دورۀ اشکانی، یکی از ادوار تاریخی پُر رمز و راز و در عینحال تأثیرگذار در تاریخ هنر ایران است که ویژگی بارز آن التقاط فرهنگی و هنری میان سنتهای بومی و نفوذ عناصر خارجی، بهویژه هلنی، میانرودانی و آسیای شرقی میباشد. در موزۀ هنر جهان تهران مجموعهای شامل هشت سردیس سنگی نگهداری میشود که به دورۀ اشکانی نسبت داده شدهاند؛ اما فقدان مستندات دقیق، کاوشهای علمی و اطلاعات باستانشناختی مربوط به محل کشف یا زمینههای فرهنگی این آثار، هویت و نسبت زمانی آنها را با چالش مواجه کرده است. این پژوهش با رویکرد توصیفی-تحلیلی و برمبنای مقایسۀ تطبیقی، درپی آن است تا از خلال عناصر سبکشناختی، ویژگیهای شمایلنگاری، فرمهای پیکرهسازی و جزئیات اجرایی، جایگاه زمانی و فرهنگی این سردیسها را بازشناسد. یافتههای پژوهش نشان میدهد که این سردیسها ازمنظر فن ساخت، مواد بهکار رفته، و ویژگیهای ظاهری ازجمله: چیدمان مو، فرم چشمها، ابعاد بینی، حالت دهان، و تزئینات سر، با نمونههایی از نواحی مختلف قلمرو اشکانی، مانند: نسا، هترا، دورا-اوروپوس و حتی برخی مناطق شرقی، مانند بلخ، قابل مقایسهاند. بهعنوان نمونه، وجود فرم چشمهای بادامی و کشیده در برخی سردیسها، مؤید تأثیرات هنر شرقی، و در مقابل حالت چهرۀ طبیعی و موهای فرفری در نمونههای دیگر، گویای استمرار سنتهای هلنیستی در بستر فرهنگی ایران است؛ همچنین عناصر بومی ایرانی نظیر: بینی برجسته، سبیلهای بلند و گونههای استخوانی، در ساخت این سردیسها بهوضوح مشاهده میشود. نتیجهگیری پژوهش بر آن است که این سردیسها هرچند در ظاهر منسوب به دورۀ اشکانی هستند، اما در باطن، ترکیبی غنی از لایههای فرهنگی و هنری چندگانه را در خود دارند که بازتابدهندۀ ماهیت سیال و فرامرزی هنر این دوره است. بازخوانی این آثار میتواند به درک عمیقتری از روند شکلگیری هویت تصویری ایرانی در دوران میانۀ تاریخ ایران و نحوۀ مواجهه هنرمندان آنزمان با جریانهای هنری وارداتی بیانجامد.
نوع مطالعه:
مقاله پژوهشی |
موضوع مقاله:
باستان شناسی و تاریخ هنر دریافت: 1404/3/14 | پذیرش: 1404/5/3 | انتشار: 1404/6/1