logo

جستجو در مقالات منتشر شده


5 نتیجه برای رازانی

مهدی رازانی، یاسین صدقی، یدالله حیدری‌باباکمال،
سال 3، شماره 7 - ( 3-1398 )
چکیده

اشیاء سنگی در میان انواع آثار ساخته شده از گونه‌های مختلف سنگ، از اهمیت ویژه‌ای برخوردار است که در ساخت اشیاء سنگی نوع شئ و کاربرد آن در انتخاب گونۀ سنگ تأثیر زیادی دارد. به‌علاوه بوم‌آوردی مصالح برای هنرمند و صنعتگر باعث رشد هنری و فنی ساخت اشیاء سنگی در مناطق مختلف گردیده است. ازجمله سنگ‌های شاخصی که از دوران پیش‌از‌تاریخ تا به امروز به‌سبب ماهیت کاربردی و تزئینی‌اش مقبولیت بسیاری یافته و چندین هزار سال مورد استفاده قرارگرفته، سنگ‌های نرم تزئینی با رنگ‌های سیاه، سبز، خاکستری معروف به کلریت هستند. در این مقاله با رویکرد تحلیلی و فنیِ مبتنی‌بر مطالعات تطبیقی به بررسی گونه‌ها، گستردگی و روش‌های ساخت و تزئین سنگ کلریت در دوران باستان (محوطه‌های باستان‌شناختی حوزۀ جنوب‌شرق ایران) و معاصر (کارگاه‌های سنگ‌تراشی مشهد) پرداخته می‌شود؛ براساس هدف یاد شده مهم‌ترین پرسش‌هایی که اساس پژوهش حاضر را تشکیل می‌دهند؛ 1- فن‌شناسی و روش‌های ساخت آثار ظروف کلریتی پیش‌ازتاریخی به‌دست آمده از محوطه‌های جنوب‌شرق ایران، چگونه است؟ جهت پاسخ به پرسش‌ یاد شده به بررسی‌ آثار سنگی کلریتی در محوطه‌هایی همچون تپه یحیی، شهداد، جیرفت و شهرسوخته پرداخته شده است. 2- چگونگی ساخت و روش‌های تولید آثار سنگی هرکاره در شهر مشهد و مقایسۀ آن با نمونه‌های پیش‌ازتاریخ در پژوهش حاضر است؟ با انجام بررسی‌های میدانی و تطبیقی موجود مابین روش‌های تولید و آثار پیش‌ازتاریخی مطرح شده با دوران معاصر به این پرسش پاسخ داده شود. روش به‌کار رفته در پژوهش حاضر استفاده از منابع مکتوب پژوهشگرانی است که در این زمینه پژوهش‌هایی انجام داده‌اند. در کنار روش کتابخانه‌ای از داده‌های میدانی، از قبیل مطالعۀ سنگ‌های کلریتی محوطه‌های پیش‌ازتاریخ یاد شده و تطبیق آن با هرکارۀ مشهد، استفاده شده است. نتیجه بررسی حاضر نشان‌دهنده‌ی وجود قابلیت-=‌های کاربردی در هنر سنگ‌تراشی معاصر باتوجه به پیشینۀ چند هزار ساله و خواص تزئینی سنگ کلریت، در احیاء دوبارۀ این صنعتِ هنری است.

یاسر حمزوی، مهدی رازانی،
سال 4، شماره 11 - ( 3-1399 )
چکیده

معماری دستکند و زیرزمینی موسوم به «معبد وَرجووی» از بناهای شاخص در گونۀ معماری‌ مذهبی و دستکند در دامنۀ کوه آتش‌فشانی سهند است که در روستای وَرجووی از توابع شهرستان‌ مراغه، استان آذربایجان‌شرقی واقع‌ شده است. در منابع گذشته چندان به آرایه‌ها و تزئینات این اثر توجهی نشده و به‌طور کلی بسیاری از مطالعات پیشین، تکرار اطلاعات نخستین در رابطه با تاریخ، کاربری و حجاری‌های این معماری زیرزمینی هستند. باتوجه به این نکته که درمورد آرایه‌های معماری این مجموعه، تاکنون مطالعات تخصصی صورت نپذیرفته است، وجود تنوع آرایۀ معماری در این بنا، همچنین وجود شواهدی از کاربرد آرایه‌ها با مصالحی به‌جز سنگ در این بنا می‌تواند ازجمله یافته‌های این تحقیق باشد. از این‌رو هدف از ارائۀ این مقاله، بازشناسی و معرفی آرایه‌های معماری دستکند وَرجووی مراغه است که در همین‌راستا پرسش‌هایی از قبیل این‌که: در معماری دستکند وَرجووی به‌غیر از آرایه‌های حجاری‌شده در بدنه‌ها، چه شواهد دیگری از کاربرد آرایه‌ها با مصالح دیگر وجود دارد؟ آرایه‌های نویافتۀ جدید مربوط به چه دوره‌ای هستند؟ چگونه می‌توان ازطریق مطالعه در آرایه‌های معماری، به تدقیق بخشی از تاریخ استفاده و کاربرد بنا دست‌ یافت؟ مطالعات درراستای هدف مقاله براساس بررسی میدانی (کدگذاری و عکاسی از فضاهای معماری و بررسی دقیق و عکاسی از آرایه‌های معماری) و مطالعات کتابخانه‌ای جهت تدقیق اطلاعات به‌دست‌آمده انجام گرفت و در ادامۀ تحلیل محتوا صورت پذیرفت. درنهایت آرایه‌هایی ازقبیل اندودهای پوششی و تزئینی (ملات رنگی) و مقرنس‌کاری و همچنین خوشنویسی ثلث با استفاده از رنگ‌دانه در بنا برای اولین‌بار شناسایی گردید. موارد فوق نشان‌دهندۀ کاربرد بنا در طی دوره‌های مختلف است و می‌توان قدیمی‌ترین آثار و شواهد استفاده از گنبدخانۀ اصلی را در کاربری جدیدش در دورۀ اسلامی، به دورۀ ایلخانی نسبت داد.

مهدی رازانی، شاهرخ شهرسبزی، مسعود باقرزاده کثیری، سید محمدامین امامی،
سال 4، شماره 13 - ( 9-1399 )
چکیده

آثار پایه‌ستون‌های سنگی هخامنشیان به‌واسطۀ وسعت قلمرو فرمانروایی، در مناطق مختلف ایران به ثبت رسیده است. بقایای این سبک معماری را در مجموعه آثار: پاسارگاد، تخت‌جمشید، نقش‌رستم، لیدوما و تُمب‌بت در فارس، آثار شوش در خوزستان، آثار سنگی هگمتانه در همدان، کاخ ریوی در استان خراسان شمالی و مجموعه کاخ‌های هخامنشی منطقۀ برازجان در استان بوشهر، می‌توان ملاحظه کرد. معادن استخراج سنگ‌های این بناها عمدتاً محلی تشخیص داده ‌شده‌اند؛ با این‌حال، در استان بوشهر از دو معدن باستانی «پوزه‌پلنگی راهدار» و «تنگ‌گیر برازجان» می‌توان نام‌برد که از معدن پوزه‌پلنگی بیشترین استخراج و به‌کارگیری سنگ‌های سفید کرم‌رنگ برای کاخ‌های منطقۀ برازجان به ثبت رسیده است. مهم‌ترین پرسش‌های پژوهش پیشِ‌رو عبارتنداز این‌که، ساختارشناسی و ارتباط میان سنگ‌های سیاه-خاکستری به‌کار رفته در معماری هخانشی کاخ‌های برازجان چیست؟ اما جهت ساختارشناسی سنگ‌ خاکستری-سیاه کاخ هخامنشی چرخاب برازجان، نمونه‌های این نوع سنگ از کاخ‌ چرخاب برداشت گردید که این نمونه‌ها با نمونه‌های سنگ خاکستری-سیاه کاخ‌های بردک‌سیاه و سنگ‌سیاه برازجان مورد مقایسه قرار گرفتند. با بررسی‌های پتروگرافی مقاطع نازک به‌دست‌آمده از کاخ‌ها و آنالیز شیمیاییXRD و XRF روند ساختارشناسی نمونه سنگ‌های خاکستری-سیاه کاخ‌های هخامنشی منطقۀ برازجان وارد مرحلۀ تازه‌ای گردید. نتایج مطالعات پتروگرافی حاکی از آن است که نمونه‌ سنگ‌های خاکستری-سیاه کاخ‌ چرخاب با نمونۀ کاخ سنگ‌سیاه و بردک‌سیاه با توجه به زمینۀ میکرواسپارایتی تا اسپارایتی و مقدار کم میکرایت، همچنین ساختار لایه‌لایه‌ای، با یکدیگر مطابقت دارند. همچنین ارزیابی نمونه‌های آنالیزی XRD و XRF این سنگ‌ها حاکی از آن است که نمونه‌های کاخ چرخاب و سنگ‌سیاه یکسان هستند. باتوجه به این‌که رد معدن‌کاری برای سنگ‌های خاکستری-سیاه در استان بوشهر تاکنون یافت نشده؛ بنابراین می‌توان ادعا کرد که این سنگ‌ها از یک معدن غیرمحلی ناشناخته، استحصال و استخراج‌ شده‌اند.

مهدی رازانی، رحیم ولایتی، پرستو حقی،
سال 8، شماره 30 - ( 11-1403 )
چکیده

این پژوهش به بررسی ساختارشناسی ملاط‌های باستانی قلعۀ اوجان متعلق به دوران سلجوقی-ایلخانی در شهرستان بستان‌آباد استانِ آذربایجان شرقی می‌پردازد. مهم‌ترین پرسش‌هایی که این پژوهش به‌دنبال پاسخ‌گویی به آن‌هاست عبارتنداز این‌که، ملاط‌های قلعۀ اوجان چه گونه‌های را شامل می‌شود؟ و ویژگی‌ها ملاط قلعۀ اوجان ازنظر مشخصات ساختارشناسی چیست؟ در همین‌راستا از روش‌های مختلف مطالعات میدانی برای بررسی وضعیت موجود و مستندسازی، نمونه‌برداری و هم‌چنین مطالعات آزمایشگاهی با استفاده از آنالیزهای پراش پرتو ایکس و فلورسانس پرتو ایکس جهت بررسی ساختارشناسی و خصوصیات فیزیکی-شیمیایی ملاط‌های باستانی قلعه گردید، آزمایش‌ها برروی 10 عدد ملاط نمونه‌برداری شده از بخش‌های مختلف دیوار بیرونی قلعه که در طی کاوش‌های باستان‌شناسی پنج فصل گذشته از زیر خاک بیرون آمده بود، انجام گرفت و با استفاده از روش‌های XRF و XRD نسبت به شناسایی فاز غالب و ترکیبات موجود در هر نمونه، اقدام گردید. نتایج به‌دست‌آمده از این پژوهش نشان می‌دهد ترکیب ملاط‌های مورداستفاده به‌طور قابل‌توجهی مشابه است و برخلاف مفروضات قبلی مبتنی‌بر استفاده از ملاط‌های پایۀ آهکی در مناطق سردسیر و به‌خصوص بناهای سنگی، نتایج نشان‌داد ملاط به‌کار رفته در معماری سنگی قلعۀ اوجان با توجه به حضور کانی ژیپس و کانی کوارتز، ملاطی پایۀ گچی با خلوص بالا است که از ماسه و خرده‌سنگ برای تقویت ساختاری و به‌خصوص ارتقاء مقاومت فشاری آن استفاده شده است. 


صنم جانانی، مهدی رازانی، هادی ابراهیمی،
سال 9، شماره 32 - ( 6-1404 )
چکیده

آسیب آثار فرهنگی پس از کشف، در اثر عوامل گوناگونی رخ می‌دهد. یکی از این موارد آسیب‌زا، رطوبت منشأ گرفته از آب‌های زیرزمینی است که به‌صورت رطوبت خاک ظاهر شده و در گذر زمان به‌علت فرآیند شیمیایی و املاح و یون‌های موجود در آب و هم‌چنین pH ناسازگار محیط با بافت و ساخت آثار فرهنگی موجب تشدید فرآیند تخریب می‌گردد. در راستای رسالت علم باستان‌سنجی به‌عنوان پلی میان علم باستان‌شناسی و سایر علوم، در این مطالعه از هیدروژئولوژی در راستای حفاظت از آثار باستانی استفاده می‌شود. موزۀ عصر آهن تبریز در محدودۀ مرکزی شهر و درمیان رسوبات جوان کواترنری که تشکیل‌دهندۀ سفرۀ آب زیرزمینی آزاد تبریز هستند، واقع‌شده است. آب زیرزمینی از عوامل اصلی تحمیل فرسودگی و بروز واپاشی در استخوان‌های موجود در این سایت‌موزه به‌شمار می‌روند. این مطالعه با استفاده از داده‌های موجود در محدودۀ مطالعاتی که برگرفته از پروژۀ قطار شهری تبریز و داده‌های اخذ شده از شرکت آب‌منطقه‌ای آذربایجان شرقی است، صورت گرفت و با استفاده از روش‌های رایانه‌ای، مقادیر مناسب پمپاژ آب را باتوجه ‌به اُفت بهینۀ سطح آب شبیه‌سازی کرده و محل قرارگیری استخوان‌ها را در موقعیت خشک تعریف می‌کند. استفاده از علوم جدید برای مقاصد باستان‌سنجانه هدف اصلی این مطالعه بوده و سعی‌بر این است تا با ایجاد این ارتباط به رفع معضل تخریب استخوان‌های باستانی پرداخته شود؛ نتایج نشان می‌دهند که با توجه به راهکارهای گوناگونی که در هیدرولوژی برای پایین انداختن محلی آب سفره‌ها وجود دارد، اما باتوجه‌به مختصات مکانی و ملزومات فنی محوطۀ مورد مطالعه، بهترین روش استفاده از پمپاژ آب زیرزمینی است. متأسفانه تخریب رطوبتی استخوان‌های کشف‌شده در موزۀ عصر آهن تبریز تاکنون باعث واردآمدن آسیب‌های جدی به این بقایای ارزشمند تاریخی شده و تاکنون اقدام اساسی برای ممانعت از ادامه این فرآیند صورت نگرفته است. 


صفحه 1 از 1