|
|
|
|
|
 |
جستجو در مقالات منتشر شده |
 |
|
4 نتیجه برای مردم
مجید گلپایگانی، دوره 1، شماره 2 - ( 1-1394 )
چکیده
امروزه، توسعه پایدار، یکی از موضوعات اصلی مورد بحث در محافل توسعه و برنامهریزی کشور است. از این مفهوم برداشتهای گوناگونی شده است که نکته مشترک تمامی آنها، پایداری و رسیدن به فرآیندی از توسعه است که بتواند پایا و بادوام باشد. لازمه پایداری تعادل است زیرا یک سیستم نامتعادل، ناپایدار نیز خواهد بود و برعکس. تفاوت در انگارههای مختلف در تعمیم مفهوم تعادل و پایداری است که شئون زندگی انسانی یعنی رابطه انسان با محیط و انسان با انسان و جوامع را تعریف میکند.
توسعه پایدار انسانی، به مفهوم پایداری در تمامی ابعاد اقتصادی، اجتماعی و زیست محیطی است و عقیده بر این است که بدون پایداری و ایجاد تعادل و توازن در تمامی ابعاد جامعه نمیتوان به یک توسعه بادوام دست یافت. به همین دلیل، توسعه به مانند سیستمی نگریسته میشود که عناصر اصلی آن مردم، منابع طبیعی و منافع اقتصادی به شمار میروند. ترکیب مطلوب این عناصر بر مبنای فعالیت مردم در قالب یک ساختار اجتماعی، اقتصادی و محیط زیستی مناسب منجر به توسعه پایدار خواهد شد.
مردم در دستیابی به توسعه پایدار یا استفاده صحیح از منابع و فرصتها و توزیع عادلانه آن نقش اصلی و محوری دارند. در این مقاله ضمن طرح و بیان مفهوم توسعه پایدار با رویکرد سیستمی به عوامل تهدیدکننده توسعه پایدار از جمله، بحرانهای اجتماعی، اقتصادی و زیستمحیطی در سطح جوامع پرداختهایم و نقش مردم به عنوان عنصر اصلی توسعه، در کنار موسسات تجاری، منابع طبیعی و محلهای زندگی مورد توجه قرار گرفته است.
محمد رحیم فیروزه، غلامعلی حشمتی، حسین بارانی، دوره 1، شماره 3 - ( 2-1395 )
چکیده
دانش بومی عشایر شامل مشاهدات زیرکانه و دقیق در مورد گیاهان، حیوانات، آب و هوا، خاک، آفات نباتی و نظامهای طبقهبندی است که کاملاً با شرایط محلی مطابقت دارند. به عقیده پژوهشگران این حوزه، این دانش دقیق و دارای قابلیت پیشبینی است؛ زیرا افراد جوامع مذکور با آن زندگی کردهاند. اگرچه دانش بومی، بعضی مواقع، با خرافات، عقاید دینی غیرمستند و یا ترس از ناشناختهها آمیخته است، ولی در مجموع از ارزش بالایی برخوردار است. گرایش به پژوهشهای دانش بومی، برخی به دلایل قابلیتهای نهفته در آنها و برخی به دلیل خصلتهای خاص این نوع پژوهشهاست. در این مطالعه دانش بومی عشایر ایل بویر احمد در استان کهگیلویه و بویر احمد مورد بررسی قرار گرفته است. جهت کسب اطلاعات در گام نخست دامنهای از روشهای جمعآوری اطلاعات به شیوه ساختارمند همچون پرسشنامههای طراحی شده، تا روشهای کاملاً بدون ساختار همچون دیدار و گفتگوی آزاد، به کار گرفته شد. روشی دیگر نیز در قالب (ساختارمند، نیمهساختاریافته و یا بدون ساختار) مورد استفاده قرار گرفته است. در مصاحبهها، پرسشها با محوریت چگونگی بهرهمندی و همچنین حفاظت از منابع طبیعی مطرح گردید. بررسیهای صورت گرفته نشان میدهد که بومیان، گیاهانی را که در محل سکونت خود یافت نموده و در طول سالیان متمادی از آنها جهت مصارف مختلف استفادههای متنوع کردهاند به گونهای نامگذاری میکنند که تا حد زیادی با خصوصیات مورفولوژیک، نیازهای اکولوژیک، بو، طعم و محل رویش آنها تناسب داشته باشد. به علاوه ساکنان منطقه به خصوص سالخوردگان، به خوبی برخی از خانوادههای گیاهی را شناخته و با آنکه از ردهبندی دانش رسمی مطلع نبودند، لیکن برخی از گیاهان را همخانواده یکدیگر معرفی میکردند. از موارد برجسته در دانش چادرنشینان منطقه مورد بررسی، باورهایی بود که آنان پیرامون حفاظت از گیاهان مورد استفاده خود داشتند. همچنین نتایج این بررسی گویای آن است که گیاهشناسیِ مردمی، گیاهشناسیای غالباً تجربی و تا اندازه زیادی کاربردی است.
مرتضی حسنی، حامد وحدتی نسب، دوره 1، شماره 3 - ( 2-1395 )
چکیده
اولاد محمدکریم شعبه ی کوچکی از طایفه ی لبومحمدیِ ایل عرب جباره، از ایلات خمسه ی فارس است که در گذشته مسیر کوچرویشان در قسمت شرقی فارس از شمال به جنوب بوده است. این افراد از اوایل حکومت پهلوی اول در قسمت شمالی فارس ماندگار شدند و از دامپروری به شیوهی کوچ نشینی به دامپروری به شیوه ی نیمهکوچروی، روی آوردند و تا کنون شیوه ی معیشتی خود را حفظ کرده اند. از طرفی طی سده ی گذشته تغییرات وسیعی در سطوح مختلف زندگی این افراد و با سرعت زیاد در حال اتفاق افتادن است که مهمترین سطح تغییرات را در فناوری آنها می توان مشاهده کرد. در این پژوهش سعی گردیده تا با تلفیق داده های مردمنگاری با داده های مطالعات چشمانداز، جغرافیا و زیست بوم شناسی انسانی به این مهم پرداخته شود که ساختار معیشتی فرهنگ مردمان مورد مطالعه تا چه میزان متاثر از سازش پذیری های محیطی بوده است. به طرز جالبی یافتههای این پژوهش حاکی از این است که با وجود تغییرات گسترده در فناوری و حتی فرهنگ، شیوه ی معیشت این افراد (لااقل تاکنون) تغییر زیادی نکرده و میتوان گفت تا حدودی ثابت مانده است.
فاطمه عظیمی فرد، دوره 1، شماره 4 - ( 3-1395 )
چکیده
فرهنگ مردم (فولکلور)، حوزه های گسترده ای از زندگی چون آداب و رسوم، آیین ها، دین، هنر و دانش، و ادبیات را دربرمی گیرد که سنت های مادی، رفتاری و گفتاری فرهنگ عامه را شکل می دهند. فرهنگ مردم پدیدها ی پویاست که به طور دائم در حال تحول است و بخشی از هویت فردی و جمعی را بازنمایی می کند. هویت هم در شکل و هم در محتوا در بستری از تعاملات اجتماعی معنا می یابد. رسانههای گروهی اغلب به شیوهای غیرمستقیم اما فراگیر، اطلاعات بسیاری را درباره ملت ها به مخاطبان منتقل میکنند که زندگی روزمره آنها را زیر نفوذ خود قرار میدهد. رسانه ها، بهویژه تلویزیون، یکی از عواملی هستند که شناخت عناصر هویتی را ممکن می سازند. بدین ترتیب، در دوران معاصر، افراد، هویت های خود را با تصاویر و عناوینی شکل میدهند که به صورت بازتابی از صنایع فرهنگی و رسانه ای اخذ کرده اند. در مقاله حاضر، تلاش شده است نحوه بازنمایی عناصر فرهنگ مردم اعم از مادی، رفتاری و گفتاری در مجموعه های تلویزیونی سیما بررسی شود. از این رو، دو مجموعه شاخص تلویزیونی در پناه تو (1373) و تکیه بر باد (1391) که در سه دهه اخیر پخش شده، انتخاب و نحوه بازنمایی عناصر فرهنگ مردم به روش نشانه شناسی در قسمت های منتخب آنها بررسی شده است. نتایج نشان میدهد، نوع و نحوه نمایش عناصر فرهنگ مردم در مجموعهه ای بررسیشده در طول زمان تغییر یافته است.
|
|
|
|
|
|
|
|
|