چکیده
از دورۀ هخامنشیان تاکنون، ایرانیان بهعنوان حاکمان بخشی از مسیر تجارت راه ابریشم، نقش امنیتی و پشتیبانی مسیر را برای کسب سود اقتصادی و ارتباطات فرهنگی در داخل سرزمین حاکمیتی خود انجام دادهاند و چین تا اروپا را بههم متصل میکردهاند. سغدیان، بهعنوان بخشی از حاکمیت شرق ایران، دارای نقش تأثیرگذار از اواسط قرن سوم تا هشتم میلای، در تجارت و ارتباطات بین منطقهای برعهده داشتند و بهنوعی در کنار تجارت راه ابریشم، آن را به شکل حضور در سرزمین چین به دیپلماسی صلح ابریشم، برای حضور خودشان تبدیل کردهاند. بازرگانان سغدی بهعنوان یکی از گروههای ایرانی شرقی، همواره گونهای از دیپلماسی همزیستی جادۀ ابریشم پیش بردند، که از یکسوی با شناخت قدرت اقتصادی تجارت راه ابریشم، با هدف کسب منفعت اقتصادی، و از سوی دیگر صلح و دوستی میان سرزمین چین و اقوام دیگر این مسیر استفاده کردند، تا جایگاه خود را تثبت کنند. یافتههای باستانشناسی سغدیان از گذشته موردتوجه محققان غربی و شرقی قرار گرفته و بهنوعی تاریخ هنر آنها را معرفی کردند؛ در اینمیان یافتههای جدید در دو دهۀ گذشته، شمال چین واقعیت حضور شایسته و دیپلماسی صلح ابریشم سغدیان را مورد تأکید قرار میدهد. در اینمیان یافتههای بهدست آمده از کاوشهای باستانشناسی شمال چین -ازجمله یافتههای قبور خانوادههای سغدی- هرچند بهصورت گزارشهای اولیه، موردتوجه کاوشگران قرار گرفته است که میتواند با توجه به کتیبهها، جنبههای هنری و معنوی، بهویژه نقاشیهای دیواری، جایگاه سغدیان در سرزمین چین مورد بررسی قرار دهد. مهمترین هدف این پژوهش شناساندن یافتههای سغدیان در شمالچین برای مخاطبان ایران فرهنگی و به تصویر کشاندن اهمیت حضور آنها در موقعیت جغرافیایی جدیدشان، در سرزمین چین است؛ در اینراستا، پژوهش حاضر با روش تاریخی-تحلیلی و مبتنیبر مطالعات کتابخانهای درصدد پاسخ به این پرسشها است؛ حضور جوامع سغدی در شمال چین چگونه شکلگرفته است و چه ارتباطات فرهنگی را بین سرزمین ایران و چین نشان میدهد؟ نتایج پژوهش یافتههای جدید سغدیان در شمال چین، حضور جوامع ابتداییِ بسته و سپس جامعهای با تعامل فرهنگی با چینیان را مستند مینماید؛ بهنظر میرسد آنها به شکل خانوادههای هنرمند، صنعتگر و بازرگان در سرزمین چین فعالیت خود را آغاز و بهعنوان بخشی از خانوادههای ایرانی نقش اقتصادی-فرهنگی خود را شکلدادند که در طی زمان میتوان کنش فرهنگی مابین دو فرهنگ چین و سغدیان را به تصویر کشید. کلیدواژگان: سغدی، شمال چین، نقاشی دیواری، نقاشی سنگی، تعامل فرهنگی.
مقدمه
جادۀ ابریشم، شاهراهی بازرگانی، فرهنگی و ارتباطی است که جغرافیدان آلمانی بهنام «فردیناند فون ریشت هوفن» (1833-1905م.) با اهداف استعمارگری قدیم آنرا نامگذاری کرد. این مسیر تاریخی-اقتصادی و فرهنگی از غرب چین آغاز و پس از گذر از آسیای میانه، غرب آسیا (ایران فرهنگی) منطقۀ دریای مدیترانه و درنهایت به اروپا ختم میگردید. در قرن 20م. اهمیت و مطالعۀ جادۀ ابریشم بیشتر گردید که در اینمیان میتوان به محققان تورفان و بررسیهای باستانشناسی توسط «مارک آورل اشتاین» و «سْوِن هِدین» نامبرد (Richthofen, 1877; Hopkirk, 1980; Trümpler, 2008; Chin, 2013)، (نقشۀ 1)؛ از اینرو، ایران با توجه به گسترۀ زمینی و دریایی، بهعنوان مرکز ثقلی در ارتباطات بازرگانی-فرهنگی راه ابریشم جایگاه ارزشمندی دارد؛ هرچند در برخی مقاطع نسبت به برخی تاجران خارجی تأثیرش کمرنگ گردید (Qin, 2024: 118). اهمیت سغدیان در سالنامههای چینی و سفرنامههای افراد مختلف بهخوبی قابل استناد است (Belenizki, 1980: 7-8; Feltham, 1986)، (نقشه 2). سغدیان، مردمانی از اقوام ایران شرقی باستان هستند که ازنظر جغرافیایی میان ایران باستان و چین واقع بودند. سغد محدودهای در امتداد رودخانۀ زرافشان، واحههای پینجکنت و سمرقند بین آمودریا در شمال و سیردریا، در جنوب مستند شده است؛ این محدوده در برخی مراحل زمانی گسترۀ جغرافیایی بیشتری مانند واحههای بخارا، فرغانه و چاچ (تاشکند) نامبرد (de la Vaissiere, 2004) گسترۀ شبکههای اقتصادی-فرهنگی سغدیان به ایستگاههای بینراهی مناسب بهخوبی قابل شناسایی است ( نقشه 3) و حتی این ارتباطات فرهنگی را میتوان میان سغدیان و باختریان از دورۀ مفرغ جدید بازسازی نمود (Teufer, 2003) سغدیان براساس منابع از دورههای، مابین 206 تا 220م.، حضورشان در چین به اثبات رسیده است؛ آنها بهنظر به شکل خانوادههای هنرمند، صنعتگر و بازرگان در سرزمین چین فعالیت خود را آغاز و بهعنوان بخشی از خانوادههای ایرانی نقش اقتصادی-فرهنگی خود را شکلدادند و در طی زمان میتوان یک کنش فرهنگی مابین دو فرهنگ چین و نیز سغدیان را به تصویر کشید (Mao, 2023: 616-18; Zhao & Ghazanfari, 2024: 159).
حضور سغدیان در سرزمین چین با حفظ اعتقادات معنوی خود، آئین دینی، با اصل دیپلماسی ابریشم که همانا صلحآمیز بودن در جامعۀ میهمان است، برخی از آئین و فرهنگ مردم چین را دریافت کرده و با ترکیب آئین خود، نوعی ارتباط فرهنگی شکلگرفت (Marshak, 2002; Grenet & Sims-Williams, 2007; Grenet, 2015). چنین رویکردی، بهخوبی در شمال و غرب چین مستند است. مهمترین سند مادی را میتوان پذیرش برخی از آئینهای معنوی در تدفین سغدیان معرفی کرد (Zhao & Ghazanfari, 2024: 164-165). این روش یک نوع درایت در پذیرش محدود از آئین جامعۀ میهمان در سکونتگاههای خود، نهتنها در چین، بلکه در مسیر جادۀ ابریشم، رقم زده شد که این روش -دیپلماسی فرهنگی راه ابریشم سغدیان- نامگذاری شده است. این دیپلماسی فرهنگی هیچگونه ارتباطی به وفادار بودن یا نبودن سغدیان به آئین اصلی خود ندارد، بلکه همان دیپلماسی فرهنگی راه ابریشم که آنان انجامدادهاند.
پرسش پژوهش: پرسشهای اصلی پژوهش حاضر بدینقرار است؛ حضور جوامع سغدی در شمال چین چگونه شکل گرفته است و چه ارتباطات فرهنگی را نشان میدهد؟
روش پژوهش: روش پژوهش در جستار حاضر با روش تاریخی-تحلیلی مبتنیبر مطالعات کتابخانهای صورت گرفته است. این پژوهش براساس مستندات منتشرشده از کاوشهای جدید چین که مدارک مستندی درخصوص حضور سغدیان را نشان میدهد، درصدد شناساندن یافتههای جوامع سغدی در شمال چین و ترسیم اهمیت حضور آنها در موقعیت جغرافیایی جدیدشان، برآمده است.
بحث و تحلیل
براساس منابع، مشخص است که در ابتدا نمایندگی های جامعۀ سغدی در سرزمین چین ، در سیستم اداری چینی پذیرفته و ادغام فرهنگی نشده است؛ در طی زمان، سغدیان هم به فعالیتهای خود ادامه دادند و در کنار دیگر گروههای خارجی در سرزمین چین بهویژه در قرون پنج میلادی بهبعد جایگاه اجتماعی پراهمیتی کسب کردند و در دیوان پادشاهی چین حضور یافتند؛ علت این گسترش را قدرتمند شدن امپراتوری «وی» (Wei) بهلحاظ حضور اقوام سلسلۀ «توبا» (Touba) از مغولستان ارزیابی میکنند. سلسلۀ توبا با جوامع خارجی دیگر که در شمال چین بودند، متحد شدند؛ سغدیها با توجه به این اتحاد نقش بهتری در سیستم تجاری-فرهنگی در محدودۀ شمال چین، بهدست میآورند. این رشد به آنجا میرسد که سغدیان به دربار چینیان وحتی به مناصب بالای نظامی میرسند (Müller, 2008: 122-23)؛ لقب «سَباو» (Sabao) نام چینی است که همان نام رهبری هر نمایندگی سغدی، که هر جامعۀ سغدی با 200 خانوادۀ سغدی، نامیده شدند. آنها بر کلیۀ امور نظارت و انتصابات در داخل کلونی سغدی را انجام میدادند؛ همچنین دولت مرکزی برخی وقتها نمایندگان ویژه ای را برای کمک به مدیریت حکمرانی سَباو به آسیای مرکزی میفرستاد؛ چنین نقش فرستادۀ ویژهای داشت. پس همانگونه که سغدیان در ابتدای حضورشان به شکلی بسته، فقط با اعضای خانوادههای آسیای میانهای(در میان خانوادۀ بزرگ سغدیان) ازدواج میکردند؛ چراکه در یک جامعۀ محدود درونفرهنگی زندگی میکردند و ارتباط عمیقی با جامعۀ میزبان، چینیها، نداشتند؛ در طی زمان بهشکل جوامع چند فرهنگی، پذیرش جوامع دیگر بهویژه میزبان، مناسبات میانفرهنگی پیشرفتهای را شکلدادند؛ همزمان بایستی بیان کرد که آئین اصلی سغدیها بیشتر همان اعتقادات پارسی و سغدی (ایران شرقی)، زرتشتی است؛ هرچند آئینهای دیگری را در مراسم آئینی خود مانند میترایسم و بودایسم حضور پیدا میکنند (در اینخصوص ر. ک. به: Grenet, 2005; Ashurov, 2020: 15-22).
براساس یافتههای قبورسنگی جدید، نقش و حضور سغدیان از یک نقش فرعی به یک نقش اصلی بهخوبی در هنر این قبور سنگی مشخص میگردد؛ این نقش در امور اداری، بازرگانی و هنری درباری به شکل یک بخشی از فرهنگ چین و نه یک جامعۀ بسته با صرف فقط کسب اقتصادی تغییر یافته است. در هنر بهجا مانده از قبور شمال چین، مشخص شد که سغدیان در مراسمهای خود هنر ایرانی و خلق صحنههای طبیعی شکار و نوع پوشاکشان براساس هنر پارسی و ایران شرقی (سغدی) است؛ بعدها پارچههای ایرانی و چینی را در نوع لباس چینی را نیز انتخاب کردند. مجموعههای جدید سغدیان در چین نوعی نگاه جدیدی بر حضور آنها در چین، بهخصوص بعد از دورهای که خود را در چین، با حفظ اصول هنری و اعتقادی سرزمین اصلی خود، به شکل همزیستی فرهنگی با فرهنگ محلی درآمیختند. این تغییر روش به همزیستی فرهنگی با جامعۀ میزبان، یک نوع درایت در پذیرش آئین فرهنگی جامعۀ میهمان، هرچند نه تمام اصول فرهنگی، در سکونتگاههای خود، نهتنها در چین، بلکه در مسیر جادۀ ابریشم، رقم زده شد. این روش را میتوان بهعنوان دیپلماسی فرهنگی راه ابریشم سغدیان پیشنهاد کرد.
نتیجهگیری
مطالعۀ حضور سغدیان در مسیر بازرگانی-فرهنگی ابریشم و بهویژه در سرزمین چین، تصویری روشن از دیپلماسی فرهنگی این قوم ایرانیتبار بهدست میدهد؛ سغدیان باوجود حفظ آئینها و باورهای معنوی خود، توانستند با بهرهگیری از درایت فرهنگی، نوعی همزیستی هدفمند با جامعۀ میزبان ایجاد کنند. یافتههای باستانشناختی، ازجمله دیوارنگارههای دورۀ شَانشان در لوپنور، سنگنوشتههای خانوادگی در استان شانشی، و اسناد برج دیدهبانی در دونهوانگ، همه بر حضور پررنگ و ساختیافتۀ سغدیان در چین دلالت دارند. این شواهد، بهروشنی نشان میدهد که سغدیان نهتنها در تبادلات بازرگانی، بلکه در تبادل فرهنگی، هنری و زبانی نیز نقشی کلیدی ایفا کردند.
کاربرد نامهای برگرفته از «سغد» در متون چینی، ازجمله «سوته» و «سوگیت»، همچنین پراکندگی آثار هنری، خطی و آئینی آنان در نواحی مختلف چین، نشان از وسعت و نفوذ تمدنی آنها دارد. این تعامل دوسویه، در قالب آنچه «دیپلماسی فرهنگی راه ابریشم سغدیان» نامگرفته، نه نشانی از دوری از هویت، بلکه نمونهای از هوشمندی فرهنگی در تطبیق و تعامل با دیگر فرهنگهاست. با توجه به چنین شواهد گسترده و مستند، میتوان سغدیان را یکی از کنشگران مؤثر فرهنگی و تمدنی در آسیای مرکزی و شرق دانست، که میراث آنان همچنان در مطالعۀ ارتباطات بینفرهنگی در جهان باستان اهمیت دارد.
چکیده
اصطلاح «یاندا» در زبان چینی که برای نخستینبار در کتاب وی ثبت شده است، بر نام قوم «هفتالی» دلالت دارد. هفتالیها یک گروه قومی بودند که بیشتر در سدۀ پنجم تا هفتم میلادی در آسیایمیانه میزیستند. بنابر منابع نوشتاری چینی، هفتالیها اغلب در بازده زمانی از 456 تا 586م. به چین آمدند. با شکست هفتالیها از اتحاد ترکها، شاهان ساسانی به میانۀ سدۀ ششم (میلادی)، روابط چین با هفتالیها نیز بهتدریج کمرنگ شد تا اینکه دگرباره و به دورۀ «دایه» از دودمان «سویی» (608-618م.) سر و کلۀ آنها پیدا شد. دودمانهای «شمالی» و «جنوبی» چین با هفتالیها در چین آشنا بودند؛ منابع چینی به تعامل آنها با گروههای قومی مختلفی مانند «هان» در چین، سغدیها و ایرانی (پارس)ها اشاره کردهاند. منابع نوشتاری چینی، سکههای هفتالی، سکهها و کتیبههای ایرانی، زمینهای سترگ برای شناخت فعالیتهای هفتالیها در چین در قرون وسطی و پیوند آنها با گروههای قومی مختلف در چین و نیز در مسیر راه ابریشم را ایجاد میکنند. بنابراین منابع، هفتالیان نقشی بسیار مثبت، اثرگذار و سازنده در گسترش تبادلات میان شرق و غرب داشتهاند. هفتالیان در پیوندهای میان چین و ایران و نیز با کران دریای مدیترانۀ نقشی کلیدی داشتند؛ بنابر متون چینی، نمایندگان بیزانس، خراجهای را به دودمان وی شمالی پرداخت کردهاند؛ این منابع از همراهی نمایندگان هفتالی و بیزانس به دربار چین خبر میدهند. بنابر منابع مکتوب چینی، سغدیها از سال 419 تا 564م.، 20بار به چین خراج پرداختند و در اینمدت هفتالیها مکرراً با چین تماس داشتند. باوجود این، سغدیها و هفتالیها پس از شکست سغدیان توسط هفتالیها، از رابطهای نسبتاً پایدار، اما سست برخوردار بودند. کلیدواژگان: دودمانهای شمالی، هفتالیان، چین، ساسانیان، سغدیان.
مقدمه
اصطلاح «یاندا» (Yanda) در زبان چینی که برای نخستینبار در کتاب وی (Weishu) ثبت شده است، بر نام قوم «هفتالی» دلالت دارد. هفتالیها یک گروه قومی بودند که بیشتر در سدۀ پنجم تا هفتم میلادی در آسیایمیانه میزیستند. بنابر منابع نوشتاری چینی، هفتالیها اغلب در بازده زمانی از 456 تا 586م. به چین آمدند. با شکست هفتالیها از اتحاد ترکها، شاهان ساسانی به میانۀ سدۀ ششم (میلادی)، روابط چین با هفتالیها نیز بهتدریج کمرنگ شد تا اینکه دگرباره و به دورۀ «دایه» (Daye) از دودمان «سویی» (Sui) (608-618م.) سر و کلۀ آنها پیدا شد. کتابهایی مانند: کتاب وی (Wei)، ژو (Zhoushu)، لیانگ (Liangshu)، تاریخ دودمانهای شمالی (Beishi)، سویی (Suishu)، کتاب جدید تانگ (Xintangshu) و همچنین اساسنامه جامع (Tongdian)، اطلاعات قابلتوجهی درمورد هفتالیان بهدست میدهند. در این پژوهش، نگارنده این منابع را بار دیگر مرور خواهد کرد و دادههای درهمتنیده با هفتالیان و روابط آنها با اقوام مختلف در مسیر راه ابریشم را مورد بحث قرار میدهد؛ برای این موضوع، گزارشهای «دودمانهای شمالی و جنوبی» چین در اینباره را به گونۀ ویژه اساس قرار میدهد.
کتاب دودمانهای شمالی، کتاب جدید تانگ و اساسنامۀ جامع دربردارندۀ دادههایی کوتاه از هفتالیان است.
«ایالت «یاندا» (ایالت هفتال)، شاخهای از (مردم) «دا یوئچی» یا بهعبارتی شاخهای دیگر از «گائوچه»، که خاستگاه آنان از «سایبی» است. این شهر در جنوب «جین شان» و غرب «یوتیان» واقع و پایتخت آن بیش از 200 لی در جنوب رودخانۀ «ووهو» (جیحون) و در فاصلۀ 10100 لی (از غرب) «چانگآن» قرار دارد. بسیاری از پرستشگاههای پایتخش با زر تزئین شدهاند. آداب و رسوم آنها همانند آداب و رسوم ترکها است. چندهمسری در آنجا رواج دارد. موهایشان را کوتاه میکنند. زبان آنها با زبان رورو، گائوچه و سایر «هووها» متفاوت است. در سیستم پادشاهی، پسر الزاماً جانشین پدر نمیشود؛ چهبسا برادر نیز میتواند جانشین شود؛ جانشینی پس از مرگ شاه رخ میدهد؛ در این کران شتر و اسب زیاد است. مجازاتهایشان بسیار سخت است. سارقان هر تعداد اشیاء را که بدزدند باید 10برابر اشیاء مسروقه را برگردانند و سپس کشته میشوند. درمورد مردگان، ثروتمندان در قبرهای سنگی، درحالیکه فقرا در قبرهای خاکی (زمین) دفن میشوند. آنها اشیائی را با مردگان دفن میکنند. آنها در جنگ سرآمد هستند...».
دیگر منابع چینی چون منابع دورۀ تانگ، دادههایی ارزشمند از هفتالیان را بهدست میدهند. با وجود این و بنابر منابع چینی نمیتوان به خاستگاه اصلی هفتالیان دستیافت. آنها از مرزهای پارس (ایران) تا به دیگر کرانههای گسترده بودند. از یکسو تا به نزدیکی بلخ و از سوی دیگر تا به هند.
با فروپاشی دودمان اشکانی، و برروی کار آمدن شاهنشاهی ساسانی، آنها نقشی کلیدی میان غرب و شرق (آسیا) بازی کردند؛ در سدۀ پنجم میلادی، هفتالیان با گذر از جیحون به مرزهای ایران تازش آوردند؛ باوجود این نمیتوان نادیده گرفت که «پیروز اول ساسانی» در نبرد با هفتالیان جان خود را از دست داد و مدتی خراجگزار آنها شد. هفتالیان هرچند شکستهایی را از «گوپتا» (شاه هند) چشیدند، اما به شمال غرب هند یورش برده و پنجاب را بهدست آوردند؛ واکنش «بهرام پنجم (گور)» و «یزدگرد دوم»، بهانۀ رانده شدن هفتالیان بهسوی کرانههای جنوبی و استقرار در نزدیکی بلخ شد. در همین دورۀ زمانی، دودمان «وی شمالی» (Northern Wei) به گسترش مرزهای غربی همت گماشت؛ امپراتور «تای وو» (Taiwu) سیاستی تهاجمی، برخلاف پیشینان، اتخاذ کرد، بر دشتهای میانی تمرکز کرد، اما از دیگر بخشهای شاهنشاهی خود غافل ماند. هفتالیان از میانۀ سدۀ پنجم تا میانۀ سدۀ ششم میلادی باجگزار وی شمالی بودند. بنابر منابع چینی، سفرای متعددی هفتالی از چین بازدید داشتهاند. منابع چینی همچنین از پیوند سغدیان و هفتالیان دادههای ارزشمند بهدست میدهد؛ از خراجگزاری سغدیان تا پیوندهای خوب ازجمله بهرهبرداری از روابط مناسب هفتالیان و چین. افزونتر، هفتالیان در ضرب سکه از سکههای پیروز اول (ساسانی) بسیار تقلید کردهاند؛ سکههای (دراخما) ضرب شمال غرب هند، آسیای میانه (ازبکستان و تاجیکستان) تا به چین کمترین گواهی این موضوع است. باوجود این، گونۀ سکههای تقلیدی کمی از چین یافت شده است؛ بنابراین و برپایۀ این شمار میتوان چنین فهمید که سکههای هفتالیی تنها در کران محلی استفاده شده و در «راه ابریشم» به ارز بینالمللی تبدیل نشد.
برخلاف این، درهمهای (سکه) ساسانی بیشتر بهعنوان ارز بینالمللی در مسیر جادۀ ابریشم مورداستفاده قرار میگرفت. شمار بسیاری از سکههای ساسانی از چین بهدست آمده که به گمانی به بهانۀ رفت و آمد بازرگانان ایرانی، سغدی و حتی هفتالی بوده است.
نمیتوان نادیده گرفت که شمار سکههای ساسانی از پادشاهی «شاپور دوم» تا آغاز پادشاهی پیروز در چین بس ناچیز است؛ آشکار است که در این دورۀ زمانی «کیداریتها» (Kidarate) در مسیر بازرگانی این مسیر (راه ابریشم) اخلال ایجاد کردند. سپسینتر، سکههای ایرانی از راه بازرگانی و نیز بهعنوان بخشی از خراج هفتالیان به چین، به کشور راه یافت و در چین روایی یافت.
نتیجهگیری
هفتالیان در پیوندهای میان چین و ایران و نیز با کران دریای مدیترانۀ نقشی کلیدی داشتند؛ بنابر متون چینی، نمایندگان بیزانس، خراجهای را به دودمان وی شمالی پرداخت کردهاند؛ این منابع از همراهی نمایندگان هفتالی و بیزانس به دربار چین خبر میدهند. بنابر منابع مکتوب چینی، سغدیها از سال 419 تا 564م.، 20بار به چین خراج پرداختند و در اینمدت هفتالیها مکرراً با چین تماس داشتند. باوجود این، سغدیها و هفتالیها پس از شکست سغدیان توسط هفتالیها، از رابطهای نسبتاً پایدار، اما سست برخوردار بودند.
کوتاه سخن اینکه، برپایۀ شواهد متنی و سکهشناسی ارائه شده در بالا، میتوان به این نتیجه رسید که هفتالیها نهتنها به ایجاد اختلال در حملونقل در مسیر جادۀ ابریشم و سیستم تجارت فرامنطقهای روی نیاوردند، که درواقع شبکۀ تجارت جادۀ ابریشم را گسترش دادند؛ آنها به یکی از مهمترین گروههای رابط میان آسیای میانه، فلات ایران و هند تبدیل شدند. آنها برای مدت طولانی نقش واسطهای مهمی در تبادل بین شرق و غرب داشتند و رونق جادۀ ابریشم را در قرن پنجم و ششم پسازمیلاد تضمین کردند؛ هفتالیان از سکههای ساسانی، بهعنوان ارز بینالمللی راه ابریشم، به فراوانی بهره بردند و در انتقال مجموعههایی از این سکهها به چین نقشی بیمانند داشتند. این سکهها، بخشی از خراجی است که به هفتالیان پرداخت شده بود. به هر روی، هفتالیان پایۀ اساس توسعه و گسترش جادۀ ابریشم را هم زمان با دو دوره از دودمان های «سویی» (Sui) و «تانگ» (Tang) را پیریزی کردند.