دانشگاه هنر اصفهان
چکیده: (19 مشاهده)
چکیده
مبنای اصل پایداری این است که در زمان تصمیم گیری و مداخله، کاربران آینده را در نظر داشت و این منشاء بدنۀ کلی اخلاقیات معاصر حفاظت را شکل داده است. این اصل سعی دارد از تصمیم گیری های افراطی مبتنی بر سلیقه و تعصب، جلوگیری نماید. اصول اخلاقی ای چون «بازگشت پذیری» و «حداقل مداخله» در قرن نوزدهم میلادی تحت تأثیر نحله های نظری مختلف شکل گرفته و در ادبیات حفاظت کلاسیک بسیار پُرکاربرد بوده اند. این اصول بنیادین، به عنوان متغیرهای تأثیرگذار در تصمیم گیری های اخلاقی و فنی، در اندیشۀ معاصر حفاظت به موضوعی مورد بحث و مورد انتقاد بدل گشته اند. هدف پژوهش حاضر پرداختن به این انتقادها از منظر پایداری در حفاظت معاصر با بهره گرفتن از روش «واسازی» است؛ بدین معنی که با بررسی روابط علّی متغیرها و آشکار کردن آنچه پنهان مانده، شکاف ها و تناقضات را نشان دهد. هدف در گام نخست، عیان کردن چالش هایی همچون «موضوع مورد حفاظت»، «دلایل»، «اهداف» و «روش» است که اصول اخلاقی حفاظت را به امری متناقض، غیرشفاف و حتی گاه غیرممکن بدل کرده اند؛ سپس به نقد کشیدن و واسازی اصولی که در حفاظت کلاسیک به عنوان بدیهیات پذیرفته شده و غیرقابل بحث بوده اند. نتیجه آن که اخلاقیات معاصر با انعطاف پذیری بیشتر به دنبال چیزی است که مونوز ویناس آن را «اخلاقیات قابل انطباق» می نامد. در این روش اخلاقیات در زمان مداخله به عنوان اصولی ایستا و مکانیکی به کار گرفته نمی شوند، بلکه با «انطباق» و «سازگاری» آمادگی مواجهه با رفتار غیرقابل پیش بینی را دارند و در هیچ موردی الزامی نیستند و با توجه به شرایط می توانند نادیده گرفته شوند.
شمارهی مقاله: A-10-211-1
نوع مطالعه:
پژوهشي |
موضوع مقاله:
حفاظت و مرمت اشیاء و آرایههای معماری تاریخی- فرهنگی. دریافت: 1404/4/20 | پذیرش: 1405/3/30 | انتشار: 1405/5/19