<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
<channel>
<title> 1 </title>
<link>http://journals.richt.ir/pc</link>
<description>مردم و فرهنگ - مقالات نشریه - سال 1394 جلد1 شماره2</description>
<generator>Yektaweb Collection - https://yektaweb.com</generator>
<language>fa</language>
<pubDate>1394/1/12</pubDate>

					<item>
						<title>تاملی زبان شناختی درچیستی گویه های مردمی</title>
						<link>http://journal.richt.ir/pc/browse.php?a_id=21&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>&lt;div style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;&lt;span style=&quot;font-family:b nazanin;&quot;&gt;&lt;span style=&quot;font-size:10.0pt;&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style=&quot;font-size:14px;&quot;&gt;&lt;span style=&quot;font-family:iransharplight;&quot;&gt;مقاله ی حاضر به عنوان بخشی از یک پژوهش وسیع تر در حوزه ی مثل شناسی  زبان شناختی، به بررسی و سنجش تعاریف موجود از مثل و سایر عبارت گویه ها می پردازد و تعریف تازه ای از مثل و برخی دیگر از عبارت گویه ها بر اساس شاخص های  زبان شناختی پیشنهاد می کند. در ابتدا حوزه های مثل پژوهی (= مثل شناسی، مثل نگاری) معرفی می شوند، سپس استدلال می شود که تعاریف سنّتیِ &amp;quot;عبارت گویه ها&amp;quot; جامعیّت و مانعیّت یک تعریف علمی را ندارد. یکی از اصول پیشنهادی ما در این مقاله آن است که مثل پژوهی زبان شناختی به عبارت پژوهی (عبارت شناسی و عبارت نگاری) تعلق دارد. بنابراین تعاریف احتمالی می باید به اصول عبارت شناسی وفادار بمانند. در این مقاله تلاش می شود با بررسی ساختار گفتمانی ضربِ المثل و ساختار درونی آنها از منظر زبان شناسی، به مؤلفه های برسازنده ای برسیم که در ترکیب با یکدیگر بتوانند انواع عبارت گویه ها را به دست دهند. این مؤلفه ها از زبان شناسی پیکره ای و عبارت شناسی، صرف-و-نحو، کاربردشناسی و نظریه ی کارگفت، زبان شناسی اجتماعی، بینامتنیت و &lt;em&gt;روایت شناسی&lt;/em&gt; امثال می آیند. در ادامه نشان داده خواهد شد که انواع عبارت گویه ها فرآورده های زبانی پیچیده ای هستند که در فصل مشترک میان سطوح بسیار مختلف زبان شناختی تولید می شوند و بنابراین تعریف آن ها بر اساس مؤلفه های سنجش پذیری از همین فصول مشترک می باید باشد. &lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&lt;span style=&quot;font-size:10.0pt;&quot;&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;br&gt;
&amp;nbsp;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
</description>
						<author>حامد باشه آهنگر</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>  نشانه شناسی حافظه جمعی جنگ ایران و عراق ( دفاع مقدس): بررسی موردی تصاویر هم رسانی شده در شبکه های اجتماعی مجازی</title>
						<link>http://journal.richt.ir/pc/browse.php?a_id=22&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>&lt;div style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;&lt;span style=&quot;font-family: iransharplight; font-size: 14px;&quot;&gt;تحقیق حاضر با هدف دستیابی به درکی نشانه شناختی از حافظه جمعی جنگ ایران و عراق صورت گرفته است. بدین منظور نمونه هایی از تصاویر هم رسانی شده در شبکه های اجتماعی مجازی که در واکنش به خبر کشف و بازگشت پیکرهای 175 تن از شهدای غواص عملیات کربلای چهار انتشار یافته، تحلیل شده اند. نشانه های تصویری موجود در عکس، کارتون، طرح گرافیکی، چاپ، نقاشی و پوستر به دو شیوه ی تصویر تاریخی و قاب-تصویر، تجربه امروز جامعه از جنگ ایران و عراق را صورتبندی کرده و بدین ترتیب حافظه جمعی جنگ را منعکس می سازند. برای شناسایی نشانه های بازنمایی کننده گذشته و برای تشخیص نقش این نشانه ها در ساخت الگوهای روایی حافظه جمعی جنگ از نظریه های پیرس و گیرتز استفاده شده است. یافته های پژوهش نشان دهنده چند مضمون و تم محوری در الگوهای روایی بازنمایی شده از حافظه جمعی جنگ است که عبارتند از تقدس مرگ وطن پرستانه، تقابل معنایی زندگی روزمره و زندگی قهرمانی، الگوی کنشی اخلاص در برابر اختلاس، چرخش به سمت بدن، بدن شهید به مثابه ابژه ای فرهنگی و سیاسی شدن حافظه جمعی جنگ. وجود این مضامین نشان دهنده وقوع تغییرات بنیادین در نظام بازنمایی جنگ در سومین دهه سپری شده از آن است.&amp;nbsp; &lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
</description>
						<author>حیدر جانعلیزاده چوب بستی</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>حق شهر و فضاهای عمومی شهری</title>
						<link>http://journal.richt.ir/pc/browse.php?a_id=23&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>&lt;div style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;&lt;span style=&quot;font-size:14px;&quot;&gt;&lt;span style=&quot;font-family:iransanslight;&quot;&gt;حق به شهر شامل تعلق یافتن و مشارکت در امر شهری است. تعلق یافتن به شهر با حرکت در شهر، حضور در آن، احساس آرامش و داشتن فضاهای مناسب برای خود ممکن می  شود، در حالی که مشارکت در شهر با دخالت داشتن در سیاست گذاری های شهری، تصمیم  گیری در مورد مسائل فضایی، کالبدی و اقتصاد شهری و مالکیت و کنترل بخشی از این فضا ممکن می شود. این نوشتار با استفاده از چهارچوب نظری ارائه شده توسط هانری لوفور تلاش می کند نشان دهد که فرایند های زندگی روزمره در شهرها به دلیل بهره  مند نشدن انسان ها از حقوق خود و تضعیف فضاهای عمومی دچار اختلال شده است.&lt;br&gt;
&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp; بخش مهمی از فضاهای شهری را فضاهای عمومی تشکیل می دهند. منظور از فضاهای عمومی آن دسته از فضاهایی است که عموم مردم به آن ها آزادانه دسترسی دارند و هدف از آن ها فراهم ساختن تعاملات اجتماعی و احساس آسودگی شهروندان است. مقاله حاضر کوشیده با تحلیل روندهای فضاهای عمومی به تصویری از حق به شهر دست یابد.&lt;br&gt;
&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp; در سال های اخیر شاهد خصوصی شدن فضاهای عمومی شهری هستیم؛ بدین معنا که در طی سال های اخیر در نتیجه برخی تغییرات اقتصادی- اجتماعی، هم تولید فضا و هم کنترل فضا به دست بخش خصوصی افتاده است. مواجهه با فضا به عنوان یک کالا سبب خصوصی شدن این فضاهای عمومی شده است. با توجه به ماهیت چند بعدی چالش های پیش روی شهرها، مدیریت خردمندانه فضاهای عمومی شهری مستلزم توجه به چهار بُعد به هم مرتبط است: تنظیم کاربری ها و مدیریت تعارض بین نحوه استفاده های مختلف از فضاهای عمومی، تعریف و اجرای نحوه حفظ و نگهداری این فضاها، سرمایه گذاری در فضاهای عمومی، و در نهایت هماهنگ سازی مداخلات بخش های مختلف در فضاهای عمومی.&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
&lt;span style=&quot;font-size:14px;&quot;&gt;&lt;span style=&quot;font-family:iransanslight;&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;</description>
						<author>محمود شارع پور</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>جایگاه  طب سنتی در پزشکی دوره اسلامی، بازشناسی اصطلاح، واکاوی مفهوم و طبقه بندی اولیه داده ها</title>
						<link>http://journal.richt.ir/pc/browse.php?a_id=24&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>&lt;div style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;&lt;span style=&quot;font-size:14px;&quot;&gt;&lt;span style=&quot;font-family:iransharplight;&quot;&gt;برای نخستین بار ویلم فلور در اثر جالب و خواندنی خود، &lt;em&gt;پزشکی و سلامت در ایران قاجار&lt;/em&gt; به درستی مفهوم عام &amp;laquo;پزشکی&amp;raquo; را در ایران برگرفته از سه منبع دانسته است: پزشکی جالینوسی، پزشکی دینی و پزشکی سنتی. به نظر فلور (که مطالعات بعدی نیز آن را تایید می کند)، دانش پزشکی دوره اسلامی در ایران بر اساس این سه منبع بالیده و رشد کرده است. از دیگر سو، در حال حاضر و در حوزه زبان فارسی، آشفتگی عجیبی در بررسی های مربوط به پزشکی دوره اسلامی به چشم می خورد. از جمله آن که هنوز قرارداد و استاندارد واحدی برای این که اجزاء و منابع دانش پزشکی دوره اسلامی چه نامیده شوند، وجود ندارد. در عین حال، بر اساس سرمایه گذاری های به نسبت وسیعی که توسط وزارت بهداشت و درمان و آموزش پزشکی در حوزه پزشکی دوره اسلامی انجام می شود، مقدار و حجم پژوهش ها و مطالعات در سه جزء مختلف پیش گفته توازن ندارد. ازاین رو، لازم است اجزاء مغفول این دانش مورد توجه قرار گرفته و بیشتر مورد بررسی قرار گیرند و در نهایت راهی برای برون رفت از اغتشاش فعلی سنجیده شود. مقاله حاضر می کوشد مطالعاتی اولیه درباره سومین منبع پیش گفته پزشکی ایران &amp;laquo;طب سنتی&amp;raquo; انجام دهد که شامل بررسی اصطلاح شناختی و پیشنهاد اصطلاحی مناسب برای این بخش از پزشکی دوره اسلامی، بررسی جایگاه آن در نظام اعم- اخص علوم و نیز کوششی برای طبقه بندی داده های قابل  بررسی در آن است.&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
</description>
						<author>فرید قاسملو </author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>مطالعه میان- فرهنگی جامعه پذیری جنسیتی در نیوزیلند و ایران</title>
						<link>http://journal.richt.ir/pc/browse.php?a_id=25&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>&lt;div style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;&lt;span style=&quot;font-size:14px;&quot;&gt;&lt;span style=&quot;font-family:iransharplight;&quot;&gt;در این مقاله تلاش کرده ایم تا بر پایه یک مطالعه میان-فرهنگی، مهم ترین ویژگی ها و الگوهای مرتبط با بازنمایی فرایند جامعه پذیری جنسیتی را مورد بررسی قرار دهیم. هدف اساسی ما این است که این مطالعه میان-فرهنگی، زمینه مناسبی را فراهم آورد تا بتوانیم نقش و تاثیر محیط و فضاهای فرهنگی متفاوت را بر روی الگوهای مرتبط با بازنمایی فرایند جامعه پذیری جنسیتی روشن نماییم. در این مطالعه میان-فرهنگی، تکیه و تاکید اساسی بر روی بررسی فرایند جامعه پذیری از طریق سیستم های آموزشی است. تحلیل های این مطالعه میان-فرهنگی بر روی منابع آموزشی دو کشور ایران و نیوزیلند، زمینه های بسیار مناسبی را برای پاسخگویی به این هدف اساسی تحقیق فراهم می آورد، زیرا این دو کشور نه تنها به لحاظ موقعیت جغرافیایی، بلکه مهم تر از آن به لحاظ فرهنگی در دو فضای بسیار متفاوت قرار دارند. به طور کلی، نتایج و یافته های این مطالعه میان-فرهنگی نشان داده است که از یک سو، الگوهای بازنمایی جنسیتی به طور معناداری تابعی از این فضاهای فرهنگی گوناگون است. از سوی دیگر هم الگوی هژمونی مردانه هم ارزش خانواده فراتر از این فضاهای فرهنگی گوناگون از طریق سیستم های آموزشی بازنمایی می شود.&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
</description>
						<author>یعقوب فروتن فروتن</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>تحلیلی بر دگرگونی تاریخی از ایلی بودن به قومی شدن در قشقایی</title>
						<link>http://journal.richt.ir/pc/browse.php?a_id=42&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>&lt;div style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;&lt;span style=&quot;font-size:14px;&quot;&gt;&lt;span style=&quot;font-family:iransharplight;&quot;&gt;علاقه ی معاصر به امرقومی و فرایندهای آن تا اندازه ای به تغییرات تاریخی و فرایندی که تحت تاثیر عواملی گوناگون طی کرده اند، مربوط می شود. &amp;laquo;امر قومی&amp;raquo; مفهومی از یک موقعیت پویا، از تماس متغیر، تضاد و رقابت را در خود داشته و به همین جهت، مفهوم امر قومی یک بازتحلیل پویا و دینامیک را الزامی می دارد. در ایران &amp;laquo;امر قومی&amp;raquo; در شرایطی از تحولات و دگرگونی اجتماعی و سیاسی، پس از مشروطه، به وجود آمده است که غالباً با فرسایش ساختار قبیله ای و شیوه زندگی و از بین  بردن بسیاری از آداب و رسوم و عناصر فرهنگی همراه بوده است که زمانی خود نشانه های ایلی بودند. مسئله  مهم این است  که چگونه امر قومی توانسته خود را حفظ کند، و احیا و باز-زایی قومی خود را استمرار بخشد و حتی با امر ملی درآمیزد. به نظر می رسد امر قومی در چهره یک استراتژی ظاهر می شود که افراد و کنشگران را در درون یک سازمان اجتماعی حفظ می کند. هویت قومی، لحظه  ای مهم تر می شود که تحت تأثیر تهدیدات و اجبار قرار می گیرد. مکانسیم کش-و-قوس امر ایلی در ایران معاصر با عوامل پیرامونی ای که برای آن در تاریخ معاصر وجود داشته، استراتژی های پویایی گروهی را شکل داده است، که تحت تاثیر انواع تغییر در مهاجرت، تغییر در وضعیت جمعیتی، صنعتی شدن و تغییرات اقتصادی، ادغام سازی در یک نظام سیاسی بزرگتر، شهرنشینی و انواع دیگری ها و ماهیت رویارویی ها به امر قومی می انجامد. شناسایی این کش-و-قوس امر ایلی و استراتژی پویایی گروهی در قالب امر قومی، می تواند نشان دهنده ی فرایندی باشد که انتقال از ساخت اجتماعی سنتی را به سازمان اجتماعی مدرن مشخص سازد. قشقایی امروزی را می توان یک اجتماع دانست که در مسیر تحول تاریخی خود از استراتژی امر قومی برای تداوم هویت و فرهنگ خود استفاده کرده و به نظر می رسد آنچه در این چهره مشاهده می شود، آغاز حرکت به سمت قومی شدن است. مقاله حاضر، فرایند فرهنگ و هویتی ایل قشقایی را از امر ایلی به امر قومی بررسی خواهد کرد.&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
</description>
						<author>تقی آزاد برمکی</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>نقش مردم در توسعه پایدار با رویکرد سیستمی با تاکید بربررسی منطقه ویژه اقتصادی انرژی پارس( عسلویه)</title>
						<link>http://journal.richt.ir/pc/browse.php?a_id=27&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>&lt;div style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;&lt;span style=&quot;font-size:14px;&quot;&gt;&lt;span style=&quot;font-family:iransharplight;&quot;&gt;&lt;span style=&quot;color:black;&quot;&gt;امروزه، توسعه پایدار، یکی از موضوعات اصلی مورد بحث در محافل توسعه و برنامه ریزی کشور است. از این مفهوم برداشت های گوناگونی شده است که نکته  مشترک تمامی آنها، پایداری و رسیدن به فرآیندی از توسعه است که بتواند پایا و بادوام باشد. لازمه پایداری تعادل است زیرا یک سیستم نامتعادل، ناپایدار نیز خواهد بود و برعکس. تفاوت در انگاره های مختلف در تعمیم مفهوم تعادل و پایداری است که شئون زندگی انسانی یعنی رابطه  انسان با محیط و انسان با انسان و جوامع را تعریف می کند.&lt;/span&gt;&lt;br&gt;
&lt;span style=&quot;color:black;&quot;&gt;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp; توسعه پایدار انسانی، به مفهوم پایداری در تمامی ابعاد اقتصادی، اجتماعی و زیست محیطی است و عقیده بر این است که بدون پایداری و ایجاد تعادل و توازن در تمامی ابعاد جامعه نمی توان به یک توسعه بادوام دست یافت. به همین دلیل، توسعه به مانند سیستمی نگریسته می شود که عناصر اصلی آن مردم، منابع طبیعی و منافع اقتصادی به شمار می روند. ترکیب مطلوب این عناصر بر مبنای فعالیت مردم در قالب یک ساختار اجتماعی، اقتصادی و محیط زیستی مناسب منجر به توسعه پایدار خواهد شد.&lt;/span&gt;&lt;br&gt;
&lt;span style=&quot;color:black;&quot;&gt;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp; مردم در دستیابی به توسعه پایدار یا استفاده صحیح از منابع و فرصت ها و توزیع عادلانه آن نقش اصلی و محوری دارند. در این مقاله ضمن طرح و بیان مفهوم توسعه پایدار با رویکرد سیستمی به عوامل تهدیدکننده توسعه پایدار از جمله، بحران های اجتماعی، اقتصادی و زیست محیطی در سطح جوامع پرداخته ایم و نقش مردم به عنوان عنصر اصلی توسعه، در کنار موسسات تجاری، منابع طبیعی و محل های زندگی مورد توجه قرار گرفته است.&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
</description>
						<author>مجید گلپایگانی</author>
						<category></category>
					</item>
					
	</channel>
</rss>
