logo

جستجو در مقالات منتشر شده


4 نتیجه برای منظر فرهنگی

مهدی پیرحیاتی، علیرضا انیسی،
سال 5، شماره 16 - ( 6-1400 )
چکیده

پل‌های لرستان به‌واسطۀ قرار گرفتن در مسیر راه‌های باستانی از اهمیت ویژه‌ای در دوران‌های مختلف برخوردار بوده‌اند. پل‌هایی که به مقاصد مختلف ازجمله سیاسی، مذهبی و اقتصادی ساخته شده و در روزگارانی علاوه‌بر ارتباط بین ناحیه‌های مختلف از طریق عبور از رودخانه‌های خروشان آن زمان لرستان، نظیر کشکان و برقرار ساختن امنیت راه‌ها به‌صورت پل‌های دره‌ای نیز عمل می‌نموده‌اند. عدم آگاهی مردم محلی، کشور و جامعۀ بین‌الملل از ارزش این آثار، تخریب آثار و محیط‌‌های وابسته به آن توسط مردم بومی و گردشگران داخلی، عدم وجود برنامۀ جامع و یکپارچه حفاظت و عدم تخصیص بودجۀ مناسب برای مرمت آن‌ها و تک‌بُعدی دیدن این آثار در بستر طبیعی خودشان در امر حفاظت و مرمت، همگی باعث گردیده که این آثار باارزش و شاخص بومی در فرآیند تخریب قرار گیرند. پرسش‌های پژوهش عبارتنداز: چگونه می‌توان تعریف جامعی از منظر فرهنگی پل‌‌های تاریخی موجود برروی رودخانۀ کشکان ارائه داد؟  چگونه می‌توان به چارچوبِ مدلی نظام‌مند و ساختارگرا جهت حفاظت از مناظر فرهنگی پل‌های تاریخی موجود بر رودخانۀ کشکان دست یافت؟ بر همین اساس هدف پژوهش، شناسایی منظر فرهنگی پل‌های تاریخی منسوب به دورۀ ساسانی رودخانۀ کشکان و ایجاد چارچوبی ساختارگرا ازطریق تجزیه و تحلیل قوانین، منشورها، کنوانسیون و معاهدات ملی و بین‌المللی برای حفاظت از منظر فرهنگی آن‌ها است. در این پژوهش، گردآوری اطلاعات به‌صورت کتابخانه‌ای و میدانی انجام گرفته و چهار پل کشکان، کلهر معمولان، پل‌دختر و گاومیشان2 به‌دلیل ارزش‌های تاریخی و معماری به‌عنوان نمونه‌های مطالعاتی انتخاب شدند. در ادامه، بعد از خوانش مفاهیم متغیرها، زیرمجموعه‌های آن‌ها و تجزیه و تحلیل ازطریق روش پژوهش تحقیق کیفی، تحلیل داده‌ها و عملیات کدگذاری در سه سطح انجام و توصیه‌هایی در دو دستۀ کل‌گرا و مختص به خود پل‌های منتخب در جهت حفاظت از منظر فرهنگی آن‌ها حاصل گردید که آیتم‌های حفاظتی دستۀ کل‌گرا می‌تواند برای دیگر پل‌های تاریخی منطقه نیز به‌کار رود.

کورش محمدخانی،
سال 5، شماره 18 - ( 12-1400 )
چکیده

گورستان‌های باستانی در کنار استقرارگاه‌های انسانی شکل می‌گرفته‌اند، ولی پراکندگی گورها به جمعیت و مدت استقرار در این سکونت‌گاه‌ها بستگی داشته است. یکی از دشواری‌های پژوهش‌های باستان‌شناختی در شناسایی گورستان‌ها، تعیین عرصه و حریم در این محوطه‌هاست. به‌دلیل پراکندگی گورها در گورستان‌ها، تراکم گورها بسیار متفاوت بوده و بنابراین تعیین عرصه و پیشنهاد حریم در این محوطه‌ها همواره با احتیاط بسیار زیادی صورت می‌گیرد. در سالیان اخیر، با پیشرفت علم و کمک تخصص‌های مختلف به باستان‌شناسی، تعیین عرصه و حدود محوطه‌های باستانی نیز با دقت بیشتری انجام می‌شود. یکی از روش‌هایی که در مکان‌یابی محوطه‌ها و آثار باستانی و به‌تبع آن، تعیین عرصه و حدود محوطه‌ها بسیار کارآمد و مؤثر است، بررسی‌های آرکئوژئوفیزیک است؛ به‌خصوص در تعیین عرصۀ گورستان‌های باستانی که تراکم و پراکندگی گورها بسیار متفاوت است و فقط با بررسی باستان‌شناختی و گمانه‌زنی، نمی‌توان با اطمینان به تعیین عرصه و حدود در این محوطه‌ها اقدام نمود. در این پژوهش سعی‌بر آن شده است که به پرسش‌های مهمی در زمینۀ تعیین عرصۀ محوطه‌های باستانی به‌خصوص گورستان‌های باستانی دست‌یافت؛ این‌که آیا روش‌های معمول تعیین عرصه می‌توانند به‌طور دقیق حدود گورستان‌های باستانی را مشخص نمایند؟ روش‌های ژئوفیزیکی چگونه می‌توانند در آشکارسازی مکان گورهای باستانی، باستان‌شناسان را یاری نمایند تا بتوانند با اطمینان بیشتری به تعیین عرصۀ گورستان‌های باستانی اقدام نمایند؟ تعیین عرصۀ گورستان‌های باستانی که تا به امروز انجام شده، نشان‌داده است که در مواردی ممکن است که به‌دلیل مشخص نبودن مکان گورها، بعضی از قسمت‌های گورستان‌های باستانی در عرصۀ تعیین‌شده قرار نگیرد. روش‌های ژئوفیزیکی به‌دلیل آن‌که قادر به مشخص نمودن تمامی پدیدارهای زیر سطحی و به‌طبع مشخص نمودن مکان گورهای باستانی هستند، به‌خوبی می‌توانند روشی باشند که باستان‌شناسان را در مشخص نمودن عرصۀ گورستان‌های باستانی کمک نموده و روش بسیار مناسبی جهت حفاظت از محوطه‌های باستانی باشند. بررسی آرکئوژئوفیزیک با روش مغناطیس‌سنجی در محوطۀ باستانی مهدی‌آباد اولیا1 در منظر فرهنگی بم، با هدف تعیین میزان پراکندگی گورهای باستانی و مشخص نمودن عرصه و حدود این گورستان باستانی در سال 1397 ه‍.ش. انجام گرفت. این بررسی باعث آشکار شدن حدود 800 گور باستانی گردید و نقشه‌های مغناطیسی به‌خوبی عرصۀ این گورستان باستانی را مشخص نمودند.

ملیحه مهدی آبادی، علی زمانی‌فرد، سید سید عبدالعظیم امیرشاکرمی،
سال 7، شماره 26 - ( 12-1402 )
چکیده

یکی از معیارهای مهم در ثبت میراث‌جهانی، منظر فرهنگی است که با رویکرد جامع و عمل‌گرایانه به حفاظت از عناصر طبیعی، فرهنگی ملموس و ناملموس محوطه‌های تاریخی می‌پردازد. آثار صخره‌ای تاق‌بستان به‌عنوان یک اثر ملی در فهرست میراث موقت جهانی ثبت گردیده که متأسفانه در سال‌های اخیر شاهد تغییرات فیزیکی در عناصر تاریخی و طبیعی آن هستیم. گسستگی ارتباط بین آثار و طبیعت موجب ازدست‌رفتن ماهیت اصلی محوطه گشته و تخریب بیشتر آن را درپی دارد. با توجه به این‌که منظر فرهنگی تعاملی بین انسان و طبیعت است، آثار تاریخی تاق‌بستان، آن را به‌عنوان نمادیی مستعد برای ایجاد منظر فرهنگی درآورده است. این پژوهش با شناخت طبیعی و تاریخی تاق‌بستان و براساس نظریه‌های ارائه‌شده در حوزۀ مناظر فرهنگی، سعی‌در نشان‌دادن و ضرورت نگاهی جامع در امر حفاظت و مرمت‌ این اثر تاریخی را داشته و درپی اثبات فرضیه است که تاق‌های تاق‌بستان تنها یک اثر تاریخی و باستان‌شناسی نبوده، بلکه یک منظر فرهنگی است. روش در این پژوهش توصیفی-تحلیلی، براساس داده‌های گردآوری‌شده از منابع اسنادی، کتابخانه‌ای و مشاهدات میدانی است؛ ازجمله پرسش‌هایی که در این پژوهش به آن‌ها پاسخ داده می‌شود؛ 1- تعیین معیارهای منظر فرهنگی چیست؟ 2- مؤلفه‌های تشکیل‌دهندۀ منظر فرهنگی تاق‌بستان چه هستند؟ نتیجۀ حاصل از بررسی نشان می‌دهد، براساس نمادهای جهانی، تاق‌بستان دارای معیارهای یک منظر فرهنگی با مؤلفه‌های طبیعی و انسانی به‌صورت ملموس و ناملموس بوده و دارای تمامی عوامل مؤثر عینی و ذهنی در شکل‌گیری منظر فرهنگی است و برخلاف تصور رایج، نقش‌برجسته‌های ساسانی، تنها عامل برای خلق این منظر فرهنگی نیستند، بلکه مؤلفه‌های منظر فرهنگی تاق‌بستان، ترکیبی از مؤلفه‌های طبیعی، فرهنگی است که در طول تاریخ به‌هم گره‌خورده و تفکیک‌ناپذیرند.

مهدی پیرحیاتی،
سال 8، شماره 29 - ( 10-1403 )
چکیده

استان لرستان در طول تاریخ به‌عنوان یکی از مسیرهای اصلی اتصال پایتخت‌ها و شهرهای مهم ایران عمل کرده است. نیاز به ایجاد ارتباطات سریع و پایدار میان این مناطق، باوجود رودهای خروشان و دره‌های عمیق، ساخت پل‌های بزرگی را ضروری ساخته است. این پل‌ها که به‌عنوان عناصری طبیعی و تعامل‌پذیر با انسان شناخته می‌شوند، طی دوره‌های مختلف در محدودۀ جغرافیایی زاگرس‌مرکزی لرستان ساخته شده‌اند. هدف از احداث این سازه‌ها، برقراری ارتباط با تمدن‌های بزرگ و تحقق جنبه‌های گوناگون حقوق بشر، شامل: روابط مذهبی، قومی، اقتصادی و فرهنگی، و هم‌چنین ایجاد رفاه، امنیت و تسهیل زندگی در مناطق سخت‌گذر کوهستانی بوده است؛ به‌همین‌دلیل، این پل‌ها می‌توانند بازتاب‌دهندۀ مفاهیم مرتبط با منظر فرهنگی باشند. بررسی این پل‌ها و مناظر فرهنگی مرتبط با آن‌ها می‌تواند علاوه‌بر حفاظت از خود پل‌ها، به شناسایی و صیانت از اجزای تشکیل‌دهندۀ این مناظر فرهنگی کمک شایانی کند. از سوی دیگر، گام نخست و اساسی در این مسیر، شناسایی دقیق چالش‌هایی است که تاکنون شناسایی یا طبقه‌بندی نشده‌اند؛ از این‌منظر، هدف اصلی این پژوهش، بررسی چالش‌های حفاظت از مناظر فرهنگی پل‌های تاریخی لرستان با استفاده از تحلیل و بررسی اسناد و مدارک مرتبط با این حوزه است. برهمین‌اساس، پرسش‌های پیشِ‌رو مطرح می‌شوند؛ عوامل به‌وجودآورندۀ چالش‌های حفاظت از منظر فرهنگی پل‌های تاریخی لرستان کدامند؟ چگونه می‌توان به ساختاری دسته‌بندی و طبقه‌بندی‌شده از چالش‌های حفاظت از مناظر فرهنگی پل‌های تاریخی لرستان دست پیدا کرد؟ در این پژوهش، گردآوری اطلاعات به‌صورت کتابخانه‌ای و میدانی، روی پل‌های تاریخی ارزشمند رودخانۀ کشکان انجام‌گرفته و در ادامه خوانشِ مفاهیمِ چالش‌ها و زیرمجموعه‌های آن‌ها ازطریق تجزیه‌وتحلیل به روش پژوهش تحقیق کیفی انجام‌ گرفته است. تحلیل داده‌ها از طریق عملیات کدگذاری در سه سطح انجام و درنهایت چالش‌ها و زیرچالش‌های مرتبط با آن در شش دستۀ کلی با توجه ویژگی‌ها و شاخصه‌های نمونه‌های مطالعاتی دسته‌بندی شدند. 


صفحه 1 از 1