اشیاء سنگی در میان انواع آثار ساخته شده از گونههای مختلف سنگ، از اهمیت ویژهای برخوردار است که در ساخت اشیاء سنگی نوع شئ و کاربرد آن در انتخاب گونۀ سنگ تأثیر زیادی دارد. بهعلاوه بومآوردی مصالح برای هنرمند و صنعتگر باعث رشد هنری و فنی ساخت اشیاء سنگی در مناطق مختلف گردیده است. ازجمله سنگهای شاخصی که از دوران پیشازتاریخ تا به امروز بهسبب ماهیت کاربردی و تزئینیاش مقبولیت بسیاری یافته و چندین هزار سال مورد استفاده قرارگرفته، سنگهای نرم تزئینی با رنگهای سیاه، سبز، خاکستری معروف به کلریت هستند. در این مقاله با رویکرد تحلیلی و فنیِ مبتنیبر مطالعات تطبیقی به بررسی گونهها، گستردگی و روشهای ساخت و تزئین سنگ کلریت در دوران باستان (محوطههای باستانشناختی حوزۀ جنوبشرق ایران) و معاصر (کارگاههای سنگتراشی مشهد) پرداخته میشود؛ براساس هدف یاد شده مهمترین پرسشهایی که اساس پژوهش حاضر را تشکیل میدهند؛ 1- فنشناسی و روشهای ساخت آثار ظروف کلریتی پیشازتاریخی بهدست آمده از محوطههای جنوبشرق ایران، چگونه است؟ جهت پاسخ به پرسش یاد شده به بررسی آثار سنگی کلریتی در محوطههایی همچون تپه یحیی، شهداد، جیرفت و شهرسوخته پرداخته شده است. 2- چگونگی ساخت و روشهای تولید آثار سنگی هرکاره در شهر مشهد و مقایسۀ آن با نمونههای پیشازتاریخ در پژوهش حاضر است؟ با انجام بررسیهای میدانی و تطبیقی موجود مابین روشهای تولید و آثار پیشازتاریخی مطرح شده با دوران معاصر به این پرسش پاسخ داده شود. روش بهکار رفته در پژوهش حاضر استفاده از منابع مکتوب پژوهشگرانی است که در این زمینه پژوهشهایی انجام دادهاند. در کنار روش کتابخانهای از دادههای میدانی، از قبیل مطالعۀ سنگهای کلریتی محوطههای پیشازتاریخ یاد شده و تطبیق آن با هرکارۀ مشهد، استفاده شده است. نتیجه بررسی حاضر نشاندهندهی وجود قابلیت-=های کاربردی در هنر سنگتراشی معاصر باتوجه به پیشینۀ چند هزار ساله و خواص تزئینی سنگ کلریت، در احیاء دوبارۀ این صنعتِ هنری است.
پل بیستون، برروی رودخانۀ دینورآب واقعدر حاشیۀ شرقی شهر کنونی بیستون، یکی از پروژههای زیربنایی اواخر دورۀ ساسانی است که همانند دیگر بناهای این دوره در بیستون، ساخت آن هرگز به اتمام و بهرهبرداری نرسید. در دورۀ اسلامی حکومت محلی حسنویه ضمن گسترش پل به تکمیل ساخت آن اقدام کردند. بهدلیل رفتوآمدهای زیاد، گذشت زمان و حوادث غیرمترقبهای چون زلزله و سیل در ادوار سپسین (سلجوقی تا پهلوی اول) بخشهایی از پل تخریب و سپس بازسازی و یا مرمت شده است. برای تأمین مصالح بخشهای بازسازی و مرمتشده، کارگاههای تولید مصالح ساختمانی را به فاصلۀ کمی در ضلع شمالشرقی پل ایجاد کردهاند. در این بخش، پشتۀ کمارتفاعی به درازای 50 متر درراستای شمالی-جنوبی و پهنای 40 متر در راستای شرقی-غربی برروی یکی از پادگانههای آبرفتی ساحل رودخانه وجود دارد که نگارنده بخشی از آن را در سال 1381ه.ش. کاوش کرد. در نتیجۀ این کاوش چهار لایۀ تاریخی-فرهنگی شناسایی شد. متأخرترین لایه (لایۀ I) دربردارندۀ بقایایی از زندگی کوچنشینان فصلی دورۀ قاجار است که بخشی از سال را در این قسمت از محوطه میگذراندهاند. در لایۀ II بخشی از یک گورستان متعلق به دورۀ قاجار شناسایی شد. در زیر گورستان و در لایۀ III کورههای آجرپزی و آهکپزی از دورههای ایلخانی و قاجار بهدست آمد. در لایۀ IV کارگاه سنگتراشی از دورۀ ساسانی/حسنویه قرار دارد. این پژوهش بر آن است تا با بهکارگیری روشهای تحقیق تاریخی و توصیفی-تحلیلی ابتدا به توصیف دقیق یافتههای هر لایۀ تاریخی-فرهنگی بپردازد و سپس برمبنای شواهد باستانشناختی و آزمایشهای سنسنجی بهروش ترمولومینسانس زمان شکلگیری آنها را تعیین کند؛ همچنین تلاش خواهد شد تا برمبنای ویژگیهای نقشه و ساختار معماری هر یک از کورههای مکشوف از پشتۀ موردبحث، فرآیند و نحوۀ تولید آجر و آهک را در هر یک از این کورهها توضیح دهد. افزونبر آن، فرآیند تهیۀ بلوکهای سنگی تراشخورده در کارگاه سنگتراشی شرح داده خواهد شد.
در این پژوهش، سنگقبرهای دوران اسلامی منطقۀ «بُرخوار» واقعدر شمال اصفهان با هدف شناخت و طبقهبندی انواع گونهها، بهمنظور پاسخ به پرسشهای ذیل، بهشیوۀ توصیفی-تحلیلی و با رویکردی گونهشناختی موردمطالعه قرار گرفتهاست. 1- از منظر ریختی، کدام گونههای سنگ قبور منقوش و کتیبهدار در برخوار وجود داشته است؟ 2- خصیصههای ساختاری و زمانی این گونهها در مقایسه با یکدیگر و در مقایسه با گونههای رایج در دیگر مناطق، کدام موارد است؟ 3-کمّیت و نحوۀ پراکنش گونههای سنگقبر در سکونتگاههای منطقه، به چه شکل بوده و حاوی چه اطلاعاتی است؟ براساس نتایج حاصل از این پژوهش، 404 سنگقبر در آبادیهای و محوطههای باستانی برخوار شناسایی شد. این سنگهای قبور به دورههای صفوی تا قاجار تعلق داشته و شامل 5 گونه، 7 زیرگونۀ اصلی و 29 زیرگونۀ فرعی است. اگرچه نحوۀ قرارگیری در این گونهشناسی مدنظر بوده است، با اینوجود ساختار شکلی، مهمترین ملاک این تقسیمبندی بوده و در مراتب بعد معیارهایی همچون شیوههای ترکیببندی آرایهها، جنس و چگونگی ابعاد و احجام موردتوجه بوده است. گونههای اصلی شامل: عمودی ورقهای، صندوقی، کتابی (شامل 4 زیرگونۀ اصلی)، محرابی (شامل 3 زیرگونۀ اصلی) و مطبق بوده و با نمونههای بهدستآمده از دیگر مناطق ایران مطابقت دارد. بهترتیب، گونههای بالیندار، کتابی بزرگ، محرابی تیزهدار و صندوقی، رایجترین گونهها بوده و دو گونۀ محرابی هلالی و مطبق، کمترین میزان کاربرد را داشتهاند. گونۀ صندوقی رایجترین گونۀ دورۀ صفوی و گونۀ بالیندار و کتابی بزرگ، رایجترین گونههای دورۀ قاجار بوده است. با توجه به نتایج حاصلشده مابین گونههای شناساییشده و شرایط زمانی، جغرافیایی و مکانی سکونتگاههای منطقه، ارتباطات تنگاتنگی دیده میشود. گونههای عمودی بیشتر در مناطق کوهستانی و گونههای افقی در مناطق پست منطقه رواج داشتهاست.