در ادوار اسلامی، مسجد بهعنوان شاخص معماری شناخته شده و دارای جایگاه ویژهای است. معماری مساجد با تزییناتی همراه بود، و به مرور مملو از مفاهیمی شد که سرشار از عناصر معنایی و تزیینی در معماری اسلامی است. این تزیینات کتیبهای با مضامین گوناگون قرآنی، دعایی، تاریخی و اسماءالهی و اسماء ائمه با تکنیکهایی نظیر کاشیکاری، آجرکاری و گچبری اجرا شدهاند. تحلیل مضامین و همچنین بررسی تفاوتها و شباهتهای مضمونی کتیبههای دو مسجد از اهداف این مقاله است. پرسشهای پژوهش عبارتنداز: چه مفاهیمی در کتیبههای قرآنی مساجد گوهرشاد مشهد و حکیم اصفهان به لحاظ بسترهای سیاسی و مذهبی دو دوره مطرح میباشد؟ افتراق و اشتراکات کتیبهها در چه زمینههایی است؟ نتایج پژوهش نشان میدهد بهدلیل اختلاف مذهب در این دو دوره (تیموریان و صفویان) بیشتر کتیبههایی که در گوهرشاد مشهد (تیموریان) نگارش یافته به مسائلی کلی و اصولی دین اسلام از جمله مسئله توحید و یگانگی خداوند، معاد یا مسائل کلی از ایندست پرداخته شده است؛ ولی در کتیبههای مسجد حکیم ضمن پرداختن به آیاتی در اینخصوص، آیات، سوّر و احادیثی درمورد اهل بیت؟عها؟ نیز دیده میشود. در کتیبههای مسجد گوهرشاد، خط ثلث بیشترین کاربرد را از میان خطوط دیگر داشته و نقوش ختایی، اسلیمی همزمان در تزیینات این بنا، نقش مهمی ایفا کردهاند. در مسجد حکیم اصفهان، خط شاخص در کتیبهنگاری، کوفی (بنایی، معقلی) است و اکثر کتیبهها بههمین خط نگارش شدهاند. سورههای توبه، اسراء، جمعه، دهر، اخلاص و آیۀالکرسی، از جمله سورههای مشترک میان این دو مجموعه است. با اینکه دو مسجد گوهرشاد مشهد و حکیم اصفهان در ساختار ساختمانی و محتوای کتیبهها، دارای اشتراکاتی هستند، اما غنای تزیینی و کتیبههای قرآنی مسجد گوهرشاد بیشتر از مسجد حکیم میباشد. روش تحقیق در این پژوهش توصیفی-تحلیلی محتوا بوده و گردآوری اطلاعات ازطریق مطالعات کتابخانهای، مشاهدهی آثار جمعآوری و میدانی میباشد.
اسدالله جودکیعزیزی، سید رسول موسویحاجی، سحر عبدالهی، افشین ابراهیمی، سال 9، شماره 32 - ( 6-1404 )
چکیده
معماران ایرانی، گاه در ساخت آثار بهگونهای عمل میکردند که دستساختههایشان جدای از کارکرد اصلی، در عملکردهای دیگری نیز بهکار آیند. این مهم بیش از هرچیز به اقلیم گرم و خشک ایران با تابستانهای بلند بازمیگردد. در ساخت و پرداخت آثار معماری مرتبط با آب، این اندیشه بیشتر نمود یافت و بیش از هرجای دیگری در شهر اصفهان و بیش از هر بنای دیگری در ساخت چند پل تاریخی رخ داد. باوجود انجام پژوهشهای بسیار در ارتباط با آثار معماری اصفهان، این موضوع در بررسی پلهای تاریخی آنچنانکه باید، موردتوجه قرار نگرفته است؛ از اینروی در پژوهش پیشِرو تلاش شده پلهای «شهرستان/جی»، «اللهوردیخان/سیوسه پل»، «خواجو/شاهی» و «جوبی/سعادتآباد» که کارکرد غیرارتباطی مهمی نیز داشتهاند، از منظر دیگری بررسی شوند. یافتههای تحقیق با مطالعات اسنادی گردآوری شدهاند و برای تجزیه و تحلیل آنها از رهیافت تاریخی بهره گرفته شده است. نتایج پژوهش نشان میدهند که باوجود قرارداشتن الگویی در معماری منظر ایرانی با نام «چشمهعمارت» و در شبهقاره، با نام «جالمَحَل»، نخستینبار است که در ایران از پل با وجه تشریفاتی استفاده میشود. روابط سیاسی و فرهنگی گستردۀ ایران با شبهقاره در دورۀ صفوی، باعث شد که این شیوه به معماری ایرانی نیز ورود کند. در پل شهرستان که ساختار کهنتری دارد، در دورۀ صفوی عمارتی با طرح «هشتبهشت» بر ابتدای آن افزوده شد. در ساخت پلهای اللهوردیخان، خواجو و جوبی این نشیمن(ها) از قبل پیشبینی شده بودند؛ در مقایسۀ نمونههای ایرانی با کوشکهای واقعدر آب شبهقاره، ضمن بیان این برگیری در شیوۀ ساخت و پرداخت چشمانداز، کارکردهای تقریباً برابری نیز یافتند. شاهان در هنگامۀ جشنآبریزان با دستگاه حکومتی در آنها استقرار مییافتند و گاه با پذیرفتن سفرا و مهمانان خارجی و بزرگان کشوری و لشکری به نظارۀ مراسم آبپاسی، آتشبازی و قایقسواری در دریاچهای مینشستند که گاه با تختهبند کردن پل خواجو شکل میگرفت. تعدیل هوا با انباشت آب و تغذیۀ سفرههای آب زیرسطحی بهرههای دیگری بود که با ساخت این چشمهعمارتها، حاصل میشد.