اوجان، یکی از شهرهای معرف دورۀ اسلامی در منطقۀ آذربایجان با مساحت حدود 90 هکتار در فاصلۀ پنج کیلومتری شهر کنونی بستانآباد واقع است. ساختار اولیۀ این شهر متعلق به سدههای4 تا 6 ه.ق. و مصادف با دورۀ حکومت سلجوقیان در ایران بوده و گسترش اولیۀ این شهر در سدههای7 و 8 ه.ق. و اوج شکوفایی آن متعلق به اواسط دورۀ ایلخانی به بعد تا دورۀ صفوی بوده است. نابودی و انحطاط کامل این شهر در دورۀ قاجار روی داده است. در این مقاله با استفاده از رویکرد توصیفی-تحلیلی و روش تحقیق تاریخی و با تکیه برمنظر باستان-زیستبومشناسی به مطالعۀ مؤلفههای مؤثر در شکلگیری شهر اسلامی اوجان و بهدنبال آن پیبردن به عملکرد شهر و علت تشکیل آن و در نهایت به علل فروپاشی این شهر پرداخته شده است. پژوهش مورد نظرکه برپایۀ مطالعات کتابخانهای و میدانی انجام شده است، مشخص میسازد، ساختمان شهر بهواسطۀ موقعیت بین راهی آن به وجود آمده است و از این گذر عملکرد شهر نیز مشخص میشود. این شهر درمسیر شبکههای اصلی ارتباطی با سایر شهرهای عمده از جمله تبریز و زنجان ساخته شده و با توجه به موقعیت جغرافیایی از منابع طبیعی خوبی برخوردار بوده است و تا اواخر دورۀ صفوی پر رونق بود، اما با شروع دورۀ قاجار از اهمیت این شهر کاسته و درنهایت متروک شد. این مطالعۀ تاریخ سیاسی و اجتماعی شهر اوجان، آثار برجای مانده از شهر، شامل آثار: معماری، شهر سازی، آثار فرهنگی بهجاماندۀ بخشهای مختلف شهر شامل قبرستان، کهندژ آشکار میسازد.
سرزمین ایران با توجه به زمینشناسی، توپوگرافی و اقلیم خشن و ناپایدار است. بنابراین بناهای تاریخی مستقر بر آن، همیشه در حال بارگذاری و ناپایداری شرایط هستند و لذا نیاز به نگهداری مستمر بهصورت علمی و تجربی دارند. پیش از مرمت و نگهداری، مستندسازی یا خوانش آثار تاریخی مهمترین بخش مطالعۀ آثار باستانی است که از این طریق میتوان به دادهها و اطلاعات کامل درمورد این آثار دستیافت. با استفاده از دادههای جمعآوریشده به دانش نهفته در مهندسی این بناها میتوان پیبرد. عدم شناخت صحیح آثار و عدم توجه کافی به جزئیات و قوانین نهفته در آثار تاریخی، موجب تجزیه و تحلیل ناصحیح و درنتیجه خوانش اشتباه اثر میشود که منجر به گمراهی در راهبردهای مواجه با حفظ اثر و درنتیجه آسیبدیدگی میراثفرهنگی و تاریخی میشود. این مقاله سعی دارد سه خوانش ناصحیح از سه اثر تاریخی معروف را مورد تحلیل و بررسی قرار دهد. روش تجزیه و تحلیل در این مقاله بهرهبرداری از مهندسی تحلیلی و بررسی جزءبهجزء پارامترهای اثر و نحوۀ ارتباط با آنهاست که نشان میدهد یک سامانه چگونه ایجاد شده و چهطور کار میکرده است. از این رهگذر، نتیجهگیری میشود که خوانش غلط از یک مجموعۀ تاریخی موجب درک ناصحیح از کارکرد آن اثر شده و میتواند موجب خطا در برخورد و حفظ اثر شود. آثار مورد بررسی قرارگرفته عبارتنداز: محوطۀ پاسارگاد، مجموعۀ تاقبستان و مجموعۀ بیستون. هریک از این سه محوطۀ تاریخی عناصری را در خود دارند که تاکنون معماران و باستانشناسان موضوعیت و کاربری آنها را بهطور کامل تعریف نکردهاند؛ لذا در این مقاله با استناد به تحلیلهای سازهای و روابط عِلّی و معلولی اثبات شده که خوانش برخی از این دانشمندان اشتباه بوده و تلاش شده زاویۀ دید و مسیر جدیدی برای کاوش و شناخت این آثار گشوده شود.
آرامگاه کوروش بزرگ، بنیانگذار شاهنشاهی هخامنشی، از مهمترین بناهای دورۀ اوایل هخامنشی در پاسارگاد بهشمار میرود. این بنای سنگی شامل یک سکوی شش پلهای و یک اتاق با سقف شیروانی است که برفراز سکو ساخته شده است. بنای آرامگاه در گذر زمان دستخوش تغییر و تحولات زیادی شده است که ازجمله مهمترین آنها، تبدیل آن به مسجد در دورۀ اتابکان فارس و ساخت محرابی در دیوارۀ دیوار جنوبی اتاق آرامگاه بوده است. علاوهبر این، دیوارها و سطوح سنگهای بنا دربرگیرندۀ یادگاریهای بازدیدکنندگان، سیاحان و زائرینی است که درطول زمان از این بنا دیدن کردهاند. پژوهشهای روی محراب مسجد اتابکی انجام گرفته، اما سنگنگارهها و یادگاریهای آن کمتر موردتوجه قرار گرفته است. هدف نوشتار حاضر، طبقهبندی و شناسایی یادگارهای برجای گذاشتهشده در این آرامگاه است که در نتیجۀ یک بررسی میدانی تمام نقوش و سنگنگارهها بهصورت کامل طراحی و مستندنگاری شده است. در مرحلۀ مطالعۀ کتابخانهای، تمام منابع تاریخی مطالعه شده و با توجه به سنگنوشتهها و همچنین مقایسۀ نقوش حکشده بر دیوارهها، هریک بهصورت جداگانه مورد مطالعه قرار گرفته است. در این راسـتا پرسـشهایی مربـوط بـه اینکه، قدیمیترین سنگنوشته یا سنگنگاره برروی آرامگاه متعلق به چه دورهای است؟ آیا از دورۀ هخامنشی سنگنوشتهای برروی بلوکهای سنگی آرامگاه وجود دارد؟ سنگنوشتههای موجود متعلق به کدام شخصیتهای تاریخی است؟ مطـرح گردیـد، نتیجۀ این پژوهش، شناسایی بیش از صد سنگنوشته و نقشکنده بوده که قدیمیترین آنها نقوشی متعلق به دورۀ ساسانی است. تعداد زیادی از نقوش و نوشتههای موجود برروی آرامگاه، متعلق به دوران معاصر است.
فراهم نمودن آب برای باشندگان سرزمین ایران که در ناحیۀ خشک و نیمهخشک زمین قرار گرفته است، همواره یکی از مهمترین چالشهای مردمان این سرزمین و حکومت های آن از آغاز شکلگیری نخستین دولتها تاکنون بوده است. اقلیم کمبارش سببشده است تا مردمان ایران برای فراهمنمودن آب و در دسترس داشتن آن به نوآوریهایی در اینزمینه رویآورند. ساخت کاریز (قنات) یکی از کاربردیترین روشهای بهرهمندی از منابع آب زیرزمینی است که پیشینۀ ابداع و ساخت آن به هزاران سال پیش به ایرانیان نسبت داده شده است. بهرهبرداری از منابع آب جاری و روی سطح زمین نیز از مهمترین روشها و شیوههای معمول درمیان ساکنان ایران و مردمان دیگر سرزمینها است. در اینمیان ساخت بندها و سدها روی رودخانهها و چشمهها، ایجاد آبراهها و شبکههای آبرسانی، نوآوری و شیوهای است در بهرهبرداری بیشتر و پایدارتر از منابع آب جاری. در حوضۀ آبریز رودخانۀ پلوار که پایتخت هخامنشی پاسارگاد در آن جایگرفته است، مجموعهای گسترده از سازههای آبی تاریخی وجود دارد که شامل چندین بند، آبراه، آبگیر و چشمه است. بندها بیشتر روی شاخههای فرعی رودخانۀ پلوار ساخته شده است و شبکههای آبرسانی در چندین رشته در پاییندست بندها جای گرفته است. این سازهها در دشتهای دیدگان، مرغاب، پاسارگاد، سرپنیران، کمین و ارسنجان ساخته شده است. این پژوهش به صورت کوتاه به معرفی و چگونگی ساخت سازههای آبی دورۀ هخامنشی در محدودۀ موردمطالعه میپردازد. این سامانههای آبی گسترده با درایت و هوشمندی مدیران و مهندسان هخامنشی، آب را به تمامی دشتها و دره های کوهستانی ناحیۀ پاسارگاد میرسانده است. آبادیها و سکونتگاههای عمومی، باغها، زمینهای کشاورزی، ساختمانها و مراکز دولتی و در پایان پردیس شاهی کوروش و مجموعه بناهای شاهانۀ پاسارگاد بخشی از مصرفکنندگان این سامانههای آبی هستند. در ساخت بندها از مصالح خاک رس و لاشهسنگ بهکار برده شده و برخی از آݣݣنها نیز دارای سازههای معماری با بلوکهای سنگی تراشخورده است. آبراهها نیز در چندین مسیر در دامنۀ تپهها و صخرهها ایجاد شده است. مطالعات و بررسیها نشان میدهد ساخت سازههای آبی ناحیۀ موردمطالعه از دورۀ فرمانروایی کوروش بزرگ آغاز شده و در دورۀ داریوش بزرگ گسترشیافته و تا پایان حکومت هخامنشی توسعه و بهرهبرداری از آن ادامه یافته است.
ملیحه مهدی آبادی، علی زمانیفرد، سید سید عبدالعظیم امیرشاکرمی، سال 7، شماره 26 - ( 12-1402 )
چکیده
یکی از معیارهای مهم در ثبت میراثجهانی، منظر فرهنگی است که با رویکرد جامع و عملگرایانه به حفاظت از عناصر طبیعی، فرهنگی ملموس و ناملموس محوطههای تاریخی میپردازد. آثار صخرهای تاقبستان بهعنوان یک اثر ملی در فهرست میراث موقت جهانی ثبت گردیده که متأسفانه در سالهای اخیر شاهد تغییرات فیزیکی در عناصر تاریخی و طبیعی آن هستیم. گسستگی ارتباط بین آثار و طبیعت موجب ازدسترفتن ماهیت اصلی محوطه گشته و تخریب بیشتر آن را درپی دارد. با توجه به اینکه منظر فرهنگی تعاملی بین انسان و طبیعت است، آثار تاریخی تاقبستان، آن را بهعنوان نمادیی مستعد برای ایجاد منظر فرهنگی درآورده است. این پژوهش با شناخت طبیعی و تاریخی تاقبستان و براساس نظریههای ارائهشده در حوزۀ مناظر فرهنگی، سعیدر نشاندادن و ضرورت نگاهی جامع در امر حفاظت و مرمت این اثر تاریخی را داشته و درپی اثبات فرضیه است که تاقهای تاقبستان تنها یک اثر تاریخی و باستانشناسی نبوده، بلکه یک منظر فرهنگی است. روش در این پژوهش توصیفی-تحلیلی، براساس دادههای گردآوریشده از منابع اسنادی، کتابخانهای و مشاهدات میدانی است؛ ازجمله پرسشهایی که در این پژوهش به آنها پاسخ داده میشود؛ 1- تعیین معیارهای منظر فرهنگی چیست؟ 2- مؤلفههای تشکیلدهندۀ منظر فرهنگی تاقبستان چه هستند؟ نتیجۀ حاصل از بررسی نشان میدهد، براساس نمادهای جهانی، تاقبستان دارای معیارهای یک منظر فرهنگی با مؤلفههای طبیعی و انسانی بهصورت ملموس و ناملموس بوده و دارای تمامی عوامل مؤثر عینی و ذهنی در شکلگیری منظر فرهنگی است و برخلاف تصور رایج، نقشبرجستههای ساسانی، تنها عامل برای خلق این منظر فرهنگی نیستند، بلکه مؤلفههای منظر فرهنگی تاقبستان، ترکیبی از مؤلفههای طبیعی، فرهنگی است که در طول تاریخ بههم گرهخورده و تفکیکناپذیرند.
رحیم ولایتی، پرستو نعیمی، حسن وحدانیچرزهخون، حمید کرمیپور، سال 7، شماره 26 - ( 12-1402 )
چکیده
شهر تاریخی اوجان یکی از شهرهای مهم دورۀ تاریخی و ایلخانی در شمالغرب ایران و در آذربایجانشرقی قرار دارد. از بررسی و کاوش شهر تاریخی اوجان توسط هیأت باستانشناسی دانشگاه تهران تعدادی سکه یافت و یا اهداء شده است که در این پژوهش، 14 عدد سکه را که تا حد امکان پاکسازی و مطالعه شده و درنهایت کتیبهها و نقوش آنها مورد بررسی و خوانش قرار گرفته در این پژوهش ارائه شده است. هدف این پژوهش خوانش و مکانیابی محل ضرب سکههاست. دو پرسش اساسی این پژوهش: 1- شناسایی آلیاژ سکهها (؟)، 2- آگاهی از نوشتهها و کتیبۀ سکههاست(؟). ضمن معرفی سکهها به ویژگیهای آنها پرداخته شده است. همۀ این سکهها بهجز یک مورد، به سبک سکههای «ابوسعید» آخرین ایلخان قدرتمند مغول که در شهر اوجان زاده شده، ضرب شدهاند. براساس تجزیۀ عنصری انجامشده بیشتر سکهها از مس ساخته شدهاند. دو نمونه از سکهها از آلیاژ مفرغ (مس - قلع) و یک سکه از آلیاژ برنج (مس - روی) ساخته شده است. در ترکیب آلیاژی تمامی سکهها سرب گزارش شده است. چون شهر اوجان پایتخت تابستانی ایلخانان مغول بوده، تقریباً همۀ سکهها ضرب ضربخانۀ تبریز هستند. این موضوع شاید بهدلیل اهمیت تجاری و اقتصادی تبریز در دورۀ ایلخانان است و سکهای که در شهر اوجان ضرب شده باشد تاکنون از این محوطه یافت نشده است.
امـروزه حـق مالکیـت، حـق مطلقـی نبـوده و قانونگـذار میتوانـد بنـا بـه عللـی، محدودیتهایـی را بـر حـق مالکیـت اعمـال نمایـد؛ گرچه در قواعد عمومی حقوق مدنی، باور اولیه بر آن است که مالکیت، اصل خدشهناپذیر و مسلّم حقوقی است، بر اینمبنا، بنا به جهات و اسباب مختلف، محدودیتهایی وارد میشود و گاه، این اصل، بهطورکلی مورد انکار قانونگذار واقع میگردد. قواعد میراثفرهنگی ازجمله اسباب محدودیت و سلب اصل مالکیت محسوب میشود. پرسش اصلی این مقاله این است که، ابعاد مالکیت اموال فرهنگی-تاریخی در قوانین و مقررات ایران چیست؟ و حق مالکیت معنوی و مادی مالک آثار تاریخی-فرهنگی چه جایگاهی در قوانین و نهادهای حقوقی دارد؟ گردآوری اطلاعات به شیوۀ اسنادی و کتابخانهای صورتگرفته و روش پژوهش، توصیفی-تحلیلی است؛ برایناساس، پژوهش حاضر ازطریق مراجعه به قوانین و مصوبات موجود و کتب و مقالات در اینزمینه سامان یافته است. بهنظر میرسد که در برخی شرایط میتوان محدودیتی نسبت به بعضی از اموال قائل شد که از آنجمله، میراثفرهنگی است که میتواند در این شمول قرار گیرد. این قوانین در بسیاری از موارد، تضعیف مالکیتهای خصوصی را درپی دارد؛ ازطرفی شریعت اسلام با توجه به اهتمام خاصی که به مالکیت خصوصی دارد، براساس احکام اولیه، مالکیت یا تملک آثار تاریخی-فرهنگی را همچون سایر اموال، نهتنها معتبر دانسته، بلکه تخطی از آنرا خلاف قوانین شرع بهشمار میآورد. قوانین فعلی بهدلیل عدم بهروزرسانی جامع و نیز فقدان ظرفیتهای اجرائی برای جلوگیری از تعارض منافع عمومی و خصوصی در چارچوب صحیح قانونی و شرعی، کارکرد خود را از دست داده است.