logo

جستجو در مقالات منتشر شده


4 نتیجه برای بختیاری

سحر بختیاری، بهروز عمرانی، رضا سلمانپور، سیده‌زهرا ابطحی‌فروشانی، سپیده بختیاری،
سال 3، شماره 7 - ( 3-1398 )
چکیده

دورۀ نوسنگی را می‌توان رویداد مهم و نقطۀ عطف در تاریخ و زندگی بشر دانست. مطالعات باستان‌شناختی نشان می‌دهد که چندین‌ناحیه در خاورنزدیک، نوسنگی‌شدن را تجربه کرده‌اند و آذربایجان جزء نواحی حاشیه‌ای بوده و نوسنگی این‌ناحیه بازتاب کانون‌های نوسنگی بوده است، بدین‌گونه‌که در مرحلۀ واپسین نوسنگی، گروه‌های غیربومی نخستین‌بار دشت‌های پیرامون دریاچۀ ارومیه را به‌عنوان مرکز ناحیه مورد استقرار قرار دادند و سپس همین مرکز درگذر زمان، کانون اشاعه به حومه گردید. باوجود پژوهش‌های گسترده‌ای که در بخش‌های مختلف شمال‌غرب ایران انجام گرفته، شواهدی اندک و پراکنده‌ از دورۀ نوسنگی در نیمۀ شرقی آذربایجان به‌دست آمده و سکونتگاه‌های دورۀ نوسنگی جدید در بخش شرقی آذربایجان به‌مراتب ناشناخته باقی مانده است. پرسش‌های اساسی در ارتباط با وضعیت باستان‌شناسی، گاه‌نگاری، ماهیت فرهنگ و تعاملات منطقه‌ای و فرا‌منطقه‌ای در بخش‌های شرقی دریاچۀ ارومیه در این‌بازۀ زمانی وجود دارد. از آنجایی‌که این ناحیه به‌عنوان پل ارتباطی منتهی‌الیه شرقی و منتهی‌الیه غربی در شمال‌غرب ایران محسوب می‌شود، می‌تواند نقش مهمی را در تعریف فرهنگ‌های هزارۀ ششم ق.م. ایفا کند. امروزه شواهد باستان‌شناختی جدیدی دال بر وجود سکونتگاه‌های دورۀ نوسنگی جدید در آذربایجان مشاهده می‌شود که هم‌افق با حاجی‌فیروز هستند. در مقالۀ حاضر تلاش بر این است که با روش توصیفی- تحلیلی برمبنای یافته‌های باستان‌شناختی به‌دست‌آمده از شهرستان هوراند درمقایسه با آثار حاجی‌فیروز و همچنین با بازنگری مطالعات پیشین، تفسیری جدید از دورۀ نوسنگی جدید در ناحیۀ آذربایجان ارائه شود..

حسین کوهستانی اندرزی، حسن هاشمی زرج‌آباد، عاطفه بزی، محمدامین سعادت‌مهر، سپیده بختیاری،
سال 4، شماره 11 - ( 3-1399 )
چکیده

ایالت طبرستان (مازندران) به‌دلیل موقعیت‌‌های اقتصادی و تجاری فراوان همیشه از اهمیت ویژه‌ای برخوردار بوده، علاوه‌بر آن جایگاه سیاسی بالایی نیز برای حکمرانان قاجاری داشته است؛ به‌همین دلایل، از دیرباز ضرابخانۀ فعالی تا سال 1288 هـ.ق. در این ایالت دایر بود که در دورۀ ناصرالدین‌شاه قاجار (1313-1264 هـ.ق.) قِران‌های نقرۀ فراوانی را بین سال‌های 1266-1264، 1274-1269، 1283-1280، 1288-1287 هـ.ق. به ضرب رسانده بود. نظام ضرب سکۀ دورۀ ناصری، هرچند به‌صورت اسمی پیرو نظام تهران بود، اما در عمل هر شهر، نظامی خودمختار داشت و سکه‌های بیشتر شهرها با مقادیر متفاوت خلوص نقره به‌ضرب می‌رسید. این مسائل دو پرسش را برای ضرابخانۀ طبرستان طرح می‌سازد: مقدار خلوص نقرۀ سکه‌های ضرب‌شده در طبرستان چگونه بوده و سیر تغییرات آن چگونه رقم خورده است؟ سکه‌های ایالت طبرستان در جایگاه ایالتی مهم، دربرابر شهرها و ایالات مهم دیگر ایران نظیرِ مشهد، تبریز، تهران، اصفهان، و شیراز چگونه بوده است؟ بنابراین برای پاسخ دادن به این پرسش‌ها، تجزیۀ عنصری سکه‌های این دوره با استفاده از شیوۀ پیکسی به‌دلیل غیرمخرب بودن، سرعت و دقت بالای آن، پایۀ اصلی این پژوهش قرار گرفت تا تحلیلی از میزان تعهد ضرابخانۀ طبرستان به نظام مرکزی ضرب سکه در تواریخ مختلف درمقایسه با سایر شهرها و ایالات اصلی ایران عصر قاجار ارائه گردد. در این پژوهش تعداد 17 سکه در 17 تاریخ متفاوت، مورد تجزیۀ عنصری قرار گرفت که در نتیجه روند تغییرات میزان خلوص نقره به‌طور میانگین در دو بازۀ زمانی بین سال‌های 1278-1264 هـ.ق. 90.13%، 1288-1280 هـ.ق. 84.33%، و در کل این دورۀ ضرب 88.08%، تبیین شده و جایگاه آن ازنظر میزان خلوص نقره درمقابل ضرابخانه‌های مشهد (84%)، تبریز (82%)، تهران (90%)، اصفهان (84%)، و شیراز (90%) مشخص گردید. در آخر نیز اطلاعات ارزشمندی از نوع معادن نقرۀ مورد استفاده، یعنی معادن سروزیت و نحوۀ عیار زدن فلز سکه‌ها با فلزات مس و آهن به‌دست آمد.

سهیلا بختیاری، طاهر رضازاده، داود شادلو،
سال 5، شماره 18 - ( 12-1400 )
چکیده

شرایط ویژۀ دورۀ قاجار امکان دستیابی اروپاییان به قالی‌های ایرانی را بیش‌از‌پیش فراهم نموده‌ است. طی این دوره، اروپاییان علاقه‌مند به قالی ایرانی از فرصت‌هایی که در اختیارشان قرار گرفته بود به‌نحو احسن برای ایجاد، توسعه و تکمیل دارایی‌ مجموعه‌های قالی خود سود برده‌اند. آشنایی با زمینه‌های ایجاد این فرصت‌ها و آگاهی از راهبرد اروپاییان درخصوص تصاحب فرش‌های ایرانی این دوره ازجملۀ دغدغه‌های مهم معاصر در حوزۀ مطالعات فرش و البته مطالعات موزه است. براین‌اساس، این مقاله برآن است تا، ضمن پیگیری مهم‌ترین روش‌ها و راهبرد‌های اروپاییان در تصاحب قالی‌های ایرانی، عوامل مؤثر در دستیابی آنان به این قالی‌ها را شناسایی و معرفی کند؛ بنابراین، پرسش اساسی این مقاله عبارت است از این‌که، در دورۀ قاجار، چه عواملی امکان دستیابی اروپاییان به قالی‌های ایرانی را فراهم کرده است؟ فرض بر این است که عوامل داخلی و خارجی متعددی، ازجمله رونق صادرات و برپایی نمایشگاه‌های جهانی، در توسعۀ فرش‌اندوزی اروپاییان دخیل بوده است. در اینجا، برای یافتن پاسخ این پرسش از روش تحقیق توصیفی-تحلیلی استفاده شده است. همچنین، داده‌های این پژوهش به روش کتابخانه‌ای گردآوری شده و برای تجزیه و تحلیل آن‌ها روش کیفی به‌کار رفته است. نتایج این پژوهش نشان می‌دهند که سنت اهدای قالی به دربارهای اروپایی، از یک‌طرف، و رونق صنعت صادرات قالی، ازطرف دیگر، نقش مهمی در دستیابی اروپاییان به قالی‌های ایرانی ایفا کرده‌اند. در کنار این‌ها، ایجاد تحولات فرهنگی و تجددخواهی شاهان قاجار، به‌خصوص «ناصرالدین‌شاه»، و استقبال ایشان از شرکت در نمایشگاه‌های بین‌المللی قرن نوزدهم میلادی، نیز از دیگر شیوه‌های فرش‌اندوزی اروپاییان در این دوره به‌شمار می‌رود. در این نمایشگاه‌ها نه‌تنها قالی‌های این دوره، بلکه قالی‌های دورۀ صفوی نیز موردتوجه قرار گرفته، خریداری شده و به مجموعه‌ها و موزه‌های مختلف راه‌یافته‌اند.

سحر بختیاری، مهدی موسوی، محمدرضا نعمتی، ارکادیوش سولتیشیاک،
سال 9، شماره 32 - ( 6-1404 )
چکیده


 گورستان مرسین‌چال‌ در شرق روستای تلاجیم در بخش پشتکوه، شهرستان مهدی‌شهر در شمال‌ استان سمنان در فلات‌مرکزی ایران واقع شده‌ است. منطقۀ تلاجیم دارای قابلیت‌های بالقوۀ زیستی و معیشتی گسترده‌ای است که موجب دسترسی مردمان مرسین‌چال به طیف متنوعی از پوشش گیاهی و جانوری می‌شده است. این موضوع بر اهمیت مطالعۀ بقایای اسکلتی گورستان مرسین‌چال به‌عنوان بخشی از داده‌های باستان‌شناسی که منبع اطلاعاتی بسیار مهمی در جهت مطالعات دیرین تغذیه، عادات و رفتار غذایی، تبیین میزان انطباق و سازگاری با محیط‌زیست، مدل‌سازی وضعیت معشیتی و روشن ‌نمودن تفاوت‌های‌جنسیتی در سطح تروفیک (نوع تغذیه) هستند، می‌افزاید؛ بنابراین پژوهش حاضر با هدف بررسی استراتژی‌ زیستی-معیشتی ساکنین این گورستان در نیمۀ دوم هزارۀ اول پیش‌ازمیلاد ازطریق مطالعات زیست‌باستان‌شناسی موردمطالعه قرار گرفت. برای دستیابی به هدف مذکور پرسشی مطرح شد، مبنی‌بر این‌که، براساس مطالعات آنالیز ایزتوپ پایدار بر روی داه‌های بیولوژیکی به‌دست آمده از کاوش‌های باستان‌شناختی گورستان مرسین‌چال، چگونه می‌توان رژیم‌غذایی مردمان منطقۀ موردمطالعه را مشخص‌ نمود؟ در راستای پاسخ‌گویی به پرسش‌ مذکور، پژوهش حاضر با استفاده از مطالعات آماری و روش تحلیلی-آزمایشگاهی مطالعات آنالیز ایزوتوپ‌ پایدار کربن (δ13C) و نیتروژن (δ15N) برروی نمونه‌های کلاژن دندان، بقایای اسکلت‌های انسانی 12 گور از 49 تدفین کاوش شدۀ گورستان مرسین‌چال را موردمطالعه قرار می‌دهد. طبق مطالعات انسان‌شناسی فیزیکی، بقایای اسکلتی موردمطالعه متعلق‌به افراد بالغ بوده و شامل هر دو جنسیت زن و مرد می‌باشند؛ هم‌چنین برمبنای آنالیز ایزوتوپ‌های‌ پایدار کربن (δ13C) و نیتروژن (δ15N) برروی نمونه‌های کلاژن دندان، الگوهای رژیم‌غذایی ساکنان مرسین‌چال در نیمۀ دوم هزارۀ اول ‌پیش‌ازمیلاد موردمطالعه قرار گرفت و به‌عنــوان نتیجـۀ نهایــی مشخص گردید که با توجه به پتانسیل‌های زیستی محدودۀ مورد پژوهش، جامعۀ مرسین‌چال دارای رژیم‌غذایی ترکیبی مبتنی‌بر گیاهان C3 و C4 بوده و منابع پروتئینی خود را از به‌طور گسترده از علف‌خواران و به‌میزان اندکی از گوشت‌خواران تأمین می‌نمودند. 


صفحه 1 از 1