از موارد مهم در این مقوله میباشد. نتیجهگیری این پژوهش حاکی از آن است که رویکرد پرواکتیو (فعال) بهجای رویکرد ریاکتیو (واکنشی)، با سرمایهگذاری برروی آمادهسازی، آموزش و فناوریهای دیجیتال، تنها راه افزایش تابآوری این میراث غیرقابل جایگزین در برابر ویرانیهای احتمالی ناشی از جنگ است.
نوع مطالعه:
مقاله پژوهشی |
موضوع مقاله:
حفاظت و مرمت آثار تاریخی-فرهنگی دریافت: 1404/6/12 | پذیرش: 1404/7/27 | انتشار: 1404/10/1