logo

جستجو در مقالات منتشر شده


کاربران عمومی فقط به فهرست مقالات منتشر شده دسترسی دارند.
12 نتیجه برای موضوع مقاله:

سیروان محمدی قصریان، خلیل الله بیک محمدی،
سال 1، شماره 1 - ( 9-1396 )
چکیده

«قلاکمندبگ»، از جملۀ محوطه‌های مهم نوسنگیِ بدون سفالِ غرب ایران در منطقۀ «هرسین» به‌حساب می‌آید که نزدیک به یک برون‌زدِ سنگِ چرت (معدن) و در حاشیۀ رودخانۀ گاماسی‌آو شکل گرفته است. شناسایی محوطه‌ای از دورۀ پارینه‌سنگی میانی در بررسی‌های اخیر در جوار تپۀ قلاکمندبگ، نشان می‌دهد که مهم‌ترین عوامل‌ شکل‌گیری محوطه‌های باستانی و حضور انسان‌هایی از دوران پارینه‌سنگی به بعد در این بخش، در وهلۀ اول؛ دسترسی به برون‌زدهای سنگ چرت به‌منظور ساخت دست‌افزار و در وهلۀ دوم؛ منابع آبی دائمی (رودخانۀ گاماسی‌آو) این منطقه بوده است. پراکنش مصنوعات سنگی در مقیاسی قابل‌توجه در سطح محوطه و نیز تعداد زیاد نمونه‌های جمع‌آوری‌ شده، نشان می‌دهد که می‌توان محوطۀ قلاکمندبگ را به‌‌عنوان یک محوطۀ اردوگاهی، در فضای باز از «پارینه‌سنگی میانی» به‌حساب آورد که با هدف تولید ابزار در کنار برون‌زدِ سنگِ چرت در حاشیۀ رودخانۀ گاماسی‌آو شکل گرفته است. 

علی نویدگبلو، سید مهدی حسینی‌نیا،
سال 1، شماره 2 - ( 12-1396 )
چکیده

موضوع پژوهش حاضر تحلیل و مقایسۀ نسبی پیشانی‌بند طلایی به‌دست‌آمده از منطقۀ خلخال، موجود در موزۀ آذربایجان است که از طریق کاوش‌های غیرمجاز به‌دست آمده است. باتوجه به اینکه هیچ‌گونه کار پژوهشی بر روی این شئ صورت نگرفته، لذا انجام چنین پژوهشی در این زمینه به‌منظور مشخص کردن کارکرد، شیوۀ ساخت، مقایسه، تاریخ‌گذاری نسبی و تجزیه و تحلیل نقوش نمادین به‌کار‌رفته بر روی این اثر هنری ضروری به‌نظر می‌رسد. روش‌شناسی این مقاله به‌صورت مطالعۀ تطبیقی و به‌صورت تحلیلی-توصیفی و شیوۀ گردآوری اطلاعات آن نیز به دو روش کتابخانه‌ای و میدانی است. نتایج پژوهش حاکی از آن است که در کاربست نقوش این پیشانی‌بند، طرز تفکر و اعتقادات هنرمندان تأثیر به‌سزایی داشته است. درواقع این نقوش به‌صورت آیینی و مظهری از خدایان بودند که توسط هنرمندان بر روی سفالینه‌ها و گاهی بر روی زیورآلات نقش ‌شده‌اند تا بدین‌ وسیله خود را تحت حمایت خدایان قرار دهند. با توجه به مطالعات انجام‌شده در زمینۀ شیوۀ ساخت، شیوۀ تزئین و تجزیه و تحلیل حاصل از مقایسۀ نقوش با نمونه‌های تزئینی مشابه مانند سینه‌بند زرین و عاج‌های زیویه، جام طلای لرستان، جام زرین مارلیک و پیشانی‌بند حسنلو، نتایج تاریخ‌گذاری مبین آن است که پیشانی‌بند مورد مطالعه را می‌توان در محدودۀ زمانی بین اواخر هزارۀ دوم و اوایل هزارۀ اول ق.م. تاریخ‌گذاری کرد.

رضا رضالو، یحیی آیرملو،
سال 1، شماره 2 - ( 12-1396 )
چکیده

گورستان گیلوان یکی از بزرگ‌ترین گورستان‌های باستانی ایران است که در جنوب استان اردبیل و در دشت میان‌کوهی خلخال واقع شده است و به‌لحاظ یافته‌های باستان‌شناختی یکی از شاخص‌ترین محوطه‌های شمال‌غرب ایران به‌شمار می‌آید، زیرا قبوری از سه دورۀ باستان‌شناسی عصرمفرغ میانی، عصرآهن و دورۀ پارتی را ارائه داده است. چهار فصل کاوش علمی در آن انجام گرفته که نتایج فصل اول آن به‌طور کامل انتشار یافته است. در این پژوهش به قبور عصر‌آهن که در فصل دوم مورد کاوش قرار گرفته‌اند پرداخته شده است. در طی این فصل 5 گور باستانی مورد کاوش قرار گرفت که با شماره‌های 26، 27، 28، 29 و 31 مشخص گردیده‌اند. گور شمارۀ 29 در عصرمفرغ میانی، قبور 26، 28 و 31 در عصرآهن I و گور 27 در دورۀ پارتی تاریخ‌گذاری شده‌اند. گورهای این گورستان به‌صورت چاله‌ای بوده که تدفین در آن‌ها به‌صورت تک‌نفره و دونفره صورت گرفته است. در پژوهش حاضر قبور عصرآهن به‌لحاظ کیفی به‌شیوۀ توصیفی-تحلیلی و با رویکرد مقایسه‌ای مورد مطالعه و به‌لحاظ یافته‌های تدفینی با آثار سایر محوطه‌های شمال‌غرب و مناطق هم‌جوار مورد مقایسه قرار گرفته است. مقایسه‌های انجام‌گرفته مانند نتایج مطالعات قبور فصل اول این گورستان یک ارتباط فرهنگی را با محوطه‌های عصرمفرغ میانی و جدید و عصرآهن I و II نشان می‌دهد که این موضوع بیانگر تسلسل فرهنگی از عصرمفرغ میانی تا اواخر عصرآهن II است که در نقطۀ مقابل نظریۀ پویایی فرهنگی قرار می‌گیرد.

کریم حاجی‌زاده باستانی، اسماعیل معروفی‌اقدم، سعید ستارنژاد، فریبرز طهماسبی،
سال 2، شماره 3 - ( 3-1397 )
چکیده

مقابر یا بناهای آرامگاهی یکی از مهم‌ترین عناصر معماری ایرانی - اسلامی هستند که در زمینه‌های مختلف نیاز به بررسی و پژوهش‌های موشکافانه‌ دارند. اهمیت این دسته از بناها در میان ایرانیان به‌حدی است که در هر دوره از ادوار اسلامی ایران، مهم‌ترین و پرکاربردترین هنرها و اوج تزئینات معماری مربوط به آن دوره در ساختمان آن‌ها به کار گرفته می‌شده است. به‌طور کلی تزئین در بناها نقش مؤثرتری ایفا می‌کند، چراکه اگر بنا از نظر فرم و سازه برای باستان‌شناسان و طراحان قابل‌فهم باشد، ممکن است برای عامۀ مردم چنین نباشد و این تزئینات‌اند که در نگاه اول بیننده را به خود جلب می‌کنند. این مقاله، هنر کتیبه‌نگاری را به‌عنوان یکی از مهم‌ترین عناصر تزئینی بناهای اسلامی در چهار مقبرۀ سلجوقی شمال‌غرب ایران یعنی گنبد سرخ، برج مدور، سه‌گنبد و گنبد کبود مورد بررسی قرار می‌دهد. روش تحقیق مقاله به‌صورت تفسیری-تاریخی بوده و سپس با رویکرد تحلیلی به مطالعۀ تزئینات چهار مقبره خصوصاً از نظر معماری، نقوش، کتیبه‌ها و موقعیت و جایگاه آن‌ها بر روی بناها پرداخته است. همچنین علاوه‌بر بررسی مقالات، کتب و اسناد مربوط، با برداشت میدانی از مقابر مذکور، نقشه و تزئینات و سپس جدول مقایسه‌ای کتیبه‌ها و انواع آن‌ها به‌لحاظ مضمون ارائه می-شود. در این ارتباط، پرسش‌های زیر مطرح است: 1. معماری، نقوش و تزئینات مقابر سلجوقی شمال‌غرب ایران چگونه و کتیبه‌های آن‌ها از نظر مضمون به چند دسته تقسیم می‌شوند؟ 2. مضامین کتیبه‌ها، در موقعیت و جایگاه آن‌ها بر روی بدنۀ بناها چه تأثیری دارد؟ بررسی‌ها نشان می‌دهد که کتیبه‌های مقابر سلجوقی شمال‌غرب به گروه‌های مختلفی از جمله کتیبه‌های آیات قرآنی، کتیبه با مضمون تاریخ بنا، کتیبه با مضامین دعا، کتیبه با مضمون معمار و بانی بنا تقسیم ‌می‌شوند. از طرف دیگر جایگاه این کتیبه‌ها در بناها نسبت به نوع مضمون و میزان قداست آن‌ها متفاوت بوده، به‌طوری‌که کتیبه‌های آیات قرآنی در بالاترین قسمت بنا، کتیبه‌ با مضامین دعا در ارتفاعی پایین‌تر و کتیبه‌های حاوی تاریخ‌ بنا، بانی و معمار مقبره در سطوح پایینی و بر روی بدنه بنا جای می‌گیرند.

رضا رضالو، یحیی آیرملو، پاشا پاشازاده، شیما عزیزی،
سال 2، شماره 4 - ( 6-1397 )
چکیده

اقوام کوچرو سکایی در هزارۀ اول ق.م.، در پی حرکت گروهی خود به غرب، بخش‌های زیادی از اوراسیا را اشغال کردند. اقوام سکایی در زمرۀ آخرین قبایل آریایی بودند که پس از مهاجرت سایر اقوام هند و اروپایی در پایان قرن هشتم ق.م. از سرزمین اصلی خود (جلگه‌های جنوب روسیه) بیرون آمدند و در شمال آسیای مرکزی و جنوب سیبری امروزی و شمال دریای کاسپین و حدود غربی آن تا پشت‌کوه‌های قفقاز در دشت‌های پهناور این ناحیۀ بسیار وسیع پراکنده شدند. هدف پژوهش حاضر، بررسی حوزۀ نفوذ و گسترش فرهنگ و تعاملات فرهنگی این اقوام در شانزده حوزۀ جغرافیایی اوراسیا، از شرق به غرب است؛ مطالعۀ حاضر به روش تاریخی، با رویکرد کیفی و با استناد به گزارشات باستان‌شناختی، بازیافته‌ها و مواد باستان‌شناختی نوع سکایی و پراکندگی آن‌ها را در غرب مغولستان، ناحیۀ تووا، منطقۀ آلتای، آسیای‌مرکزی، ایران، جنوب و شمال قفقاز، بین‌النهرین، آسیای ‌صغیر، کریمه، جنوب ‌اوکراین و جنوب‌ شرق اروپا، مصر، یونان، اروپای مرکزی، غرب مدیترانه و اروپای غربی بررسی کرده است. به‌سبب گستردگی حوزۀ مورد مطالعه، اهتمام ویژه صورت گرفته است تا به مهم‌ترین محدوده‌های سکایی هر حوزه و نیز بازیافته‌هایی از گونۀ سکایی اشاره شود تا بدین‌طریق، چشم‌اندازی دقیق از میزان گستردگی این فرهنگ در اوراسیا مطالعه شود. پژوهش حاضر با توجه به این پرسش اصلی انجام گرفته است که، میزان گستردگی فرهنگ اقوام سکایی چگونه بوده و نوع مواد باستان‌شناختی آن‌ها در هر کدام از این حوزه‌ها چیست؟ نتایج به گستردگی شایان توجه این فرهنگ در پهنه‌ای وسیع از جغرافیا اشاره دارد. فرهنگ مذکور، در یک دورۀ زمانی کوتاه توانسته است بسیاری از حوزه‌های فرهنگی و جغرافیایی را تحت‌تأثیر خود قراردهد و فرهنگ‌های بسیاری از اقوام را جذب کند. در بسیاری از حوزه‌های مورد بررسی، یافته‌های همگونی از این فرهنگ به‌دست آمده است.

افراسیاب گراوند، رضا رضالو،
سال 2، شماره 6 - ( 12-1397 )
چکیده

مخاطب هر اثر هنری میل به دریافت معنای آن دارد و شناخت دقیق یک اثر یا یک تصویر جهت دریافت معنا و محتوای آن، نیاز به خوانش و حتی تفسیر دارد و شمایل‌نگاری در اصل سعی در بیان معنای تصویر دارد. در هنرهای تجسمی نماد یک تصویر، یک گیاه، یک حیوان و یا یک علامت است که معنای عمیق‌تری از آنچه دیده می‌شود دارد. اغلب برای ما دریافت معنا و تفسیر نمادهای سده‌های گذشته کار آسانی نیست. گاهی نمادها اشاره به یک واقعه و یا داستان دارند و گروهی از نمادها جایگزین شخصیت‌ها و افراد خاصی‌اند. در این‌راستا بنای قره‌کلیسا از مهم‌ترین و پر نقش و نگارترین کلیساهای ارمنیان در ایران است که در شمال‌شرقی شهرستان چالدران قرار گرفته است. سراسر نمای دیوارهای شمالی و جنوبی این کلیسا و همچنین برج ناقوس آن دارای حجاری‌های منحصربه‌فرد و بی‌نظیری است. نقوش حجاری‌شدۀ این بنای تاریخی را می‌توان به 5 دسته ازجمله: نقوش انسانی، نقوش جانوری، نقوش گیاهی، نقوش هندسی و نقوش اسطوره‌ای تقسیم‌بندی کرد. این نقوش با ظرافت، تناسب و زیبایی بی‌نظیری توسط استادکاران هنرمند و باتجربه‌ای حجاری گردیده‌اند و نگاه تجریدی- تزئینی خلاق هنرمند به بهترین شکل در همۀ نقوش نمود یافته و هر نقش، نماد و نشان خاصی است. در میان نگاره‌های قره‌کلیسا، نقش جانوران بیشتر از دیگر نقوش مورد توجه بوده که هم به‌دلیل تنوع گونه‌های جانوران در محیط اطراف و هم نمادینه بودن بسیاری از حیوانات چون شیر، قوچ، گاو، اسب و... است. این نقوش صرفاً جنبۀ تزئینی ندارند و معانی و مفاهیم عالی‌تری ارائه می‌کنند و به‌خاطر برخورداری از جنبه‌های نمادین، یکی از متنوع‌ترین جلوه‌های نمادگرایی هستند. در این مقاله سعی شده است نقوش جانوری این بنای تاریخی معرفی و تفسیر گردد.  

حمید خانعلی، اکبر پورفرج، رضا عطایی، حمیده داداش‌وند نیگجه،
سال 2، شماره 6 - ( 12-1397 )
چکیده

استفاده از عنصر ستون، زمینۀ لازم برای بزرگ شدن فضاهای معماری را فراهم کرد. بنا به اذعان یافته‌های باستان‌شناختی، مناطق شمال‌غرب ایران به‌دلیل وجود منابع چوب و سنگ فراوان در استفاده از این عنصر پیشگام بوده است. در معماری قدیم ایران، ستون علاوه‌بر نقش کاربردی، نقش تزئینی و زیبایی‌شناسی نیز داشته، به همین‌دلیل بنا به شرایط مختلف اقتصادی و زمینه‌های فرهنگی، در دوره‌های مختلف ستون‌ها در سبک و سیاق‌های گوناگون با مصالح آجر، سنگ یا چوب در بناها استفاده شده‌اند. باتوجه به بناهای شناخته‌شده از دوره‌های آغاز‌تاریخی و تاریخی در شمال‌غرب، به اهمیت ستون در گذشتۀ منطقه پی می‌بریم، همچنین در دورۀ اسلامی نیز این عنصر، نقش کلیدی در بناهای این منطقه دارد. در دوران ایلخانی و صفوی بنا به دلایل اقلیمی و فرهنگی، ستون به‌صورت سنگی و چوبی با تزئینات فراوان همراه با سرستون‌ها و پایه‌ستون‌ها در برخی مساجد آذربایجان مورد استفاده قرار می‌گرفته است. به‌نظر می‌رسد مساجد اسنق و جمال‌آباد در هریس و مهربان، نقطۀ شروع معماری ستون‌دار با ستون‌های با تزئینات پرکار بوده که در ادامه در کاخ‌های ستون‌دار صفوی به اوج زیبایی می‌رسند. مقالۀ حاضر از یک‌طرف درکنار بررسی روند تحول ستون در منطقه، به تشریح تأثیر اقلیم در استفاده از معماری ستون‌دار در منطقه پرداخته و ازطرف دیگر به‌دنبال منشاء‌‌یابی سنت معماری ستون‌های با تزئینات پرکار استفاده‌شده در مساجد و کاخ‌های دورۀ صفوی مثل عالی‌قاپوی اصفهان، مساجد بناب و مراغه است. روش جمع‌آوری اطلاعات شامل بازدیدهای میدانی، ثبت و مستند‌‌نگاری داده‌ها بوده که درنهایت با روش توصیفی- تحلیلی و با استفاده از مطالعات کتابخانه‌ای به تحلیل موضوع پرداخته است. 

علی اعراب، محمد بنیادی‌نژاد، سید ایرج بهشتی، وحید آزادی،
سال 3، شماره 7 - ( 3-1398 )
چکیده

گونه‌ای از سفال دورۀ ایلام به‌رنگ نارنجی و مغز خاکستری‌ با مواد پُرکنندۀ گیاهی در بسیاری از استقرارهای ایلامی یافت شده؛ اما تاکنون کمتر برروی این گونۀ سفالی مطالعه شده است. شاید یکی از دلایل آن درصد کمتر این‌گونۀ سفالی نسبت به سایر گونه‌های شناخته‌شده در مراکز ایلامی فارس و خوزستان است. با این‌وجود، این‌گونۀ سفالی درحدود شمال مراکز ایلامی (مناطق شمالی استان‌های فارس و خوزستان) فراوانی قابل‌توجهی دارد، ازجمله در استان‌های امروزی چهارمحال و بختیاری و اصفهان این موضوع کاملاً مشهود است. در این پژوهش سعی بر آن است تا با مطالعۀ کانی‌شناسی انجام‌شده برروی سفال‌های فوق، مشخص گردد که سفال‌های یافت‌شده از استقرارهای هم‌زمان با ادوار ایلام قدیم و میانه در استان‌های چهارمحال و بختیاری و اصفهان با سفال‌های مشابه در خوزستان (به‌عنوان یکی از مراکز ایلامی) تنها ازنظر ظاهری و فرم شباهت دارند یا این شباهت در بافت، کانی‌های تشکیل‌دهنده، منشاء و میزان پخت نیز قابل‌بررسی است؟ بدین‌منظور برروی 12 نمونه سفال از مناطق موردمطالعه، آزمایش‌های XRD, FT-IR و مطالعۀ پتروگرافی انجام شد و درنهایت مشخص گردید که سفال‌های فوق ازنظر ‌کانی‌شناسی نیز به یکدیگر شبیه‌ هستند و احتمالاً منشاء آن‌ها درحدود شمال مراکز ایلامی و در کوه‌های زاگرس قابل‌شناسایی است که این موضوع خود نشان از ارتباط وسیع بین مناطق پیرامون مراکز ایلامی با شوش و انشان به‌عنوان مراکز ایلامی است. این مطالعه می‌تواند سرآغاز مطالعات بعدی برروی دورۀ ایلام به‌خصوص به‌منظور شناسایی محدودۀ گسترش حکومت ایلام به‌وسیلۀ سایر یافته‌های باستان‌شناختی و کتیبه‌های بین‌النهرینی باشد.

سعید ستارنژاد، اسماعیل معروفی‌اقدم، مهدی حسنلو،
سال 3، شماره 7 - ( 3-1398 )
چکیده

پس از کشف نیایشگاه‌های صخره‌ای ایران در چنددهۀ اخیر، ماهیت این آثار همواره موردبحث بوده است. ردپای بسیار کم‌رنگ و مبهمی از عصر پدیدآمدن این آثار به‌جای مانده که امکان گاه‌نگاری و کاربری دقیق و مطلق را برای پژوهشگران و علاقه‌مندان آثار صخره‌ای دشوار کرده است. ازسویی دیگر، ماهیت صخره‌ای و غار بودن این محل‌ها بیشتر پژوهشگران را بر آن داشته که آن‌ را به آیین مهرپرستی نسبت دهند؛ و این درحالی است که هیچ شواهدی از آیین مهرپرستی در این فضاهای قُدسی کشف و شناسایی نشده است. نیایشگاه‌های صخره‌ای ازجمله آثار ارزشمند معماری ایرانی هستند که در یک‌بازۀ زمانی طولانی شکل ‌گرفته‌اند و به‌دلیل تداوم سنت‌ها یا کندبودن روند تحول، تاریخ‌گذاری دقیق آن‌ها کاری دشوار است. ازجمله آن‌ها، نیایشگاه صخره‌ای «کؤهولومَچید» در شهرستان مراغه (آذربایجان‌شرقی) است که تاکنون مطالعات منسجم و خاصی پیرامون آن انجام نشده است. با این تفاسیر، انجام این پژوهش درصدد پاسخ‌گویی به دو پرسش بنیادی در رابطه با فضای دستکند صخره‌ای کؤهولو‌مَچید است: 1). گاه‌نگاری نسبی و زمان شکل‌گیری فضای دستکند چه بوده است؟ ۲). ماهیت نیایشگاه دستکند متعلق ‌به کدام گروه‌های مذهبی است؟ فرضیه‌های مطرح‌شده درراستای پرسش‌های فوق عبارت‌اند از: کاربری به‌عنوان یکی از فضاهای آیینی-مذهبی پیروان ادیان غیراسلامی ساکن مراغه دورۀ ایلخانی به‌خصوص بودایی‌ها و زمان ایجاد آن براساس مبانی گاه‌نگاری نسبی که به‌صورت تطبیقی انجام می‌گیرد، مربوط به دورۀ ایلخانی است. شواهد این ادعا در نیایشگاه دستکند صخره‌ای کؤهولو‌مَچید وجود دارد که درراستای انجام پژوهش بررسی شده است. این پژوهش در پی آن است که ضمن بررسی این نیایشگاه، ازطریق مطالعۀ تطبیقی و بررسی برخی جزئیات، تاریخ و کارکرد قابل‌قبول‌تری برای این نیایشگاه ارائه دهد. هرچند که پژوهش‌های ژرف و دقیق به گمانه‌زنی‌های باستان‌شناختی و علمی نیاز دارد، با این‌حال باتوجه به مدارک موجود و براساس پژوهش حاضر، این ساختار صَخره‌ای در دورۀ ایلخانی ایجاد شده و ماهیت کاربری آن، نیایشگاه مذهبی برای ادیان غیراسلامی ازجمله بودایی و مسیحیت پیشنهاد می‌شود؛ که با اصلاحات مذهبی ایجادشده در دوره‌های بعدی، نام مسجد به خود گرفته است.

افراسیاب گراوند، کریم حاجی‌زاده‌باستانی، فاطمه ملک‌پور، اکبر عابدی،
سال 3، شماره 10 - ( 12-1398 )
چکیده

دشت میان‌کوهی خوی به‎‌لحاظ دارا بودن شرایط جغرافیایی و ظرفیت‌های زیست‌محیطی مناسب، درطول هزاران سال اقوام مختلف را به‌سوی خود جذب کرده و زمینه‌ساز ایجاد استقرارهای انسانی در ادوار مختلف بوده است. الگوی پراکندگی محوطه‌های شناسایی‌شده در این دشت میان‌کوهی در عصرمفرغ، ظهور و وجود یک مرکز بزرگ به‌نام «محوطۀ دوزداغی» را نشان می‌دهد که در این دوره به مرکزی بسیار مهم و بزرگ تبدیل می‌شود. محوطۀ دوزداغی با ارتفاع 1200 متر از سطح دریا، محوطه‌ای است با وسعت بیش از 16 هکتار و با 24 متر ارتفاع از سطح اراضی اطراف و بلندترین محوطۀ پیش‌از‌تاریخی دشت است که درکنار رودخانۀ دائمی قودوخ‌بوغان و چشمه‌سار‌ها و تالاب‌های زیبای اطراف آن شکل‌گرفته است. یکی از مهم‌ترین پرسش‌های موجود در رابطه با دشت خوی به‌دلیل همجواری آن از یک‌سو با منطقۀ قفقاز جنوبی و شرق آناتولی و از سوی دیگر حوضۀ دریاچه ارومیه و چگونگی ارتباطات و تعاملات منطقه‌ای و فرامنطقه‌ای دشت خوی با مناطق همجوار است که نیازمند مطالعه و پژوهش است. فرض نیز بر این است که با توجه به آنالیز برخی از مواد فرهنگی مانند ابسیدین و نشان دادن ارتباطات فراوان با منطقۀ قفقاز و شرق آناتولی گمانه‌زنی در این محوطه نیز با هدف آشکار ساختن این ارتباطات بوده است. این محوطه دارای آثار فرهنگی از دوره‌های نوسنگی، مس‌وسنگ، مفرغ و عصرآهن است که به‌دلیل قرارگرفتن در مسیر مواصلاتی فلات ایران به آناتولی و نیز واقع‌شدن در مسیر بزرگراه مهم بازرگانی منشعب از جادۀ خراسان بزرگ (جادۀ ابریشم)، از موقعیت ممتازی جهت مبادلات تجاری و فرهنگی برخوردار بوده است. وجود معدن نمک به‌عنوان کالای صادراتی در این محوطه و هم‌چنین ابزارهایی از سنگ ابسیدین (کالای وارداتی) در 7 نوع و رنگ متفاوت، شاهد این مدعاست. درصد حجم پراکندگی سفالینه‌ها در سطح محوطه نشان می‌دهد که دورۀ پویایی و شکوفایی این محوطه در عصرمفرغ بوده و به‌نظر می‌رسد که در این دوران و برای اولین‌بار در دشت خوی، می‌توان از وجود یک مرکز با مساحت بیش از 16 هکتار سخن گفت که وجود چنین مرکزی به احتمال زیاد درراستای تجارت فرامنطقه‌ای بوده است. در این پژوهش، 20 نمونه سفال عصرمفرغِ گردآوری‌شده از بررسی سطحی و گمانه‌زنی به‌منظور تعیین عرصه و حریم محوطه مورد مطالعه و گونه‌شناسی قرار گرفته است.

سعید ستارنژاد، بهروز عمرانی، حسین ناصری‌صومعه، سید مهدی حسینی‌نیا،
سال 4، شماره 11 - ( 3-1399 )
چکیده

یکی از انواع اصلی آثار صخره‌ای، فضاهای دستکند آئینی-مذهبی است. این فضاهای دستکند از دیرباز موردتوجه، تقدس و احترام گروه‌های اجتماعی متدین و پایبند به آموزه‌های دینی بوده است. از این منظر می‌توان گفت منطقۀ مراغه یکی از کانون‌های فوق‌العاده مهم، غنی و دیرپای معماری آئینی-مذهبی در تاریخ و فرهنگ ایران بوده است. در عصری که فضاهای دستکند آئینی در بسیاری از مناطق، رونق آئینی و قوت قُدسی تأثیرگذار خود را از دست داده است، برخی از فضاهای دَستکند آئینی-مذهبی در مراغه همچنان حضور فعال و پررنگ دارد. بر همین اساس این پژوهش ضمن شناسایی، معرفی و تبیین ویژگی‌های خاص فضاهای دستکندِ آئینی-مذهبی این منطقه، به عامل شکل‌گیری این فضاهای آئینی نیز پرداخته است؛ بنابراین در کنار روش میدانی جهت ثبت، ضبط و توضیح وضعیت کنونی، از مطالعات اسنادی برای شناخت عامل شکل‌گیری معماری آئینی-مذهبیِ شهرستان مراغه استفاده گردید. انجام این پژوهش درصدد پاسخ‌گویی به این پرسش بنیادی است که، فضاهای دستکند آئینی-مذهبی در مراغه به چند گونه تقسیم می‌شوند؟ نتایج بررسی‌های انجام‌شده، حاکی از شناسایی تعداد 8 اثر صخره‌ای آئینی-مذهبی در شهرستان مراغه است. معماری‌های صخره‌ای فوق از منظر ریخت‌شناسی در قالب‌های سطحی و زیرسطحی قابل دسته‌بندی هستند. همچنین ازلحاظ گونه‌شناختی و تقسیم‌بندی ماهیت کاربری دارای استفاده‌های مختلفی است، ازجمله: الف) مسجد، ب) خانقاه، پ) کلیسا، ت) معبد بودایی، ث) نیایشگاه روباز، ج) گوردخمه، چ) قبور صخره‌ای. هم‌اکنون بسیاری از این محوطه‌ها دچار ویرانی شده، با وجود این برخی از فضاها، جایگاه قُدسی خود را حفظ نموده و با تغییراتی مورد استفاده‌اند.

دکتر رضا رضالو، اسماعیل معروفی‌اقدم، کریم حاجی‌زاده‌، بهروز افخمی، لیلا خانی، لیلا سرحدی،
سال 4، شماره 13 - ( 9-1399 )
چکیده

سنگ قبور از مظاهر ارزشمند هنر اسلامی به‌شمار می‌رود؛ به‌طوری‌که در ویژگی‌ها، نقوش و حتی فرم آن‌ها، اندیشه، اعتقادات و ارزش‌های فرهنگ ایرانی-اسلامی را می‌توان مشاهده نمود. پژوهش حاضر که از نوع توصیفی-تحلیلی بوده و یافته‌های آن مبتنی‌بر بررسی‌های میدانی و مطالعات اسناد گردآوری‌شده است، به بررسی و تحلیل نقوش سنگ قبور دورۀ قاجار گورستان دارالسلام شیراز پرداخته و در این‌راستا اهداف پیشِ‌رو را دنبال می‌کند: 1- سنگ‌قبرهای دارالسلام شیراز دارای چه نقوشی بوده و مضامین نمادین آن‌ها چیست؟ 2- نقوش ایجاد‌شده برروی سنگ‌قبرهای دارالسلام شیراز ردپای باورهای اسطوره‌ای و مذهبی کدام دوره یا ادوار تاریخی و فرهنگی ایران را نمایان می‌سازد؟ بررسی‌های صورت‌گرفته بر روی سنگ‌ قبور مربوط به عصر قاجار گورستان دارالسلام شیراز اثبات می‌کند که این سنگ‌قبرها شامل نقوش متنوعی از تصاویر انسانی، حیوانی، گیاهی، هندسی و کتیبه است. به‌طور کلی، بیشتر این نقوش در عین دارا بودن معانی و نمادین خاص، متأثر از فرهنگ منطقه، اعتقادات و موقعیت زمانی و مکانی خود هستند. از طرف دیگر با توجه به غالب شدن تفکر ملی‌گرایی در دورۀ قاجار، تصاویر این سنگ‌قبرها به‌گونه‌ای تداوم نقش‌مایه‌های دوران ساسانی و هخامنشی را نشان می‌دهند که با فرم و محتوایی نسبتاً متفاوت ایجاد شده است. 


صفحه 1 از 1