خهبات درفشی، صارم امینی، ناصر رضایی، حسام امینی، سال 3، شماره 9 - ( 9-1398 )
چکیده
در زمینباستانشناختی، با تشخیص و بررسی محتوای رسوبی و چینهنگاری لایهها و مواد فرهنگی-باستانی میتوان درک کامل و صحیحی از تاریخچۀ تحولهای طبیعی-فرهنگی مکانهای باستانی بهدست آورد. پژوهش حاضر، نتایج مطالعات زمینشناختی اولیه در محدودۀ باستانی کافرستان یسن را ارائه میکند که با هدف شناخت کلی زمینشناسی محلی و زمینریختشناسی محدودۀ موردنظر انجام گرفته است. مکانهای باستانی محدودۀ باستانی کافرستان یسن عمدتاً برروی تراسهای فرسایشی دامنهای احداث شدهاند. در محدودههای استقراری مانند گردکولیسی، بهنظر میرسد که سازههای معماری باستانی بهعنوان تلههای رسوبی برای انباشت رسوبات واریزهای و آبرفتهای دامنهای عصر هولوسن روی سطح تراسهای دامنهای عمل کردهاند. محدودۀ زرگولسی برخلاف دیگر محدودههای باستانی در محدودۀ یسن، برروی یک برجستگی طبیعی (Natural Ridge) منفرد متشکل از سنگهای سیلتی و ماسهای مشرف به رودخانۀ اشکولدره بنا شده است. مطالعۀ نهشتههای رسوبی سطحی در نیمرخهای طبیعی و دیوارۀ ترانشههای حفاری نشان میدهد که در اغلب محدودهها دو بخش رسوبی شامل رسوبات گراولی بسیار درشت درحدّ تختهسنگ و رسوبات گراولی ریزدانه در زمینۀ غنی از رس قابلتفکیک است. آثار معماری باستانی گاهی بهصورت همسطح با رسوبات گراولی درشت دیده میشود و در برخی از نقاط توسط رسوبات آبرفتی ریزدانه پوشیده است. پژوهش حاضر براساس فعالیتهای میدانی و بهروش توصیفی- تحلیلی، بهدنبال پاسخگویی به پرسشهایی همچون: 1) چگونی ارتباط میان محیط زمینشناسی و زمینریختشناسی محدودۀ باستانی کافرستان یسن با ویژگیهای فرهنگی محدودههای باستانی؛ و 2) میزان تأثیر ویژگیهای محیطی محدودۀ مزبور بر کاربری و مکانگزینی محدودههای باستانی کافرستان است. بهنظر میرسد رسوبات درشت تختهسنگی مربوط به یک مرحلۀ رسوبگذاری قدیمیتر باشد که احتمالاً در یک نیمرخ دامنهای متفاوت با وضعیت کنونی تهنشست یافته است. رسوبات آبرفتی ریزدانه عمدتاً محدود به لایههای سطحی است و احتمالاً نمایانگر رسوبات تاریخی (Historical Deposits) است که در یک نیمرخ دامنهای مشابه با وضعیت کنونی تهنشست یافته است. در برخی از نقاط این رسوبات توسط یک سامانۀ آبراههای جدیدتر بریده شده است.
با وجود تفاوتهای مشهودی که در موضوع، بینش، روش و بازده «پژوهشهای باستانشناختی» و «پروژههای عمرانی» یا «طرحهای توسعه» سراغ داریم و اصولاً بهرغم تباینهای آشکاری که میان مبانی و مبادی، اسم و رسم، ذات و عَرَض و خط و جهت آنها میتوان برشمرد، شباهتهای بارزی را هم از لحاظ جستارهای نظری و عملی، کار گروهی، سازمان و سازماندهی، طراحی و برنامهریزی، آماد و پشتیبانی، بحث و داوری، خاستگاههای حاکمیتی، قرارهای ملّی، الگوهای فراملّی، سرآغازهای اداری، روندهای مدیریتی، نگرشهای تخصصمحور، پایبندیهای کارشناختی و بهرهبرداریهای عمومی از این دو رویکرد «پیشینپژوهانه» و «تحولخواهانه» میتوان بازگفت. بهنظر میرسد ارزیابی ناهمگونیها و مقایسۀ همانندیها میان توسعهگری و باستانشناسی و تأویل اندرکنشهایشان در پرتو دیدگاهی بینامتنی چارچوبی نظری و سندی راهبردی را برای بررسی روشمندِ راهکارهای همکنشساز میان «باستانشناسی» و «توسعۀ پایدار» فراهم کند. در ورای جبرِ مقررات، حکم آییننامهها و الزام بخشنامهها و بهطور کلی جدا از ایجادها و ایجابها، بهمنظور انگیزش شخصی و پویایی سیستمی باید به درک اصول و مفاهیم، شناختِ روشها و کنشها و مشاهدۀ پیامدها و دستاوردها روی آورد و اقناع و ترغیب را اگر نه جایگزین مصوبهها، دستکم مکمل تصمیمسازیها و تصمیمگیریها قرار داد. با چنین دیدگاهی و باتوجه تلویحی به سرزمین و جامعۀ ایرانی، این مقاله به خوانش تحلیلیِ معنا، مضمون و دلالتهای «توسعه پایدار» و «باستانشناسی» و بازتاب استنباطی تفسیری درونمایه و قصد و آهنگ این دو و نسبت و اهمیت دو رویکرد مبتنی بر «بهینهسازی مطلوبهای حال و آینده» و «شناخت هویت و حفاظت آثار گذشته» در قاب هندسۀ فرهنگ، جبر تحول و ریاضی عمران میپردازد.
از آنجاییکه آثار کمی از نقاشی دورۀ سلجوقی بهجا مانده و ازسوی دیگر، بیشتر آنها بدون تاریخ و مکان نگارش هستند؛ بنابراین دربارۀ بیشتر آثار نگارگری این دوره، دیدگاه یکسانی وجود ندارد. از دیگر سوی، چون بیشتر پژوهشگران روش درست علمی را در پژوهشهای خود بهکار نمیگیرند، به مشکلات موجود در اینزمینه میافزایند. یکی از آثار نگارگری این دوره که موضوع این جستار و نیز دارای تاریخ نگارش است، نسخهای از کتاب التریاق منسوب به «جالینوس» است که در سال 595 ه.ق./1199م.، نوشته شده و در کتابخانۀ ملی پاریس نگهداری میشود. با توجه به آنکه در این دستنوشته، جای نگارش آن درج نشده است، بنابراین دربارۀ اینکه نسخۀ مذکور در کجا نوشته و مصورسازی شده، اختلافنظر وجود دارد. این نسخه را افراد مختلف به جاهای گوناگونی چون: ایران و جزیره، دیاربکر، موصل و مکتب بغداد نسبت دادهاند. بر ایناساس، مسأله و گزارۀ اصلی پژوهش حاضر، جایابی محل نگارش و مصورسازی این نسخۀ خطی است که با روش توصیفی-تحلیلی و تطبیقی مبتنیبر مطالعات کتابخانهای، دیدگاههای پژوهشگران بررسی و نقد شده و با مقایسۀ تطبیقی نشانداده خواهد شد که نسخۀ التریاق را نمیتوان به موصل، بغداد و...، جز ایران نسبت داد. با بررسی و مقایسۀ نگارههای این کتاب و دیگر آثار هنری ایرانی، بهویژه سفالینهها و فلزگری، مشخص شد که شباهت کاملی ازنظر سبکشناسی، شیوۀ ترسیم نگارهها و ترکیببندی بین کتاب التریاق و این آثار وجود دارد؛ بنابراین نسبت دادن این دستنوشته به جزیره نادرست است و میتوان گفت که وارونۀ دیدگاه بیشتر پژوهشگران، نگارههای کتاب التریاق بیشترین شباهت را با شیوۀ سبکهای هنر ایرانی دارد تا عراق؛ بنابراین میتوان اذعان داشت که خاستگاه این دستنوشته، ایران و دیدگاههای دیگر نادرست است.
فناوری مرکب آشولی در حدود 1.7 میلیون سال پیش در آفریقا پدیدار شد و تا حدود 1.5 میلیون سال پیش در غرب و جنوب آسیا منتشر شد. پراکنش آشولی به جنوب آسیا طی پلیستوسن قدیم نشان میدهد که ایران یا حداقل بخشهایی از آن نیز طی این زمان در محدوده پراکنش فرهنگ آشولی قرار داشته است. ایران از اینلحاظ همچون پل ارتباطی بین دو منطقۀ مهم شبهجزیرۀ عربستان و شبهقارۀ هند است که هر دو منطقه دارای شواهد غنی از فرهنگ آشولیاند. در نتیجه ایران، خصوصاً جنوب آن بهطور بالقوه اهمیت بسیار زیادی در شناخت چگونگی پراکنش این فرهنگ و ویژگیهای آن دارد. اما باوجود اهمیت این منطقه، اطلاعات ما از استقرارهای پارینهسنگی قدیم، خصوصاً آشولی در آن بسیار اندک است. در این پژوهش یافتههای جدیدی از منطقۀ دهتل در هرمزگان معرفی میشوند که ازلحاظ فناوری و گونهشناسی قابل انتساب به فرهنگ آشولی هستند. در بررسی مقدماتی این محوطۀ وسیع که بین رشتهکوه پرلاور و روستای دهتل واقعشده، مجموعۀ کوچکی از دستتراشهای سنگی گردآوری شد که شامل یک تبردستی، یک خراشندۀ انتهایی بزرگ، یک سنگمادر و یک تراشۀ بزرگ است که در محدودۀ کوچکی در حاشیۀ روستای دهتل یافت شدند. علاوهبر این در بررسی بخش بالایی مخروطافکنههای آبرفتی کوه پرلاور و تنگۀ خشووه تعدادی تختهسنگهای نیمهمدور بررسی شدند که در سطح دو نمونۀ آنها آثار برداشت تراشههای بزرگ مشاهده شد. در این پژوهش ویژگیهای فناوری و گونهشناسی یافته معرفی و در بستر منطقهای موردبحث قرارگرفتهاند.