logo

جستجو در مقالات منتشر شده


5 نتیجه برای مهرآفرین

رضا مهرآفرین، زهیر واثق‌عباسی،
سال 1، شماره 1 - ( 9-1396 )
چکیده

سیستان که در دورۀ ساسانی از آن با نام «سَکستان» یاد می‌شد، ایالت پهناوری را تشکیل می‌داد که تورستان و هند تا کرانه‌های دریا را در بر می‌گرفت. این منطقه در دورۀ ساسانیان از نظر مردان دلیر جنگی که از مرزهای شرقی ایران حراست می‌کردند، کشاورزی خوب، موقعیت ژئوپولیتیکی و تجاری مناسب و مهم‌تر از همه، بنیان‌های استوار و اصیل دین زرتشتی، اهمیّت فراوان داشت. به‌همین دلایل معمولاً حکومت سکستان به‌دست ولیعهد اداره می‌شد که بر این اساس ملقب به سکانشاه می‌گردید. اردشیر بابکان که از خانواده‌ای مذهبی برخاسته بود، دین زرتشت را دین رسمی کشور اعلام نمود و خود و جانشینانش مبادرت به ساخت بناهای مذهبی فراوانی از جمله معبد آب و آتش در سرتاسر ایرانشهر نمودند. یکی از معتبرترین آتشکده‌های ساسانی در شرق ایران، آتش کرکوی در سیستان بود که متون مقدسی چون خرده اوستا و بندهشن و مورخینی چون قزوینی، مسعودی و متونی مانند تاریخ‌سیستان و کتیبۀ کعبه زرتشت به آن اشاره کرده‌اند. آتشکدۀ کرکوی که از نوع آتش بهرام بود، براساس مطالعات باستان‌شناختی و رهیافت تاریخی از سدۀ سوم قبل از میلاد تا سدۀ هفتم هجری‌قمری پیوسته فروزان بوده است؛ تا این‌که سرانجام به دست مغولان برای همیشه خاموش گردید.

علی‌اصغر محمودی‌نسب، رضا مهرآفرین، محمد فرجامی،
سال 3، شماره 7 - ( 3-1398 )
چکیده

تلاش انسان برای ایجاد تعادل بین نیازها و خواسته‌های وی و امکانات بالفعل و بالقوه در محیط از گذشته‌های دور موردتوجه بوده است. آب، خاک، زمین، راه و... همه به‌نوعی در شکل‌گیری و پیدایش یک مکان زیستی نقش مؤثری داشته و بسته به موقعیت و شرایط بعضی مواقع نقش یک و یا دو عامل پررنگ‌تر نیز می‌شود. تعامل انسان‌ها فرهنگ را در محیط پدید می‌آورد که به‌طور مداوم تکامل می‌یابد و فعالیت‌های انسان را تحت‌تأثیر خود قرار می‌دهد و با نادیده‌گرفتن محیط، نمی‌توان شرایط رفتاری و عوامل فرهنگی را موردبحث قرار داد. فرهنگ عامل ایجاد آثار و چشم‌انداز در مکان و فضاست. یکی از چشم‌اندازهای مهم فرهنگ در محیط، معماری است. ویژگی‌های طبیعی در منطقۀ قهستان موجب این شده است که در قرون میانی اسلامی فرقۀ اسماعیلی باتوجه به شرایط محیطی و گسترش مذهب خود در این منطقه دست به ساخت استحکامات دفاعی بزنند، تا خود را با شرایط طبیعی و سیاسی آن‌زمان هماهنگ کنند و نوعی سازگاری با محیط پیرامون به‌وجود بیاورند، به‌نوعی که باوجود محدودیت محیطی، از شرایط و امکانات موجود، نیازهای خود را از محیط تأمین کرده‌اند و نوعی سازگاری محیطی و فرهنگی در این منطقه به‌وجود آورده‌اند. هدف از‌ نگارش این مقاله، معرفی معماری قلعۀ کوه‌زردان واقع در شهرستان زیرکوه استان خراسان جنوبی و تأثیر محیط و فرهنگ در معماری قلعه و چگونگی‌ سازگاری انسان با محیط و رفع مشکلات‌ عدیدۀ طبیعی با بهره‌گیری از تفکر است، که در این‌راستا از محیط در رفع مشکلات بهره جسته و درنهایت منجر به خلق آثار و دست‌ساخته‌ها شده است. مقالۀ حاضر براساس روش توصیفی و تحلیلی بوده و داده‌های آن ازطریق مطالعۀ منابع کتابخانه‌ای و برداشت میدانی به‌روش پیمایشی در محل با رویکرد تاریخی فرهنگی صورت گرفته است.

معین فلکی، رضا مهرآفرین،
سال 3، شماره 10 - ( 12-1398 )
چکیده

نقش‌مایه‌ها در هنر ایران حامل مفاهیم و مضامینی است که تجلی‌گر جهان‌بینی جوامع بشری به‌شمار می‌آیند. نقوشی که بر مُهرها نقش می‌بندد بیانگر میراثی است که در آن بستر به‌وجود آمده‌اند. تحقیق پیشِ‌رو به مطالعه و تحلیل نقوش حیوانی برروی مهرهای مشبک فلزی در جنوب‌شرق ایران می‌پردازد. یکی از پدیده‌های جالب‌توجه فرهنگ‌های عصرمفرغ در ایران، رواج مهرهای مشبک فلزی در جنوب‌شرق ایران است که مختص و ویژگی خاص این منطقۀ جغرافیایی و اقلیمی است. این گونه از مهرها، به‌طور کلی از جنس مفرغ و هم‌چنین از جنس نقره و در مواردی نادر از آلیاژهای گوناگونی بوده که به‌روش موم گمشده ساخته شده‌اند. هدف از پژوهش حاضر، شناخت مفاهیم و مضامین آن‌ها و مشخص کردن عواملی است که در نقش کردن نقوش مهرهای دوران مزبور دخیل بوده‌اند. لازم به ذکر است که این مُهرها به‌شکل مربع، دایره و مثلث ساخته شده و دربرگیرندۀ نقوش هندسی، گیاهی، انسانی و حیوانی است. تاکنون در رابطه با این نقش‌مایه‌ها برروی مهرهای مشبک فلزی، نظریۀ‌ مستدل و مستندی مطرح نشده است. بدیهی‌ست که اطلاعات مستخرج از نمونه‌های به‌کار‌رفته در مهرهای مشبک جنوب‌شرق در عصر مفرغ ایران، می‌تواند تاحدود زیادی راهگشای بسیاری از ابهامات موجود در این زمینه و شناخت هرچه بیشتر نقوش حیوانی برروی مهرها باشد؛ از همین‌رو، این پژوهش می‌کوشد تا ابعاد مختلف مفهومی و محتوایی نقش‌مایۀ مزبور به‌صورت مستند، که با روش پژوهشی توصیفی-تحلیلی است، با تکیه‌بر روش مطالعۀ کتابخانه‌ای و با این فرض که روش نمایش این نقش‌ها برگرفته از طبیعت و نشان‌دهندۀ اهمیت حیوانات در چرخۀ زندگی مردمان این ناحیه است، مورد بحث و تحلیل قرار گیرد. یافته‌های تحقیق نشان‌دهندۀ تأثیر درخور ملاحظۀ شیوۀ زیست و جایگاه این حیوانات در باورها و اندیشه‌های مذهبی و فکری حاکم بر مردمان این ناحیه است.

داود بهروزی‌فر، رضا مهرآفرین، محمدرضا سعیدی‌هرسینی، احمد چایچی‌امیرخیز،
سال 5، شماره 17 - ( 9-1400 )
چکیده

دشت سرخس در شمال‌شرق ایران و همجوار با کشور ترکمنستان واقع شده است. درخصوص مطالعات سفال دورۀ اشکانی در دشت سرخس، تاکنون مؤلفه‌های به‌خصوصی برای آن درنظر گرفته نشده است. شناسایی و طبقه‌بندی سفال‌های اشکانی این منطقه می‌تواند ابزار مناسبی برای شناخت بیشتر سنت‌های سفالگری، و مطالعۀ تعاملات فرهنگی و اقتصادی مراکز جمعیتی آن دوره فراهم سازد. روش انجام پژوهش براساس مطالعات کتابخانه‌ای (توصیفی و تحلیلی) طی یک مرحلۀ بررسی میدانی (پیمایشی) است. براساس یافته‌های سطحی بررسی میدانی درمجموع 91 قطعه سفال شاخص از 14 محوطۀ استقراری متعلق ‌به دورۀ اشکانی جهت بررسی انتخاب شد. درواقع این پژوهش به‌دنبال پاسخ این پرسش است که، ارتباطات درون‌منطقه‌ای و فرا‌منطقه‌ای دشت سرخس در دورۀ اشکانی با مناطق هم‌دوره چگونه بوده است؟ با توجه به مطالعات صورت‌‌گرفته برروی سفال‌های منتسب به دورۀ اشکانی در دشت سرخس می‌توان این دوره را در دشت یاد‌شده به دو دوره بخش نمود که در دورۀ نخست (شکل‌گیری حکومت اشکانیان تا قبل از به سلطنت رسیدن مهرداد اول) دشت سرخس متأثر از فرهنگ واحۀ سرخس ترکمنستان است؛ و در دورۀ دوم، تا پایان دورۀ اشکانیان متأثر از فرهنگ‌های شناخته‌شدۀ جنوب ترکمنستان، یعنی فرهنگ‌های نسا و مرو هستند. هدف از این پژوهش ضمن شناسایی و معرفی سفال اشکانی دشت سرخس، طبقه‌بندی و گونه‌شناسی سفال‌های دورۀ اشکانی منطقه است. ضرورت پژوهش حاضر، ناشناخته بودن فرهنگ‌های سفال استقرار اشکانی دشت سرخس است و پژوهش حاضر تا حدودی می‌تواند زمینۀ شناخت بهتر را برای پژوهش‌های بعدی فراهم کند. 

محمدصادق روستائی، رضا مهرآفرین، سیدرسول موسوی حاجی، دکتر مجتبی سعادتیان،
سال 6، شماره 22 - ( 12-1401 )
چکیده

محوطۀ تُل‌ضَحاک به‌عنوان شهر باستانی فسا در دوران تاریخی و اسلامی، در حدود 2 کیلومتری جنوب شهر امروزی فسا در مرکز شرقی استان فارس قرار دارد و در سال 1310 ه‍.ش.، به‌عنوان پانزدهمین اثر ملی به ثبت رسیده است. پس از انجام بررسی روش‌مند باستان‌شناختی این محوطه در سال 1397 ه‍.ش.، علاوه‌بر شناسایی محدودۀ محوطه (با استناد به پراکندگی داده‌های سطحی) که به بیش از 500 هکتار می‌رسد، گاه‌نگاری و دوره‌های استقراری محوطه نیز که نشان از سکونت در آن از اواخر هزارۀ چهارم پیش‌ازمیلاد، تا قرون میانی اسلامی است، مشخص شد. با مطالعۀ داده‌های به‌دست‌آمده از بررسی، به‌ویژه نمونه‌های سفالی، یکی از دوره‌های  استقراری مهم این محوطه، استقرار مربوط به دورۀ ساسانی است. پراکندگی مواد فرهنگی مربوط به این دوره (به‌ویژه سفال) تقریباً در تمام سطح محوطه مشاهده شد. در این پژوهش که روش انجام پژوهش آن توصیفی-تحلیلی و نحوۀ گردآوری اطلاعات آن به دو صورت میدانی و کتابخانه‌ای است، نگارندگان با هدف بازشناسی سیمای شهر فسا در دورۀ ساسانی، تلاش می‌کنند با بررسی منابع تاریخی و پژوهش‌های باستان‌شناسی پیشین در منطقه که در ارتباط با دورۀ ساسانی منطقه انجام شده است، نتایج آن را با داده‌های مربوط به استقرار ساسانیِ شناسایی‌شده از بررسی روش‌مند محوطۀ تل‌ضحاک، درهم آمیخته تا اطلاعاتی از اوضاع سیاسی، اقتصادی شهر فسا در این دوره ارائه شود. نتایج پژوهش‌های انجام‌شده مشخص می‌کند که استقرار مربوط به دورۀ ساسانی محوطۀ تل‌ضحاک فسا بدون‌شک یک استقرار بزرگ شهری از نوع شهرهایی با شکل ساختاری نامنظم است. شهر فسا با توجه به موقعیت راهبردی مناسب و قرارگرفتن بین چند شهر شاهی مهم آن دوره و هم‌چنین شرایط زیست‌محیطی عالی برای فعالیت‌های کشاورزی و دامداری، به‌عنوان یکی از شهرهای مهم تجاری و بازرگانی در تمام مدت حکومت ساسانیان در کورۀ دارابگرد در شرق سرزمین پارس ایفای نقش کرده است. 


صفحه 1 از 1