|
|
|
|
|
 |
جستجو در مقالات منتشر شده |
 |
|
3 نتیجه برای دانش بومی
حسین آذرنیوند، حامد اسکندری دامنه، مهدی قربانی، دوره 1، شماره 3 - ( 2-1395 )
چکیده
ابتکارات محلی به عنوان فعالیتهای دستهجمعی خاص، بدون کمک یا مشوق خارجی، به منظور کنترل آبهای زیرزمینی و سطحی تعریف شده است. از طرفی دیگر، یکی از مهمترین رویکردهای مدیریتی در منابع آب، رویکرد مدیریت اجتماع محور است که تاکید بر ظرفیتسازی و نهادسازی در جوامع محلی برای مدیریت مشارکتی منابع آب دارد. ساختارهای اجتماعی منابع آب، یکی از ابعاد دانش بومی در جوامع روستایی ایران محسوب میشود که ضرورت دارد در مدیریت منابع آب علاوه بر تحلیل دانش بومی، ساختارهای اجتماعی مرتبط با آن نیز مورد تحلیل قرار گیرد. هدف اصلی در این مقاله تحلیل دانش بومی در سازمان اجتماعی تولید کشاورزی و نظام آبیاری در روستای روزکین بخش ساردوئیه شهرستان جیرفت است. در این مطالعه، بر اساس روشهای مردمشناسی و رویکردهای کیفی از جمله مشاهده مستقیم و مشارکتی محقق و مصاحبه سازمان یافته با 32 نفر از افراد مطلع و آگاه (کلیه کشاورزان) استفاده شده است. در روستای روزکین ساختار اجتماعی خاصی بر مدیریت منابع آب حاکم است که قدمتی بیش از 100 سال دارد. همیاری در مدیریت منابع آب، یک اصل اساسی در این روستا محسوب میشود؛ در این روستا تعداد 10 تشکل یا گروه محلی برای مدیریت منابع آب شکل گرفته که هر گروه از ارباب و زَعیم تشکیل شده است. به طور کلی میتوان بیان نمود که، با گذشت زمان، ضمن پایداری سنتهای محلی در مدیریت منابع آب، پایداری اجتماعی و فرهنگی بهبود یافته و تنازعات اجتماعی در بین ذینفعان محلی در این منطقه کاهش یافته است.
محمد رحیم فیروزه، غلامعلی حشمتی، حسین بارانی، دوره 1، شماره 3 - ( 2-1395 )
چکیده
دانش بومی عشایر شامل مشاهدات زیرکانه و دقیق در مورد گیاهان، حیوانات، آب و هوا، خاک، آفات نباتی و نظامهای طبقهبندی است که کاملاً با شرایط محلی مطابقت دارند. به عقیده پژوهشگران این حوزه، این دانش دقیق و دارای قابلیت پیشبینی است؛ زیرا افراد جوامع مذکور با آن زندگی کردهاند. اگرچه دانش بومی، بعضی مواقع، با خرافات، عقاید دینی غیرمستند و یا ترس از ناشناختهها آمیخته است، ولی در مجموع از ارزش بالایی برخوردار است. گرایش به پژوهشهای دانش بومی، برخی به دلایل قابلیتهای نهفته در آنها و برخی به دلیل خصلتهای خاص این نوع پژوهشهاست. در این مطالعه دانش بومی عشایر ایل بویر احمد در استان کهگیلویه و بویر احمد مورد بررسی قرار گرفته است. جهت کسب اطلاعات در گام نخست دامنهای از روشهای جمعآوری اطلاعات به شیوه ساختارمند همچون پرسشنامههای طراحی شده، تا روشهای کاملاً بدون ساختار همچون دیدار و گفتگوی آزاد، به کار گرفته شد. روشی دیگر نیز در قالب (ساختارمند، نیمهساختاریافته و یا بدون ساختار) مورد استفاده قرار گرفته است. در مصاحبهها، پرسشها با محوریت چگونگی بهرهمندی و همچنین حفاظت از منابع طبیعی مطرح گردید. بررسیهای صورت گرفته نشان میدهد که بومیان، گیاهانی را که در محل سکونت خود یافت نموده و در طول سالیان متمادی از آنها جهت مصارف مختلف استفادههای متنوع کردهاند به گونهای نامگذاری میکنند که تا حد زیادی با خصوصیات مورفولوژیک، نیازهای اکولوژیک، بو، طعم و محل رویش آنها تناسب داشته باشد. به علاوه ساکنان منطقه به خصوص سالخوردگان، به خوبی برخی از خانوادههای گیاهی را شناخته و با آنکه از ردهبندی دانش رسمی مطلع نبودند، لیکن برخی از گیاهان را همخانواده یکدیگر معرفی میکردند. از موارد برجسته در دانش چادرنشینان منطقه مورد بررسی، باورهایی بود که آنان پیرامون حفاظت از گیاهان مورد استفاده خود داشتند. همچنین نتایج این بررسی گویای آن است که گیاهشناسیِ مردمی، گیاهشناسیای غالباً تجربی و تا اندازه زیادی کاربردی است.
ساره راسخی، مهدی قربانی، دوره 1، شماره 4 - ( 3-1395 )
چکیده
بومشناسی فرهنگی، دانشی است که جنبههای فرهنگی ارتباط انسان را با طبیعت پیرامون خود مورد تحلیل و بررسی قرار میدهد. تاریخ نمایانگر آن است که انسانها همواره از محیط و منابع اطراف خود در جهت بقا، پیشرفت و شکلگیری فرهنگ و تمدن خود بهره بردهاند و در این مسیر به تجربه و دانشی دست یافتهاند که به جرات میتوان گفت، بخشی از سرمایه ملی هر قوم است. لذا یکی از ابعادی که در اکولوژی فرهنگی مورد بحث قرار میگیرد، دانش اکولوژیک بومی در مدیریت مراتع و دامداری است. از این رو در این بررسی به تحلیل بومشناسی فرهنگی و بیان و بررسی نقش دانش بومی در ابعاد مختلف مدیریت مراتع و دامداری در منطقه قصر یعقوب در شمال استان فارس پرداخته شده است. روش تحقیق این بررسی به شیوه پیمایشی بوده که به جهت تولید اطلاعات از روش مشاهده مستقیم، مشاهده مشارکتی و مصاحبه سازمانیافته بهره گرفته شده است. این تحقیق به بررسی جنبههای مختلف از فرهنگ و دانش بومی گلهداران در مکانیسم مدیریت مراتع در میان آنها پرداخته و عنوان مینماید که گلهداران برای مقابله با سختیهای اجتماعی، اقتصادی، اقلیمی و همچنین در برخی مواقع کمبود منابعِ در دسترس، مجبور به ایجاد یک ساختار اجتماعی در بهرهبرداری از مراتع شدهاند. در این ساختار، افراد دارای نقشهای متفاوت و یا یکسانی اند که بر پایه مشارکت و همکاری با یکدیگر، دام را برای مدتی مشخص در عرصه مرتع مدیریت مینمایند. مجموع این روابط و کنشها منجر به شکلگیری فرهنگی غنی و سنتی از دانش بومی دامداری گشته که علاوه بر تسهیل فعالیتهای روزمره و مرتبط با گلهداری، زمینهساز حفظ ساختارهای اجتماعی روستا نیز گردیده است.
|
|
|
|
|
|
|
|
|