|
|
|
|
|
 |
جستجو در مقالات منتشر شده |
 |
|
2 نتیجه برای حسنی
تقی آزاد برمکی، سید قاسم حسنی، دوره 1، شماره 2 - ( مزدم و فرهنگ 1394 )
چکیده
علاقهی معاصر به امرقومی و فرایندهای آن تا اندازهای به تغییرات تاریخی و فرایندی که تحت تاثیر عواملی گوناگون طی کردهاند، مربوط میشود. «امر قومی» مفهومی از یک موقعیت پویا، از تماس متغیر، تضاد و رقابت را در خود داشته و به همین جهت، مفهوم امر قومی یک بازتحلیل پویا و دینامیک را الزامی میدارد. در ایران «امر قومی» در شرایطی از تحولات و دگرگونی اجتماعی و سیاسی، پس از مشروطه، به وجود آمده است که غالباً با فرسایش ساختار قبیلهای و شیوه زندگی و از بین بردن بسیاری از آداب و رسوم و عناصر فرهنگی همراه بوده است که زمانی خود نشانههای ایلی بودند. مسئله مهم این است که چگونه امر قومی توانسته خود را حفظ کند، و احیا و باز-زایی قومی خود را استمرار بخشد و حتی با امر ملی درآمیزد. به نظر میرسد امر قومی در چهره یک استراتژی ظاهر میشود که افراد و کنشگران را در درون یک سازمان اجتماعی حفظ میکند. هویت قومی، لحظهای مهمتر میشود که تحتتأثیر تهدیدات و اجبار قرار میگیرد. مکانسیم کش-و-قوس امر ایلی در ایران معاصر با عوامل پیرامونیای که برای آن در تاریخ معاصر وجود داشته، استراتژیهای پویایی گروهی را شکل داده است، که تحت تاثیر انواع تغییر در مهاجرت، تغییر در وضعیت جمعیتی، صنعتیشدن و تغییرات اقتصادی، ادغامسازی در یک نظام سیاسی بزرگتر، شهرنشینی و انواع دیگریها و ماهیت رویاروییها به امر قومی میانجامد. شناسایی این کش-و-قوس امر ایلی و استراتژی پویایی گروهی در قالب امر قومی، میتواند نشاندهندهی فرایندی باشد که انتقال از ساخت اجتماعی سنتی را به سازمان اجتماعی مدرن مشخص سازد. قشقایی امروزی را میتوان یک اجتماع دانست که در مسیر تحول تاریخی خود از استراتژی امر قومی برای تداوم هویت و فرهنگ خود استفاده کرده و به نظر میرسد آنچه در این چهره مشاهده میشود، آغاز حرکت به سمت قومیشدن است. مقاله حاضر، فرایند فرهنگ و هویتی ایل قشقایی را از امر ایلی به امر قومی بررسی خواهد کرد.
مرتضی حسنی، حامد وحدتی نسب، دوره 1، شماره 3 - ( PEOPLE AND CULTURE 1395 )
چکیده
اولاد محمدکریم شعبه ی کوچکی از طایفه ی لبومحمدیِ ایل عرب جباره، از ایلات خمسه ی فارس است که در گذشته مسیر کوچرویشان در قسمت شرقی فارس از شمال به جنوب بوده است. این افراد از اوایل حکومت پهلوی اول در قسمت شمالی فارس ماندگار شدند و از دامپروری به شیوهی کوچ نشینی به دامپروری به شیوه ی نیمهکوچروی، روی آوردند و تا کنون شیوه ی معیشتی خود را حفظ کرده اند. از طرفی طی سده ی گذشته تغییرات وسیعی در سطوح مختلف زندگی این افراد و با سرعت زیاد در حال اتفاق افتادن است که مهمترین سطح تغییرات را در فناوری آنها می توان مشاهده کرد. در این پژوهش سعی گردیده تا با تلفیق داده های مردمنگاری با داده های مطالعات چشمانداز، جغرافیا و زیست بوم شناسی انسانی به این مهم پرداخته شود که ساختار معیشتی فرهنگ مردمان مورد مطالعه تا چه میزان متاثر از سازش پذیری های محیطی بوده است. به طرز جالبی یافتههای این پژوهش حاکی از این است که با وجود تغییرات گسترده در فناوری و حتی فرهنگ، شیوه ی معیشت این افراد (لااقل تاکنون) تغییر زیادی نکرده و میتوان گفت تا حدودی ثابت مانده است.
|
|
|
|
|
|
|
|
|