علیرضا حسن زاده،
دوره 1، شماره 1 - ( 10-1393 )
چکیده
حامد باشه آهنگر، نگار داوری اردکانی،
دوره 1، شماره 2 - ( 1-1394 )
چکیده
مقالهی حاضر به عنوان بخشی از یک پژوهش وسیعتر در حوزهی مثلشناسی زبانشناختی، به بررسی و سنجش تعاریف موجود از مثل و سایر عبارتگویهها میپردازد و تعریف تازهای از مثل و برخی دیگر از عبارتگویهها بر اساس شاخصهای زبانشناختی پیشنهاد میکند. در ابتدا حوزههای مثلپژوهی (= مثلشناسی، مثلنگاری) معرفی میشوند، سپس استدلال میشود که تعاریف سنّتیِ "عبارتگویهها" جامعیّت و مانعیّت یک تعریف علمی را ندارد. یکی از اصول پیشنهادی ما در این مقاله آن است که مثلپژوهی زبانشناختی به عبارتپژوهی (عبارتشناسی و عبارتنگاری) تعلق دارد. بنابراین تعاریف احتمالی میباید به اصول عبارتشناسی وفادار بمانند. در این مقاله تلاش میشود با بررسی ساختار گفتمانی ضربِ المثل و ساختار درونی آنها از منظر زبانشناسی، به مؤلفههای برسازندهای برسیم که در ترکیب با یکدیگر بتوانند انواع عبارتگویهها را به دست دهند. این مؤلفهها از زبانشناسی پیکرهای و عبارتشناسی، صرف-و-نحو، کاربردشناسی و نظریهی کارگفت، زبانشناسی اجتماعی، بینامتنیت و روایتشناسی امثال میآیند. در ادامه نشان داده خواهد شد که انواع عبارتگویهها فرآوردههای زبانی پیچیدهای هستند که در فصل مشترک میان سطوح بسیار مختلف زبانشناختی تولید میشوند و بنابراین تعریف آنها بر اساس مؤلفههای سنجشپذیری از همین فصول مشترک میباید باشد.
حیدر جانعلیزاده چوب بستی، محمد مهدی فرزبد،
دوره 1، شماره 2 - ( 1-1394 )
چکیده
تحقیق حاضر با هدف دستیابی به درکی نشانهشناختی از حافظه جمعی جنگ ایران و عراق صورت گرفته است. بدین منظور نمونههایی از تصاویر همرسانی شده در شبکههای اجتماعی مجازی که در واکنش به خبر کشف و بازگشت پیکرهای 175 تن از شهدای غواص عملیات کربلای چهار انتشار یافته، تحلیل شدهاند. نشانههای تصویری موجود در عکس، کارتون، طرح گرافیکی، چاپ، نقاشی و پوستر به دو شیوهی تصویر تاریخی و قاب-تصویر، تجربه امروز جامعه از جنگ ایران و عراق را صورتبندی کرده و بدین ترتیب حافظه جمعی جنگ را منعکس میسازند. برای شناسایی نشانههای بازنماییکننده گذشته و برای تشخیص نقش این نشانهها در ساخت الگوهای روایی حافظه جمعی جنگ از نظریههای پیرس و گیرتز استفاده شده است. یافتههای پژوهش نشاندهنده چند مضمون و تم محوری در الگوهای روایی بازنماییشده از حافظه جمعی جنگ است که عبارتند از تقدس مرگ وطنپرستانه، تقابل معنایی زندگی روزمره و زندگی قهرمانی، الگوی کنشی اخلاص در برابر اختلاس، چرخش به سمت بدن، بدن شهید به مثابه ابژهای فرهنگی و سیاسی شدن حافظه جمعی جنگ. وجود این مضامین نشاندهنده وقوع تغییرات بنیادین در نظام بازنمایی جنگ در سومین دهه سپری شده از آن است.
محمود شارع پور،
دوره 1، شماره 2 - ( 1-1394 )
چکیده
حق به شهر شامل تعلق یافتن و مشارکت در امر شهری است. تعلق یافتن به شهر با حرکت در شهر، حضور در آن، احساس آرامش و داشتن فضاهای مناسب برای خود ممکن می شود، در حالی که مشارکت در شهر با دخالت داشتن در سیاستگذاریهای شهری، تصمیم گیری در مورد مسائل فضایی، کالبدی و اقتصاد شهری و مالکیت و کنترل بخشی از این فضا ممکن میشود. این نوشتار با استفاده از چهارچوب نظری ارائه شده توسط هانری لوفور تلاش میکند نشان دهد که فرایندهای زندگی روزمره در شهرها به دلیل بهره مند نشدن انسانها از حقوق خود و تضعیف فضاهای عمومی دچار اختلال شده است.
بخش مهمی از فضاهای شهری را فضاهای عمومی تشکیل میدهند. منظور از فضاهای عمومی آن دسته از فضاهایی است که عموم مردم به آنها آزادانه دسترسی دارند و هدف از آنها فراهم ساختن تعاملات اجتماعی و احساس آسودگی شهروندان است. مقاله حاضر کوشیده با تحلیل روندهای فضاهای عمومی به تصویری از حق به شهر دست یابد.
در سالهای اخیر شاهد خصوصی شدن فضاهای عمومی شهری هستیم؛ بدین معنا که در طی سالهای اخیر در نتیجه برخی تغییرات اقتصادی-اجتماعی، هم تولید فضا و هم کنترل فضا به دست بخش خصوصی افتاده است. مواجهه با فضا به عنوان یک کالا سبب خصوصی شدن این فضاهای عمومی شده است. با توجه به ماهیت چندبعدی چالشهای پیش روی شهرها، مدیریت خردمندانه فضاهای عمومی شهری مستلزم توجه به چهار بُعد به هم مرتبط است: تنظیم کاربریها و مدیریت تعارض بین نحوه استفادههای مختلف از فضاهای عمومی، تعریف و اجرای نحوه حفظ و نگهداری این فضاها، سرمایهگذاری در فضاهای عمومی، و در نهایت هماهنگسازی مداخلات بخشهای مختلف در فضاهای عمومی.
فرید قاسملو ،
دوره 1، شماره 2 - ( 1-1394 )
چکیده
برای نخستین بار ویلم فلور در اثر جالب و خواندنی خود، پزشکی و سلامت در ایران قاجار به درستی مفهوم عام «پزشکی» را در ایران برگرفته از سه منبع دانسته است: پزشکی جالینوسی، پزشکی دینی و پزشکی سنتی. به نظر فلور (که مطالعات بعدی نیز آن را تایید میکند)، دانش پزشکی دوره اسلامی در ایران بر اساس این سه منبع بالیده و رشد کرده است. از دیگر سو، در حال حاضر و در حوزه زبان فارسی، آشفتگی عجیبی در بررسیهای مربوط به پزشکی دوره اسلامی به چشم میخورد. از جمله آنکه هنوز قرارداد و استاندارد واحدی برای اینکه اجزاء و منابع دانش پزشکی دوره اسلامی چه نامیده شوند، وجود ندارد. در عین حال، بر اساس سرمایهگذاریهای به نسبت وسیعی که توسط وزارت بهداشت و درمان و آموزش پزشکی در حوزه پزشکی دوره اسلامی انجام میشود، مقدار و حجم پژوهشها و مطالعات در سه جزء مختلف پیشگفته توازن ندارد. ازاینرو، لازم است اجزاء مغفول این دانش مورد توجه قرار گرفته و بیشتر مورد بررسی قرار گیرند و در نهایت راهی برای برونرفت از اغتشاش فعلی سنجیده شود. مقاله حاضر میکوشد مطالعاتی اولیه درباره سومین منبع پیشگفته پزشکی ایران «طب سنتی» انجام دهد که شامل بررسی اصطلاحشناختی و پیشنهاد اصطلاحی مناسب برای این بخش از پزشکی دوره اسلامی، بررسی جایگاه آن در نظام اعم- اخص علوم و نیز کوششی برای طبقهبندی دادههای قابل بررسی در آن است.
یعقوب فروتن فروتن،
دوره 1، شماره 2 - ( 1-1394 )
چکیده
در این مقاله تلاش کردهایم تا بر پایه یک مطالعه میان-فرهنگی، مهمترین ویژگیها و الگوهای مرتبط با بازنمایی فرایند جامعهپذیری جنسیتی را مورد بررسی قرار دهیم. هدف اساسی ما این است که این مطالعه میان-فرهنگی، زمینه مناسبی را فراهم آورد تا بتوانیم نقش و تاثیر محیط و فضاهای فرهنگی متفاوت را بر روی الگوهای مرتبط با بازنمایی فرایند جامعهپذیری جنسیتی روشن نماییم. در این مطالعه میان-فرهنگی، تکیه و تاکید اساسی بر روی بررسی فرایند جامعهپذیری از طریق سیستمهای آموزشی است. تحلیلهای این مطالعه میان-فرهنگی بر روی منابع آموزشی دو کشور ایران و نیوزیلند، زمینههای بسیار مناسبی را برای پاسخگویی به این هدف اساسی تحقیق فراهم میآورد، زیرا این دو کشور نه تنها به لحاظ موقعیت جغرافیایی، بلکه مهمتر از آن به لحاظ فرهنگی در دو فضای بسیار متفاوت قرار دارند. به طور کلی، نتایج و یافتههای این مطالعه میان-فرهنگی نشان داده است که از یکسو، الگوهای بازنمایی جنسیتی به طور معناداری تابعی از این فضاهای فرهنگی گوناگون است. از سوی دیگر هم الگوی هژمونی مردانه هم ارزش خانواده فراتر از این فضاهای فرهنگی گوناگون از طریق سیستمهای آموزشی بازنمایی میشود.
مجید گلپایگانی،
دوره 1، شماره 2 - ( 1-1394 )
چکیده
امروزه، توسعه پایدار، یکی از موضوعات اصلی مورد بحث در محافل توسعه و برنامهریزی کشور است. از این مفهوم برداشتهای گوناگونی شده است که نکته مشترک تمامی آنها، پایداری و رسیدن به فرآیندی از توسعه است که بتواند پایا و بادوام باشد. لازمه پایداری تعادل است زیرا یک سیستم نامتعادل، ناپایدار نیز خواهد بود و برعکس. تفاوت در انگارههای مختلف در تعمیم مفهوم تعادل و پایداری است که شئون زندگی انسانی یعنی رابطه انسان با محیط و انسان با انسان و جوامع را تعریف میکند.
توسعه پایدار انسانی، به مفهوم پایداری در تمامی ابعاد اقتصادی، اجتماعی و زیست محیطی است و عقیده بر این است که بدون پایداری و ایجاد تعادل و توازن در تمامی ابعاد جامعه نمیتوان به یک توسعه بادوام دست یافت. به همین دلیل، توسعه به مانند سیستمی نگریسته میشود که عناصر اصلی آن مردم، منابع طبیعی و منافع اقتصادی به شمار میروند. ترکیب مطلوب این عناصر بر مبنای فعالیت مردم در قالب یک ساختار اجتماعی، اقتصادی و محیط زیستی مناسب منجر به توسعه پایدار خواهد شد.
مردم در دستیابی به توسعه پایدار یا استفاده صحیح از منابع و فرصتها و توزیع عادلانه آن نقش اصلی و محوری دارند. در این مقاله ضمن طرح و بیان مفهوم توسعه پایدار با رویکرد سیستمی به عوامل تهدیدکننده توسعه پایدار از جمله، بحرانهای اجتماعی، اقتصادی و زیستمحیطی در سطح جوامع پرداختهایم و نقش مردم به عنوان عنصر اصلی توسعه، در کنار موسسات تجاری، منابع طبیعی و محلهای زندگی مورد توجه قرار گرفته است.
تقی آزاد برمکی، سید قاسم حسنی،
دوره 1، شماره 2 - ( 1-1394 )
چکیده
علاقهی معاصر به امرقومی و فرایندهای آن تا اندازهای به تغییرات تاریخی و فرایندی که تحت تاثیر عواملی گوناگون طی کردهاند، مربوط میشود. «امر قومی» مفهومی از یک موقعیت پویا، از تماس متغیر، تضاد و رقابت را در خود داشته و به همین جهت، مفهوم امر قومی یک بازتحلیل پویا و دینامیک را الزامی میدارد. در ایران «امر قومی» در شرایطی از تحولات و دگرگونی اجتماعی و سیاسی، پس از مشروطه، به وجود آمده است که غالباً با فرسایش ساختار قبیلهای و شیوه زندگی و از بین بردن بسیاری از آداب و رسوم و عناصر فرهنگی همراه بوده است که زمانی خود نشانههای ایلی بودند. مسئله مهم این است که چگونه امر قومی توانسته خود را حفظ کند، و احیا و باز-زایی قومی خود را استمرار بخشد و حتی با امر ملی درآمیزد. به نظر میرسد امر قومی در چهره یک استراتژی ظاهر میشود که افراد و کنشگران را در درون یک سازمان اجتماعی حفظ میکند. هویت قومی، لحظهای مهمتر میشود که تحتتأثیر تهدیدات و اجبار قرار میگیرد. مکانسیم کش-و-قوس امر ایلی در ایران معاصر با عوامل پیرامونیای که برای آن در تاریخ معاصر وجود داشته، استراتژیهای پویایی گروهی را شکل داده است، که تحت تاثیر انواع تغییر در مهاجرت، تغییر در وضعیت جمعیتی، صنعتیشدن و تغییرات اقتصادی، ادغامسازی در یک نظام سیاسی بزرگتر، شهرنشینی و انواع دیگریها و ماهیت رویاروییها به امر قومی میانجامد. شناسایی این کش-و-قوس امر ایلی و استراتژی پویایی گروهی در قالب امر قومی، میتواند نشاندهندهی فرایندی باشد که انتقال از ساخت اجتماعی سنتی را به سازمان اجتماعی مدرن مشخص سازد. قشقایی امروزی را میتوان یک اجتماع دانست که در مسیر تحول تاریخی خود از استراتژی امر قومی برای تداوم هویت و فرهنگ خود استفاده کرده و به نظر میرسد آنچه در این چهره مشاهده میشود، آغاز حرکت به سمت قومیشدن است. مقاله حاضر، فرایند فرهنگ و هویتی ایل قشقایی را از امر ایلی به امر قومی بررسی خواهد کرد.
حسین آذرنیوند، حامد اسکندری دامنه، مهدی قربانی،
دوره 1، شماره 3 - ( 2-1395 )
چکیده
ابتکارات محلی به عنوان فعالیتهای دستهجمعی خاص، بدون کمک یا مشوق خارجی، به منظور کنترل آبهای زیرزمینی و سطحی تعریف شده است. از طرفی دیگر، یکی از مهمترین رویکردهای مدیریتی در منابع آب، رویکرد مدیریت اجتماع محور است که تاکید بر ظرفیتسازی و نهادسازی در جوامع محلی برای مدیریت مشارکتی منابع آب دارد. ساختارهای اجتماعی منابع آب، یکی از ابعاد دانش بومی در جوامع روستایی ایران محسوب میشود که ضرورت دارد در مدیریت منابع آب علاوه بر تحلیل دانش بومی، ساختارهای اجتماعی مرتبط با آن نیز مورد تحلیل قرار گیرد. هدف اصلی در این مقاله تحلیل دانش بومی در سازمان اجتماعی تولید کشاورزی و نظام آبیاری در روستای روزکین بخش ساردوئیه شهرستان جیرفت است. در این مطالعه، بر اساس روشهای مردمشناسی و رویکردهای کیفی از جمله مشاهده مستقیم و مشارکتی محقق و مصاحبه سازمان یافته با 32 نفر از افراد مطلع و آگاه (کلیه کشاورزان) استفاده شده است. در روستای روزکین ساختار اجتماعی خاصی بر مدیریت منابع آب حاکم است که قدمتی بیش از 100 سال دارد. همیاری در مدیریت منابع آب، یک اصل اساسی در این روستا محسوب میشود؛ در این روستا تعداد 10 تشکل یا گروه محلی برای مدیریت منابع آب شکل گرفته که هر گروه از ارباب و زَعیم تشکیل شده است. به طور کلی میتوان بیان نمود که، با گذشت زمان، ضمن پایداری سنتهای محلی در مدیریت منابع آب، پایداری اجتماعی و فرهنگی بهبود یافته و تنازعات اجتماعی در بین ذینفعان محلی در این منطقه کاهش یافته است.
محمد رحیم فیروزه، غلامعلی حشمتی، حسین بارانی،
دوره 1، شماره 3 - ( 2-1395 )
چکیده
دانش بومی عشایر شامل مشاهدات زیرکانه و دقیق در مورد گیاهان، حیوانات، آب و هوا، خاک، آفات نباتی و نظامهای طبقهبندی است که کاملاً با شرایط محلی مطابقت دارند. به عقیده پژوهشگران این حوزه، این دانش دقیق و دارای قابلیت پیشبینی است؛ زیرا افراد جوامع مذکور با آن زندگی کردهاند. اگرچه دانش بومی، بعضی مواقع، با خرافات، عقاید دینی غیرمستند و یا ترس از ناشناختهها آمیخته است، ولی در مجموع از ارزش بالایی برخوردار است. گرایش به پژوهشهای دانش بومی، برخی به دلایل قابلیتهای نهفته در آنها و برخی به دلیل خصلتهای خاص این نوع پژوهشهاست. در این مطالعه دانش بومی عشایر ایل بویر احمد در استان کهگیلویه و بویر احمد مورد بررسی قرار گرفته است. جهت کسب اطلاعات در گام نخست دامنهای از روشهای جمعآوری اطلاعات به شیوه ساختارمند همچون پرسشنامههای طراحی شده، تا روشهای کاملاً بدون ساختار همچون دیدار و گفتگوی آزاد، به کار گرفته شد. روشی دیگر نیز در قالب (ساختارمند، نیمهساختاریافته و یا بدون ساختار) مورد استفاده قرار گرفته است. در مصاحبهها، پرسشها با محوریت چگونگی بهرهمندی و همچنین حفاظت از منابع طبیعی مطرح گردید. بررسیهای صورت گرفته نشان میدهد که بومیان، گیاهانی را که در محل سکونت خود یافت نموده و در طول سالیان متمادی از آنها جهت مصارف مختلف استفادههای متنوع کردهاند به گونهای نامگذاری میکنند که تا حد زیادی با خصوصیات مورفولوژیک، نیازهای اکولوژیک، بو، طعم و محل رویش آنها تناسب داشته باشد. به علاوه ساکنان منطقه به خصوص سالخوردگان، به خوبی برخی از خانوادههای گیاهی را شناخته و با آنکه از ردهبندی دانش رسمی مطلع نبودند، لیکن برخی از گیاهان را همخانواده یکدیگر معرفی میکردند. از موارد برجسته در دانش چادرنشینان منطقه مورد بررسی، باورهایی بود که آنان پیرامون حفاظت از گیاهان مورد استفاده خود داشتند. همچنین نتایج این بررسی گویای آن است که گیاهشناسیِ مردمی، گیاهشناسیای غالباً تجربی و تا اندازه زیادی کاربردی است.
مرتضی حسنی، حامد وحدتی نسب،
دوره 1، شماره 3 - ( 2-1395 )
چکیده
اولاد محمدکریم شعبه ی کوچکی از طایفه ی لبومحمدیِ ایل عرب جباره، از ایلات خمسه ی فارس است که در گذشته مسیر کوچرویشان در قسمت شرقی فارس از شمال به جنوب بوده است. این افراد از اوایل حکومت پهلوی اول در قسمت شمالی فارس ماندگار شدند و از دامپروری به شیوهی کوچ نشینی به دامپروری به شیوه ی نیمهکوچروی، روی آوردند و تا کنون شیوه ی معیشتی خود را حفظ کرده اند. از طرفی طی سده ی گذشته تغییرات وسیعی در سطوح مختلف زندگی این افراد و با سرعت زیاد در حال اتفاق افتادن است که مهمترین سطح تغییرات را در فناوری آنها می توان مشاهده کرد. در این پژوهش سعی گردیده تا با تلفیق داده های مردمنگاری با داده های مطالعات چشمانداز، جغرافیا و زیست بوم شناسی انسانی به این مهم پرداخته شود که ساختار معیشتی فرهنگ مردمان مورد مطالعه تا چه میزان متاثر از سازش پذیری های محیطی بوده است. به طرز جالبی یافتههای این پژوهش حاکی از این است که با وجود تغییرات گسترده در فناوری و حتی فرهنگ، شیوه ی معیشت این افراد (لااقل تاکنون) تغییر زیادی نکرده و میتوان گفت تا حدودی ثابت مانده است.
علی انتظاری،
دوره 1، شماره 3 - ( 2-1395 )
چکیده
در این مقاله تلاش شده است تا آسیبهای احتمالی ورود مدرنیته در ایران بر مساجد مورد بررسی قرار گیرد. مسجد در جامعه ایرانی همواره از جایگاه بالایی برخوردار بوده است. نقش مساجد در همبستگی اجتماعی و اعتلای روحی و معنوی مردم بسیار برجسته بوده است. مساجد، سنگر مقاومت مردم و حفاظت از کیان دین و فرهنگ در برابر هجوم بیگانگان بودهاند. در عین حال ورود مدرنیته در مساجد تحت عنوان شبهمدرن از طریق تکنولوژی صوتی توانسته است آسیبهایی را به مساجد وارد کند که در این مقاله تلاش شده است برخی از آنها مورد بررسی قرار گیرد.
کامیار صداقت ثمر حسینی،
دوره 1، شماره 3 - ( 2-1395 )
چکیده
مقاله حاضر به موضوعِ رمضان در سفرنامههای حج ابراهیمی میپردازد که از طریق آن میتوان به بررسی تجربیات گذشته و حال سفرهای حاجیان ایرانی پرداخت.
جهت بررسی موضوع فوق، با مطالعه تحلیلی- مقایسهای، سفرنامههای حج ابراهیمی ایرانیان، در دو گستره زمانی (با تأکید بر ماه مبارک رمضان) و مکانی (جغرافیای سفر حج) در مسیرهای سنتی و امروزین آن، در دو دوره قبل و بعد از «انقلابِ صنعت حملونقل مسافر و کالا» مورد بررسی قرار گرفتند و در آن به تحولاتِ اجتماعی و فرهنگی رخداده در سفرهای حج حاجیان ایرانی و وجوه اشتراک و افتراق میان آن دو در سفرنامههای دو دوره مذکور پرداخته شده است.
صادق صالحی، زهرا پازروکی نژاد،
دوره 1، شماره 3 - ( 2-1395 )
چکیده
امروزه اهمیت مساله تغییرات آب و هوا به حدی جدی است که گیدنز در همان ابتدای کتاب سیاستهای تغییر آب و هوا، در اهمیت مباحث مربوط به تغییرات آب و هوا و پیامدهای آن مینویسد: این کتاب در مورد بختکها و فاجعههاست. پیامدهای ویرانگر مداخلات انسان در محیط زیست، امنیت انسانی گسترده اسکان بشر را به چالش کشانده و بحران محیط زیست را در جایگاه مصادیق امنیتی چند لایه برکشیده و تعادل محیط زیست را آشفته کرده است. با اهمیت یافتن مساله تغییر آب و هوا از دهه 1980 به بعد، تعریف جدیدی از امنیت ارایه شد که بر این اساس، علاوه بر ابعاد سنتی امنیت، تهدیدات غیرسنتی نیز مانند رکود اقتصادی، بیثباتی سیاسی و اجتماعی، رقابتهای قومی و کشمکشهای سرزمینی، تروریسم بینالمللی، پولشویی، قاچاق دارو در حوزه مخاطرات انسانی به واسطه تنشها و فشارهای زیستمحیطی برخاسته از آنها به مثابه جستارهای امنیتی تفسیر شدند. تنشهای محیط زیست در قالب تخریب محیط زیست به تعارضات خشونتبار اجتماعی انجامیده است. زمانی که منابع دچار رکود و نابودی شوند امور اقتصادی، اجتماعی و پویشهای جمعیتی دچار نابسامانی شده و زمینه تشدید کشمکش میان گروههای وابسته به این منابع فراهم میشود. این مقاله جنبههای امنیتی و تهدیدی تغییر آب و هوا برای صلح بینالمللی را مورد بررسی قرار داده و برای این منظور، آراء جامعهشناسان شهیری همچون الریک بک، آنتونی گیدنز و جان اوری در رابطه با تضاد و تغییر آب و هوا مطرح شده است. با یک نگاه جامعهشناختی نیز آسیبهای اجتماعی تغییر آب و هوا و گروههای در معرض خطر آن مورد توجه قرار گرفتند. در خاتمه مقاله، برخی از مهمترین چالشهایی که تحقیقات آتی باید به آن بپردازند به مخاطبان و علاقمندان معرفی شده است.
بهروز محمودی بختیاری، فریدون علیاری، اعظم حسن پور،
دوره 1، شماره 3 - ( 2-1395 )
چکیده
اقوام مختلف ایرانی از نخستین سالهای ظهور صنعت فیلمسازی در سینمای داستانی ایران حضور داشتهاند، با این حال به نظر میرسد که تاکنون مطالعه نظاممندی در مورد چگونگی بازتاب فرهنگ و زبان آنها در سینمای ایران وجود نداشته است. این پژوهش با تمرکز بر فیلمهای داستانی شاخص سینمای ایران که به آیین، رسوم و فرهنگهای قوم ایرانی میپردازند، تلاش میکند تا بازنمایی و تصویرسازی فرهنگ کردهای ایران را در این آثار ریشهیابی کند. همچنین در این مقاله
آیینها، گویشها، شخصیتها، اماکن خاص، رخدادها و پدیدههای موجود در این فیلمها با واقعیت خارجی آنها تطبیق داده میشود و تأثیر بازنمایی آن مورد ارزیابی قرار میگیرد تا مشخص شود که تا چه حد این آثار در بازنمایی واقعی فرهنگ این گروه مهم از ایرانیان موفق بودهاند.
مریم نعمت طاوسی،
دوره 1، شماره 4 - ( 3-1395 )
چکیده
«شبیه خوانی» از جمله میراث فرهنگی گرانقدری است که درباره نسبت آن با نمایش، آیین و بازی بسیار سخن رفته است. شمار زیادی از پژوهشگران در این نظریه پردازیها، تعاریف ارائه شده در حوزه آیین، بازی و به ویژه نمایش را فراگیر انگاشته و تفاوتهای فرهنگی ملتها را نادیده گرفته اند. نوشتار حاضر تلاشی در مسیر واکاوی نظرات ارائه شده با در نظر داشتن نگاه متفاوت فرهنگ شرق نسبت به فرهنگ غرب در مقولههای یاد شده است. بدین منظور؛ نخست مفاهیم نمایش، آیین و بازی بازخوانی شده اند. پس از بررسی و نقد مفهومی دیدگاههای شاخص در خصوص شبیه خوانی، تلاش شده تا روشن شود که شبیهخوانی به عنوان یک نمایش بومی با بازی همخوانی ندارد، اما از نظر کارکرد با آیین نسبتی نزدیک دارد و از جمله میتوان به اجراهای نمایشی اشاره داشت که بهترین و موثرین بهرهگیری را از آیین کرده اند. همچنین شبیهخوانی توانسته است با به کار بستن عناصر نمایشی در چارچوب ارزشهای فرهنگی ایرانی، نظام نمایشی صحنهای یگانهای را شکل دهد.
ساره راسخی، مهدی قربانی،
دوره 1، شماره 4 - ( 3-1395 )
چکیده
بومشناسی فرهنگی، دانشی است که جنبههای فرهنگی ارتباط انسان را با طبیعت پیرامون خود مورد تحلیل و بررسی قرار میدهد. تاریخ نمایانگر آن است که انسانها همواره از محیط و منابع اطراف خود در جهت بقا، پیشرفت و شکلگیری فرهنگ و تمدن خود بهره بردهاند و در این مسیر به تجربه و دانشی دست یافتهاند که به جرات میتوان گفت، بخشی از سرمایه ملی هر قوم است. لذا یکی از ابعادی که در اکولوژی فرهنگی مورد بحث قرار میگیرد، دانش اکولوژیک بومی در مدیریت مراتع و دامداری است. از این رو در این بررسی به تحلیل بومشناسی فرهنگی و بیان و بررسی نقش دانش بومی در ابعاد مختلف مدیریت مراتع و دامداری در منطقه قصر یعقوب در شمال استان فارس پرداخته شده است. روش تحقیق این بررسی به شیوه پیمایشی بوده که به جهت تولید اطلاعات از روش مشاهده مستقیم، مشاهده مشارکتی و مصاحبه سازمانیافته بهره گرفته شده است. این تحقیق به بررسی جنبههای مختلف از فرهنگ و دانش بومی گلهداران در مکانیسم مدیریت مراتع در میان آنها پرداخته و عنوان مینماید که گلهداران برای مقابله با سختیهای اجتماعی، اقتصادی، اقلیمی و همچنین در برخی مواقع کمبود منابعِ در دسترس، مجبور به ایجاد یک ساختار اجتماعی در بهرهبرداری از مراتع شدهاند. در این ساختار، افراد دارای نقشهای متفاوت و یا یکسانی اند که بر پایه مشارکت و همکاری با یکدیگر، دام را برای مدتی مشخص در عرصه مرتع مدیریت مینمایند. مجموع این روابط و کنشها منجر به شکلگیری فرهنگی غنی و سنتی از دانش بومی دامداری گشته که علاوه بر تسهیل فعالیتهای روزمره و مرتبط با گلهداری، زمینهساز حفظ ساختارهای اجتماعی روستا نیز گردیده است.
فاطمه عظیمی فرد،
دوره 1، شماره 4 - ( 3-1395 )
چکیده
فرهنگ مردم (فولکلور)، حوزه های گسترده ای از زندگی چون آداب و رسوم، آیین ها، دین، هنر و دانش، و ادبیات را دربرمی گیرد که سنت های مادی، رفتاری و گفتاری فرهنگ عامه را شکل می دهند. فرهنگ مردم پدیدها ی پویاست که به طور دائم در حال تحول است و بخشی از هویت فردی و جمعی را بازنمایی می کند. هویت هم در شکل و هم در محتوا در بستری از تعاملات اجتماعی معنا می یابد. رسانههای گروهی اغلب به شیوهای غیرمستقیم اما فراگیر، اطلاعات بسیاری را درباره ملت ها به مخاطبان منتقل میکنند که زندگی روزمره آنها را زیر نفوذ خود قرار میدهد. رسانه ها، بهویژه تلویزیون، یکی از عواملی هستند که شناخت عناصر هویتی را ممکن می سازند. بدین ترتیب، در دوران معاصر، افراد، هویت های خود را با تصاویر و عناوینی شکل میدهند که به صورت بازتابی از صنایع فرهنگی و رسانه ای اخذ کرده اند. در مقاله حاضر، تلاش شده است نحوه بازنمایی عناصر فرهنگ مردم اعم از مادی، رفتاری و گفتاری در مجموعه های تلویزیونی سیما بررسی شود. از این رو، دو مجموعه شاخص تلویزیونی در پناه تو (1373) و تکیه بر باد (1391) که در سه دهه اخیر پخش شده، انتخاب و نحوه بازنمایی عناصر فرهنگ مردم به روش نشانه شناسی در قسمت های منتخب آنها بررسی شده است. نتایج نشان میدهد، نوع و نحوه نمایش عناصر فرهنگ مردم در مجموعهه ای بررسیشده در طول زمان تغییر یافته است.
لیلا خسروی،
دوره 1، شماره 4 - ( 3-1395 )
چکیده
در بهار سال 1389 بررسی و شناسایی باستانشناسی تنگ معشوره (گاوشمار) به سرپرستی نگارنده با هدف شناسایی محوطه ها و تپه های باستانی موجود در این محدوده، واقع در60 کیلومتری جنوب غربی شهرستان دلفان در شمال لرستان طی دو مرحله در اطراف رودخانه چم زکریا در دهستان میربگ جنوبی شهرستان دلفان و رودخانه کاکارضا در دهستان فیروزآباد شهرستان سلسله به صورت فشرده و با پیمایش دقیق منطقه انجام شد. نتیجه بررسی انجام شده، شناسایی و ثبت مجموعه ای متشکل از 72 اثر باستانی بود که در میان این تعداد آثار، تنها یک اثر شاخص متعلق به دوران اسلامی یافت شد که در میان مردم محلی موسوم به مقبره حاجی بکتاش است. بقایای این سازه معماری روی یک تپه اشکانی با ارتفاع 9 متر از سطح زمینهای اطراف، در جنوب روستای شینه وسطی در دهستان قلایی بخش فیروزآباد شهرستان سلسله (الشتر) در استان لرستان واقع شده است. پلان اصلی این آرامگاه که با آجرهای مربع شکل 5 ×20 ×20 سانتیمتر ساخته شده، از بیرون هشتضلعی و در داخل مدور است. در این مقاله تلاش خواهد شد تا به روش تاریخیـتوصیفی با استناد به منابع کتابخانه ای و بر پایه پژوهش میدانی به معرفی و جستجوی هویت صاحب آرامگاه و بررسی آرایه های باقیمانده در این بنای تاریخی بپردازیم و ارزشهای تاریخی و بصری نقوش، طرح و پلان آن را مورد مطالعه قرار دهیم تا با خواناسازی فضای معماری باقی مانده به بازشناسی عناصر کالبدی آن بپردازیم. در حالی که می دانیم حاجی بکتاش یکی از عرفای قرن هفتم هجری بوده که از نیشابور به آناتولی مهاجرت کرده و به بسط و توسعه فرقه بکتاشیه پرداخته است، پس دلیل حضور آرامگاهی با نام وی در لرستان چیست و چه ارتباطی با پیروان آیین اهل حق در شمال لرستان دارد. طرح این سوالات مهم سبب گردید که نگارنده بر اساس شواهد باستانشناختی موجود به معرفی، تحقیق و پژوهش در این زمینه بپردازد.
علی ضیاالدینی دشتخاکی،
دوره 1، شماره 4 - ( 3-1395 )
چکیده
در میان سازههای متنی شاهنامه فردوسی، بافتهای زیادی از متن با برونمتن شاهنامه ارتباط دارد؛ چرا که شاهنامه، بازتابی از بافت کلانِ اجتماعی – فرهنگی روزگار فردوسی است که در آن به مراسم آیینی چون، ازدواج، تشرّف و مرگ اشاره شده است. بخشی از بافت رواییِ شاهنامه با مفاهیم و آیینهای مربوط به مرگ و تدفین و عقاید زروانی، زرتشتی و اسلامی در جامعه ایرانی مرتبط است.
این جستار با مطالعه موردی برخی از داستانهای شاهنامه و با استفاده از شیوه تحلیلی- توصیفی و راهبرد سندکاوی و کتابخانهای، کوشیده است تا پیوند سازههای متنی مرتبط با مرگ و آیین تدفین در شاهنامه را با میدان فرهنگی ایران بررسی و برخی جنبههای مردمشناختی این حوزه را تبیین نماید. برخی از نتایج مهمّی که از این پژوهش به دست آمده است عبارت اند از:
- در ابیات شاهنامه، سه وجهِ ترس از مرگ، مرگ به عنوان یک واقعیّت، و نگاه فلسفی - اخلاقی به مرگ تجلّی یافته است که همه این نگرشها با حکمت ایران باستان یا عقاید دوره اسلامی در ارتباط است.
- طرح مقوله مرگ در بسیاری از موارد با عقاید زروانی در ارتباط است؛ چرا که زروان و وجه مرگآوری او و ارتباط زروان با زمان مرگ و اهریمنی بودن مرگ در برخی ابیات به روشنی نمایان است.
- در برخی موارد، از جمله در داستان سیاوش و کیخسرو، مرگ با آرکیتایپ ولادت مجدّد ارتباط مییابد که نمیتوان آن را با مفهوم فرجامشناسی دوره قبل از اسلام یا دوره اسلامی مرتبط دانست؛ چرا که مفهوم نوزایی ناظر به زندگی و فرجام انسان ناظر به مرگ و معاد است. دوگانگی ارتباط مرگ با معاد در شاهنامه از برخی ابیات حماسۀ ملّی استنباط میشود.
- در برخی روایتهای شاهنامه از جمله در داستان رستم و سهراب، مرگ سام، مرگ فریدون و مرگ ایرج، مرگ اسفندیار و وصیّت انوشیروان، بافتهای متنی مرتبط با آیین تدفین در برون متن وجود دارد که اغلب، جنبههایی از مردمشناسی اقوام زرتشتی ایران را تبیین میکند.