logo

جستجو در مقالات منتشر شده


کاربران عمومی فقط به فهرست مقالات منتشر شده دسترسی دارند.
5 نتیجه برای موضوع مقاله:

محمدحسین رضایی،
سال 2، شماره 3 - ( 3-1397 )
چکیده

شهرستان کازرون در غرب استان فارس و در ارتفاع 732 متری از سطح دریا واقع شده است. از محوطه‌های شناسایی‌شده در بررسی دشت کازرون که عمدتاً تپه‌های دوران نوسنگی تا اواخر عصرمفرغ هستند، مجموعاً 141 قطعه ابزار سنگی از 13 محوطه گردآوری شد. طبق پژوهش صورت‌گرفته برروی ابزارهای سنگی، محوطه‌هایی مانند (SK023) هم‌زمان هم استخراج و هم مصرف/ نگهداری/ تعمیر را نشان می‌دهند؛ زیرا حضور سنگ مادرها نشان می‌دهد که تولید مصنوعات در آن‌ها صورت گرفته است و درصد بالای ابزارها نشان‌دهندۀ طولانی‌تر شدن مدت استقرار در این محوطه‌هاست. سنگ مادرها در تمام مجموعه‌ها منحصراً سنگ مادر تراشه و اغلب نامنظم و اکثراً از جنس چرت خاکستری‌سبز هستند. به‌نظر می‌رسد تولید مصنوعات از سایر انواع چرت که در برداشته‌ها و ابزارها دیده می‌شوند، همچون چرت جگری، چرت راه‌راه قهوه‌ای و کرم شفاف، چرت عسلی و... همگی در جای دیگری صورت‌گرفته و ابزارها به‌صورت محصول نهایی (برداشته‌ها و ابزارها) به محوطه‌ها منتقل شده‌اند. وجود تیغه‌ها و قطعات آن‌ها با جلای داس در برخی محوطه‌ها به‌ویژه(SK022 و SK023) به‌وضوح نشانگر دروی گیاهان با استفاده از این ابزارهاست. مادۀ خام مورد استفاده برای ساخت مصنوعات سنگی که اغلب از منابع چرت محلی ساخته شده‌اند، امروزه به‌راحتی در کوه‌های کازرون در دسترس است. این قطعات به‌صورت ترکیبی و با استفاده از رزین‌های طبیعی همچون قیر در داخل دسته‌هایی از جنس استخوان یا در دوره‌های جدیدتر احتمالاً فلز قرار می‌گرفته‌اند و همچون داس در برش گیاهان استفاده می‌شده‌اند.  

نسرین بیک‌محمدی، سید‌هاشم حسینی، سپیده مرادی‌محتشم،
سال 2، شماره 3 - ( 3-1397 )
چکیده

در قرون 5 و 7 هـ.ق. دگرگونی عظیمی در تمامی هنرها، صنایع و علوم از جمله هنر سفال‌گری اسلامی به‌وجود آمد و به‌حق دورۀ طلایی سفال‌گری بود. سفال‌گران سلجوقی شیوۀ لعاب‌کاری ظروف سفالی را احیا کردند و همچنین پیشرفت سفال زرین‌فام را می‌توان به زمان آنان نسبت داد. کاشان در آغاز سدۀ هفتم  هـ.ق. یکی از مراکز عمدۀ سفالینه شد و به‌مدت چندین دهه ظروفی را تولید کرد که فنی دقیق و ظریف داشتند. شواهد مکتوب و کاوش‌های باستان‌شناسی دربارۀ اهمیت کاشان در این زمینه شکی باقی نمی‌گذارد؛ چنان‌که واژۀ کاشی نیز نام خود را از کاشان گرفته است. تقریباً همزمان با ایران، رقه در سوریه تحت حکومت ایوبیان به یکی از مراکز مهم تولید ظروف سفالین و آثار هنری ظریف تبدیل شد. آثار رقه و کاشان به‌قدری به هم شبیه هستند که گاه تشخیص آن‌ها از هم دشوار است. هدف از این مقاله مشخص‌کردن شباهت‌ها و تفاوت‌های موجود بین دو سبک سفال کاشان و رقه و در نهایت مشخص‌کردن تأثیر و‌ تأثر بین این دو سبک است. در این راستا سعی شده است در این جستار به پرسش‌های زیر پاسخ داده شود: چه مشابهت‌ها و تفاوت‌هایی بین این دو سبک سفالی وجود دارد؟ وضعیت تأخر و تقدم دو سبک سفالی نسبت به یکدیگر چگونه است؟ روش پژوهش در این مقاله بر اساس روش توصیفی و تحلیلی بوده و از منابع کتابخانه‌ای در جهت تبیین موضوع استفاده شده است. با بررسی آثار سبک سفال زرین‌فام شهرهای کاشان و رقه  می‌توان به نوعی سبک تلفیقی دست پیدا کرد که تحت‌تأثیر هنر سفال‌گری ایران قرار دارد و به‌نظر می‌رسد که سبک سفالی کاشان غالب بوده و سفال‌گران کاشانی توانسته‌اند بسیاری از شیوه‌ها و هنرهای تزئینی خود را به رقه منتقل کنند.  

حمید پورداود، حسین مستاجران، پرستو مسجدی‌خاک،
سال 3، شماره 7 - ( 3-1398 )
چکیده

کاشی زرین‌فام جدای از جنبۀ زیبایی و چشم‌نوازی به‌علت دیگری درخور توجه است و آن، تزئین حاشیۀ این کاشی‌ها با اشعاری از شاعران بلندآوازه است که جنبۀ زیبایی این کاشی‌ها را دوچندان کرده است. توجه به این کتیبه‌ها می‌تواند در برخی موارد راه‌گشای مصححان متون ادبی و رباعی‌پژوهان باشد، چراکه بعضاً صورت ضبط‌شده در کاشی‌ها با نسخ ادبی متفاوت است؛ تفاوتی که در اکثر موارد در چندین کاشی که احتمالاً هرکدام در کارگاهی متفاوت تولید شده‌اند، به یک‌صورت واحد دیده شده است و می‌تواند گویای رواج آن صورت ضبط در دوران تولید کاشی‌ها باشد. ازطرفی در مواردی به‌علت درج تاریخ ساخت روی کاشی می‌توان انتساب بعضی از اشعار به شاعری خاص را به‌واسطۀ تقدم زمانی این کاشی‌ها بر سال تولد شاعر یادشده رد کرد. لازم به ذکر است که در برخی موارد نیز تفاوت‌هایی دیده می‌شود که ناشی از اشتباه کاتب بوده که ایجاب می‌کند با رعایت احتیاط به استفاده از این کاشی‌ها اقدام شود، چراکه نویسندگان این کاشی‌ها نیز عاری از خطا نبوده‌اند. اصلی‌ترین پرسش این پژوهش این‌گونه است: آیا می‌توان کتیبۀ کاشی‌های زرین‌فام را به‌عنوان یک نسخه درنظر گرفت؟ و اگر این‌چنین است تا چه‌میزان می‌توان این کتیبه‌ها را مهم تلقی نمود؟ روش پژوهش مبتنی‌بر خواندن کتیبۀ کاشی‌ها بوده و سپس به مقایسۀ رباعیات و ابیات درج‌شده روی کاشی‌ها با صورت ضبط‌شده در نسخ ادبی اقدام شده است.

میثم علیئی، اسماعیل همتی‌ازندریانی، محمد‌حسن ذال، ابراهیم رایگانی،
سال 3، شماره 8 - ( 6-1398 )
چکیده

موسیقی ازجمله پدیده‌های هنری جوامع بشری است که از دوران باستان تأثیر بسیاری بر زندگی بشر داشته و ابزار و آلات آن در هر دوره به اشکال و فرم‌های مختلف نمود پیدا کرده است. برخی از محققین بدون‌توجه به جایگاه موسیقی در جوامع باستانی ایران، نظرات ضدونقیضی در رابطه با پیشینۀ آلات موسیقی مطرح کرده‌اند. با استناد به مدارک به‌دست‌آمده از کاوش‌های باستان‌شناختی، نقوش‌برجسته و سنگ‌نبشته‌ها، بیانگر ارتباط دیرین هنر موسیقی با جوامع و فرهنگ‌های ایران‌باستان است. هنر موسیقی در دوران تاریخی (ایلامی‌ها، مادها، هخامنشیان، اشکانیان و ساسانیان) دارای شواهد و یافته‌های گوناگونی است که با مطالعه، تجزیه و تحلیل روند آن‌ها می‌توان به اهمیت و نقش این هنر در جوامع دوران باستان پی‌برد. در همین‌راستا مهم‌ترین پرسش‌های این پژوهش عبارتند از: 1. در هرکدام از دوره‌های پیش از اسلام از چه‌نوع آلات و ادوات موسیقی استفاده می‌شده است؟ 2. نمود و شواهد هنر موسیقی در دوران باستان را براساس چه مدارکی می‌توان مورد مطالعه و بررسی قرار داد؟ 3. تنیدگی و پیوند هنر موسیقی با طبقات اجتماعی و شرایط فرهنگی جوامع ایرانی قبل از اسلام چگونه قابل تفسیر است؟ پژوهش حاضر دارای رویکرد توصیفی-تحلیلی است و داده‌های آن ازطریق مطالعات کتابخانه‌ای و بررسی‌های میدانی گردآوری شده و با روش کیفی، تحلیل شده‌‌اند. نتایج این پژوهش بیانگر آن است که موسیقی در دوران تاریخی، هنری است که بیشتر در طبقۀ حاکم اجتماع رواج داشته و دربار، محل و جایگاهی برای تجمع هنرمندان خبره در زمینۀ موسیقی به‌شمار می‌رفته و احتمالاً هنرمند چیره‌دست موسیقی، خود فردی از طبقۀ فرودست جامعه تلقی می‌شده است. همچنین شواهد پژوهش نشان می‌دهد در هر دورۀ تاریخی، از آلات و ادوات موسیقی خاص استفاده می‌شده و نواختن سازهای گوناگونی همچون: چنگ، نی‌، طبل، سرنا، دهل و غیره در نیایش‌ها، مراسم قربانی، عروسی و عزا، بیانگر پیوستگی این هنر با زندگی معنوی و حتی نظامی جامعۀ وقت بوده است.

محمدصادق داوری، حامد حسینی دولت‌آبادی، حسن کمالی دولت‌آبادی،
سال 3، شماره 10 - ( 12-1398 )
چکیده

لودریچه محله‌ای واقع‌در شهرستان برخوار و 9 کیلومتری شمال شهر اصفهان است. این بنا در مجاورت قبرستان کهن که امروزه تبدیل به فضای سبز شده، قرار دارد. جهت بنا شمال‌غربی- جنوب‌شرقی و نقشۀ آن چهارطاقی است که بعدها دخالت‌هایی در آن صورت گرفته است. به‌دلیل قرارگیری این منطقه در فاصلۀ 4 کیلومتری شرق شهر تاریخی گز (با استقرارهایی از دورۀ اشکانی و ساسانی) مطالعۀ این بنا در بافت فرهنگی تاریخی‌اش درخور اهمیت است. در همین راستا تلاش شد تا ضمن بررسی باستان‌شناسانۀ چهارطاقی لودریچه، فهمی نسبی از تاریخ ساخت و کاربری این بنا ارائه و به‌عنوان یکی از اولین پژوهش‌های متکی‌بر فعالیت باستان‌شناسانه در شهرستان برخوار، مبنای مطالعات تطبیقی و مقایسه‌ای آتی در این منطقه قرار گیرد. مهم‌ترین و اصلی‌ترین پرسش‌های پژوهش، زمان ساخت بنا و کاربری بنا از زمان ساخت آن تاکنون(؟) است. برحسب فرض‌های اولیه و با تشریح نقشۀ بنا، بنای لودریچه متعلق به دورۀ ساسانی و قرون اولیۀ اسلامی با کاربری مذهبی درنظر گرفته شد که با انجام پژوهش، این فرضیات اثبات شد. این پژوهش با روش بررسی پیشینۀ بنا در متون تاریخی، ارزیابی مصالح و عناصر تزئینی بنا، تحلیل نقشۀ معماری و مقایسۀ آن با سایر بناهای همجوار و همزمان انجام شده است. نتایج حاصل از پژوهش بیانگر این است که بنای لودریچه چهارطاقی‌ای متعلق به دورۀ ساسانی یا سده‌های اولیۀ اسلامی با کاربری آتشکده یا همان «آتشکدۀ زروان اردشیر» است که به‌‌دستور اردشیر بابکان پس از تصرف اصفهان در هنگام ظهر در قریۀ «خوار» ساخته شده که بعدها با ورود دین اسلام به منطقه، این بنا از آتشکده به حسینیه تغییرکاربری داده و تا امروز اهالی این منطقه از آن به‌عنوان بنایی مذهبی استفاده می‌نمایند.


صفحه 1 از 1