<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
<channel>
<title> مطالعات باستان شناسی پارسه </title>
<link>http://journal.richt.ir/mbp</link>
<description>فصلنامه مطالعات باستان شناسی پارسه - مقالات نشریه - سال 1402 جلد7 شماره24</description>
<generator>Yektaweb Collection - https://yektaweb.com</generator>
<language>fa</language>
<pubDate>1402/5/10</pubDate>

					<item>
						<title>دهتل، شواهدی از تولید تراشه‌های بزرگ آشولی در شمال خلیج‌فارس</title>
						<link>http://journal.richt.ir/mbp/browse.php?a_id=889&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>&lt;div style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;فناوری مرکب آشولی در حدود 1.7 میلیون سال پیش در آفریقا پدیدار شد و تا حدود 1.5 میلیون سال پیش در غرب و جنوب آسیا منتشر شد. پراکنش آشولی به جنوب آسیا طی پلیستوسن قدیم نشان می دهد که ایران یا حداقل بخش هایی از آن نیز طی این زمان در محدوده پراکنش فرهنگ آشولی قرار داشته است. ایران از این لحاظ همچون پل ارتباطی بین دو منطقۀ مهم شبه جزیرۀ عربستان و شبه قارۀ هند است که هر دو منطقه دارای شواهد غنی از فرهنگ آشولی اند. در نتیجه ایران، خصوصاً جنوب آن به طور بالقوه اهمیت بسیار زیادی در شناخت چگونگی پراکنش این فرهنگ و ویژگی های آن دارد. اما باوجود اهمیت این منطقه، اطلاعات ما از استقرارهای پارینه سنگی قدیم، خصوصاً آشولی در آن بسیار اندک است. در این پژوهش یافته های جدیدی از منطقۀ دهتل در هرمزگان معرفی می شوند که ازلحاظ فناوری و گونه شناسی قابل انتساب به فرهنگ آشولی هستند. در بررسی مقدماتی این محوطۀ وسیع که بین رشته کوه پرلاور و روستای دهتل واقع شده، مجموعۀ کوچکی از دست تراش های سنگی گردآوری شد که شامل یک تبردستی، یک خراشندۀ انتهایی بزرگ، یک سنگ مادر و یک تراشۀ بزرگ است که در محدودۀ کوچکی در حاشیۀ روستای دهتل یافت شدند. علاوه بر این در بررسی بخش بالایی مخروط افکنه های آبرفتی کوه پرلاور و تنگۀ خشووه تعدادی تخته سنگ های نیمه مدور بررسی شدند که در سطح دو نمونۀ آن ها آثار برداشت تراشه های بزرگ مشاهده شد. در این پژوهش ویژگی های فناوری و گونه شناسی یافته معرفی و در بستر منطقه ای موردبحث قرارگرفته اند.&lt;/div&gt;</description>
						<author>فریدون بیگلری</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>سلاح‌های مفرغی تُل شغا، دشت مرودشت، فارس (مجموعۀ موزه ملی ایران)</title>
						<link>http://journal.richt.ir/mbp/browse.php?a_id=844&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>&lt;div style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;&amp;nbsp;جایگاه نقش تعیین کنندآ فرهنگ های هزارۀ دوم و اول پیش ازمیلاد در فارس (دشت مرودشت) که آن را با عنوان &amp;laquo;فرهنگ شغا/ تیموران&amp;raquo; می شناسیم و اهمیت این فرهنگ در گذار از دوران پیش از تاریخ به دوران تاریخی (هخامنشی) به خوبی شناخته شده نیست. در این دوران تاریخی تحولات عظیمی در خوزستان و فارس در حال انجام بود؛ تغییراتی که قاعدتاً تعارض های زیادی را میان فرهنگ های بومی و ساکن با فرهنگ هایی با خاستگاه جنوب غربی (ایلامی) ایجاد می کرد. برخی از یافته های باستان شناسی، همچون سلاح های جنگی، نشانه هایی از اوج گیری چنین کشمکش های در دوران گذشته هستند. در این پژوهش به مطالعه و معرفی مجموعه ابزارهای جنگی تل شغا که از کاوش های &amp;laquo;محمود راد&amp;raquo; در سال 1320ه&amp;zwj;.ش. و &amp;laquo;واندنبرگ&amp;raquo; در سال 1950م. در تل شغا به دست آمده و اکنون در موزه ملی ایران نگه داری می شود و در پروژۀ ساماندهی مخازن این موزه مورد بازبینی قرار گرفته بود، پرداخته خواهد شد. در پروژۀ ساماندهی موزه ملی ایران در سال 1398 تعداد 363 قطعه سلاح هایی از جنس مفرغ شامل سرپیکان و سرنیزه شناسایی گردید به توصیف و تحلیل این بقایای فرهنگی از تل شغا خواهیم پرداخت&lt;/div&gt;
&lt;div style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;&lt;/div&gt;</description>
						<author>محمدحسین عزیزی خرانقی</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>برای جنگ یا برای پرستیژ؟ بررسی سرتیرهای استخوانی زیویه</title>
						<link>http://journal.richt.ir/mbp/browse.php?a_id=884&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>&lt;div style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;محوطۀ زیویه در مقام یکی از محوطه های کلیدی عصر آهن شمال غرب ایران (مربوط به دورۀ پادشاهی ماناها-مادها) با تنوعی از اشیای موزه ای شهرتی جهانی و فهرست بلندبالایی از انتشارات دارد. بخش عمدۀ این فهرست را تک نگاری هایی تشکیل می دهند که براساس یک یا چند شئ محدود از یک مجموعه دور از بافت نوشته شده است. مقالاتی که به صورت جامع یافته های &amp;laquo;منسوب به زیویه&amp;raquo; و &amp;laquo;حاصل از کاوش علمی&amp;raquo; را با هم دربرگیرند، کم شمارند؛ با این حال مقالات زیادی درمورد یافته های زیویه منتشر شده است، اما هنوز گروه هایی از مواد فرهنگی آن کم شناخته باقی مانده اند و به قدر کفایت به آن ها پرداخته نشده است، از آن جمله می توان به &amp;laquo;سرتیرهای استخوانی زیویه&amp;raquo; اشاره کرد که پاره ای از آن ها از کاوش های علمی و بخشی از آن ها از طریق مجموعه های خصوصی و عتیقه جویان راه خود را به موزه های جهان باز کرده  است. این موزه ها عبارتنداز: متروپولیتن، لوور، موزه ملی ایران و موزۀ باستان شناسی سنندج. در این نوشتار به معرفی و دسته بندی 51 عدد از این سرتیرها پرداخته می شود. تعدادی از این سرتیرها پیش تر به عنوان عاج ثبت شده بودند. پژوهش کنونی نشان داد که جنس همۀ آن ها استخوان است. گرچه به دلیل فعالیت هایی که روی آن ها انجام شده بود، تشخیص نوع استخوان در اکثر آن ها ممکن نشد. از نکات دیگر بررسی شده در پژوهش حاضر، این است که با توجه به جنس &amp;nbsp;استخوانی سرتیرها، آیا از آن ها برای جنگ استفاده شده اند یا برای پرستیژ و حضور نمادین در مراسم های تشریفاتی؟ نمونه های آزمایش شده از سایر محوطه ها نشان داده است که استخوان به قدر کافی سخت هست که در صورت پرتاب با کمان بتواند به بدن شکار یا انسان نفوذ کند و امروزه کاربردی بودن آن ها امری مسجل است و هنوز درمیان برخی قبایل از آن ها استفاده می شود.&amp;nbsp;&lt;/div&gt;</description>
						<author>یوسف حسن زاده</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>تحلیل سنجشی آلیاژهای مسی رزم‌افزارهای ایرانی باستان (یک مجموعۀ خصوصی در ایالات متحده آمریکا)</title>
						<link>http://journal.richt.ir/mbp/browse.php?a_id=895&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>&lt;div style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;این پژوهش به مطالعۀ سنجشی عنصر مس چهار رزم افزار ایرانی موجود در یک مجموعۀ خصوصی می پردازد. این چهار رزم افزار در یک مجموعۀ خصوصی در کشور آمریکا نگه داری می شود. دو رزم افزار نخستین (1-2) در دستۀ &amp;laquo;دشنه ها&amp;raquo; می گنجند. این دسته بندی به خاطر اندازۀ بلندی این دو در نظر گرفته شده است. در بررسی سنجشی، یک خنجر تا 30 سانتی متر درازا، و دشنه در اندازۀ تقریبی 30 تا 50 سانتی متر درنظر گرفته می شود؛ با وجود این، یک شمشیر به طورکلی دارای اندازۀ بیشتر از 50 سانتی متر تصور می شود. از آنجا که داده های اصلی باستان شناسی (محوطه) درمورد این چهار رزم افزار را در اختیار نداریم، از این روی به آزمایش هایی برای فهم مکان احتمالی و نیز آزمایش های میکروسکوپی (برای دیگر داده ها) روی آوردیم. بدین وسیله با این دست آزمایش ها، با &amp;nbsp;شناخت عناصر تشکیل دهنده هم به اصالت یابی، هم برای شناخت خاستگاه فرهنگی آن تلاش کردیم. قبضۀ هر یک از این رزم افزارها دارای یک لبه یا فلنج در دو سو، ساخته شده که برای نگاه داشتن دستۀ برآمده از شاخ یا استخوان استفاده می شده است؛ با این سبک، استفاده از دسته را بسیار راحت تر، کاراتر نموده و طرحی زیباتر بدان بخشیده است. قبضه های هر چهار رزم افزار، هلالی شکل، همانند هستند. رزم افزار شمارۀ 2، نه تنها دارای قبضۀ هلالی شکل است، که دارای دستگیره هلالی شکل هم است. هر دو دشنۀ شمارۀ 1 و 2 دارای تیغه های مثلثی شکل هستند. با وجود این، تیغۀ رزم افزار شمارۀ 1 باریک تر در محل اتصال به دسته است؛ رزم افزار شمارۀ 2 برخلاف شمارۀ 1، در نزدیکی دسته پهن تر می شود. &amp;nbsp;آزمایش های میکروسکوپی &amp;nbsp;زمینه، این تصور را پیش می آورد که آلیاژ و یا شرایط دفن هر یک از این رزم افزارها متفاوت بوده است؛ این موضوع نیازمند مطالعات بیشتر است.&lt;/div&gt;</description>
						<author>ریچارد نیبل</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>فن شناخت و بررسی آسیب در شمشیر مفرغی - آهنی به‌دست آمده از کاوش‌های منطقۀ تول تالش</title>
						<link>http://journal.richt.ir/mbp/browse.php?a_id=828&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>&lt;div style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;اثر مورد مطالعه در این پژوهش، یک شمشیر با دستۀ مفرغی و تیغۀ آهنی است که از گورستان باستانی تول، واقع در شهرستان تالش استان گیلان، کشف شده است. شئ مذکور، در تاریخ 1381ه&amp;zwj;.ش. در کاوش های علمی توسط &amp;laquo;محمدرضا خلعتبری&amp;raquo; به دست آمده است و مربوط به دورۀ عصرآهن II (اوایل هزارۀ اول پیش ازمیلاد) است. اثر مورد مطالعه دارای دوتکه، تیغۀ آهنی و دستۀ مفرغی است که در یک قسمت هلالی شکل به هم متصل شده اند. قسمت انتهای دسته، دارای فرمی به شکل لالۀ گوش است که به &amp;laquo;فیل گوش&amp;raquo; معروف است. قبل از قسمت فیل گوش، یک برجستگی دیده می شود. این پژوهش به کمک مطالعات کتابخانه ای و آزمایشگاهی جهت فن شناسی و آسیب شناسی یک شمشیر با دستۀ مفرغی و تیغۀ آهنی، به دست آمده از گورستان تاریخی تول تالش، انجام شد. در این راستا با هدف مطالعۀ فن شناسی و آسیب شناسی شئ مذکور از طریق انجام مطالعات تطبیقی و باستان شناسی به روش کتابخانه ای، انجام مطالعات فن شناسی به روش های آزمایشگاهی رادیوگرافی، متالوگرافی، مشاهدات ریزساختاری به کمک میکروسکوپ الکترونی روبشی (SEM-EDS) و آنالیز فازی محصولات خوردگی توسط تفرق اشعۀ ایکس (XRD) و همچنین شناخت روش ساخت و شناسایی انواع آسیب ها و خوردگی ها انجام شد. مطالعات تطبیقی و کتابخانه ای تعلق این اثر را به عصر آهن نشان داد؛ هم چنین آزمایش های انجام شده برروی دو قسمت دسته و تیغه نشان داد، جنس تیغۀ آهنی آلیاژ آهن - کربن بوده و دستۀ اثر از آلیاژ مفرغ با تکنیک ساخت ریخته گری و چکش کاری است؛ هم چنین اثر دارای خوردگی گالوانیکی است.&lt;/div&gt;</description>
						<author>حمیدرضا بخشنده فرد</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>فرهنگ جوانمردی خراسان بزرگ در سده‌های هشتم تا نهم میلادی</title>
						<link>http://journal.richt.ir/mbp/browse.php?a_id=896&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>&lt;div style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;این پژوهش به بررسی آئین های جوانمردی، ریشه دار و توسعه یافته در ایران باستان تا به چگونگی انتقال و برخی تغییرات آن به دوران اسلامی می پردازد. نگارنده، ساختار فرهنگی که به برپایی آن انجامید، دلایل سرچشمه های آغازین و نیز پیش زمینه هایی که منجر به پیدایی آن در خراسان بزرگ به میانۀ سدۀ هشتم میلادی با شورش عباسیان فرجامید، را به تحلیل خواهد کشید. این دوره برابر با آن رخداد فرامرزی (عباسیان) بود که ناگهان نیروها و برخی امکانات گروه های دهقان نژاد ایرانی را فعال کرد تا زمینه ساز تحولات نظامی بعدی در شرایط جدید شود. بی گمان پس زمینه های ایران پیش از اسلام، یعنی گروه های ایرانی ساکن در این منطقه در شکل گیری، آن چه پس از اسلام رخداد، مؤثرترین بوده است. گروه های ایران شرقی همواره در تاریخ سازی و فرهنگ آفرینی یکی از مهم ترین ها بوده اند. &amp;laquo;بلاذری&amp;raquo; در فتوح البلدان و تاریخ طبری (و دیگران) از فروپاشی شاهنشاهی ساسانی، فرار &amp;laquo;یزدگرد&amp;raquo; به خراسان، نبرد وی با اعرابی که سرزمینش را فتح کرده بودند، سخن گفته اند. موضوع نبرد های وی با ترکان، توصیف سپاه و رزم افزارهای سپاه ایران از راه این منابع قابل فهم است.&lt;/div&gt;</description>
						<author>النا مالوزیومووا</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>گسترش شمشیرهای ساسانی (بر پایۀ سکه‌ها، آثار زرین و سیمین و نقش‌برجسته‌ها)</title>
						<link>http://journal.richt.ir/mbp/browse.php?a_id=897&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>&lt;div style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;شاهنشاهی ساسانی یکی از قدرتمندترین دوره های سیاسی-تاریخی ایران باستان را شکل داده است. میراث، آثار باستان شناختی و نیز یادگارهای ساسانی (به زبان پهلوی) در کنار متون پسا ساسانی، نشان دهندۀ پیوندهای فرهنگی و هنری این دوره در پهنۀ گسترده ای از پیوند با شرق تا به غرب است. با وجود پژوهش های ساسانی شناسی، موضوع بررسی رزم افزارهای ساسانی کمتر موردتوجه بوده است. این میراث ارزشمند برجای مانده، شامل رزم افزارهای دفاعی و هجومی، از شاهان و دیگر بزرگان ساسانی کم و بیش در مرزهای داخلی فراوان به دست آمده است. انواع شمشیرهای ساسانی بر روی سکه های سیمین و دینارها تا به آثار زرین و سیمین و نقش برجسته ها و از راه میراث موجود در موزه ها و مجموعه های شخصی قابل فهم هستند. باوجود برخی پژوهش ها در ارجاع به رزم افزارهای ساسانی موجود در نقش برجسته ها، به کمتر کاری در این مورد بر پایۀ سکه ها می توان ارجاع داد. این رزم افزارها، خواه به عنوان میراث اشکانی (که به ساسانیان رسید)، خواه به عنوان رزم افزارهای ساخته شده بر پایۀ همین دسته آثار در آسیای میانه، خواه رزم افزارهای ساسانی در معنی أخص، در اینجا بررسی خواهد شد. از همین روی، این پژوهش به بررسی سنجشی میان گونه های نقش شمشیرهای برجای مانده برروی سکه ها، آثار زرین و سیمین و نیز نقش برجسته ها خواهد پرداخت. شکل شمشیرها، دسته ها، نوع قبضه ها، نوع حمل انواع شمشیرها، زاویۀ بدن حامل، همانندی و ناهمانندی های این دسته رزم افزارها به توضیح و توصیف خواهد آمد. برای این موضوع، انواع شمشیرهای برجای مانده از دورۀ هر شاه (بیاری مدارک) به توضیح کامل خواهد آمد؛ سکه های ساسانی گواه دو نوع حمل شمشیر به صورت مشخص هستند: الف) حمل شمشیر از میان بدن و نقش روبه رو. ب) حمل شمشیر در سمت چپ یا راست بدن.&lt;/div&gt;</description>
						<author>داریوش اکبرزاده</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>دلایل موفقیت نظامی هراکلیوس در برابر سپاه ساسانی (نقدی بر دیدگاه های کارنتابیاس)</title>
						<link>http://journal.richt.ir/mbp/browse.php?a_id=898&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>&lt;div style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;این پژوهش به تحلیل (پاسخ) دیدگاه های &amp;laquo;مارک-آنتونی کارانتابیاس&amp;raquo; دربارۀ عوامل اصلی شکست &amp;laquo;سپاه ساسانی&amp;raquo; در برابر هراکلیوس به سال های 627-628م. متمرکز است. تحلیل کارانتابیاس را می توان به چهار تصور مشخص نادرست (نظامی) در موضوع با سپاه (ساسانی) دسته بندی کرد: نخست، این دیدگاه که سپاه متأخر ساسانی فاقد ابزار &amp;laquo;رکاب&amp;raquo;، برای سواره نظام بوده است. دو، عدم آگاهی و شناخت لازم ایرانیان از سبک تیراندازی شصتی (رها کردن زه کمان با انگشت شصت؛ معروف به تیراندازی مغولی) با این ادعا که که آن ها کارایی بیشتری نسبت به تیراندازی معروف دوانگشتی ساسانی داشته اند. سه، دیدگاه تأکید بر &amp;laquo;ترس و محافظه کاری پارسیان&amp;raquo; (ایرانیان) که به خودیِ خود منجر به امتناع سپاه از پذیرش فناوری های جدید نظامی بوده است. چهارم، دیدگاه ادعایی برتری سبک و رزم افزارهای سواره نظامان استپ/آسیای میانه و یا سواره نظام &amp;laquo;هون -ترک&amp;raquo; در مقابل سبک و رزم افزارهای ساسانی است. این چهار برداشت نادرست با تکیه و بررسی دقیق محوطه های باستان شناختی چون تاق بستان، و آثار برجای مانده چون رکاب های ساسانی (چون آثار فلزی)، به عنوان منابع اصلی و پژوهشی به پاسخ خواهد آمد. پنجمین موضوعی که باید بر آن تأکید کرد که البته ایشان نادرست آن را متوجه شده اند: که بهره گیری سپاه ساسانی از ساختار&amp;laquo;چهار سپاهبد&amp;raquo; (چهار کوست، تقسیم کشور به چهار منطقۀ نظامی) موجب ناکارآمدی ارتش (ساسانی) شده بود؛ &amp;laquo;هراکلیوس&amp;raquo; با شناسایی این ضعف و بهره برداری از آن، توانست به موفقیت هایی در برابر سپاه ساسانی دست یابد. درواقع، ناکارآمدی ساختار نظامی چهار سپهبد، آن هم در یک جنگ طولانی، نقش به سزایی در شکست &amp;laquo;خسرو دوم&amp;raquo; داشت. ارتش های ساسانی و به ویژه &amp;laquo;اسواران&amp;raquo; به طور حرفه ای آموزش چگونگی پیروزی بر دشمن در میدان های نبرد و گشایش سرزمین های دشمنان را دیده بودند؛ از همه مهم تر، سپاه ساسانی براساس ابتکار عمل، قدرت رزمی بالا تعریف شده بود که این موضوع ناشی از بهره گیری از سرداران نخبه، گروه های آموزش دیدۀ بسیار حرفه ای چون: اسواران و بخش پیاده نظام معروف به &amp;laquo;دیالمه&amp;raquo; بود.&lt;/div&gt;</description>
						<author>کاوه فرخ</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>ناوک‌های «کمان» در ایران: پیشینۀ تاریخی، ساخت و فنون به‌کارگیری</title>
						<link>http://journal.richt.ir/mbp/browse.php?a_id=899&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>&lt;div style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;این پژوهش به ناوک های کمان، به شیوه های بهره گیری و تاریخ احتمالی ورود آن به ایران می پردازد. در زبان فارسی بدین رزم افزار &amp;laquo;ناوک&amp;raquo; (مجرا) و به پرتابه های آن ها &amp;laquo;تیر ناوک&amp;raquo; گفته اند. باوجود این، واژۀ ناوک برای &amp;laquo;تیر&amp;raquo; و حتی &amp;laquo;کمان&amp;raquo; نیز در زبان فارسی به کار رفته است. اصطلاح رزم افزار ناوک چنان با نام ایران درهم تنیده است که از نگاه فرهنگ های بیرونی (خارجی)، ایران خاستگاه این جنگ افزار و توسعه دهندۀ آن بوده است. این دو، در زبان عربی به عنوان &amp;laquo;مجرا&amp;raquo; نامیده شده اند؛ این اصطلاح عربی در غرب بسیار شناخته شده تر است؛ دلیل آن، به ترجمۀ دو کتاب دستنامه (راهنمای) این موضوع از عربی به انگلیسی، یعنی &amp;laquo;راهنمای کمان وری عربی&amp;raquo; (راهنمای تیراندازی با کمان عربی) و &amp;laquo;کمان وری مسلمانان&amp;raquo; برمی گردد. باوجود این، پیش از رخداد، واژۀ ناوک، به دلیل ترجمۀ بخشی از کتاب هدایات الرامی، به انگلیسی ترجمه و شناخته شده بود؛ اما در ترجمه به اشتباه از آن با عنوان کمان های زنبورکی (/صلیبی) نام رفته است. منظور از ناوک (مجرا) تیر (پیکان)، یک لولۀ نیمه بسته بر روی یک کمان برای پرتاب یک تیر با اندازۀ کوچک اما برای شلیک به فاصلۀ دورتر استفاده است. این ابزار موجب سرعت بیشتر تیر و اصصکاک کمتر آن با هوا به هنگام شلیک، در سنجش با یک تیرپرتاب معمولی، خواهد بود. به گمانی تاریخ ورود این رزم افزار به ایران، به روزگار فرجامین ساسانی برمی گردد؛ این رزم افزار با ورود &amp;laquo;تازیان&amp;raquo; نیز حفظ و تا زمان &amp;laquo;ورود اسلحه&amp;raquo; گرم نیز در ایران روایی داشته است. این رزم افزار، زمینۀ ابداع بسیاری از رزم افزارهای دیگر در جهان اسلام بوده است. درهم تنیدگی نام ایران با این رزم افزار در دستنامه های عربی کمترین گواه توسعۀ این جنگ افزار توسط ایرانیان است. از این روی، در این پژوهش به برخی منابع عربی-فارسی، با ارجاع به اشیاء اصیل و نیز بازسازی شده، پرداخته خواهد شد.&lt;/div&gt;</description>
						<author>بید وایر</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>به چه کسانی در دورۀ سامانیان «روس» گفته می‌شد؟ بازنگرشی در گزارش‌های متنی فارسی-عربی سدۀ نهم تا دهم میلادی با یاری از دستاوردهای اخیر باستان‌شناسی، تبارشناسی و ژنتیک</title>
						<link>http://journal.richt.ir/mbp/browse.php?a_id=900&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>&lt;div style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;این پژوهش از رویکردی ترکیبی برپایۀ مطالعات مربوط به آثار تاریخی برجای مانده از دورۀ سامانیان، گزارش های متن شناسی همراه با مطالعات مدرن تبارشناسی (ژنتیکی) برای هدف خود بهره خواهد برد؛ هدف از این ترکیب، پرده برداشتن از هویت کسانی است که از دوردست ترین کران جغرافیایی، یعنی از شرقی ترین بخش های آسیای میانه تا به شمال اروپا در موضوع بازرگانی فعال بودند. این پژوهش به &amp;laquo;هویت شناسی&amp;raquo; کسانی می پردازد که در مسیر بازرگانی این کران (بیرون از اروپا) فعال بودند. در حقیقت، این پژوهش بار دیگر به اهمیت و جایگاه ایران (پارس) در تاریخ اروپا و آسیای میانه (در این دوره) مهر تأیید می زند. اطلاعات موجود برپایۀ آثار و متون، شواهد موردنیاز برای فهم شبکۀ گستردۀ تجارت و مردمی که مسئول جابه جایی این کالاها بودند، شناخت آن مردمان و افکارشان را به ما می دهد. این جستار، گواهی پژوهش های تبارشناسی اخیر از دو گروه قومی به نام &amp;laquo;روس&amp;raquo; یا &amp;laquo;وایکینگ&amp;raquo; است؛ و البته عمدتاً با ترکیبی از اسکاندیناوی ها، اسلاوها، ترک ها تا به مردمان محلی را شامل شده است. آن دسته از متون عربی-فارسی که به موضوع پیوند میان روس و اروپای شرقی می پردازد پیش تر و به درستی ازسوی &amp;laquo;توریر جانسون هاراندل&amp;raquo; مورد بررسی قرار گرفته است. در این متون، قوم روس با نام های دیگر چون &amp;laquo;مجوس&amp;raquo;، &amp;laquo;نرثمانی&amp;raquo;، &amp;laquo;اوردومان&amp;raquo;، &amp;laquo;وارنک&amp;raquo; و دیگر اسامی نیز نامیده شده است. یکی از دیدگاه های قابل دفاع وی، تأثیر فرهنگ ترک بر قوم روس بوده است. این اصل و نسب به هم پیچیدۀ این اقوام، به یاری پژوهش های ژنتیکی اخیر و نیز شواهد باستان شناسی مورد بحث قرار خواهد گرفت. به عنوان نتیجه گیری، اصطلاح &amp;laquo;روس&amp;raquo; نه به عنوان نام یک &amp;laquo;گروه قومی&amp;raquo;، که به یک &amp;laquo;شیوۀ زندگی&amp;raquo; اشاره دارد.&amp;nbsp;&lt;/div&gt;</description>
						<author>آنا فارباخ</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>بازسازی یک زره ایرانی: «بختر»، براساس نمونه‌ای از دورۀ زمانی 1540-1650: مطالعۀ سنجشی</title>
						<link>http://journal.richt.ir/mbp/browse.php?a_id=901&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>&lt;div style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;در سال های اخیر، موضوع توجه به جزئیات رزم افزارهای (قدیمی) دفاعی و تهاجمی ایرانی درمیان مورخان، متخصصان رزم های کهن سال، علاقمندان به بازسازی این دست آثار تا به علاقمندان به میراث  فرهنگی شرق، رشد فوق العاده ای داشته است. باوجود این، تغییر در الگوهای رزم افزارهای دفاعی غرب آسیا (یک ربع فرجامین سدۀ 15م. تا به نخستین ربع از سدۀ 16م.) به خوبی موردمطالعه واقع نشده است. بازسازی جنگ افزار معروف به &amp;laquo;زره فلزی&amp;raquo; مربوط به 1540 تا 1650م. بسی چالش برانگیز است؛ زیرا در موزه ها تا به حال و نیز در مجموعه های شخصی نمونۀ کاملی از آن گزارش نشده است. از این روی، بر پایۀ رزم افزار معروف به &amp;laquo;جوشن&amp;raquo; و دیگر موارد فنی درهم تنیده با طراحی این گونه رزم افزار، پژوهش حاضر به موضوع بازسازی جوشن می پردازد که روزگاری بر تن جنگجویان ایرانی بوده است. به همین دلیل، به بازسازی یک زره فلزی ایرانی بر پایۀ همین رزم افزار از دورۀ زمانی 1540-1650م. براساس اندازۀ واقعی، طرح اصلی و تمامی ویژگی های واقعی آن اقدام شده است. در این نوشتار بر پایۀ دیدگاه های موجود (نظری) و نیز تحقیقات عملی به طراحی و بازسازی این رزم افزار اقدام شده است. استادان زره کار (سازنده) همواره به دنبال بهترین ترکیب و نسبت صفحات و زره حلقۀ فلزی در ساخت این دست آثار بوده اند. آن ها همواره از موضوع آزمایش شکل ها، اندازه های صفحات، تعداد سوراخ ها، قطر، هندسه و روش اتصال حلقه ها غافل نبودند. از مهم ترین مشخصات زره های دورۀ زمانی یادشده، &amp;nbsp;بهره گیری از صفحات نسبتاً بزرگ و تعداد کمی از ردیف های آن ها (3-5 ردیف روی سینه / پشت)، هم پوشانی کوچک صفحات در یک ردیف است.&lt;/div&gt;</description>
						<author>سرگئی گورباتکوف</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>بازنگرشی دربارۀ نام و اصطلاحات رزم و رزم‌افزارهای کتاب  «آداب الحرب و الشجاعه» از فخر مدبر مبارک‌شاه 
(فصل‌های 19 و 11)</title>
						<link>http://journal.richt.ir/mbp/browse.php?a_id=902&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>&lt;div style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;&amp;laquo;فخرالدین محمد ابن منصور مبارک شاه القوراشی&amp;raquo; به سال 1150م. (نیمۀ اول سدۀ ششم هجری) به گمانی در غزنی (افغانستان کنونی) زاده شد. او به تدریج به خدمت دربار &amp;laquo;قطب الدین ایبوک&amp;raquo;، نخستین مملوک ترکی، یا پادشاه غلام های جنگجو، در شمال هند درآمد. فخرالدین در حدود سال 1224م. درگذشت. کتاب ایشان با عنوان آداب الحرب و الشجاعه (آئین جنگ و دلاوری) ، رساله ای در موضوع حکومت داری، به عنوان یک دستنامه (راهنما)، برای شاهزادگان به شمار می رفت؛ کتابی اساسی دربارۀ جنگ، تاکتیک ها، ساختار سپاه، رزم افزارهای مختلف، فن محاصره و داستان های بسیار تاریخی-نظامی؛ این کتاب بسیار مهم، ولی تاحدی آرمان گرایانه به موضوع رزم افزارها پرداخته است. با وجود این، فصل های مختلف کتاب دربردارندۀ توصیف رزم افزارهای متأخر، نیز همراه با رزم افزارهای هندی و ترکی است. هم چنین این کتاب به دیدگاه های عملی و نظری نظامی فراموش شده نیز پرداخته است؛ برای مثال، باید به فصل 12 اشاره کرد که کاملاً بر پایۀ سنتی اسلامی یا همان تفکر (نظامی) عباسی است؛ آنجا که می نویسد: &amp;laquo;چگونه باید ارتش را نیرومندانه فرماندهی کرد و این فرماندهی را نگه داشت&amp;raquo;؛ در بخش نخست از فصل 13 به توضیح این که &amp;laquo;در کجا و چگونه باید به سپاه درنگ (توقف) داد&amp;raquo; پرداخته است. برخی از فصل های کتاب آداب الحرب و الشجاعه آشکارا برپایۀ ساختار نظامی گری عباسیان استوار است که در سدۀ 8-10م. توسعه یافته بود؛ از این جمله می توان اشاره کرد به آن چه که: &amp;laquo;چگونه می توان سپاه را مستقر کرد و این استقرار را حفظ کرد&amp;raquo;. دیگر بخش ها به بازتاب دیدگاه های متأخر نظامی گری هندی-اسلامی، هندی و ترکی، دیدگاه های اولیۀ نظامی گری، آرایش های نظامی، اردوهای مناسب و تمرین بنابر سنت اسلامی سوارکاری برابر دستورالعمل های آموزش نظامی می پردازد. فصل 11 که در اینجا به تفسیر و ارزیابی آن پرداخته شده، به موضوع بهره گیری گسترده از چگونگی آرایش رزم افزارها می پردازد. فصل 19 نیز که در اینجا مورد تفسیر واقع شده، به چگونگی آرایش سپاه به هنگام کارزار محدود می شود.&lt;/div&gt;</description>
						<author>دیوید نیکوله</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>کلاهخود‌های دستاری از دورۀ ایلخانان تا عهد صفوی</title>
						<link>http://journal.richt.ir/mbp/browse.php?a_id=800&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>&lt;div style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;کلاه خود دستاری، گونه ای از کلاه خودهای جنگی دوران اسلامی است که به دلیل تزئینات ویژه ای که آن را شبیه به دستار می کرده و همچنین نمایان بودن کلاه خود از زیر عمامۀ جنگجویان به این نام معروف شده است. براساس مستندات متعددی که تاکنون باقی مانده می توان گفت که استفاده از کلاه خودهای دستاری به صورت تقریبی از اوایل قرن چهاردهم تا اواخر قرن شانزدهم میلادی در گسترۀ وسیعی از سرزمین های اسلامی رواج داشته که از این میان می توان به دولت های ایلخانی، آل جلایر، آل اینجو، آل مظفر، تیموریان، ترکمانان و صفویان نیز اشاره کرد که در طول قرون فوق در ایران حکومت می کردند. باوجود این گسترۀ وسیع و مدت طولانی که این سبک از کلاه خود موردتوجه و استفاده قرار داشته، تاکنون تنها دو سبک ترکمانی و عثمانی، به دلیل وجود نمونه های متعدد باقی  مانده، به صورت کامل مورد مطالعه و بررسی قرار گرفته   و سایر نمونه ها و مستندات برجای مانده از سده های فوق، یا موردتوجه نبوده و یا به طورکلی فارغ از دایرۀ کلاه خودهای دستاری مورد ارزیابی و دسته بندی قرار گرفته اند. این پژوهش قصد دارد تا &amp;nbsp;با اتکاء به مستندات باقی مانده، ازجمله مجموعۀ  کلاه خودها و همچنین نگاره های مصور شده در طول قرون فوق به مطالعه و بررسی کلاه خودهای دستاری بپردازد. هدف از انجام این پژوهش مطالعۀ ساختار هندسی کلاه خودهای دستاری در طول سده های ذکر شده است تا به کمک آن بتوان به شناسایی ساختار شکلی و تفاوت های سبکی در طراحی و ساخت این کلاه خودها پی برد. نتایج این پژوهش گویای آن است که تحولات در ساخت کلاه خودهای دستاری در طول سده های چهارده تا شانزده میلادی در ایران منجر به ارائه چهار سبک مختلف در طراحی و ساخت کلاه خودهای دستاری شده که به ترتیب عبارتند از: سبک مغولی، سبک تیموری، سبک ترکمانی و سبک قزلباشی.&amp;nbsp;&lt;/div&gt;</description>
						<author>شاهین گرکانی دشته</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>سپرهای دورۀ مفرغ پایانی از مجموعۀ فلزی بازگیر، جلگۀ گرگان</title>
						<link>http://journal.richt.ir/mbp/browse.php?a_id=906&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>&lt;div style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;تپه بازگیر یکی از محوطه های باستانی مهم در شناخت دورۀ مفرغ پایانی در حوزۀ شمال شرق ایران به حساب می آید. از این مکان باستانی، مجموعه ای فلزی به تعداد 759 قلم با وزن تقریبی بیش از دو تُن از جنس مس پایه از دورۀ مفرغ و در بستر باستان شناختی شناسایی شد که از نظر شکل و حجم در نوع خود ویژه است. این مجموعه در سال 1379ه&amp;zwj;.ش. به صورت اتفاقی کشف شد و در سال 1389 با مجوز پژوهشکدۀ باستان شناسی پژوهشگاه میراث فرهنگی و گردشگری مورد کاوش نجات بخشی قرار گرفت. این مجموعه در زمان خود به صورت هدفمند در زیر یک کف مسکونی دورۀ مفرغ پایانی و در بستر خاک بکر جاسازی شده بود. آثار به دست آمده در شکل و کارکرد دارای تنوع بوده و شامل ابزار: کشاورزی، خانگی، رزمی و تشریفاتی و یا اشیای شان زا هستند. هر یک از گونه ها در بستر برجا در کنار یک دیگر قرار داشته و دارای چیدمان منظم بودند. در این میان، سه عدد سپر شناسایی شد که کنار یک دیگر و زیر تغارهایی با لولۀ ناودانی شکل، در حدفاصل اشیای دیگر با کارکرد خانگی، رزمی و تشریفاتی و روی خنجرها، تبرتیشه ها، دوشاخ ها و میلۀ سنگی جای داشتند. سپرها از نظر شکل تا حدودی مشابه یک دیگرند و تفاوت اندکی در تعداد مزغل و تسمه دارند. تاکنون این نوع سپرها از دیگر محوطه های باستانی هم زمان و پس از آن گزارش نشده است. براساس مطالعات انجام شده، این سپرها تاکنون کهن ترین سپرهای مکشوف از ایران به حساب می آیند. با کمک آزمایش های XRD و XRF و به منظور شناسایی، تجزیه و تحلیل عناصر و آنالیز شیمیایی برروی یکی از سپرها و سایر اشیای مجموعه مشخص شد که جنس آلیاژ آن مس پایه بوده و به روش ریخته گری و سپس چکش کاری سرد ساخته شده است.&amp;nbsp;&lt;/div&gt;</description>
						<author>جبرئیل نوکنده</author>
						<category></category>
					</item>
					
	</channel>
</rss>
