<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
<channel>
<title> مطالعات باستان شناسی پارسه </title>
<link>http://journal.richt.ir/mbp</link>
<description>فصلنامه مطالعات باستان شناسی پارسه - مقالات نشریه - سال 1397 جلد2 شماره3</description>
<generator>Yektaweb Collection - https://yektaweb.com</generator>
<language>fa</language>
<pubDate>1397/2/11</pubDate>

					<item>
						<title>پهنه پارینه‌سنگی دالپریِ دهلران، ایلام</title>
						<link>http://journal.richt.ir/mbp/browse.php?a_id=55&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>چکیده&amp;nbsp;
&lt;div style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;دشت دهلران به دلیل موقعیت خاص جغرافیایی خود همواره یکی از مراکز جمعیتی در جنوب غرب ایران به شمار  آمده و به دلیل وجود رودخانه های دائمی و فصلی و زمین های حاصل خیز از دیرباز منطقۀ مناسبی برای سکونت و تأمین مایحتاج اولیه انسان محسوب می شده است. از لحاظ چشم انداز طبیعی این دشت به سه ناحیۀ شرقی، میانی و غربی قابل تقسیم است. ناحیۀ نخست که شامل شرق دشت است متشکل از دیواره ای از ارتفاعات و دامنه های زاگرس است. ناحیۀ دوم یا میانی شامل زمین های مشرف بر این ارتفاعات است که به وسیلۀ مسیل های منشعب از ارتفاعات و آب شست های جاری از آن ها پوشیده از سنگ و رسوبات درشت دانه است و ناحیۀ سوم یا غربی نیز شامل محوطه های استقراری نوسنگی تاکنون و زمین های کشاورزی است. اما در کل این سه ناحیه درکنار هم از دیرباز به دلیل وجود پناهگاه های صخره ای در دامنه های زاگرس مأمن مناسبی برای زیست انسان بوده و از طرف دیگر به دلیل پوشش گیاهی و جانوری مناسب، تأمین کنندۀ غذای موردنیاز گروه های انسانی به شمار می آمده است. همچنین به دلیل وجود شاکلۀ کنگلومرایی ارتفاعات شرقی دشت، دسترسی انسان به منابع غنی سنگ خام جهت تأمین و ساخت ابزارهای سنگی مورد نیازش بسیار آسان بوده؛ چنان که در بررسی زمستان 1394 ش. حجم عظیمی از ابزارهای پراکنده در نیمۀ شرقی دشت دهلران خود مؤید این مطلب بود. این پهنه که بیش از 30 کیلومتر طول دارد و در مسیر دامنۀ ارتفاعات دالپری زاگرس مشرف بر دشت دهلران تا دشت عباس را دربر می گیرد، پوشیده از ابزارهای سنگی است که شامل نمونه های شاخص پوئینت ها، تیغه ها، سنگ های مادر شعاعی و تراشه های لوالوا است. این نمونه ها می تواند نشانۀ حضور انسان دست کم از دورۀ پارینه سنگی میانی باشد. این مهم با توجه به وجود محوطه های استقراری نوسنگی تا اواخر دوران اسلامی نشانۀ یک روند طولانی از حضور انسان در این منطقه است.&amp;nbsp;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;</description>
						<author>شقایق هورشید</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>گونه‌شناسی و طبقه‌بندی ابزارهای سنگیِ حاصل از بررسی باستان‌شناختی دشت‌کازرون</title>
						<link>http://journal.richt.ir/mbp/browse.php?a_id=56&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>&lt;div style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;شهرستان کازرون در غرب استان فارس و در ارتفاع 732 متری از سطح دریا واقع شده است. از محوطه های شناسایی شده در بررسی دشت کازرون که عمدتاً تپه های دوران نوسنگی تا اواخر عصرمفرغ هستند، مجموعاً 141 قطعه ابزار سنگی از 13 محوطه گردآوری شد. طبق پژوهش صورت گرفته برروی ابزارهای سنگی، محوطه هایی مانند (SK023) هم زمان هم استخراج و هم مصرف/ نگهداری/ تعمیر را نشان می دهند؛ زیرا حضور سنگ مادرها نشان می دهد که تولید مصنوعات در آن ها صورت گرفته است و درصد بالای ابزارها نشان دهندۀ طولانی تر شدن مدت استقرار در این محوطه هاست. سنگ مادرها در تمام مجموعه ها منحصراً سنگ مادر تراشه و اغلب نامنظم و اکثراً از جنس چرت خاکستری سبز هستند. به نظر می رسد تولید مصنوعات از سایر انواع چرت که در برداشته ها و ابزارها دیده می شوند، همچون چرت جگری، چرت راه راه قهوه ای و کرم شفاف، چرت عسلی و... همگی در جای دیگری صورت گرفته و ابزارها به صورت محصول نهایی (برداشته ها و ابزارها) به محوطه ها منتقل شده اند. وجود تیغه ها و قطعات آن ها با جلای داس در برخی محوطه ها به ویژه(SK022 و SK023) به وضوح نشانگر دروی گیاهان با استفاده از این ابزارهاست. مادۀ خام مورد استفاده برای ساخت مصنوعات سنگی که اغلب از منابع چرت محلی ساخته شده اند، امروزه به راحتی در کوه های کازرون در دسترس است. این قطعات به صورت ترکیبی و با استفاده از رزین های طبیعی همچون قیر در داخل دسته هایی از جنس استخوان یا در دوره های جدیدتر احتمالاً فلز قرار می گرفته اند و همچون داس در برش گیاهان استفاده می شده اند.&amp;nbsp;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;</description>
						<author>محمدحسین رضایی</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>فناوری معماری در دورۀ نوسنگی بدون سفال (معماری کپرگاه)</title>
						<link>http://journal.richt.ir/mbp/browse.php?a_id=57&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>&lt;div style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;با وجود پژوهش های فراوان باستان شناسی دورۀ نوسنگی بدون سفال در آسیای غربی مخصوصاً در لوانت، فعالیت های باستان شناسی در زاگرس مرکزی در این دوره انگشت شمار بوده است. زاگرس مرکزی یکی از مناطق مهم آسیای غربی است که نخستین تلاش های بشر در زمینۀ یکجا نشینی، اهلی کردن جانوران و کشت نباتات در این ناحیه صورت گرفته و سیمره بزرگ ترین رود زاگرس مرکزی است. پروژۀ باستان شناسی سیمره براساس بررسی و کاوش های باستان شناسانه حوزۀ سد سیمره بنا شد. داگنجوون نیز از جمله محوطه هایی بود که در طی پروژۀ باستان شناسی نجات بخشی سد سیمره در سال 1389 ش. مورد کاوش قرار گرفت. در مجموع 70 متر مربع از محوطه مورد کاوش قرار گرفت که منجر  به کشف سه مرحلۀ استقراری شد، هیچ نشانی از وجود ظرف سفالی در این محوطه یافت نشد و آثار معماری از تمامی مراحل و ترانشه ها با کیفیت متفاوت به دست آمد. از نکات جالب معماری این محوطه، الگو پذیری از محیط زیست زاگرس مرکزی است و استفاده از مصالح بومی و طبیعی منطقه که برگرفته از بستر طبیعی منطقه است، کاملاً در معماری این محوطه نمایان است و این به علت نوع مصالح بومی و دسترسی آسان و سطح فناوری و اطلاعات دربارۀ این گونه مصالح است. این پژوهش با هدف بنیادی صورت گرفته و روش داده افزایی آن براساس روش میدانی و کتابخانه ای است و در آن ضمن معرفی و توصیف کاملی از معماری این محوطه، بحثی مستند درخصوص معماری دوره های A و B نوسنگی بدون سفال، ویژگی های خاص معماری هر دوره و روش ساخت معماری در ناحیۀ لوانت، آناتولی، سوریه و زاگرس شمالی (عراق) ارائه داده و به دنبال پاسخ دادن به پرسش هایی هستیم که با توجه به وضعیت معماری این محوطه مانند راست گوشه بودن و... این محوطه متعلق به کدام دورۀ از نوسنگی بدون سفال است؟ به چه علت دیوارها کم عرض و نازک هستند؟ چرا تراکم معماری در دو ترانشه تفاوت دارد؟.&amp;nbsp;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;</description>
						<author>حسن اکبری</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>بررسی جنسیت و تخمین سن اسکلت انسانی
مورد مطالعه: اسکلت انسانی کوریجان کبودرآهنگ واقع در موزۀ هگمتانه</title>
						<link>http://journal.richt.ir/mbp/browse.php?a_id=58&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>&lt;div style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;مطالعه و پژوهش بقایای انسانی به ویژه اسکلت هایی که در کاوش های باستان شناسی به دست می آید، اطلاعات بسیار باارزشی درخصوص انسان های باستانی در اختیار پژوهشگران قرار می دهد. در مطالعات استخوان باستان شناسی جنبه های مختلف ریخت شناسی استخوان پس از طبقه بندی های گونه شناسی موردتوجه قرار می گیرد. در این گونه مطالعه، تعیین جنسیت و تخمین تقریبی سن اسکلت ها از روی ویژگی های ظاهری استخوان ها به شکلی سریع و بدون آنکه نیازی به فعالیت های پیچیدۀ آزمایشگاهی باشد انجام می شود. اسکلت های انسانی مرد و زن هریک دارای تفاوت های آشکار و روشنی هستند. این تفاوت ها براساس شاخص ها و معیارهای استانداردی استوارند. اسکلت انسانی کوریجان از یک محوطۀ تاریخی به دست آمد که پس از اقدامات مرمتی و حفظ وضعیت و ساختار کالبدی آن در همان شرایط اولیه، ضرورت مطالعات تعیین جنسیت و تخمین تقریبی سن اسکلت موردتوجه قرار گرفت. در نگاه نخست شاید به نظر برسد که پرسش های مربوط به تعیین جنسیت و تخمین سن اسکلت کاملاً واضح یا خیلی پیچیده است. اینکه اسکلت انسانی کوریجان متعلق  به زنی یا مردی باشد یا اینکه این اسکلت در ردۀ سنی کهنسال یا بزرگ سال بالغ باشد، اثبات یا ابطال این فرضیه ها نیازمند بهره گیری از رهیافت های علمی و استفاده از متغیرهای قابل سنجش و تجربی بود. علوم زیست شناسی، انسان شناسی جسمانی و استخوان باستان شناسی در ارتباط تنگاتنگ با یک دیگرند که کمک شایانی برای پاسخ گویی به این پرسش ها و فرضیه ها ارائه می دهند.&amp;nbsp;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;</description>
						<author>اسماعیل رحمانی</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>سفال منقوش نامُرد: سفال مربوط به اواخر دورۀ پارت و دورۀ ساسانی جنوب‌شرق ایران و سواحل خلیج‌فارس</title>
						<link>http://journal.richt.ir/mbp/browse.php?a_id=59&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>&lt;div style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;محوطه های باستان شناختی بسیار اندکی مربوط به دورۀ ساسانی در جنوب شرق و سواحل خلیج فارس کاوش شده، بنابراین مجموعۀ سفالی با تاریخ گذاری مطمئن ساسانی در این ناحیه معرفی نشده است. به همین دلیل شناسایی محوطه های ساسانی جنوب شرق و سواحل خلیج فارس بسیار مشکل و مجموعۀ سفال تاریخ گذاری شدۀ دقیق مربوط به دورۀ ساسانی برای درک دورۀ ساسانی این منطقه لازم است. سفال در دورۀ ساسانی همچون دورۀ اشکانی محلی بوده و هر منطقه از ایران سبک و ویژگی های سفالی خاصی دارد. هدف این مقاله پرداختن به این مسأله و معرفی یکی از گونه های شاخص سفال ساسانی جنوب شرق ایران براساس سفال های به دست آمده از بررسی ها و کاوش های انجام شدۀ جنوب شرق ایران و سواحل جنوبی و شمالی خلیج فارس است. این گونه که به نام سفال نارنجی ظریف منقوش یا &amp;laquo;نامُرد&amp;raquo; مشهور است، پراکندگی گسترده ای در سواحل شمالی و جنوبی خلیج فارس و جنوب شرق ایران دارد. این گونه تنها از کاوش های انجام شده در محوطه ها ی کوش، مِلیحا و اِددور در امارات متحده، تپه یحیی در بافت کرمان و تَم مارون در میناب به دست آمده است، ولی شمار زیادی از این  گونه در بررسی های انجام شده در این مناطق نیز یافت شده است. سفال گونۀ نامُرَد دو گونه است؛ یک گونۀ آن مربوط به اواخر دورۀ اشکانی و گونۀ دیگر مربوط به اوایل و اواسط دورۀ ساسانی است. روش یافته اندوزی این پژوهش میدانی و کتابخانه ای، ولی اساس یافته اندوزی در این پژوهش میدانی است.&lt;/div&gt;</description>
						<author>علیرضا خسروزاده</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>گوارت‌دژ جنوبی، بررسی باستان‌شناسی بنایی به‌یادگارمانده از پیش‌از اسلام اصفهان</title>
						<link>http://journal.richt.ir/mbp/browse.php?a_id=60&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>&lt;div style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;با توجه به محل قرارگیری شهر جی و ورود شاهراه شرقی اصفهان از این طریق و اِشراف کامل این منطقه به این شاهراه که محل گذر کاروانیان از شرق به مرکز ایران و بالعکس بوده است، در منطقۀ گورت دژ دفاعی در بلندترین نقطۀ کوه گورت ساخته  شده که کاملاً مشرف به شاهراه اصلی و ورودی به شهر جی باستان از سوی شرق بوده که هم مقصد دفاعی داشته و هم ممکن است در مواقعی با برافروختن آتش بر فراز آن، نقش راهنمای کاروانیان را داشته است. روش تحقیق در این پژوهش براساس هدف بنیادی و ماهیّت آن از نوع تحقیقات تاریخی است و داده های اوّلیه از طریق مطالعات میدانی به دست آمده است. با توجه به مطالعۀ سبک معماری و سفال های این محوطه مشخص گردید که این مجموعه بنا در دورۀ ساسانی ساخته شده و احتمالاً در اوایل دورۀ اسلامی نیز مورد استفاده قرار گرفته است. محوطۀ مورد پژوهش دارای ساختار معماری کوهستانی است و دارای نقشه و شکل هندسی خاصی نیست. در این محوطه فضاهای معماری یا همان برج ها طوری ساخته شده اند که هرکدام بر دشت روبه رویی اشراف کامل داشته است. این محوطه احتمالاً دارای الحاقاتی در پائین و دامنۀ کوه بوده؛ از جمله یک بنای دستکند که احتمالاً حصاری نیز داشته که با توجه به ساخت وسا زهای انجام گرفته در دامنۀ کوه، آثار آن از بین رفته است، این قلعه در سه سطح و ده فضای معماری ساخته شده است. داده های سفالی آن نیز هیچ کدام از نوع زینتی نبوده و همگی کاربردی هستند و درصد قابل توجهی از آن ها نیز خمرۀ ذخیرۀ آذوقه اند.&amp;nbsp;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;</description>
						<author>مجید بدیعی گورتی</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>گونه‌شناسی و تحلیل قلاع شهر بافران (نایین)</title>
						<link>http://journal.richt.ir/mbp/browse.php?a_id=61&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>&lt;div style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;ایمنی و امنیت همواره از دغدغه های اصلی انسان محسوب می شده، لذا آدمی همواره به دنبال یافتن شیوه هایی برای کاهش اثرات عوامل تهدید کنندۀ ایمنی و امنیت خود بوده است. از آنجاکه کشور ایران از قرون گذشته در مسیر حوادث تاریخی و در معرض انواع یورش ها و تهاجم های نظامی ملل و قبایل همسایه واقع شده بود، پدیدۀ دفاع در معماری و شهر سازی اثر زیادی داشته و اثرات مرئی آن قلعه ، حصار، برج، خندق و... هستند. قلاع استحکامات نظامی یا غیرنظامی بودند که با استفاده از ویژگی های جغرافیای طبیعی و در جهت حفظ امنیت، عموماً در ارتفاعات ساخته می شدند. بافران یکی از شهرهای تاریخی و کهن شهرستان نایین است که درکنار راه باستانی ری به کرمان واقع شده است. قلعه ها به عنوان مهم ترین نمود نظام دفاعی گذشتۀ مجتمع های زیستی در این شهر دارای تنوّع و گونا گونی چشم گیری هستند. تعدادی از این قلعه ها در خارج از محدودۀ مسکونی مکان یابی شده و درکنار مزارع قرار گرفته اند. یکی از آن ها نیز درکنار مجتمع زیستی و بر روی بلندترین نقطه با نقشه ای کاملاً متفاوت طراحی و ساخته شده  است. این قلعه ها به اسامی قلعۀ ریگ، قلعه رضی، قلعۀ علی آباد، قلعه سوری، قلعۀ حسین آباد، قلعۀ یکه درخت و قلعه رستم هستند. پژوهش حاضر از روش توصیفی - تحلیلی و ارزیابانه و همچنین مصاحبه با افراد مطلع و آگاهان محلی (سنت شفاهی) استفاده می کند. با توجه به اینکه در آثار مکتوب (منابع جغرافیای تاریخی، سفرنامه ها و...) نیز اشاره ای به این قلعه ها نشده، رویکرد عمدۀ پژوهش مبتنی بر مطالعات و مشاهدات میدانی است. نتایج پژوهش مبین آن است که قلاع بافران در سه گونۀ قلعه های سکونت موقتی در زمان ناامنی و بحران، قلعه های&amp;nbsp; قرارگرفته بر گرداگرد روستا به عنوان مکمّل قلعه مستقر بر بلندی در کار حفاظت از مجتمع زیستی و قلعه های اربابی قرار می گیرند که در این میان قلعه رستم به دلیل موقعیت قرارگیری خاص و ویژگی های کالبدی و معماری، در نظام دفاعی گذشتۀ بافران دارای نقش پررنگ تر و با اهمیت تری بوده است.&lt;/div&gt;</description>
						<author>شهریار ناسخیان</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>مطالعۀ تطبیقی سبک سفال زرین‌فام شهرهای کاشان و رقه</title>
						<link>http://journal.richt.ir/mbp/browse.php?a_id=62&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>&lt;div style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;در قرون 5 و 7 هـ.ق. دگرگونی عظیمی در تمامی هنرها، صنایع و علوم از جمله هنر سفال گری اسلامی به وجود آمد و به حق دورۀ طلایی سفال گری بود. سفال گران سلجوقی شیوۀ لعاب کاری ظروف سفالی را احیا کردند و همچنین پیشرفت سفال زرین فام را می توان به زمان آنان نسبت داد. کاشان در آغاز سدۀ هفتم&amp;nbsp; هـ.ق. یکی از مراکز عمدۀ سفالینه شد و به مدت چندین دهه ظروفی را تولید کرد که فنی دقیق و ظریف داشتند. شواهد مکتوب و کاوش های باستان شناسی دربارۀ اهمیت کاشان در این زمینه شکی باقی نمی گذارد؛ چنان که واژۀ کاشی نیز نام خود را از کاشان گرفته است. تقریباً همزمان با ایران، رقه در سوریه تحت حکومت ایوبیان به یکی از مراکز مهم تولید ظروف سفالین و آثار هنری ظریف تبدیل شد. آثار رقه و کاشان به قدری به هم شبیه هستند که گاه تشخیص آن ها از هم دشوار است. هدف از این مقاله مشخص کردن شباهت ها و تفاوت های موجود بین دو سبک سفال کاشان و رقه و در نهایت مشخص کردن تأثیر و  تأثر بین این دو سبک است. در این راستا سعی شده است در این جستار به پرسش های زیر پاسخ داده شود: چه مشابهت ها و تفاوت هایی بین این دو سبک سفالی وجود دارد؟ وضعیت تأخر و تقدم دو سبک سفالی نسبت به یکدیگر چگونه است؟ روش پژوهش در این مقاله بر اساس روش توصیفی و تحلیلی بوده و از منابع کتابخانه ای در جهت تبیین موضوع استفاده شده است. با بررسی آثار سبک سفال زرین فام شهرهای کاشان و رقه&amp;nbsp; می توان به نوعی سبک تلفیقی دست پیدا کرد که تحت تأثیر هنر سفال گری ایران قرار دارد و به نظر می رسد که سبک سفالی کاشان غالب بوده و سفال گران کاشانی توانسته اند بسیاری از شیوه ها و هنرهای تزئینی خود را به رقه منتقل کنند.&amp;nbsp;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;</description>
						<author>نسرین بیک محمدی</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>جستاری بر جانمایی آیات قرآنی و سایر کتیبه‌ها در بناهای دورۀ اسلامی براساس مضامین آن‌ها (پژوهشی بر مقابر دورۀ سلجوقی شمال‌غرب ایران)</title>
						<link>http://journal.richt.ir/mbp/browse.php?a_id=63&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>&lt;div style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;مقابر یا بناهای آرامگاهی یکی از مهم ترین عناصر معماری ایرانی - اسلامی هستند که در زمینه های مختلف نیاز به بررسی و پژوهش های موشکافانه  دارند. اهمیت این دسته از بناها در میان ایرانیان به حدی است که در هر دوره از ادوار اسلامی ایران، مهم ترین و پرکاربردترین هنرها و اوج تزئینات معماری مربوط به آن دوره در ساختمان آن ها به کار گرفته می شده است. به طور کلی تزئین در بناها نقش مؤثرتری ایفا می کند، چراکه اگر بنا از نظر فرم و سازه برای باستان شناسان و طراحان قابل فهم باشد، ممکن است برای عامۀ مردم چنین نباشد و این تزئینات اند که در نگاه اول بیننده را به خود جلب می کنند. این مقاله، هنر کتیبه نگاری را به عنوان یکی از مهم ترین عناصر تزئینی بناهای اسلامی در چهار مقبرۀ سلجوقی شمال غرب ایران یعنی گنبد سرخ، برج مدور، سه گنبد و گنبد کبود مورد بررسی قرار می دهد. روش تحقیق مقاله به صورت تفسیری-تاریخی بوده و سپس با رویکرد تحلیلی به مطالعۀ تزئینات چهار مقبره خصوصاً از نظر معماری، نقوش، کتیبه ها و موقعیت و جایگاه آن ها بر روی بناها پرداخته است. همچنین علاوه بر بررسی مقالات، کتب و اسناد مربوط، با برداشت میدانی از مقابر مذکور، نقشه و تزئینات و سپس جدول مقایسه ای کتیبه ها و انواع آن ها به لحاظ مضمون ارائه می-شود. در این ارتباط، پرسش های زیر مطرح است: 1. معماری، نقوش و تزئینات مقابر سلجوقی شمال غرب ایران چگونه و کتیبه های آن ها از نظر مضمون به چند دسته تقسیم می شوند؟ 2. مضامین کتیبه ها، در موقعیت و جایگاه آن ها بر روی بدنۀ بناها چه تأثیری دارد؟ بررسی ها نشان می دهد که کتیبه های مقابر سلجوقی شمال غرب به گروه های مختلفی از جمله کتیبه های آیات قرآنی، کتیبه با مضمون تاریخ بنا، کتیبه با مضامین دعا، کتیبه با مضمون معمار و بانی بنا تقسیم  می شوند. از طرف دیگر جایگاه این کتیبه ها در بناها نسبت به نوع مضمون و میزان قداست آن ها متفاوت بوده، به طوری که کتیبه های آیات قرآنی در بالاترین قسمت بنا، کتیبه  با مضامین دعا در ارتفاعی پایین تر و کتیبه های حاوی تاریخ  بنا، بانی و معمار مقبره در سطوح پایینی و بر روی بدنه بنا جای می گیرند.&lt;/div&gt;</description>
						<author>اسماعیل معروفی اقدم</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>مطالعۀ سفال منقوش بدون‌لعاب (شبه پیش‌از‌تاریخی) در محوطه‌های دوران اسلامی دشت نَرماشیر کرمان</title>
						<link>http://journal.richt.ir/mbp/browse.php?a_id=64&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>&lt;div style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;یکی از گونه های سفال دوران اسلامی که در بررسی های باستان شناسی دشت نرماشیر شناسایی شده، سفال منقوش بدون  لعاب (شبه پیش ازتاریخی) است که پیش تر در جنوب و جنوب غربی ایران گزارش شده و در سال های اخیر مطالعاتی درباره پراکندگی آن در برخی محوطه های دیگر صورت گرفته  است. این گونه سفال دوران اسلامی فاقد لعاب، اما دارای نقوش هندسی قهوه ای، اخرایی، قرمز یا نارنجی است که در نگاه نخست، شباهت زیادی با سفال منقوش پیش از تاریخ دارد. اما با توجه به اختلاف خمیره، رنگ، نقش و توزیع درکنار سفال های لعابدار دورۀ اسلامی، یکی از گونه های رایج سفال دورۀ اسلامی شمرده می شود که در بیشتر مناطق ایران مورد استفاده بوده  است. پرسش این است که ویژگی های سفال  منقوش بدون لعاب نرماشیر در مقایسه با نمونه های نواحی دیگر چیست؟ هدف، معرفی و مطالعه این سفال، مقایسۀ آن با نواحی دیگر و ارائه آگاهی هایی نو درباره فرهنگ های دوران اسلامی حاشیه لوت است. روش گردآوری داده ها &amp;laquo;میدانی و اسنادی&amp;raquo; و روش پژوهش &amp;laquo;توصیفی ـ تحلیلی&amp;raquo;  است. بر این اساس، داده های گردآوری شده شامل قطعات سفال منقوش بی لعاب با نقوش قهوه ای تا قرمز است که در شهر قدیم نرماشیر (محوطۀ چغوک آباد) و محوطه های جلال آباد و رفیع آباد در بافت فرهنگی سده های میانی اسلامی به دست آمده و شباهت هایی با نمونه های منقوش بدون لعاب جنوب، جنوب غربی، مرکز، شمال و شمال شرقی ایران دارد. اما برخلاف نمونه های جنوب و جنوب غربی ایران، نمونه های نرماشیر به جوامع کوچ رو تعلّق نداشته اند و از استقرارهای ثابت شناسایی شده اند.&lt;/div&gt;</description>
						<author>سعید امیرحاجلو</author>
						<category></category>
					</item>
					
	</channel>
</rss>
