میثم شهسواری، سید مهدی موسویکوهپر، سال 3، شماره 9 - ( 9-1398 )
چکیده
در جامعۀ طبقاتی دورۀ ساسانی، طبقۀ روحانیان یکی از مهمترین ارکان این جامعه بوده که از نفوذ، اعتبار و محبوبیت بسیاری برخوردار و در سطوح پایین و بالای جامعه، نهادی مهم و تأثیرگذار بوده است. اما با اینهمه، این نهاد مهم چندان شناختهشده نیست و ابهامات بسیاری دربارۀ آن وجود دارد. با اینکه گمان میرود در دورۀ یادشده، باتوجه به رسمیبودن دین زرتشتی، نهاد روحانیت آن دارای ساختار مشخص و سلسلهمراتب معینی بوده باشد، اما بهدلیل مبهم بودن اطلاعات منابع مختلف بهغیر از چند لقب و عنوان اطلاع بیشتری از چگونگی این ساختار در دست نیست. باتوجه به اهمیت بسیار زیاد این طبقه، درک درست دورۀ ساسانی، بدون درک و شناخت درست طبقۀ روحانیت آن حاصل نخواهد شد و یکی از اساسیترین مسائل این طبقه، ساختار درونی آن است که باتوجه به پیچیدگیهای ذکرشده، نیازمند پژوهشی مستقل است. در نتیجه، این مقاله با طرح پرسشهایی نظیر ساختار درونی روحانیت زرتشتی به چه صورت بوده است؟ اساساً افراد این نهاد در دورۀ ساسانی و پس از آن با چه عنوان یا عنوانهایی نامیده میشدند؟ این ساختار باتوجه به پویایی جامعۀ دورۀ ساسانی چه تغییراتی به خود دیده است؟ تلاش کرده است به این مسألۀ بسیار مهم ورود کند. مقالۀ پیشرو که اطلاعات آن بهشیوۀ کتابخانهای گردآوری شده و روش پژوهش آن توصیفی-تحلیلی است، تلاش کرده در اینزمینه کنکاشی نماید. مهمترین نتایج این پژوهش عبارتنداز: نهاد روحانیت زرتشتی در دورۀ ساسانی بسیار پویا بوده و در طول این دوره متغیر بوده است؛ روحانیان زرتشتی دورۀ ساسانی را به دو گروه کلی ازنظر حضور پیشههای حکومتی و عناوین رسمی میتوان بخش نمود؛ روحانیانی که صرفاً فعالیت مذهبی میکردهاند و روحانیانی که در خدمت دولت یا بهعبارت دیگر دارای پیشۀ رسمی بودند. تعیین جایگاه و تقدم و تأخر عناوین ردههای بالای این طبقه، مانند «رد»، «دستور» و «موبد» امکانپذیر نیست و رئیس طبقۀ روحانیت (که از اواسط دورۀ موردنظر «موبدانموبد» نامیده میشود) یکی از اعضای طبقۀ موسوم به «بزرگان» در دورۀ ساسانی بوده است.
سید مهدی موسویکوهپر، علیرضا زبانآور، سولماز احمدزاده خسروشاهی، سال 6، شماره 21 - ( 9-1401 )
چکیده
مِهرنَرسه بهعنوان یکی از مهمترین شخصیتهای دورۀ میانی ساسانی بهشمار میرود. در منابع مکتوب تاریخی، ساخت برخی از بناهای دورۀ ساسانی به وی منتسب گشته که مهمترین آنها پنج آتشکدهای است که در جنوبغربی فارس بنا شده است؛ باوجود آنکه تابهحال نظریات گوناگونی در رابطه با مکانیابی این آتشکدهها ارائهشده، اما هیچ پژوهشی درمورد ماهیت و ارزش کیفی این بناها صورت نگرفته است. در این پژوهش سعیشده تا در ابتدا شخصیت سیاسی-مذهبی این وزیر ساسانی از جهات گوناگون مورد کنکاش قرارگرفته و سپس با تحلیل منابع مرتبط با آتشکدههای مهرنرسه، ضمن شناخت ماهیت و ارزش مذهبی آنها، چهارطاقیهای منتسب به وی براساس نظریات ارائهشده، موردمطالعه قرارگرفته تا برخی از ویژگیهای معماری مذهبی ساسانی آشکار گردد. مهمترین پرسش این پژوهش، ردۀ مذهبی آتشکدههای منتسب به مهرنرسه است و اینکه چه ردهای از آتشهای مقدس در آتشکدههای منتسب به وی نگهداری میشده است؟ این پژوهش براساس هدف از نوع تحقیقات بنیادی و ازمنظر ماهیت و روش تحقیق بهصورت تاریخی و توصیفی-تحلیلی است. همچنین روش گردآوری دادهها در آن بهصورت کتابخانهای-میدانی است. براساس نتایج حاصل از این تحقیق بهنظر میرسد که آتشکدههای برپاشده توسط مهرنرسه از دو گونۀ مجزا و چهار آتشکدۀ منتسب به وی در ناحیۀ ابروان با آتش خانوادگی، یعنی «دادگاه» در ارتباط بوده است. بر طبق مطالعات میدانی و شباهتسنجی میتوان نظریات ارائهشده را نقد نموده و گروه جدیدی از چهارطاقیهای مذهبی ساسانی در فراشبند فارس را بهعنوان دربرگیرندۀ یک یا چند آتشکدۀ منتسب به مهرنرسه معرفی نمود. بهنظر میرسد که این نوع از آتشکدهها دارای نقشۀ پیچیده و فضاهای معماری الحاقی بوده است؛ همچنین احتمالاً این نوع از بناها دارای تعدادی خدمه جهت انجام امورات مربوط به آتشکده بودهاند.
مسعود رشیدینژاد، سید مهدی موسویکوهپر، سیروس نصراللهزاده، سال 8، شماره 27 - ( 3-1403 )
چکیده
گِلمهرهای دورۀ ساسانی گویای ساختار اداری، بازرگانی و دیگر مفاهیم فرهنگیاند که در نگارگری و اندازۀ گلمهر و شمار نشان مهر بر آنها با یکدیگر متفاوتند. این نمونهها در بسیاری موارد مانند دیگر دادههای فرهنگی این دوره با آرایههای نمادین همراهاند. برای بررسی اهمیت و توصیف این دادهها و نیز پاسخگویی به برخی پرسشها دربارۀ چرایی نمادگرایی در گلمهرها یا نمادکالاها که تاکنون کمتر به آنها پرداخته شده است، گلمهرهای ساسانی منقوش و مکتوب مستندنشده در «گنجینۀ موزۀ ملی» برگزیده شدند. در اینرابطه، معناشناسیِ پرتکرارترین آرایهها، همگونی یا ناهمگونی میان این نمادها با دیگر نمادهای نقشبسته بر آثار این دوره، گاهنگاری نسبی و خاستگاه احتمالی آنها با توجه به نمادها و نگاشتههای آنها مورد بررسی قرار گرفتهاند و با گلمهرهای گردآوریشده در دیگر مجموعههای این دوره مقایسه گردیدند. بیشتر نگارهای مهرشده بر گلمهرهای این مجموعه شامل آرایههای انسانی، جانوری و گونههای هندسی (منوگرام) است که هر دسته از گوناگونی در فرم و افزونههایی مانند نشان انگشتدانهها برخوردارند. برخی از 50 گلمهر مورد مطالعۀ ما بهدلیل سایش و خوردگی و یا شکستگی ارزش خود را در خوانش نبشتهها و آرایههایشان از دست دادهاند و نیز از چگونگی بهدست آمدن آنها اطلاعی در دست نیست و تنها بر پایۀ نگاشتهها و نقوش به دورۀ ساسانی منسوب شدهاند که پاسخگویی به این مهم افزونبر دیگر موارد یکی از اهداف این پژوهش بوده است. بررسی این پژوهش برپایۀ مطالعات کتابخانهای و مستندنگاری گلمهرهای گنجینۀ موزۀ ملی همراه با روشهای مرسوم، یعنی عکاسی و طراحی گلمهرها است.