فرشته آذرخرداد، حسن هاشمیزرجآباد، علی زارعی، سال 2، شماره 4 - ( 6-1397 )
چکیده
یکی از ویژگیهای معماری عصر تیموری بهرهگیری از هندسه میباشد که نمود آن در شکوه و عمودیت بناهای عصر تیموری مشخص است. همچنین در این دوره، علوم دقیقه و هندسه به رشد قابلتوجهی دست میابد.این علوم در معماری جنبۀ کاربردی پیدا میکند و بهعنوان یک الگو در ساخت بنا مورد استفاده قرار میگیرد. کاربرد فرمولهای هندسی سهم عمدهای در هماهنگی نسبتها، در توازن و تعادل کل و عناصر آن داشت که از ویژگیهای معماری تیموری هستند. معمار پس از تهیۀ طرح به سراغ مرحلۀ تحقیق عملی میرفت. همچنین در عصر تیموری، پیشرفت هندسۀ کاربردی و تلفیق علوم دقیقه با معماری باعث نوزایی در علوم و معماری شده بود. بسیاری از معماران، از جمله زینالدینبن قوامالدین شیرازی برای ساخت و طراحی آثار معماری خود از سیستمهای تنظیم تناسبات موجود در قرن 9و 10 ه.ق. استفاده میکردند، پایه و اساس این سیستم تناسبات بر مبنای «چند وجهیها» استوار بود. آن چیزی که از حیث مطالعات معماری دورهی تیموری مدنظر میباشد، بهرهگیری از این سیستم تناسبات در پلان سه بنای «بقعۀ ابوبکر تایبادی»، «مسجد گوهرشاد» و «مدرسۀ غیاثیۀ خرگرد» و رعایت حجم موزون و تناسبات انسانی در پلان بناهای مذکور است. در این پژوهش نگارندگان سعیبر آن دارند که با توجه به اهمیت سیستم تناسبات و هندسۀ کاربردی در معماری عصر تیموری به مطالعه و تحلیل هندسۀ سه بنا از جمله آرامگاه، مسجد و مدرسه بپردازند. در این پژوهش سعی شده است با اتخاذ منابع کتابخانهای و مشاهده میدانی، با رویکرد تاریخی و تحلیل هندسی سه بنا، از جمله مسجد گوهرشاد، مدرسۀ غیاثیه و بقعۀ مولانا زینالدین ابوبکر تایبادی به بازشناسی تناسبات دورۀ تیموری پرداخته شود. معمار در این سه بنا، تلفیقی از تناسبات ویژۀ مربع 2√، مثلث متساویالضلاع و مشتقاتش 3√ و و نیممربع و مشتقاتش 5√ را بهکار برده است.
حسین کوهستانی اندرزی، حسن هاشمی زرجآباد، عاطفه بزی، محمدامین سعادتمهر، سپیده بختیاری، سال 4، شماره 11 - ( 3-1399 )
چکیده
ایالت طبرستان (مازندران) بهدلیل موقعیتهای اقتصادی و تجاری فراوان همیشه از اهمیت ویژهای برخوردار بوده، علاوهبر آن جایگاه سیاسی بالایی نیز برای حکمرانان قاجاری داشته است؛ بههمین دلایل، از دیرباز ضرابخانۀ فعالی تا سال 1288 هـ.ق. در این ایالت دایر بود که در دورۀ ناصرالدینشاه قاجار (1313-1264 هـ.ق.) قِرانهای نقرۀ فراوانی را بین سالهای 1266-1264، 1274-1269، 1283-1280، 1288-1287 هـ.ق. به ضرب رسانده بود. نظام ضرب سکۀ دورۀ ناصری، هرچند بهصورت اسمی پیرو نظام تهران بود، اما در عمل هر شهر، نظامی خودمختار داشت و سکههای بیشتر شهرها با مقادیر متفاوت خلوص نقره بهضرب میرسید. این مسائل دو پرسش را برای ضرابخانۀ طبرستان طرح میسازد: مقدار خلوص نقرۀ سکههای ضربشده در طبرستان چگونه بوده و سیر تغییرات آن چگونه رقم خورده است؟ سکههای ایالت طبرستان در جایگاه ایالتی مهم، دربرابر شهرها و ایالات مهم دیگر ایران نظیرِ مشهد، تبریز، تهران، اصفهان، و شیراز چگونه بوده است؟ بنابراین برای پاسخ دادن به این پرسشها، تجزیۀ عنصری سکههای این دوره با استفاده از شیوۀ پیکسی بهدلیل غیرمخرب بودن، سرعت و دقت بالای آن، پایۀ اصلی این پژوهش قرار گرفت تا تحلیلی از میزان تعهد ضرابخانۀ طبرستان به نظام مرکزی ضرب سکه در تواریخ مختلف درمقایسه با سایر شهرها و ایالات اصلی ایران عصر قاجار ارائه گردد. در این پژوهش تعداد 17 سکه در 17 تاریخ متفاوت، مورد تجزیۀ عنصری قرار گرفت که در نتیجه روند تغییرات میزان خلوص نقره بهطور میانگین در دو بازۀ زمانی بین سالهای 1278-1264 هـ.ق. 90.13%، 1288-1280 هـ.ق. 84.33%، و در کل این دورۀ ضرب 88.08%، تبیین شده و جایگاه آن ازنظر میزان خلوص نقره درمقابل ضرابخانههای مشهد (84%)، تبریز (82%)، تهران (90%)، اصفهان (84%)، و شیراز (90%) مشخص گردید. در آخر نیز اطلاعات ارزشمندی از نوع معادن نقرۀ مورد استفاده، یعنی معادن سروزیت و نحوۀ عیار زدن فلز سکهها با فلزات مس و آهن بهدست آمد.