logo

جستجو در مقالات منتشر شده


6 نتیجه برای خمسه

زهرا پورشعبانیان، محمد مرتضایی، هایده خمسه،
سال 2، شماره 5 - ( 9-1397 )
چکیده

در فرهنگ و تمدن ایرانی-اسلامی، ‌مسجد به‌عنوان مهم‌ترین بنای ماندگار اسلام در شهرها و اقلیم‌های مختلف ساخته شده است، و هویت شهرهای اسلامی با مساجد جامع درهم آمیخته است. مسجد جامع همدان، کهن‌ترین مسجد در بافت قدیمی شهری، در میان بازار این شهر و میدان مرکزی واقع شده است. این مسجد شاخص، متعلق به قرون اولیۀ اسلامی است، که در طی دوران‌های مختلف خصوصاً دوران صفوی و قاجار مورد بازسازی و مرمت قرار گرفته است، اما از ساختار کهن مسجد آثاری باقی‌نمانده، و ساختار فعلی متعلق به دورۀ قاجار است. باوجود ویژگی‌های کلی این اثر، شکل ساختمان مسجد جامع تأثیر زیادی در هماهنگ ساختن ساختمان با شرایط اقلیمی دارد. حال این پرسش مطرح می‌گردد که اقلیم منطقه تا چه میزان توانسته بر فرآیند شکل‌گیری مسجد تأثیرگذار باشد؟ و الگو‌پذیری از شرایط اقلیمی تا چه میزان دوام ساختار مسجد را تضمین نموده است؟ بر مبنای پرسش‌های فوق هدف پژوهش حاضر این است که با بهره‌مندی از روش توصیفی-تحلیلی و با اتکا به منابع مطالعاتی و بررسی‌‌های میدانی به معرفی و تجزیه تحلیل ساختار معماری مسجد جامع پرداخته شود، تا زمینۀ پاسخگویی به پرسش‌ها‌ی مطرح شده فراهم گردد. برآیند چنین بررسی را می‌توان در تأثیرپذیری ویژگی‌های معماری مسجد جامع، از اقلیم منطقه مشاهده نمود؛ این اثر، علاوه‌بر عملکرد مذهبی، موقعیت مکانی این مسجد و قرارگیری در امتداد بازار اصلی شهر، منجر به آن شده که مسجد جامع نقش مهمی را در شکل‌گیری نظام‌های طراحی و سیمای عمومی شهر ایفا نماید. با توجه به ساختار معماری مسجد جامع عمده تحولات صورت گرفته در بنا مربوط به دوره‌های قاجار و معاصر است؛ ساختار مسجد تابع الگوی شبستان ستوندار بوده، دارای گنبد، گلدسته و سنگاب می‌باشد، و تنها نمونۀ مسجد گنبددار با ارزش تاریخی در بافت شهری همدان است.

حمید افشار، هایده خمسه، محمد بهرام‌زاده،
سال 4، شماره 14 - ( 12-1399 )
چکیده

باستان‌شناسیِ شهری، به اقلیت‌های دینی و نقش آن‌ها در بافت تاریخی و اجتماعی شهرها توجه خاص دارد. بررسی نحوۀ زندگی، معماری شاخص و چگونگی تعامل اقلیت‌های مذهبی در بافت شهری از موارد مهم و موردتوجه این شاخۀ باستان‌شناسی است. خیابان‌های «سی‌تیر» و «میرزاکوچک‌خان» تهران محدودۀ موردنظر در این تحقیق به‌شمار می‌روند. وجود «کلیسای مریم مقدس» متعلق به مسیحیان ارمنی، «کلیسای پطرس» متعلق‌به مسیحیان فرقۀ پروتستان، «کنیسۀ حیّم» متعلق‌به یهودیان و آدریان (آتشکده) زرتشتیان که از اواخر دورۀ حکومت «ناصرالدین‌شاه» تا اواخر پهلوی اول در این محدوده ایجاد شده‌اند، بافت شهری متمایزی را نسبت به دیگر نقاط شهر به‌وجود آورده است. برهمین‌اساس پرسش‌های پژوهش عبارتنداز: نحوۀ تأثیرگذاری و تأثیرپذیری بافت شهر تهران در دورۀ قاجاریه و پهلوی اول نسبت به بناهای مذهبی اقلیت‌های دینی چگونه بوده است؟ آیا معماری مذهبی اقلیت‌های دینی مختلف در این دوره به یک میزان در بافت شهری تهران تأثیرگذار بوده‌اند؟ روش پژوهش در این گفتار از نوع پژوهش‌های بنیادی است. داده‌های پژوهش به شیوۀ مطالعۀ میدانی و تحقیق کتابخانه‌ای جمع‌آوری شده و با روش توصیفی-تحلیلی ارائه شده ‌است. پژوهش حاضر از منظر باستان‌شناختی، معماری، میزان رؤیت‌پذیری و نحوۀ تعامل این آثار را در بافت تاریخی شهر تهران بررسی خواهد کرد تا جایگاه این اقلیت‌ها در ساختارهای اجتماعی حاکم‌بر شهر آشکار شود. همچنین با مقایسۀ این آثار، سهم و میزان تأثیر و تأثر هر یک از ادیان را در بافت شهر تهران مشخص خواهد کرد. بررسی به‌عمل‌آمده حاکی از آن است که اقلیت‌های مذکور با تغییر در نوع نگرش به معماری مذهبی نسبت به دوران پیش از مشروطه، بناهای متمایزی را درون بافت شهری به‌وجود آورده‌اند. در این‌میان ارامنه باتوجه به داشتن پیشینۀ غنی در معماری، بیشترین بهره را از شرایط اجتماعی-سیاسی بعد از مشروطه کسب کرده‌ و تأثیر بسزایی در بافت شهری تهران ایجاد کرده‌اند. 

عاطفه رسولی، علیرضا هژبری‌نوبری، هاییده خمسه،
سال 5، شماره 16 - ( 6-1400 )
چکیده

در تبیین باستان‌شناسی عصر‌آهن، مطالعۀ آثار فلزی به‌دلیل ارزش‌های فنی نهفته در آن‌ها از اهمیت خاصی برخوردار است و مطالعۀ روش‌های ساخت آثار فلزی، درک ما را نسبت به مراکز صنعتی فلزگری، سبک‌شناسی و معادن قابل دسترس، بالا می‌برد. هدف از این پژوهش، شناخت‌ روش‌های ساخت و آنالیز عنصری ‌‌زیور‌آلات ‌مکشوف از محوطه‌های ‌عصر‌آهن شمال‌غرب ایران، با استفاده از آزمایش متالوگرافی و دستگاه آنالیز عنصری SEM-EDS ‌می‌باشد. در عصر‌آهن ساخت اشیاء ‌فلزی به‌ویژه اشیائی که دارای تزئینات زیادی هستند، گسترش چشمگیری ‌پیدا می‌کند؛ لذا شناخت روش‌های‌ ساخت و نوع آلیاژی که در آن‌ها به‌کار رفته است، از موارد ضروری ‌این تحقیق محسوب می‌شود. پژوهش حاضر در پی پاسخ به این پرسش است؛ برای‌ ساخت ‌زیور‌آلات مکشوف از محوطه‌های عصر‌آهن شمال‌غرب، بیشتر از چه روش‌هایی ‌استفاده می‌شده است؟ و یا بیشترین عناصری‌که در ساخت این اشیاء استفاده شده، چه عناصری‌ بوده است؟ فرضیۀ پژوهش حاضر این است که در این محوطه‌ها، بیشتر ‌زیور‌آلات‌ ‌به‌روش چکش‌کاری‌گرم و ریخته‌گری ساخته شده‌اند و در ساختار خود دارای مقدار زیادی قلع هستند، که از آن برای استحکام و شکل‌پذیری بیشتر آلیاژ مس و قلع (مفرغ)، استفاده می‌کردند. در این پژوهش هشت نمونه از ‌زیور‌آلات مکشوف از محوطه‌های عصر‌آهن شمال‌غرب ایران، که به‌لحاظ جغرافیایی بسیار نزدیک به هم قرار داشتند، مورد آزمایش متالوگرافی و آنالیز عنصری قرار گرفتند. در این آزمایش با استفاده از میکروسکوپ الکترونی روبشی ‌مجهز به دستگاه آنالیز عنصری SEM-EDS روش‌های ساخت این اشیاء فلزی و عناصر تشکیل‌دهندۀ آن‌ها مشخص گردید. نتایج حاصل از این پژوهش نشان می‌دهد که عمده‌ترین روش‌های ساخت این اشیاء فلزی، چکش‌کاری گرم بوده است، ولی آن‌دسته از اشیائی که دارای حجم زیادی بودند، با استفاده از روش ریخته‌گری ساخته شده‌اند؛ هم‌چنین بیشترین عنصری که برای بالا بردن استحکام و شکل‌پذیری اشیاء استفاده شده، عنصر قلع بوده است.

عبدالرضا مهاجری‌نژاد، کمال‌الدین نیکنامی، هایده خمسه،
سال 5، شماره 18 - ( 12-1400 )
چکیده

درمیان مجموعۀ یافته‌های به‌دست‌آمده از کاوش‌های باستان‌شناسی گورستان عصرآهن لفور سوادکوه نقشی از یک شتر دوکوهانه برروی سگک کمربند مفرغی دیده می‌شود که به‌طرز ماهرانه‌ای با روش قالب‌گیری ساخته شده است. هدف از این پژوهش، بررسی، تفسیر و تحلیل تصویر نقش شتر دوکوهانه برروی سگک کمربندی مفرغی است. با توجه به مطالعات انسان‌شناسی جسمانی ازنظر ریخت‌شناسی جمجمه‌ها نشان می‌دهد که گورخفتگان گورستان با ساکنین پیش از خود متفاوت بوده و گور‌آوندها نیز حاکی از اقوامی دامپرور و کوچ‌رو بوده‌اند. شاخص‌ترین شئ یافت‌شده، سگک کمربند مفرغی با نقش یک شتر دوکوهانه‌ است که مربوط به دشت‌های آسیای‌مرکزی، جنوبی‌ترین منطقۀ زیست این نوع شتر در شمال دشت گرگان و جنوب ترکمنستان است. در منابع دورۀ هخامنشی نیز شتر دوکوهانه نمایش داده شده است، این نوع شترها فقط به‌همراه گروه‌های هدیه‌آورندگانی که از آسیای‌میانه و شرق دریای مازندران آمده‌اند، دیده می‌شود. در نقوش سنگ یادبود «شلمانسر‌ سوم» شاه آشور نیز افرادی شتر دوکوهانه به‌همراه دارند که متن کتیبۀ آن‌ها را متعلق‌ به کشوری دوردست در شرق نسبت داده‌اند. مهم‌ترین پرسش‌هایی که در این پژوهش مطرح می‌گردد عبارتنداز: بقایای انسانی به‌دست‌آمده در این گورستان بومی منطقه بوده‌اند و یا از مناطق دیگر به این منطقه مهاجرت کرده‌اند؟ گورنهاده‌های به‌دست‌آمده در محل ساخته یا وارداتی بوده‌اند و تا چه اندازه تحت‌تأثیر شیوه‌های هنری و صنعتی از مناطق دور و نزدیک بوده‌اند؟ و آیا می‌توان با مطالعۀ یافته‌های مورد پژوهش، مسیر مهاجرت این گروه‌ها را در مناطق حاصل‌خیز و کوهپایه‌ای مازندران بازسازی نمود؟ لذا نگارندگان در این مقاله علاوه‌بر مقایسۀ شکلی و ماهیتی سگک کمربند مفرغی با دیگر یافته‌های گورستان لفور تطبیق، تحلیل و تفسیر آن همراه با اسناد و منابع تاریخی به پرسش‌ها پاسخ می‌دهند. نتیجۀ پژوهش نشان می‌دهد این شئ در جای دیگری تولید و ساخته شده و ازطریق مهاجران به منطقه وارد شده است. 
دکتر زهرا پورشعبانیان، محمد مرتضایی، هایده خمسه،
سال 6، شماره 20 - ( 6-1401 )
چکیده

معماری بومی و سنتی هر منطقه برگرفته از اقلیم و جغرافیای آن منطقه بوده است و ‌مساجد به‌عنوان مهم‌ترین بنای ماندگار اسلام در شهرها و اقلیم‌های مختلف با حفظ ویژگی‌های منحصربه‌فرد خود متناسب با اقلیم هر منطقه در گذر زمان توسعه و دوام یافته‌اند. بقای ساختار مساجد تاریخی همدان نیز تحت‌تأثیر شاخص‌های اقلیمی منطقه بوده و اقلیم ساختار مساجد را طی سالیان متمادی تضمین نموده و امکان هم‌زیستی مسالمت‌‌آمیز معماری با محیط‌‌زیست و هم‌سازی آن را فراهم کرده است.‌ بر این‌مبنا، این پرسش قابلیت طرح می‌یابد که خصوصیات اقلیمی تا چه میزان در فرآیند شکل‌یابی مساجد تأثیر داشته است؟ به‌عبارت دیگر، عوامل اقلیمی تا چه اندازه در ایجاد اشکال و فرم‌های مشابه در ساختمان مساجد همدان مؤثر واقع شده‌اند؟ هدف از انجام پژوهش آن است تا با اتکا به منابع مطالعاتی و بررسی‌‌های میدانی، شاخص‌های اقلیمی همدان را در ساختار مساجد بازشناسی کرده تا زمینۀ پاسخ‌گویی به پرسش‌های مذکور فراهم گردد. با توجه به آن‌که کیفیت الگوی ساختاری و مصالح مورد استفاده در مساجد شهر همدان، با توجه به اقلیم کوهپایه‌ای مرتفع منطقه، دارای مشابهت‌های فراوان با یکدیگر است، و‌ طراحی هم‌سان با اقلیم در اکثر مساجد این منطقه همانند سایر شهرهای اقلیم کوهپایه‌ای مرتفع و کوهستانی رعایت ‌شده است؛ در نتیجه با مطالعه و تطبیق معماری و اقلیم می‌توان میزان تبعیت از اقلیم در معماری این سازه‌های ارزشمند را دریافت. به‌منظور شناخت معماری مساجد تاریخی شهر همدان، کلیۀ داده‌های اسنادی، کتابخانه‌ای و میدانی در نگاهی جامع بررسی شده تا تأثیرات اقلیم در ساختار معماری مساجد نمایان شود. 

مسعود نصرتی، محمدابراهیم زارعی، هایده خمسه،
سال 9، شماره 32 - ( 6-1404 )
چکیده

شهر «دماوند» مرکز شهرستان دماوند، برروی تپه‌ای از شمال به جنوب (طولی) در میانِ دره‌ای حاصلخیز واقع شده است؛ این شهر یک بافت تاریخی دارد که به‌عنوان هستۀ اصلی در قسمت مرکزی آن واقع‌شده و چهار محلۀ اصلی دارد. مسئله پژوهش این است که از مفهوم شهر و شهرستان برای نام دماوند، و نیز از هستۀ اصلی شهر، شناخت دقیقی در دست نیست. نوشتارهای مختصر منتشره، شهر دماوند را «شلنبه» یا «ویمه»، و نیز شهر «شلنبه» را مرکز ناحیۀ دماوند دانسته‌اند که با منابع هم‌خوانی ندارد. هدف این پژوهش روشن شدن مفهوم شهرستان و شهر برای دماوند و نیز شناخت دقیق‌تر شهر دماوند و شناسایی مرکز ناحیۀ دماوند و ساختارهای احتمالی آن است. این نوشتار به روش تاریخی و تحلیلی براساس بررسی و شناسایی با گردآوری اطلاعات کتابخانه‌ای و بررسی میدانی انجام شده است. پرسش‌ها: 1. مفهوم شهرستان و شهر برای نام دماوند در دورۀ ساسانی چگونه بوده است؟ 2. مرکز ناحیۀ دماوند چه نام داشته و با شلنبه چه تفاوتی دارد؟ 3. قدمت این مرکز به چه تاریخی بازمی‌گردد و ساختارهای احتمالی آن چه بوده است؟ نام دماوند در دورۀ ساسانی در جایگاه ناحیه و ازسویی دیگر، معرف شهر بوده است. اگرچه بنیادی اسطوره‌ای دارد، اما براساس منابع و شواهد قدمتی کهن‌تر از ساسانی دارد و مرکز ناحیه، در دورۀ ساسانی بوده و تا به امروز ادامه یافته است. دارای فضاهای مهم کهن‌دژ، شارِ درونی با بازار و میدان و محله‌ها و شارِ بیرونی بوده است. کهن‌دژ در مکان سرقلعه قرار داشته است. پذیرش دین اسلام، و بازگشت امنیت و آرامش که تا زمان ساخت مسجد در مکان سرقلعه طول کشید، باعث حفظ ساختارهای شهر شده بود.  



صفحه 1 از 1