logo

جستجو در مقالات منتشر شده


2 نتیجه برای بلالی اسکویی

دکتر آزیتا بلالی اسکویی، دکتر عاطفه صداقتی، خانم پریسا حسن‌خوشبخت، صنم کفشدوز سلیمی،
سال 5، شماره 18 - ( 12-1400 )
چکیده

فخرومدین به شبکه‌های درون حصار و اماکن مذهبی گفته می‌شود که به‌صورت مشبک‌هایی تکرار شوند. این‌گونه دیوارها را با قطعات گل‌پخته به اشکال هندسی و غیر‌هندسی ساخته‌اند و چون در فواصل آن‌ها حفره‌هایی پدید آمده، کوشیده‌اند که فرم آن‌ها نیز زیبا باشد. در دوران اسلامی ایران، بناهای آرامگاهی و مقابر پس از مساجد، در شمار مهم‌ترین آثار معماری و شهرسازی، جای می‌گیرند. ساخت این بناها از سدۀ چهارم هجری‌قمری، آغاز و با فراز و فرودهایی تا عهد صفویه، ادامه می‌یابد. به‌گواهی آثار بازمانده، دورۀ ایلخانان در ایران را می‌توان دوران اوج رواج و رونق ساخت «فخرومدین» در بناهای آرامگاهی دانست. در این نوشتار، تعدادی از بناهای آرامگاهی به‌جامانده از دورۀ ایلخانی، تیموری و صفوی موردبررسی تطبیقی قرار گرفته ‌است. جستار این پرسش اصلی را که فخرومدین چه سیر تحولی را در دوران اسلامی با تأکید بر سه دورۀ مذکور، طی نموده است و کاربرد آن، در تطبیق با هم چگونه قابل تشریح و ردگیری است؟ دنبال می‌نماید. این پژوهش، ترکیبی از دو نوع روش‌ پژوهش کیفی و کمّی و به روش توصیفی- تحلیلی بر پایۀ استدلال منطقی، انجام ‌شده ‌است. جمع‌آوری داده‌ها، ازطریق مطالعۀ کتابخانه‌ای و اسناد معتبر تاریخی و بررسی تصاویر و مراکز اسناد صورت‌ گرفته ‌است. در‌ این‌راستا ابتدا پیشینۀ تاریخی و مبانی ‌نظری مبحث مورد بررسی قرار‌ گرفته ‌است. سپس تمامی گونه‌های فخرومدین در مقابر سه دورۀ ایلخانی، تیموری و صفوی (درمجموع 25 نمونۀ موردی) با توجه به الگو‌های هندسی، محل قرارگیری و مصالح به‌کار برده‌‌شده در ساخت آن‌ها تحلیل شده‌ است. نتیجۀ مطالعۀ تطبیقی نشان می‌دهد که «فخرومدین» در قالب هفت شاخصۀ کالبدی-معنایی تدوین ‌شده است. این شاخصه‌ها شامل: معنویت، شفافیت، آسایش محیطی، امنیت، تعامل بصری، محرمیت و زیبایی هستند و مشخص شد که در دورۀ ایلخانی، شاخصه‌های «معنویت» و «تعامل بصری»، در دورۀ تیموری، شاخصه‌های «آسایش محیطی» و «تعامل بصری» و در دورۀ صفوی، شاخصه‌های «معنویت» و «آسایش محیطی» مورد تأکید بوده ‌است.

دکتر آزیتا بلالی اسکویی، محمد شیخ‌الحکمایی،
سال 7، شماره 26 - ( 12-1402 )
چکیده

اقامتگاه‌های میان‌راهی در دوره‌های تاریخی از هخامنشیان تا دورۀ قاجاریه با اهداف مختلفی ازجمله نظامی، سیاسی، تجاری و اقامتی ساخته می‌شد. در مناطق مرکزی ایران محل اقامت ساکنین این ابنیه، گرداگرد حیاط شکل می‌گرفت و حیاط ‌مرکزی به‌عنوان عنصر محوری در این ابنیه ایفای نقش می‌کرد. برخی از اقامتگاه‌های میان‌راهی علاوه‌بر دارا بودن حیاط مرکزی، در پیرامون خود حیاط‌های دیگری نیز داشته که در ارتباط با حیاط اصلی فعالیت می‌کردند. با توجه به اهمیت حیاط‌های جانبی در تأمین نیاز ساکنان اقامتگاه‌ها ضرورت دارد این فضاها در رباط‌ها و کاروانسراها مورد بررسی قرار گیرد. هدف از نگارش این پژوهش، بررسی نقش و عملکرد عناصر پیرامون حیاط‌های فرعی در رباط‌ها و کاروانسرا‌ها است. پژوهش حاضر این پرسش را مطرح می‌کند که، چه عواملی موجب شکل‌گیری حیاط‌های چندگانه در این ابنیه شده است؟ و دلیل شباهت یا تفاوت حیاط فرعی در رباط‌ها و کاروانسراها چیست؟ این مطالعه از طریق بررسی منابع کتابخانه‌ای هم‌چون کتب، مقالات و اسناد انجام گرفته که با استفاده از مبانی نظری به الگویابی فضاها در رباط و کاروانسراها با بهره‌گیری از روش توصیفی-تحلیلی خواهد پرداخت. یافته‌ها نشان می‌دهند در شکل‌گیری این بناها چهار عامل اقلیمی، خلوت و محرمیت (اقامتی) و خدماتی نقش‌ مهمی در ایجاد حیاط‌های فرعی را داشته که ذیل هرکدام از این گونه‌ها ریزفضاهایی را شامل خواهد شد. رباط‌ها و کاروانسرا ازمنظر ماهیت تشکیل متفاوت هستند و در گذر زمان این دو بنا به‌لحاظ کارکردی به یک‌دیگر نزدیک شده‌اند. مقایسۀ کارکردی حیاط‌های فرعی نمایانگر فضاها و کارکردهای مشابه بوده که به‌لحاظ ساختاری و چیدمان فضایی با یک‌دیگر متفاوت هستند. نتایج بیان می‌دارند که رباط‌ها معمولاً در ساخت خود از هیچ‌گونه طرح از پیش تعیین‌شده‌ای پیروی نکرده و برحسب نیاز در دوره‌های مختلف حیاط‌هایی به‌صورت متوالی در کنار هم شکل می‌گرفته‌اند، اما کاروانسراها دارای یک طرح از پیش‌ تعیین‌شده بوده که فضاهای آن برحسب طرح آماده شده و در جای خود قرار می‌گرفتند.


صفحه 1 از 1