<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
<channel>
<title> مطالعات باستان شناسی پارسه </title>
<link>http://journal.richt.ir/mbp</link>
<description>فصلنامه مطالعات باستان شناسی پارسه - مقالات نشریه - سال 1402 جلد0 شماره0</description>
<generator>Yektaweb Collection - https://yektaweb.com</generator>
<language>fa</language>
<pubDate>1402/12/11</pubDate>

					<item>
						<title>تأملی باستان شناسانه بر عدم بازتاب نام حضرت محمد و اسلام بر روی مواد فرهنگی دهه های آغازین صدر اسلام و تبیین تدریجی هویت اسلامی</title>
						<link>http://journal.richt.ir/mbp/browse.php?a_id=1426&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>&lt;span style=&quot;font-size:14pt&quot;&gt;&lt;span style=&quot;line-height:115%&quot;&gt;&lt;span style=&quot;direction:rtl&quot;&gt;&lt;span style=&quot;unicode-bidi:embed&quot;&gt;&lt;span new=&quot;&quot; roman=&quot;&quot; style=&quot;font-family:&quot; times=&quot;&quot;&gt;&lt;span lang=&quot;FA&quot; style=&quot;font-size:13.0pt&quot;&gt;&lt;span style=&quot;line-height:115%&quot;&gt;&lt;span b=&quot;&quot; mitra=&quot;&quot; style=&quot;font-family:&quot;&gt;نبودِ نام محمد و اسلام بر آثار فرهنگی به  جامانده از دهه های نخستین سدۀ نخست &lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;span lang=&quot;FA&quot; style=&quot;font-size:13.0pt&quot;&gt;&lt;span style=&quot;line-height:115%&quot;&gt;&lt;span b=&quot;&quot; mitra=&quot;&quot; style=&quot;font-family:&quot;&gt;هـ.ق، هماره پرسشهایی در ذهن پژوهشگران تاریخ و باستان شناسی برانگیخته است. در این میان، برخی با نگاهی افراطی، وجود شخصیتی به نام محمد و آیینی به نام اسلام را منکر شده اند که البته، این دیدگاه در این نوشتار جایی ندارد. دسته ای دیگر، تفاسیری عالمانه تر ارائه کرده اند که چندان قانع کننده نیستند، اما انگیزه ای برای نگارش این متن فراهم آورده  اند. این دسته، فقدان نام محمد و اسلام را ناشی از فقدان یک حکومت متمرکز و منسجم در آن دوران می دانند. بر پایۀ این دیدگاه، تا پیش از به قدرت رسیدن عبدالملک بن مروان، حکومت اسلامی بیشتر به یک ائتلاف غیررسمی از قبایل شباهت داشت و نشانه  ای از یک ساختار منسجم سیاسی وجود نداشت. از این رو، این دسته معتقدند که با روی کار آمدن عبدالملک، ساختار اجتماعی نوپای اسلامی ساماندهی شد و هویت متمایز اسلامی شکل گرفت. با این حال، به نظر می رسد که پیوند زدن این دو فقدان، یعنی نبود نام محمد و اسلام از یک سو، و نبود حکومت متمرکز از سوی دیگر، چندان آسان نیست. از این  رو، در این نوشتار تلاش می شود تا فقدان نام محمد و اسلام بر آثار فرهنگی دهه های آغازین سدۀ نخست هـ.ق، در ارتباط با ابهامات موجود در مرزبندیهای دینی و تحول نظام مفاهیم تحلیل شود. برای این منظور، موضوعاتی چون عبادت در مکان  مشترک، مفهوم &amp;laquo;دین&amp;raquo; و &amp;laquo;اسلام&amp;raquo; در قرآن و نیز مفهوم شهادتین و تطور آن مورد بررسی قرار خواهند گرفت. آنچه امروز به عنوان واقعیت تاریخی این سده پذیرفته شده، اغلب محصول لایه هایی از روایتهاست که در گذر زمان و تحت تأثیر عوامل مختلف شکل گرفته اند؛ این روایت سازیها گاه آگاهانه و در جهت منافع خاص، و گاه ناآگاهانه و برآمده از محدودیتهای فهم تاریخی بوده است. در پایان، می توان گفت که اسلامی شدن فرایندی تدریجی بوده است. &lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;br&gt;
&lt;br&gt;
&amp;nbsp;</description>
						<author>مجید منتظرظهوری</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>گونه‌شناسی و گاهنگاری سفال ساسانی تم خرگ، کرمان جنوبی، ایران</title>
						<link>http://journal.richt.ir/mbp/browse.php?a_id=1452&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>&lt;div style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;مقالۀ حاضر به گونه شناسی و گاهنگاری مجموعۀ سفال ساسانی تُم خرگ در رودبار جنوبی می پردازد. مواد سطحی غنی این دوره در این محوطه با وجود اهمیت تم خرگ به عنوان بزرگترین محوطۀ باستانی منطقه هنوز منتشر نشده است. سفال یکی از حوزه های مغفول در مطالعات ساسانی شمرده می شود. این خلأ با توجه به نادیده گرفته شدن چشم اندازهای اواخر باستان حوزۀ فرهنگی هلیل رود حتی بیشتر به چشم می آید. بنابراین با نظر به آخرین پیشرفت ها در این حوزۀ مطالعاتی، بررسی این مجموعه از اهمیت بالایی برخوردار است. داده های پژوهش کنونی از طریق فنون میدانی و کتابخانه ای گردآوری و بر اساس روش تحلیلی-توصیفی (کیفی) مطالعه شده اند. پرسش مقاله این بوده که چگونه می توان ویژگی های بومی ـ محلی سفال ساسانی جنوب کرمان را بر اساس مواد در دسترس مشخص کرد؟ همینطور پرسش دیگر آن عبارت بوده از اینکه بازسازی تعاملات (فرا)منطقه ای جمعیت خرگ در این دوره چگونه ممکن است؟ پژوهش حاضر فرض داشته که مجموعۀ خرگ فهم بهتری از ویژگی های سنتهای سفالسازی فراهم کرده و مطالعۀ گونه شناختی-گاهشناختی آن بازتابی از ارتباطات اجتماعی-اقتصادی گروه های انسانی ساکن این مکان در دورۀ ساسانی را ارائه می نماید. در این راستا، مجموعۀ سفال مورد مطالعه برپایۀ اصول بررسی باستان شناختی روشمند مطالعه گردیده و از 162 مربع 10&amp;times;10 متر مربعی در سراسر سطح محوطه نمونه برداری شد. سپس نمونه ها طبقه بندی، گونه شناسی و مقایسه شد. بنابراین ادعا شده که گونۀ نارنجی منقوش ظریف (نَمُرد) سنتی بومی و یکی از کلاس های اصلی سفال دورۀ ساسانی در تم خرگ است. سوای آن، سفال لعاب فیروزه ای قلیایی و بعضی انواع ساده نشاندهندۀ تعاملات بین منطقه ای جامعۀ خرگ در این دوره هستند. با وجود بعضی ویژگی های بومی سفال ساسانی خرگ، این مقاله مشخص نموده که منطقۀ پایین دست آبریز هلیل رود در این زمان بخشی از شبکۀ اقتصادی بوده که فراتر از منطقۀ کرمان دربرگیرندۀ کرانه و پس کرانه های خلیج فارس و دریای عمان می شده است.&lt;/div&gt;</description>
						<author>حسین حبیبی</author>
						<category></category>
					</item>
					
	</channel>
</rss>
