logo

جستجو در مقالات منتشر شده


کاربران عمومی فقط به فهرست مقالات منتشر شده دسترسی دارند.
2 نتیجه برای موضوع مقاله:

رامینه صراف‌زاده، محمدتقی آشوری، رضا افهمی،
سال 3، شماره 9 - ( 9-1398 )
چکیده

در هر جامعه‌ای منابع مشروعیت باتوجه به سنت‌های حاکم بر آن جامعه توجیه می‌شود؛ شاه پس از رسیدن به مقام شاهی در ایران باستان‌ به‌جای یک موجودیت عینی و مادی، به یک موقعیت ‌مثالی و معنایی می‌رسد و در این تحول به‌منظور بازتاب مفاهیم لازم است تا بدن مادی او بازتابی از مفاهیم مثالی باشد که در این مقام قرار دارد. «فرّه ایزدی» به‌عنوان یکی از مفاهیم مثالی‌، باعث شکل‌گیری یک گفتمان حول بدن شاه می‌گردد که در آن نوعی برتری درجهت افزایش قدرت و مشروعیت است. پرسش‌های این پژوهش عبارتنداز: چگونه بدن مادی در مناسبات قدرت به بدنی ‌آرمانی بدل می‌شود که برای مردم باورپذیر است؟ 2- چگونه گفتمان بدن آرمانی شاه در ادبیات و هنر آن دوره بازتاب داشته است؟‌ مسألۀ اصلی این است که چه شاخصه‌هایی در مشروعیت شاه نقش داشت که باعث تمایز و برتری بدن مادی شاه در مناسبات قدرت به بدن آرمانی و مشروعیت آفرین می‌شد. به‌ همین‌منظور در این مقاله ‌به‌شیوۀ اکتشافی، جنبه‌های مختلفی از‌ کارکردهای بدن‌ شاه هخامنشی مورد بررسی و تحلیل قرار‌گرفته و چگونگی روند شکل‌گیری گفتمان بدن‌آرمانی شاه بررسی، و شناختی هرچه عمیق‌تر به نوع نگرش قدرت درجهت کسب مشروعیت است. هدف از این پژوهش، واکاوی گفتمان بدن شاه هخامنشی در قالب رفتارهای کنش‌مند، ازطریق کندو‌کاو در منابع نوشتاری و تصویری است.‌ فرضیۀ پژوهش بر این اصل استوار است که آنچه به‌عنوان گفتمان حول‌محور بدن شاه شکل گرفته، برگرفته از تاریخ اساطیر ایران در غالب مجموعه‌ای از‌ کارکردهای نمادین در بدن آرمانی شاه هخامنشی بازتاب پیدا کرده است. یافته‌ها و نتایج نشان می‌دهد که‌ همۀ این مجموعه‌ها وانموده‌هایی هستند که مفاهیم سه‌گانۀ بدن شاه‌ فرهمند، جنگجو و برکت‌بخش را درجهت منافع قدرت افزایش داده است.

غلامرضا رحمانی، مهدی حسینی،
سال 4، شماره 11 - ( 3-1399 )
چکیده

در این پژوهش پس از ارائۀ تعاریف مرتبط با جامعه‌شناسی تاریخی و بررسی نقش متقابل این حوزۀ تخصصی و تجزیه و تحلیل آثار هنری، مؤلفه‌های مؤثر در مطالعۀ دیوارنگاره‌های درباری دورۀ قاجار به بحث گذاشته می‌شود. به‌عنوان اولین مؤلفه، خاستگاه اجتماعی نقاشان و پدیدآورندگان این نگاره‌ها مدنظر قرار‌گرفته و به طبقه‌بندی و رده‌بندی نقاشان درباری قاجار براساس زمینه‌های کاری و فعالیتی آن‌ها پرداخته شد. باتوجه به این‌که دیوارنگاره‌های قاجار با هدف انتقال پیامی مشخص طرح‌ریزی و اجرا می‌شده‌اند؛ مؤلفۀ بعدی، مخاطبان این نوع دیوارنگاره‌ها بوده که براساس آن ترکیب‌ نقش و نگاره‌ها تعیین می‌شده است. پس از بررسی این مؤلفه‌ها، تأثیر‌پذیری دیوارنگاره‌های درباری قاجار در جامعه‌شناسی تاریخی براساس مؤلفه‌های اجتماعی و سیاسی به بحث گذاشته شده است. هدف در این بحث، تحلیل کلی طبقاتی نیست؛ بلکه بررسی نقش طبقات مختلف در روند شکل‌گیری دیوارنگاره‌های درباری این دوره است. این پژوهش براساس روش توصیفی-تحلیلی و با رویکرد تطبیقی و با استفاده از مطالعات کتابخانه‌ای و مشاهدۀ آثار، به بررسی دیوارنگاره‌های درباری دورۀ قاجار ازلحاظ عناصر تصویری و ساختاری پرداخته تا ضمن شناسایی وجوه مختلف بین آن‌ها، شناخت دیوارنگاره‌های دورۀ قاجار و کشف روابط و دامنۀ تأثیر جامعه‌شناسی تاریخی و ارتباط آن با دیوارنگاره‌های درباری دورۀ قاجار را به‌عنوان هدف اصلی تحقیق تعقیب کند. پرسش اصلی در این پژوهش، چگونگی میزان توانایی دیوار‌نگاره‌های درباری قاجار در بازنمایی روابط اجتماعی و سیاسی در سطح ملی و بین‌المللی دورۀ قاجار(؟) است. تأثیر‌پذیری پررنگ دیوارنگاره‌های درباری قاجاری از شرایط و مقتضیات سیاسی، اجتماعی و شرایط تاریخی در نتیجۀ این پژوهش مشخص شده و باعث می‌شود تا این دیوارنگاره‌ها به‌عنوان مدرک و سندی معتبر در مطالعات جامعه‌شناسی این دورۀ تاریخی در ایران از اعتبار و پایایی مناسبی برخوردار باشند. 


صفحه 1 از 1