معماری دورۀ قاجار بهعلت قرارگرفتن در سیر انتقالی از سنتگرایی به مدرنیته، دارای ویژگیهای خاصی است و همین موضوع باعث اهمیت و جذابیت مطالعاتی آن میشود؛ همچنین سیر تحول بناهای این دوره بهسبب تغییرات فرهنگ معماری و زندگی شهرنشینی مردم از اهمیت فراوانی برخوردار است. تأثیرات چند عامل گوناگون دیگر مانند، اقلیم، ارتباطات فرهنگی، تأثیر معماری غرب و... بر شکلگیری معماری کاخهای تهران اثر شایانتوجهی گذاشته است. در این پژوهش علاوهبر مطالعۀ عوامل فوق در حوزۀ اختلافنظرها مخصوصاً در چگونگی تأثیرات معماری هر عهد، سیر تحول آن در هر دوره نیز بررسی میشود. در اینراستا، پژوهش حاضر معماری کاخهای هر دوره از حکومت پادشاهان قاجار را به تفکیک بررسی کرده و روند تغییرات آنرا مورد مطالعه قرار میدهد و تفاوتها و شباهتهای آنها را ازلحاظ سبکشناسی معماری مقایسه میکند. این پژوهش در پی شناخت چرایی و چگونگی دستیابی معماران به این الگوی مشخص و میزان تأثیرپذیری از فنون گذشته و تأثیر معماری غرب بر معماری این دوره است. مهمترین بناهای این دوره با روش مشاهدۀ میدانی و مطالعۀ کتابخانهای و همچنین پژوهشهای پیشین با شیوۀ پژوهشی توصیفی-تحلیلی و تطبیقی، بررسی شدهاند و از میان آنها وجوه افتراق و اشتراک هریک موردارزیابی قرار گرفته است. باتوجه به اینکه تاکنون برروی کاخهای تهران و معماری دورۀ قاجار از منظر سبکشناسی و ویژگی آنها تحقیق شاخصی صورت نگرفته، این مقاله میتواند با شناخت عوامل و نحوۀ شکلگیری معماری کاخها، خلأ تحقیقاتی موجود را تا حدودی پوشش دهد. یافتههای این پژوهش نشان میدهد که با وجود برخی تأثیرگذاری معماری غرب در این دوره، کماکان معماری این دوره بر پایۀ اصول بنیادین معماری ایرانی-اسلامی، مانند اصل درونگرایی، محرمیت و... استوار بوده است.
شهرهای تاریخی بهعنوان بازتابی از تعامل نیروهای طبیعی و انسانی در دورههای گوناگون، همواره بستری برای مطالعۀ ساختارهای کالبدی و تحولات فضایی بهشمار میآیند. با این نگاه، شهر تاریخی نراق با توجه به موقعیت جغرافیایی خاص در مسیر راههای ارتباطی کاشان به غرب ایران و برخورداری از منابع طبیعی و عناصر کالبدی، تاکنون مورد بررسی قرار نگرفته است. موضوع اصلی این پژوهش، بررسی و تحلیل نقش عوامل جغرافیایی طبیعی و انسانی در شکلگیری ساختار فضایی و تحولات کالبدی شهر نراق در بستر تاریخ است که تاکنون بهصورت جامع و نظاممند بدان پرداخته نشده است. ضرورت پژوهش از آنروست که شناخت این عوامل، نهتنها در فهم روند توسعۀ شهر مؤثر بوده، بلکه در تدوین سیاستهای حفاظتی و برنامهریزی معاصر نیز کاربردهای اساسی خواهد داشت. این پژوهش با رویکرد توصیفی-تاریخی و برمبنای روش گردآوری دادههای اسنادی و میدانی صورت گرفته است. در مرحلۀ نخست، منابع مکتوب تاریخی شامل: متون جغرافیایی، سفرنامهها، وقفنامهها و اسناد محلی تحلیل شده و سپس دادههای حاصل از پیمایش میدانی و مشاهدۀ ساختار کالبدی شهر با اطلاعات متون تطبیق یافته است. نتایج پژوهش نشان میدهد که استقرار نراق در مسیر شاهراههای ارتباطی و بهرهمندی از منابع آبی، بههمراه شرایط توپوگرافی خاص منطقه، در دورههای تاریخی صفویه و قاجار نقش محوری در رونق اقتصادی و شکلگیری الگوی فضایی خطی شهر ایفا کرده است؛ همچنین، انقطاع این مسیر ارتباطی و تغییرات اقتصادی در دورۀ معاصر منجر به اُفت کارکردهای شهری و گسست فضایی میان هستۀ تاریخی و توسعههای جدید شهری شده است. پژوهش بر لزوم تدوین راهبردهای حفاظتی و بازآفرینی فضایی مبتنیبر احیای ارتباط میان عناصر تاریخی و ساختار معاصر شهر تأکید میکند.