logo

جستجو در مقالات منتشر شده


3 نتیجه برای باصفا

محمدحسین رضایی، فاطمه موسیوند، حسن باصفا، سید فرزاد سیدفروتن،
سال 4، شماره 14 - ( 12-1399 )
چکیده

مطالعۀ بقایای انسانی به‌دست‌آمده از بافت‌های تدفینی و غیرتدفینی را می‌توان ازجمله مطالعات انسان‌شناسی جسمانی برشمرد. مبحث مطالعات میان‌رشته‌ای در حوزۀ خراسان به‌دلیل نبود مدارک مادی تا دهۀ جاری، فاقد هرگونه پژوهشی بوده؛ هرچند که همواره به اهمیت خراسان در این چرخه اشاره شده است. در دهۀ اخیر با توجه به رویکرد پژوهشگران این حوزه، مبحث مطالعات میان‌رشته‌ای کمی رونق گرفته است. ازجمله اهداف پژوهش حاضر، تعیین سن و جنسیت بقایای انسانی محوطۀ شهرک ‌فیروزه نیشابور است. پرسش‌های پژوهش عبارتنداز: سه نمونه اسکلت یافت‌شده از محوطۀ شهرک فیروزه نیشابور متعلق ‌به چه گروه جنسی هستند؟ بقایای انسانی مربوط به چه ردۀ سنی هستند؟ و آیا می‌توان بقایای یافت‌شده را متعلق به نژاد و قوم خاصی دانست؟ بدین‌منظور، ابتدا اسکلت‌های انسانی محوطۀ شهرک فیروزه که بین لایه‌های رسوبی قطور مدفون گشته بود، مورد پاکسازی قرار گرفت و درنهایت با مشارکت سازمان پزشکی‌قانونی اصفهان، تعیین سن و جنسیت نمونه‌ها براساس ریخت‌شناسی و مطالعات آنتروپولوژیستی صورت گرفت؛ سپس نمونه‌های دندانی این بقایا جهت استخراج DNA ایزوله‌شده (هسته‌ای و میتوکندریایی) به‌روش PCR برداشت شد. لازم‌به‌ذکر است که پژوهش حاضر بیانگر نتایج بخش اول مطالعات و مربوط به تعیین سن و جنسیت نمونه‌ها به‌روش ریخت‌شناسی است. نتایج پژوهش مشخص ساخت نمونه‌های موردمطالعه متعلق ‌به افرادی از جامعۀ شهرک فیروزه است که ازلحاظ سنی در دو گروه نوجوان و بالغ (2 نوجوان و 1 فرد بالغ) طبقه‌بندی می‌شوند و ازنظر جنسی نیز متعلق ‌به دو گروه مؤنث و مذکر (مردان و زنان) هستند. در رابطه با نرخ مرگ‌ومیر و میانگین جمعیت‌شناسی جامعۀ شهرک فیروزه نیز به‌دلیل حجم کم نمونه‌ها نمی‌توان به‌طور واضح اظهار‌نظر نمود، اما باتوجه به نمونه‌های فعلی و تعداد تدفین‌های به‌دست‌آمده، نرخ بالای مرگ‌ومیر در سنین پایین در محوطۀ شهرک فیروزه را نشان می‌دهد.

محمدامین سعادت‌مهر، حسن باصفا، حمیدرضا ثنایی، محسن مومنی،
سال 5، شماره 16 - ( 6-1400 )
چکیده

خراسان در دورۀ سلجوقیان ازمنظر اجتماعی و اقتصادی از اهمیت بالایی برخوردار بود و با به‌قدرت رسیدن «سلطان‌سنجر» (552-511 ه‍.ق.) نیز به ‌هستۀ سیاسی امپراتوری سلجوقی بدل گشت. با حملۀ غزها (548 ه‍.ق.) و به اسارت درآمدن سلطان‌سنجر اوضاع سیاسی، اجتماعی و اقتصادی خراسان دچار آشفتگی گردید. محوطۀ قهوه‌خانۀ سنگی برزنون نیز متعلق‌ به‌ دورۀ سلجوقی بوده و با پیدا شدن سکه‌ای طلایی از سلطان‌سنجر (ضرب‌شده در نیشابور به‌سال 551 ه‍.ق.) در لایه‌های سطحی آن، احتمال آن می‌رود که در کشاکش این حملات رو ‌به‌ ویرانی گذاشته باشد. به‌واسطۀ چنین هرج‌ومرج گسترده‌ای، متون تاریخی اطلاعات پراکنده و متفاوتی دربارۀ این واقعۀ تاریخی دارند؛ پس با در اختیار داشتن چنین سکه‌ای، علم سکه‌شناسی با تکیه‌بر علوم باستان‌شناسی و تاریخ می‌تواند اطلاعات ارزشمندی را در اختیار محققین قرار دهد. پس پایه و مایۀ اصلی این مقاله را سکۀ مکشوف از محوطۀ قهوه‌خانۀ ‌سنگی و نمونۀ نسبتاً مشابهی از آن (احتمالاً ضرب‌شده در نیشابور به‌سال 551 ه‍.ق.)، تشکیل می‌دهد. پرسش‌های اصلی این پژوهش عبارتنداز: 1. چگونه می‌توان با استفاده از این سکه و نمونۀ مشابه آن بخشی از تاریخ آن عصر را بازسازی نمود؟ 2. با توجه به ‌شرایط حاکم زمانی و عوامل تأثیرگذار، سکه‌های مورد بحث توسط چه کسی و با چه هدفی به ‌ضرب رسیده‌اند؟ این مقاله بر آن است تا علاوه‌بر معرفی این سکه‌های شاخص، به ‌بازسازی و مشخص ساختن علل برخی از حوادث با همراهی داده‌های سکه‌شناختی در کنار متون تاریخی بپردازد. در نتیجه مشخص گردید سکه‌های مورد مطالعه پس از آزادی سلطان‌سنجر از اسارت و به‌نام او، توسط «مؤید آی‌ابه»، در جهت مقابله نمودن با اتحاد «سلطان‌محمود» (دورۀ اول حکومت 551-548 ه‍.ق.) و «آتسز خوارزمشاه» (551-521 ه‍.ق.) و کسب مشروعیت لازم برای بقای قدرت و حکومتش در جایگاه امیر تابع سلطان‌سنجر، در نیشابور و حتی بخش‌هایی از خراسان ضرب ‌شده باشد.

حسن باصفا، فرشید مسیح‌نیا،
سال 6، شماره 20 - ( 6-1401 )
چکیده

عصرآهن در میانۀ آسیا و بخش مهمی از آن به نام خراسان، پیوند‌دهندۀ پیش‌از‌تاریخ به حکومت‌های دوران تاریخی است. این دوره همواره ابهامات و پرسش‌های فراوانی را داراست؛ به‌ویژه در خراسان که کمبود مطالعات به‌شدت احساس می‌شود. در این منطقه دشت نیشابور به‌لحاظ باستان‌شناسی جایگاه ویژه‌ای دارد و بی‌شک در شناخت مؤلفه‌های فرهنگی عصر‌آهن منطقه تأثیرگذار است. در پژوهش حاضر میلاد‌تپه که تقریباً در خط‌القعر و میانۀ دشت نیشابور واقع شده است، به‌صورت بررسی روش‌مند نمونه‌برداری شده است. هدف از این کار به‌دست آوردن اطلاعاتی است تا با آن بتوان در پیشبرد اهداف بلند‌مدت تفسیر عصر‌آهن در خراسان، به‌ویژه نیشابور استفاده کرد. بر این اساس هدف اصلی شناخت و تبیین فرهنگ‌های عصر‌آهنی نیشابور در مقیاس کوچک و در کل منطقۀ خراسان است. در این راستا مهم‌ترین پرسش پژوهش، چگونگی و چرایی عصرآهن در چشم‌انداز مطالعات اخیر حوزۀ فرهنگی خراسان است. در میلادتپه که سطح آن مسطح و صاف است، در چهارچوب بررسی روش‌مند نمونه‌برداری مواد فرهنگی انجام شده تا بتوان در رویکردی تطبیقی با گونه‌شناسی و طبقه‌بندی سفال‌ها، عصرآهن مورد مطالعه قرار گیرد. همچنین با استفاده از الگوی استقراری محوطه و سایر مؤلفه‌های استقراری میلادتپه می‌توان بخشی از ساختار‌های ناشناختۀ عصرآهن دشت نیشابور و به‌تبع آن خراسان را به‌شکل کاملی وارسی و خوانش نمود. براساس نتایج پژوهش میلادتپه که دارای توالی استقراری در عصرآهن است، در چهارچوب عصرآهن قدیم تا جدید منطقه قابل‌تفسیر است. مطالعات گونه‌شناسی سفال نیز نشان از همگونی با چهارچوب تفسیر‌شده برای عصرآهن جنوب‌غربی آسیای مرکزی دارد که آن براساس مؤلفه‌های فرهنگی محوطۀ یازتپه با نام یاز I تا III شناخته شده است. به‌طور کلی در رویکرد تطبیقی، نمونه‌های میلادتپه قرابت نزدیکی با سنت سفال‌گری یاز دارد.


صفحه 1 از 1