logo

جستجو در مقالات منتشر شده


کاربران عمومی فقط به فهرست مقالات منتشر شده دسترسی دارند.
3 نتیجه برای موضوع مقاله:

ماندانا صدفی، دکتر سجاد علی بیگی، فرانسوا دوسه،
سال 5، شماره 18 - ( 12-1400 )
چکیده

با توجه به اهمیت دورۀ مس‌وسنگ، به‌ویژه اواخر این دوره که شاهد پیدایش نخستین شهرها و حکومت‌های آغازین هستیم، شناسایی انواع محوطه‌ها و مواد فرهنگی این دوره می‌تواند اطلاعات مهمی را به دانش ما در این‌باره بیافزاید؛ ازجمله مهم‌ترین شاخصه‌های فرهنگی این بازۀ زمانی می‌توان به افزایش جمعیت، گسترش مبادلات و تخصصی‌تر شدن حِرَف اشاره کرد. با وجود شناخت ما از گونه‌های مختلف مواد فرهنگی و به‌ویژه سنت‌های سفالی دورۀ مس‌وسنگ منطقۀ زاگرس‌مرکزی آگاهی ما از سفال‌ «کوبه»‌ در ایران بسیار اندک است. سفال‌ کوبه،‌ گونه‌ای از سفال‌های مس‌وسنگ متأخر در جنوب‌غرب آسیا است که ابتدا در دوران «پس از عبید» و از دورۀ مس‌وسنگ متأخر 1 به‌بعد در فرم‌های متفاوت به‌صورت تولید-انبوه در محوطه‌های میان‌رودان شمالی گرفته تا سوریه و ترکیه ظاهر شده است. تاکنون این نوع ظرف در محوطه‌های ایران موردتوجه قرار نگرفته و بحثی درخصوص حضور این نوع سفال در ایران مطرح نشده است. این پژوهش به مسألۀ حضور سفال کوبه در غرب ایران و به‌ویژه دشت کرمانشاه می‌پردازد و با روش توصیفی-تحلیلی تلاش می‌کند به این پرسش‌ها پاسخ دهد که، شاخصه‌های فناوری کاسه‌های کوبۀ محوطۀ پیش‌ازتاریخی تاق‌بستان چیست و این نوع ظروف در چه بازۀ زمانی قرار می‌گیرند؟ همچنین این‌که، این یافته‌های جدید چه تصویری از حوزۀ پراکنش این ظروف در اختیار قرار می‌دهند؟ فراوانی این کاسه‌ها در کاوش سال 1394 ه‍.ش.، تاق‌بستان و سایر نمونه‌های مکشوف از استان کرمانشاه و غرب ایران نشان می‌دهد که این سنت سفالی گسترۀ وسیعی در غرب ایران را دربر می‌گرفته که تاکنون برای ما ناشناخته بود. این نمونه‌ها نشان می‌دهند که با فراوانی قابل‌توجهی از گونۀ شمارۀ 3 و 4 کاسه‌های کوبه روبه‌رو هستیم و حضور پررنگ این نمونه‌ها نشان‌دهندۀ گسترش سنت تولید این گونه به بخش‌های غربی ایران چون زاگرس‌مرکزی در دورۀ اوروک قدیم است.

پریا دواچی، دکتر کمال‌الدین نیکنامی، سجاد علی‌بیگی،
سال 8، شماره 27 - ( 3-1403 )
چکیده

بررسی بناهای مرتبط با آتش در دورۀ ساسانی مانند آتشکده‌ها و چهارتاقی‌ها نشان می‌دهد که عوامل متعددی برای ساخت این بناها به‌عنوان مکان مهم انجام مراسم دینی و آئینی درنظر گرفته می‌شده است و یکی از این عوامل توجه به انحراف از جهت شمال جغرافیایی بوده است؛ در اوستا و متون پهلوی مانند: وندیداد، خرده‌اوستا، گزیده‌های زادسپرم، بندهشن، ارداویراف‌نامه و دیگر متون، جهت شمال دروازۀ جهنم و جایگاه اهریمن و دیوان دانسته شده است. بر این‌اساس هدف از پژوهش پیشِ‌رو با توجه به سکوت اوستا  در رابطه با آتشکده‌ها، روشن‌ساختن میزان توجه به مسائل دینی، آئینی و اساطیری در هنگام برپا ساختن آتشکده‌ها است. از ‌این‌رو، با هدف پاسخ‌گویی به این پرسش که، آیا می‌توان انحراف از شمال و ساخته‌شدن نیایشگاه‌های مرتبط با آتش در جهات فرعی و قرارگیری عناصر داخلی نیایشگاه‌ها در جهتی که هنگام انجام مراسم رو به شمال نداشته باشند، را با دلایل دینی و آئینی مرتبط دانست؟ تلاش‌شده است تا با رویکرد تاریخی-تحلیلی و با استناد به شواهد باستان‌شناختی و انطباق آن با متون پهلوی و رسوم امروزی زرتشتیان دلایل توجه به انحراف از شمال بررسی گردد. دستاورد مطالعۀ بناهای مذهبی دورۀ ساسانی گویای این امر است که با توجه به جایگاه اهریمن و دیوان دانستن جهت شمال در آئین زرتشتی و اساطیر ایرانی، نه‌تنها در هنگام اجرای مراسم آئینی زرتشتی جایگاه موبدان دارای اهمیت بوده و از رو به شمال داشتن اجتناب می‌شده است، بلکه در بیشتر موارد بناهای مهم دورۀ ساسانی نظیر آتشکده‌ها و کاخ‌ها نیز در جهات فرعی ساخته می‌شدند و یا ورودی اصلی به ساختمان در جهتی به‌غیر از جهت شمال ایجاد می‌شده است؛ از ‌این‌رو، می‌توان این‌گونه پنداشت که برخی از دلایل آئینی و اساطیری علت توجه به انحراف از شمال درمیان بناهای مذهبی دورۀ ساسانی بوده است.  

سجاد علی‌بیگی، محسن زینی‌وند، آقای علیرضا مرادی‌بیستونی،
سال 9، شماره 32 - ( 6-1404 )
چکیده

 پژوهش‌های باستان‌شناختی پیشین در منطقۀ ماهیدشت بیشتر متمرکز بر دورۀ پیش‌ازتاریخ منطقه بوده و به‌رغم اهمیت این دشت بزرگ و مهم، تقریباً اطلاعاتی از دورۀ تاریخی آن در دست نیست. سرتاسر دشت ماهیدشت و به‌ویژه بخش شمالی آن پر از تپه‌های بزرگ و کوچک دورۀ پیش‌ازتاریخ و دورۀ تاریخی است که درمیان این زیستگاه‌های باستانی قواخ‌تپه به‌واسطۀ وسعت، توالی استقرار و اهمیت یافته‌های سطحی، شایستۀ توجه ویژه است؛ از این‌رو، در این نوشتار با روش توصیفی- تحلیلی و رویکرد تاریخی تلاش می‌شود قواخ‌تپه و یافته‌های سطحی آن مورد بررسی و مطالعه قرار گیرد و درنهایت به این پرسش‌ها پاسخ داده شود که: 1. قواخ‌تپه دارای بقایای چه دوره‌هایی است و روند گسترش محوطه به چه شکلی بوده است؟ 2. یافته‌های شاخص قواخ‌تپه درخصوص کارکرد محوطه، چه اطلاعاتی ارائه می‌دهند؟ نتایج مطالعۀ یافته‌های سطحی نشان می‌دهد که قواخ‌تپه استقرار با اهمیتی است که حداقل از دورۀ مفرغ و احتمالاً پیش از آن شکل‌گرفته و در عصر آهن III و دورۀ اشکانی به اوج رونق و آبادانی خود رسیده است. درمیان یافته‌های سطحی، پاشنۀ در آشوری به‌دست آمده از محوطه، حاکی از وجود ساختمانی به سبک دورۀ آشورنو در محوطه است که با توجه به متون میخی مرتبط با وضعیت سیاسی زاگرس‌مرکزی در این دوره، احتمالاً سرنخی از وجود یک بنای دورۀ آشور نو در این محوطه است. کشف گنجینۀ سکه‌های به‌دست آمده از محوطه علاوه‌بر نشان‌دادن اهمیت محوطه در دورۀ سلوکی/ اشکانی، احتمالاً سرنخی از ارتباطات تجاری دور بُرد ساکنان این محوطه به‌عنوان یکی از مهم‌ترین استقرارهای باستانی امتداد جادۀ خراسان بزرگ در دشت ماهیدشت-کوزران است. 


صفحه 1 از 1