logo

جستجو در مقالات منتشر شده


2 نتیجه برای ارتباطات فرهنگی

حمید خانعلی،
سال 8، شماره 27 - ( 3-1403 )
چکیده

فرهنگ سنگ‌افراشت در گسترۀ زمانی چندهزارساله از مرزهای غربی چین تا دریای بالتیک و اسپانیا متداول بوده و در دوره‌های اسلامی نیز در یافته‌های باستان‌شناسی و منابع مکتوب در صور مختلفی نمود یافته است. پژوهش حاضر درصدد پاسخ به این پرسش‌ها است که مهم‌ترین عوامل گسترش زمانی و مکانی فرهنگ سنگ‌افراشت انسان‌ریخت چیست؟ و مفاهیم به‌کار رفته در فرهنگ سنگ‌افراشت انسان‌ریخت در دوران پیش‌ازتاریخ و دوران اسلامی چیست؟ پژوهش حاضر ضمن بررسی گسترش زمانی و مکانی این فرهنگ و معرفی نمونه‌های شاخص آن در حوزۀ جغرافیایی بین دریای سیاه و حوزۀ فرهنگی دریای خزر به بررسی چیستی و چرایی برپایی سنگ‌افراشت‌ها می‌پردازد. این پژوهش از نوع تحلیلی-تاریخی فرهنگی بوده که اطلاعات آن بر پایۀ مطالعات اسنادی و کتابخانه‌ای گردآوری شده است. نتایج پژوهش حاضر نشان می‌دهند مهم‌ترین عوامل گسترش زمانی فرهنگ سنگ‌افراشت انسان‌ریخت به‌دلیل ارتباط آن‌ها با سنن و آئین‌های مذهبی بوده و آن‌چه سبب گسترش مکانی این فرهنگ شده، احتمالاً با مبادلات تجاری و به‌تبع آن مبادلات فرهنگی ارتباط داشته است؛ هم‌چنین سنگ‌افراشت‌ها درطول ازمنه به اشکال انسانی و حیوانی و نمادهای باروری قابل مشاهده است که در موارد متعددی در قالب، تجسم فرد متوفی در ارتباط با مدفن وی نمود یافته است. قدیمی‌ترین نمونۀ سنگ‌افراشت انسان‌ریخت شناسایی شده در حوزۀ جغرافیایی مذکور، متعلق به استل دوبندی در شمال باکو است. این سنگ‌افراشت در حالت برجای در ارتباط با یک کورگان به‌دست آمده که درون آن مواد فرهنگی از اواخر دورۀ فرهنگ مایکوپ به‌دست آمده است. این فرهنگ متعلق به اواخر هزارۀ سوم و اوایل هزارۀ دوم پیش‌ازمیلاد است. در ادامۀ نمونه‌های دیگری از سنگ‌افراشت‌ها در سوریه، ترکیه و شمال‌غرب ایران نیز مورد بررسی قرار گرفته است. نتایج پژوهش حاضر نشان می‌دهند؛ هرچند ارتباط گاهنگاری و باستان‌شناختی بین نمونه‌های پیش‌از‌تاریخ و ازمنه بعد از میلاد وجود ندارد، اما تمامی نمونه‌ها با مقولۀ تدفین، سنن و آئین‌های مذهبی ارتباط داشته و به تجسم شخصی که احتمالاً از مرتبۀ اجتماعی بالایی برخوردار است، می‌پردازد. این موضوع در متون و یافته‌های باستان‌شناختی نمود داشته است.

محسن انتظاریان، محمد قمری‌فتیده،
سال 9، شماره 33 - ( 10-1404 )
چکیده

بررسی برهمکنش‌های فرهنگی و اقتصادی در جنوب‌شرقی فلات ایران طی هزارۀ سوم پیش‌ازمیلاد یکی از مباحث مهم در شناخت فرآیندهای شکل‌گیری شبکه‌های مبادلۀ فرامنطقه‌ای و پیدایش جوامع شهری اولیه است. دو محوطۀ باستانیِ شَهداد در دشت تکاب و تپۀحیی در دشت سوغان، به‌دلیل موقعیت جغرافیایی راهبردی خود در مسیرهای ارتباطی میان آسیای مرکزی، درۀ سند و بین‌النهرین، نقش‌های متمایز اما مکملی در این شبکه‌ها ایفا کرده‌اند. مسئلۀ اصلی این پژوهش، تبیین جایگاه اقتصادی و فرهنگی هر یک از این دو مرکز در ساختار مبادلاتی عصر مفرغ و تحلیل ماهیت روابط میان آن‌ها با حوزه‌های پیرامونی است. هدف مطالعه، ارائۀ تحلیلی تطبیقی از داده‌های باستان‌شناختی به‌منظور بازشناسی الگوهای تولید، توزیع و انتقال عناصر فرهنگی در جنوب‌شرقی ایران است. پرسش‌های تحقیق بر این محور استوار است که تفاوت در مسیرهای ارتباطی چگونه بر سازمان اقتصادی، فناوری تولید، و بیان‌های فرهنگی در این دو محوطه تأثیر نهاده است. فرضیۀ پژوهش بر آن است که شَهداد، در پیوند مستقیم با فرهنگ بلخی-مروی (BMAC)، به‌عنوان مرکز واسطه‌ای میان آسیای مرکزی و فلات ایران عمل می‌کرد؛ درحالی‌که تپه یحیی، به‌سبب تولید گستردۀ ظروف کلوریتی و شواهد اداری نظیر لوح‌های پروتوایلامی و مُهرهای نوع خلیج‌فارس، مرکز کارگاهی و تجاری مهمی در مسیر جنوبی مبادلات به‌شمار می‌رفت. روش تحقیق برمبنای تحلیل تطبیقی و تفسیر میان‌رشته‌ای داده‌های باستان‌شناختی است که از هر دو محوطه و مناطق هم‌زمان همجوار به‌دست آمده‌اند. نتایج نشان می‌دهد تفاوت‌های فرهنگی و مادی میان شَهداد و تپه یحیی حاصل مشارکت آن‌ها در دو نظام ارتباطی و تجاری متفاوت است؛ بدین‌ترتیب، شَهداد بازتاب نفوذ مستقیم عناصر فرهنگیِ آسیای مرکزی است، درحالی‌که تپه یحیی پیوندهای ساختاری خود را با جهان ایلامی، بین‌النهرین و درۀ سند حفظ کرده است. این یافته‌ها بیانگر آن است که جنوب‌شرقی فلات ایران در هزارۀ سوم پیش‌ازمیلاد عرصۀ تلاقی سیستم‌های فرهنگی مستقل، اما درهم‌تنیده، بوده است.


صفحه 1 از 1