<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
<channel>
<title> مطالعات باستان شناسی پارسه </title>
<link>http://journal.richt.ir/mbp</link>
<description>فصلنامه مطالعات باستان شناسی پارسه - مقالات نشریه - سال 1397 جلد2 شماره5</description>
<generator>Yektaweb Collection - https://yektaweb.com</generator>
<language>fa</language>
<pubDate>1397/9/10</pubDate>

					<item>
						<title>تحلیل وضعیت تپه‌بتکی الشتر در عصرمفرغ (مبتنی‌بر یافته‌های سفالی حاصل از گمانه‌زنی به‌منظور تعیین حریم و بررسی سطحی)</title>
						<link>http://journal.richt.ir/mbp/browse.php?a_id=103&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>&lt;div style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;تپه بتکی یکی از شناخته شده ترین محوطه های باستانی شهرستان  الشتر است و این به سبب بررسی هایی بوده که از حدود 80 سال پیش تاکنون در این محوطۀ باستانی صورت گرفته است. بررسی های اولیه در این تپۀ باستانی نشان دهندۀ وجود ادوار فرهنگی از دوران پیش از تاریخ، تاریخی و اسلامی است. در این ارتباط و درجهت حفاظت از تپۀ باستانی بتکی، نگارنده ازسوی میراث فرهنگی استان لرستان در مردادماه 1397 ش. مأموریت بررسی و گمانه زنی به منظور تعیین عرصه و حریم این تپه را یافت. بررسی سطحی و گمانه زنی در این تپه از 7 تا 20 مردادماه ادامه یافت. در این مدت تپه به دقت موردبررسی قرار گرفت و 17 گمانه 5/1 در 5/1 متر در جهات مختلف تپه ایجاد شد. در طی بررسی سطحی محوطه، هدف، ثبت دقیق یافته های فرهنگی نواحی مختلف تپه بود. برای این منظور، تپه به 5 ناحیۀ شمال، غرب، جنوب، شرق و مرکز تقسیم و هر ناحیه به دقت بررسی شد. هدف از این کار، تفکیک نواحی مختلف تپه جهت ثبت یافته های فرهنگی و تشخیص تراکم مواد فرهنگی ادوار مختلف در هر ناحیه از تپۀ بتکی بود. بنابراین بررسی وجود دورۀ مفرغ در تپه بتکی و همچنین بررسی تپه ب منظور تحلیل پراکنش مواد فرهنگی مربوط به این دوره در نواحی مختلف آن، از مهم ترین اهداف این پژوهش است. در این تحقیق، 22 نمونه سفال عصرمفرغ گردآوری شده از بررسی سطحی و کاوش تعیین عرصه و حریم تپۀ بتکی مورد مطالعه و گونه شناسی قرار گرفته است. این تعداد سفال از میان 330 نمونه سفال به دست آمده از گمانه زنی و بررسی سطحی تپه انتخاب شده اند؛ یعنی تنها 22 نمونه سفال مربوط به دورۀ مفرغ بوده است. بنابراین باوجود وسعت نسبتاً زیاد تپه بتکی و غنای فرهنگی آن در ادوار بعد، در دورۀ مفرغ چندان قابل توجه نیست.&amp;nbsp;&lt;/div&gt;</description>
						<author>مهدی حیدری</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>بررسی نقش هندسۀ اجزا در ساختار ستون‌های سنگی پیش از اسلام ایران</title>
						<link>http://journal.richt.ir/mbp/browse.php?a_id=104&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>&lt;div style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;در گذر زمان یکی از عناصر اصلی انتقال دهندۀ بارهای عمودی ساختمان، ستون ها بوده اند که به دلیل مسائل انتقال بار، شیوه های معماری، مصالح در دسترس و نوع اتصالات، فرم های گوناگونی پیدا کرده اند. با بررسی های انجام شده بر روی ستون ها می توان بخشی از دانش فراموش شدۀ معماری ایرانی را آشکار ساخت و نیز تنوع فرمی و ساختاری ستون ها را به شکل کلی دسته بندی کرد. اندازه و فرم قلمه، پایه و سرستون در شکل گیری فرم نهایی ستون های سنگی پیش از اسلام ایران به شکل مستقیم تأثیرگذار بود ه اند. اکثر پژوهشگران در شرح آثار معماری تنها به توصیف کلی ستون ها در خلال بررسی یک بنا پرداخته اند. این پژوهش برای نخستین بار عامل هندسه را به عنوان یکی از عوامل اصلی در ساختار ستون های پیش از اسلام ایران تحلیل خواهد کرد. داده های این پژوهش ترکیبی از داده های کتابخانه ای و میدانی است. در این پژوهش با تصویر برداری و بررسی انواع ستون ها، دسته بندی های موردنظر انجام شد. پژوهش پیش رو تلاش دارد تأثیر فرم و اندازه را در ساختار ستون های سنگی در بناهای کهن پیش از اسلام ایران مورد تحلیل و بررسی قرار دهد. تحلیل ها آشکار کرد که در شکل گیری پایه و بدنۀ ستون های سنگی در بناهای کهن ایران عموماً از فرم و نقوش بومی رایج در ایران استفاده شده، به گونه ای که پایه ستون ها در دوره های مختلف به اشکال مکعبی و گلدان وارونه بوده و بدنۀ ستون ها نیز به سه شکلِ ساده، شیاردار و خیاره ای بوده اند. امّا در شکل گیری سرستون ها از عناصر موجود در ساختار ستون های برخی تمدن های دیگر تأثیر گرفته شده و بیشتر از فرم و نقوش گیاهی، حیوانی و انسانی بهره برده اند.&amp;nbsp;&lt;/div&gt;</description>
						<author>نگار کورنگی</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>از کُوار (شیراز) تا سواحل خلیج‌فارس؛ تحلیلی بر اهمیت بازرگانی پل کُوار و بند بهمن در دورۀ ساسانی و صدر ‌اسلام</title>
						<link>http://journal.richt.ir/mbp/browse.php?a_id=105&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>&lt;div style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;در سراسر عصر ساسانی و همین طور دوران اسلامی، تجارت نقش بسیار پررنگی در اقتصاد و معیشت مردمان آن ادوار داشته است. در این میان بنا به دلایل سیاسی در اواخر عصر ساسانی، راه های دسترسی به خلیج پارس از اهمیت خاصی برخوردار می شود. شهرستان کوار با توجه به قرارگرفتن در مسیر تجاری استان فارس که از یک سو به خلیج پارس و ازسوی دیگر به نواحی مرکزی این امپراطوری منتهی می شد، نقش پررنگی درطول تاریخ داشته و به سبب وجود رود سکان (قره آقاج) در جوار این شهرستان، عبور کاروان های تجاری در گرو احداث معبری بوده که این مهم را میسر کند. در مقالۀ پیش رو تلاش شده است تا با توسل به مطالعات باستان شناسانه و همچنین تحقیقات کتابخانه ای به بررسی منبع آبی شهر کوار، نقش پل کوار در ایجاد ارتباط با خلیج فارس و همچنین ریشه شناسی نام این شهر پرداخته شود. بقای پل کوار یکی از گزینه های احتمالی عبور کاروانیان بوده است. با بررسی متون جغرافیایی دسته اول از سده های آغاز اسلام و همچنین بررسی سازۀ فعلی پل می توان دریافت که این شهرستان با اتکا به این پل تاریخی، نقش بی بدیلی در ایجاد و دوام تجارت از دورۀ ساسانی تا دوران اسلامی داشته است. همچنین دوام و بقای این شهر در طول تاریخ در گرو آبی بوده که از بند بهمن به واسطۀ تأسیساتی خاص به این شهر می رسیده است. بر این اساس در پژوهش حاضر سعی شده تا با بررسی تأسیسات یادشده، چگونگی و عملکرد آن تبیین شود و همچنین علاوه بر شناخت  پل کوار، با رویکرد فنون ساخت و کاربرد و عملکرد آن براساس منابع نوشتاری موجود، چشم انداز منطقه بررسی و در آخر با ارزیابی نتایج به دست آمده، گاه نگاری پیشنهادیِ آن بازگو شود. روش تحقیق توصیفی، تطبیقی و تحلیلی است.&lt;/div&gt;</description>
						<author>حمید پورداود</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>مطالعۀ نواسانات سطح آب دریا و تأثیر آن بر بنادر تاریخی، کشتیرانی و دریانوردی دریای خزر (مازندران)</title>
						<link>http://journal.richt.ir/mbp/browse.php?a_id=106&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>&lt;div style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;سطح آب دریای خزر به عنوان بزرگ ترین دریاچۀ روی زمین از تغییرات و نوسانات زیادی برخوردار بوده است. با تغییر سطح آب این دریا، زمین های پست بسیاری به زیر آب رفته یا بخش هایی از سواحل کم عمق از آب خارج شده اند. با وجود مطالعات فراوانی که درخصوص تغییرات سطح آب دریای خزر انجام شده، اطلاعات چندانی از داده های تاریخی در حوزۀ دریانوردی، کشتیرانی، تجارت دریایی و بنادر تاریخی این دریای بسته وجود ندارد. دریانوردی و کشتیرانی در دریای مازندران از قدمت چندانی برخوردار نبوده و به سده های اخیر محدود می شود. در منابع جغرافیای تاریخی درمورد دریای خزر، خبری از دریانوردی و کشتیرانی در دوره های پیش از صفویه دیده نمی شود. از دورۀ قاجار، رفت وآمد کشتی های تجاری بین بنادر تزار و ایران برقرار شده و کالاهای تجاری بین بنادر روسی از طریق رودخانۀ ولگا با بنادر ایرانی انزلی، سرمشهد و آشوراده تجارت می شد. به جز اشارات اندک جهانگردان و مورخینِ این عصر، اطلاعات چندانی درمورد ساختار این کشتی ها در اختیار نیست. در دهۀ اخیر با تغییر سطح آب دریای خزر و پائین رفتن سطح آب، تعدادی از کشتی های تاریخی این دریاچه آشکار شده است. شناسایی چندین کشتی از جنس الوار چوبی در سواحل تالش، رودسر، نکا و خلیج گرگان، اطلاعات باارزشی درخصوص ساختار کشتی های تاریخی و کشتیرانی دریای خزر ارائه خواهد داد. در این نوشتار که براساس پژوهش میدانی و مطالعۀ کتابخانه ای فراهم شده است، ضمن معرفی کشتی های تاریخی که به واسطۀ تغییرات سطح آب دریا پدیدار شده اند، فقدان نمونه های قدیمی تر در این دریای بسته به دلیل نبود بادهای موسمی، جهت حرکت نامنظّم امواج، نبود تمدن های هم جوار و به تبع آن فقدان مسیرهای تجاری دریایی، پیش روی و پس روی متناوب آب دریا و دیگر عوامل مورد مطالعه قرار خواهد گرفت.&lt;/div&gt;
&lt;div style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;&lt;/div&gt;</description>
						<author>حسین توفیقیان</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>مطالعۀ عودهای گردنی به‌عنوان اولین سازهای مضرابی</title>
						<link>http://journal.richt.ir/mbp/browse.php?a_id=107&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>&lt;div style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;اولین جرقه های موسیقی در ذهن انسان با شنیدن اصوات طبیعت آغاز شد و احتمالاً با جست وخیزها، پایکوبی و دست افشانی ها آغاز و تبدیل به آواز و سرود شده است. این اعمال در مراسمات، نیایش و شاید جشن جمع آوری محصول انجام شده و به تدریج آن را یکنواخت کرده و حرکات موزون، ضرب و ریتم را به وجود آورده است. آن ها با نواختن دست ها به هم و بدن، کوبیدن دو چوب به یکدیگر و با زدن دو کندۀ توخالی برهم و هر شئ که می توانست صوتی از خود خارج کند، آرام آرام  به توازن رسیدند و معتقد بودند که این اصوات و الحان دارای تأثیرات جادویی است. در این میان افسانه هایی نیز در اقوام مختلف بر سر زبان ها بوده مبنی بر پیدایش موسیقی، که سال ها سینه به سینه نقل شده است؛ از جمله ساخته شدن ساز لیر که با رودۀ آپولون انجام شده و یا تراش کاسۀ لاک پشت که توسط هرمس انجام شده است و یا قهر الهۀ خورشید و حتی دستور امپراطور چین، هاکونگ تی مبنی بر ابداع موسیقی و تقلید کردن صدای پرندگان با آلات موسیقی. محور این پژوهش عودهای گردنی است که آثار آن را در هنر ایلام باستان و بین النهرین می توانیم جست وجو کنیم. هدف اصلی این پژوهش نیز بر بررسی و تحلیل این گونه ساز، انواع این ساز و شیوۀ ساخت آن تمرکز دارد و بر این اساس در این پژوهش سعی شده است با شیوۀ میدانی و کتابخانه ای در مورد عودهای گردنی توضیح داده و همچنین دربارۀ لاکِ لاک پشت که در کاوش های باستان شناسی مخصوصاً در قبور به دست می آیند و تنۀ اصلی این سازها هستند.&amp;nbsp; در این پژوهش دو نوع ساز عود گردنی که شامل عودهای گردنی ملودیک و عودهای گردنی هارمونیک می باشند، از نظر ساختار مورد بررسی قرار گرفته است. از نظر نگارنده، تکامل یافتۀ این سازها در عصر حاضر، سازهای تار، سه تار، تنبور و دیگر سازهای مضرابی است.&lt;/div&gt;</description>
						<author>مصطفی باقرزاده چالشتری</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>تحلیل اثر هندسه بر ویژگی‌های کالبد معمارانۀ سابات‌های ایرانی نمونۀ موردمطالعه: سابات‌های پیوستۀ محلۀ فهادان یزد</title>
						<link>http://journal.richt.ir/mbp/browse.php?a_id=108&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>&lt;div style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;در معماری بومی ایران یکی از اصول طراحی فضاهای شهری مردم واری بوده است. معمار ایرانی همیشه نیازها و خواست های انسان را درنظر می گرفته است. معمار گذشته براساس اقلیم موردنظر فضای معماری را درجهت فراهم کردن آسایش انسان طراحی می کرده است. باتوجه به اینکه از ویژگی های معماری اقلیم گرم وخشک ایران آفتاب سوزان و درجه حرارتی بالاست، یکی از تمهیداتی که معمار گذشته درجهت سایه اندازی در گذرها طراحی و ساخته است، سابات ها هستند. سابات ها ساختارهایی در کوچه ها و گذرها هستند که بخشی از معبر را سرپوشیده کرده و همچنین این عناصر اقلیمی علاوه بر مطلوب ساختن شرایط زیستی، در مقاوم سازی ساختمان های دو طرف گذرها نقش داشته اند. با مطالعه و بررسی پیرامون ساختار کالبدی این عناصر اقلیمی-سازه ای می توان بخشی از دانش نهفته  شدۀ فراموش شدۀ معماران گذشته ایران را نمایان ساخت و همچنین در شهرسازی امروزی از این عناصر بومی پایدار الگوبرداری کرد و بهره گرفت. بین هندسه و کالبد معماری سابات های محلۀ فهادان یزد، رابطۀ معنی دار و مستقیمی وجود دارد. براساس مرور ادبیات، موضوع این پژوهش و بررسی های انجام گرفته، تاکنون برروی مفهوم سابات به عنوان عنصری اقلیمی، بررسی میزان پایداری آن در گذرها و گونه شناسی در شهرهایی چون اصفهان، یزد، دزفول و شوشتر صورت گرفته است. این نوشتار برای نخستین بار ویژگی های هندسی، معماری سابات های محلۀ فهادان یزد را مورد ارزیابی قرار داده است. پژوهش حاضر براساس هدف، بنیادی-کاربردی و به روش استدلال استقرایی داده ها به اثبات رسیده است. گردآوری اطلاعات به شیوۀ کتابخانه ای، میدانی و ترسیمی انجام شده و این مقاله بر آن است تا تأثیر هندسه بر کالبد و شکل معمارانه سابات های محلۀ موردنظر را مورد تحلیل قرار دهد. براساس یافته های این تحقیق آشکار شد که هندسه به عنوان عاملی تأثیرگذار بر کالبد معماری سابات های محلۀ فهادان یزد است. نقشۀ سابات های موردمطالعه از مستطیل کامل ایرانی و یا دیگر نسبت های آن پیروی می کنند. بیشتر سابات های انتخابی در این محله ازلحاظ کشیدگی نقشه درجهت شمالی-جنوبی قرار گرفته اند. بیشترین تعداد سابات ها ازلحاظ مکانی در وسط گذر واقع  شده اند، همچنین هندسۀ قوس آن ها بیشترین تعداد به صورت مازه دار است.&lt;/div&gt;</description>
						<author>شهریار ناسخیان</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>بازآفرینی مفهوم بافت شهری در قزوین</title>
						<link>http://journal.richt.ir/mbp/browse.php?a_id=109&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>&lt;div style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;شهر، معنایی بیش از یک محوطۀ محصور درون بارو را داشته و بیشتر یک حوزه را معرفی می کند. شهرها، طی تاریخ نسبتاً طولانی خود شاهد تغییرات ژرفی در وضعیت صنعتی، اجتماعی، اقتصادی، سیاسی و به ویژه جمعیتی خود بوده اند. کهن ترین شهرها در حدفاصل پایان هزارۀ چهارم و آغاز هزارۀ سوم قبل ازمیلاد در آسیای غربی و در نقاطی پدیدار شدند که آب و هوای آن ها مساعد ، و زمینِ  حاصلخیز برای کشت و زرع، مناسب بود. همچنین قدمت شهر و شهرسازی در ایران نیز به هزارۀ چهارم قبل ازمیلاد می رسد، اما روند شکل گیری شهر و تداوم شهرنشینی در آن سیر تدریجی خاص خود را داشته است. هویت ایرانی شهر شامل ویژگی ها و ارزش های معماری و شهرسازی سرزمین  ایران ، مربوط به قبل از ورود اسلام می باشد. پس از ورود اعراب به ایران و تشکیل حکومت یکپارچه  اسلامی در سرزمین های زیر تسلط اسلام، شاهد شکل گیری نطفه های اولیۀ شهرهای جدید بوده ایم که این شهرهای جدید، اکثراً از تعلیمات اسلامی نشأت گرفته  و به دو دستۀ عمده شامل؛ شهرهای به جا مانده از تمدن های ماقبل از اسلام و یا شهرهای بنا شده توسط مسلمین قابل تفکیک  اند. شهر دورۀ اسلامی به لحاظ ساختاری تداوم شهرسازی عصر ساسانی بود و عناصر کالبدی آن اکثراً برگرفته از فرهنگ غنی اسلام و نشانگر تمدن و فرهنگ اسلامی اند. یکی از این شهرها، قزوین می باشد که هستۀ اولیۀ آن در زمان شاپور ساسانی شکل گرفته و به تدریج در طی دوران اسلامی توسعه و گسترش داشته و در زمان صفویه توسط شاه تهماسب به عنوان دومین پایتخت این دودمان انتخاب شده است.&lt;/div&gt;</description>
						<author>شیما احمدصفاری</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>بازشناسی و تحلیل معماری مسجد جامع همدان</title>
						<link>http://journal.richt.ir/mbp/browse.php?a_id=110&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>&lt;div style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;در فرهنگ و تمدن ایرانی-اسلامی،  مسجد به عنوان مهم ترین بنای ماندگار اسلام در شهرها و اقلیم های مختلف ساخته شده است، و هویت شهرهای اسلامی با مساجد جامع درهم آمیخته است. مسجد جامع همدان، کهن ترین مسجد در بافت قدیمی شهری، در میان بازار این شهر و میدان مرکزی واقع شده است. این مسجد شاخص، متعلق به قرون اولیۀ اسلامی است، که در طی دوران های مختلف خصوصاً دوران صفوی و قاجار مورد بازسازی و مرمت قرار گرفته است، اما از ساختار کهن مسجد آثاری باقی نمانده، و ساختار فعلی متعلق به دورۀ قاجار است. باوجود ویژگی های کلی این اثر، شکل ساختمان مسجد جامع تأثیر زیادی در هماهنگ ساختن ساختمان با شرایط اقلیمی دارد. حال این پرسش مطرح می گردد که اقلیم منطقه تا چه میزان توانسته بر فرآیند شکل گیری مسجد تأثیرگذار باشد؟ و الگو پذیری از شرایط اقلیمی تا چه میزان دوام ساختار مسجد را تضمین نموده است؟ بر مبنای پرسش های فوق هدف پژوهش حاضر این است که با بهره مندی از روش توصیفی-تحلیلی و با اتکا به منابع مطالعاتی و بررسی  های میدانی به معرفی و تجزیه تحلیل ساختار معماری مسجد جامع پرداخته شود، تا زمینۀ پاسخگویی به پرسش ها ی مطرح شده فراهم گردد. برآیند چنین بررسی را می توان در تأثیرپذیری ویژگی های معماری مسجد جامع، از اقلیم منطقه مشاهده نمود؛ این اثر، علاوه بر عملکرد مذهبی، موقعیت مکانی این مسجد و قرارگیری در امتداد بازار اصلی شهر، منجر به آن شده که مسجد جامع نقش مهمی را در شکل گیری نظام های طراحی و سیمای عمومی شهر ایفا نماید. با توجه به ساختار معماری مسجد جامع عمده تحولات صورت گرفته در بنا مربوط به دوره های قاجار و معاصر است؛ ساختار مسجد تابع الگوی شبستان ستوندار بوده، دارای گنبد، گلدسته و سنگاب می باشد، و تنها نمونۀ مسجد گنبددار با ارزش تاریخی در بافت شهری همدان است.&lt;/div&gt;</description>
						<author>زهرا پورشعبانیان</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>تحلیلی بر سبک و نام شاهنامۀ معروف به: مینیاتور 29 یا مدحی</title>
						<link>http://journal.richt.ir/mbp/browse.php?a_id=111&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>&lt;div style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;شاهنامۀ مدحی در نیمۀ اول سدۀ هفدهم م. توسط هنرمندان عثمانی نگارگری شده است. معرفی این کتاب و بررسی نگاره های آن از این جهت حائز اهمیت است که نگارگری عثمانی در منظومۀ تاریخ  هنر اسلامی و به ویژه در ایران به واسطۀ قرابت، ارتباطات و کشمکش های زیادی که فیمابین دولت صفوی و عثمانی وجود داشت، می تواند گره گشای بسیاری از مباحث پیرامونی قلمرو فرهنگ و هنر این دو کشور باشد و هم اینکه تحلیلی تاریخی پیرامون نام و هویت تاریخی یکی از نسخ معتبر شاهنامه به زبانی غیر از فارسی در خارج از کشور انجام می گیرد. این کتاب به خط عربی و به زبان ترکی استانبولی تحریر شده است. کتاب ترجمۀ ترکی یکی از متون ایرانی است که آوازه ای جهانی دارد. این پژوهش با هدف شناخت و آگاهی از هنر دورۀ عثمانی و تأثیرات فرهنگ و ادبیات ایران بر آن هنر انجام شده است. برای مطالعه  و تحقیق بر روی این کتاب به مخزن کتابخانۀ دانشگاه اوپسالا در سوئد مراجعه شده است. کتابخانه، این کتاب را با عنوان شاهنامۀ 29مینیاتور ثبت کرده است. برای تحلیل و جمع آوری اطلاعات در مورد نگاره های این کتاب علاوه بر استناد به اصل نسخه، به کتاب های هنر اسلامی به خصوص نگارگری عثمانی به ویژه عثمان دوم که نگارش این کتاب به فرمان او انجام شده، رجوع گردید. این پژوهش به شیوۀ اسنادی و با رویکرد تاریخی و به روش تحلیلی انجام گرفته است. نتایج این تحقیق نشان  می دهد که نگارگری عثمانی با وجود تأثیرپذیری از نگارگری ایرانی و نقاشی اروپایی راه خود را ادامه داده و با روش خود به آن ها هویت مستقل بخشیده است. با توجه به نوع ترکیب بندی ها، نگاره های این شاهنامه در سه سبک جای می گیرند که احتمالاً توسط سه نگارگر کار شده است.&lt;/div&gt;</description>
						<author>عباس نامجو</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>تبیین نقش تأثیرگذار قهوه‌خانه در جریان شکل‌گیری نقاشی قهوه‌خانه‌ای</title>
						<link>http://journal.richt.ir/mbp/browse.php?a_id=112&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>&lt;div style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;نقاشی قهوه خانه ای، مکتبی از نقاشی روایی رنگ روغنی است که در اواخر حکومت  قاجار و جنبش  مشروطیت با موضوعات رزمی، بزمی و مذهبی، به دست هنرمندانی مکتب ندیده در قهوه خانه ها شکل گرفت. تحولات مختلف اجتماعی و سیاسی دورۀ قاجار باعث ایجاد بستر جدیدی در عرصۀ هنر ایران شد. با سرکوب آزادی خواهی های مردم توسط این حکومت استبدادی، انقلاب  مشروطیت سبب اجتماع و جنبش  مردمی در قهوه خانه ها شده و این جریان باعث می شود برروی پرده های نقاشی  قهوه خانه ای تأثیر به سزایی بگذارد؛ چراکه قهوه خانه ها که به عنوان یکی از پایگاه های مهم اجتماع  مردمی در دوران قاجار بوده اند، نقش عمده ای در شکل گیری این نهضت  هنری ایفا می کنند. در مقالۀ پیش رو با توجه به انتقادی بودن نقاشی قهوه خانه ای علیه حکومت استبدادی قاجار و داشتن رویه ای برخلاف سنت نقاشی هم عصر، سعی گردیده قهوه خانه را به عنوان نهادی با کارکردهای اجتماعی و فرهنگی، درجهت تقویت روحیۀ ملی و مذهبی مردمی که در دوران  قاجار نقش به سزایی ایفا کرده، با هم سویی جریان مشروطیت انطباق دهد و تأثیر آن  را در شکل گیری نقاشی قهوه خانه ای ازنظر اهمیت و نقش سیاسی اجتماعی آن موردبررسی قرار دهد. پرسش های پژوهش عبارتند از: 1- قهوه خانه ها تا چه اندازه بر جریان شکل گیری نقاشی قهوه خانه ای در دوران نهضت مشروطیت تاثیرگذار بوده اند؟ 2- مبانی شکل گیری مکتب نقاشی قهوه خانه ای در جریان استبداد حکومت قاجار چگونه بوده است؟ روش تحقیق، کتابخانه ای و میدانی شامل مطالعات  پایه ای درخصوص نقاشی قهوه خانه ای و انقلاب  مشروطیت و بررسی فضای قهوه خانه های قاجار است و پس  از استدلال و تطبیق و تجزیه و تحلیل، نتایج ذیل حاصل می شود که جریان نقاشی قهوه خانه ای در قهوه خانه ها در دوران مشروطیت، حرکتی ضد استبدادی و انتقادی علیه حکومت قاجار بوده و محتوای گفتمان درون قهوه خانه ها در این دوران بر موضوعات نقاشی ها تأثیر به سزایی گذاشته که با جریان مشروطیت هم راستا می شود.&lt;/div&gt;</description>
						<author>کریم زارعی</author>
						<category></category>
					</item>
					
	</channel>
</rss>
