محمدصادق روستائی، رضا مهرآفرین، سیدرسول موسوی حاجی، دکتر مجتبی سعادتیان، سال 6، شماره 22 - ( 12-1401 )
چکیده
محوطۀ تُلضَحاک بهعنوان شهر باستانی فسا در دوران تاریخی و اسلامی، در حدود 2 کیلومتری جنوب شهر امروزی فسا در مرکز شرقی استان فارس قرار دارد و در سال 1310 ه.ش.، بهعنوان پانزدهمین اثر ملی به ثبت رسیده است. پس از انجام بررسی روشمند باستانشناختی این محوطه در سال 1397 ه.ش.، علاوهبر شناسایی محدودۀ محوطه (با استناد به پراکندگی دادههای سطحی) که به بیش از 500 هکتار میرسد، گاهنگاری و دورههای استقراری محوطه نیز که نشان از سکونت در آن از اواخر هزارۀ چهارم پیشازمیلاد، تا قرون میانی اسلامی است، مشخص شد. با مطالعۀ دادههای بهدستآمده از بررسی، بهویژه نمونههای سفالی، یکی از دورههای استقراری مهم این محوطه، استقرار مربوط به دورۀ ساسانی است. پراکندگی مواد فرهنگی مربوط به این دوره (بهویژه سفال) تقریباً در تمام سطح محوطه مشاهده شد. در این پژوهش که روش انجام پژوهش آن توصیفی-تحلیلی و نحوۀ گردآوری اطلاعات آن به دو صورت میدانی و کتابخانهای است، نگارندگان با هدف بازشناسی سیمای شهر فسا در دورۀ ساسانی، تلاش میکنند با بررسی منابع تاریخی و پژوهشهای باستانشناسی پیشین در منطقه که در ارتباط با دورۀ ساسانی منطقه انجام شده است، نتایج آن را با دادههای مربوط به استقرار ساسانیِ شناساییشده از بررسی روشمند محوطۀ تلضحاک، درهم آمیخته تا اطلاعاتی از اوضاع سیاسی، اقتصادی شهر فسا در این دوره ارائه شود. نتایج پژوهشهای انجامشده مشخص میکند که استقرار مربوط به دورۀ ساسانی محوطۀ تلضحاک فسا بدونشک یک استقرار بزرگ شهری از نوع شهرهایی با شکل ساختاری نامنظم است. شهر فسا با توجه به موقعیت راهبردی مناسب و قرارگرفتن بین چند شهر شاهی مهم آن دوره و همچنین شرایط زیستمحیطی عالی برای فعالیتهای کشاورزی و دامداری، بهعنوان یکی از شهرهای مهم تجاری و بازرگانی در تمام مدت حکومت ساسانیان در کورۀ دارابگرد در شرق سرزمین پارس ایفای نقش کرده است.
فائقه فردیزاده، سارا سقایی، میثم شهسواری، عباس نوروزی، سال 7، شماره 25 - ( 9-1402 )
چکیده
یکی از مهمترین بنادر تجاری ایران در سدههای میانی دوران اسلامی، هرمز قدیم بوده است. این بندر در سدههای اولیه تا میانی هجریقمری در ولایت جیرفت قرار داشته است. در سدۀ پنجم هجریقمری، و پس از افول رونق تجاری بندر سیراف، بندر هرمز، یکی از مهمترین و فعالترین مراکز بازرگانی دریایی ایران در حاشیۀ شمالی خلیجفارس و دریای عمان بهشمار میرفت و با اکثر مراکز اقتصادی، بازرگانی و صنعتی مهم دنیای قدیم در ارتباط بود. در اواخر سدۀ هفتم هجریقمری در پی درگیریهای محلی و ناامنی منطقه، استقرار هرمز از ساحل، به جزیرهای در مقابل آن بهنام «جرون» منتقل شد. طبق آنچه در متون تاریخی آمده است، پس از این جابهجایی، بندرگاه ساحلی را «هرمز کهنه» و بندرگاه واقعدر جزیره را «هرمز نو» نامیدند. مهمترین دورۀ رونق استقرار هرمز قدیم سدههای پنجم تا اواخر سدۀ هفتم هجریقمری، بوده است. هدف از پژوهش حاضر، شناسایی و مکانیابی «هرمز قدیم» بر پایۀ شواهد باستانشناسی و منابع تاریخی است و پژوهش بر پایۀ این پرسش شکل گرفته که براساس دادههای باستانشناسی و منابع تاریخی، بندرگاه هرمز قدیم در کجا واقع بوده است؟ بدینمنظور، اطلاعات اولیه به دو شیوۀ میدانی و اسنادی گردآوری شده است. بر پایۀ متون تاریخی، موقعیت هرمز کهنه در محدودۀ شهرستان میناب امروزی قابلردیابی است، این درحالی است که امروزه شهر یا محوطۀ باستانی با نام هرمز قدیم در سواحل این شهرستان وجود ندارد. ازسوی دیگر، طبق منابع مکتوب، هرموز قدیم ساختار یکپارچهای نداشته و محل بندرگاه و محل استراحت و اقامت بازرگانان در یک محل واقع نبوده و با هم فاصله داشتهاند. این پژوهش درنهایت به این نتیجه رسیده است که براساس بررسیهای باستانشناسی صورتگرفته در شهرستان میناب، محوطۀ «چَخا» در کنار خور چخا، بقایای بندرگاه هرمز قدیم بوده است.
امین اله کمالی، محمدحسین عزیزیخرانقی، سید ایرج بهشتی، علی اعراب، سال 9، شماره 32 - ( 6-1404 )
چکیده
محوطههای سربارهای موردمطالعه در شهرستان خاتم، استان یزد واقع شدهاند. در بررسیهای باستانشناسی شهرستان خاتم در سال ۱۴۰۰ه.ش.، 12 محوطۀ ذوب فلز ازطریق فراوانی سربارههای فلزی شناسایی شدند و هر یک از محوطهها نمونهبرداری شدند. روش پژوهش شامل مطالعات تاریخی، بررسیهای میدانی باستانشناس، و تحلیلهای آزمایشگاهی (پتروگرافی و آنالیز شیمیایی به روش XRF) بوده است. نتایج پتروگرافی نشانداد که ۱۱ محوطه به ذوب فلز آهن و تنها یک محوطه (معدن سید نظری) به ذوب فلز مس اختصاص دارد. در سربارههای آهنی، کانیهای وستیت، مارکاسیت، هماتیت و مگنتیت شناسایی شدند که وستیت و مارکاسیت بهعنوان محصولات فرآیند کورۀ ذوب و هماتیت و مگنتیت بهعنوان کانیهای اولیه حضور دارند. در سربارۀ مسی، وزیکولهای کوچک حاوی کانیهای مس (کوولیت، دیجنیت و مس فلزی) همراه با بخش شیشهای جریانی سبز رنگ مشاهده شد که نشاندهندۀ حرارت بالای کورۀ ذوب (حدود ۱۰۰۰ درجۀ سانتیگراد) است. آنالیز شیمیایی XRF نشان داد که مقدار Fe₂O₃ در سربارههای آهنی بین ۲3/۲0 تا 25/74% و SiO₂ بین 22/0 تا 12/6% متغیر است. میزان CaO بین 59/3 تا 41/28% میباشد. کمبود سیلیس و کربنات در برخی سربارهها نشاندهندۀ غلظت بالای آهن و کیفیت پایینتر آهن اسفنجی تولیدشده است. نتایج حاکی از آن است که فلزگران منطقه عمدتاً به تولید آهن از طریق فرآیند احیای مستقیم پرداختهاند. همچنین، با توجه بهوجود معادن سنگ آهن در فواصل ۸ تا ۱۵ کیلومتری محوطهها، احتمالاً مواد خام از این معادن تأمین شده است. محوطهها براساس سفالهای یافتشده به دورههای تاریخی و اسلامی منسوب شدهاند.