<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
<channel>
<title> مطالعات باستان شناسی پارسه </title>
<link>http://journal.richt.ir/mbp</link>
<description>فصلنامه مطالعات باستان شناسی پارسه - مقالات نشریه - سال 1401 جلد6 شماره19</description>
<generator>Yektaweb Collection - https://yektaweb.com</generator>
<language>fa</language>
<pubDate>1401/2/11</pubDate>

					<item>
						<title>صنایع سنگی جوامع پلیستوسن در کرانه‌های شمالی تنگۀ هرمز و دریای عمان: بازنگری مجموعه دست‌ساخته‌های سنگی حاصل از بررسی تیبو و قاجار، سال 1365ه‍.ش.</title>
						<link>http://journal.richt.ir/mbp/browse.php?a_id=715&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>&lt;div style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;یکی از مسائل کلیدی باستان شناسی پارینه سنگی، گذرگاه ها و مسیرهای پراکنش گروه های انسانی پلیستوسن در آسیا است. یافته های پارینه سنگی اخیر در کرانه ها و پس کرانه های جنوبی ایران، بیانگر اهمیت این منطقه در پراکندگی گروه های انسانی پلیستوسن است. در بررسی هیأت زمین شناختی مشترک فرانسوی-ایرانی در سال 1356 ه&amp;zwj;.ش.، توسط &amp;laquo;تیبو&amp;raquo;، &amp;laquo;دوفور&amp;raquo;، &amp;laquo;مرسیه&amp;raquo; و &amp;laquo;قاجار&amp;raquo;، یکی از مهم ترین مجموعه های پارینه سنگی در نوار ساحلی شمالی خلیج فارس و دریای عمان در سال های پیش  از انقلاب اسلامی شناسایی شد. در طی این بررسی، مجموعه دست ساخته های سنگی قابل توجهی در سطوح فرسایشی جمع آوری شد، اما گزارش نهایی یافته های پارینه سنگی هرگز منتشر نشد. در این نوشتار، ویژگی های ریخت فن آوری این مجموعه که هم اکنون در بخش پارینه سنگی موزۀ ملی ایران نگه داری می شود، مطالعه شده است. مهم ترین ویژگی این مجموعه، صنعت سنگ مادر-تراشۀ پارینه سنگی قدیم است؛ هرچند درخصوص شواهد آشولی اطمینان چندانی نیست. شواهد پارینه سنگی میانی در این مجموعه، شامل برداشته های لوالوا، سنگ مادرهای دیسکی/نیمه مرکزگرا، و خراشنده ها برروی تراشه، به ویژه خراشنده های عرضی و اریب است؛ اگرچه شواهد برای انتساب این نمونه ها به فرهنگ موستری کافی نیست. شمار کم تیغه ها و فقدان ریزتیغه، اظهارنظر دربارۀ صنایع پارینه سنگی جدید/فراپارینه سنگی را دشوار کرده است. تعداد اندک تیغه ها و وجود سنگ مادر تیغه/ریزتیغه تک سکویی، و همچنین یک تیغه قطع شده، تنها شواهد پارینه سنگی جدید/فراپارینه سنگی است. مطالعۀ این مجموعه اطلاعات جدیدی درخصوص رفتار فن آورانه شکارگر-گردآورندگان پلیستوسن در این بخش کمتر شناخته شده فلات ایران را در اختیار گذاشته، و ظرفیت بالای کرانه ها و پس کرانه های شمالی خلیج فارس و دریای عمان در مطالعات باستان شناسی پلیستوسن و آزمودن فرضیه هایی هم چون -خروج از آفریقا- و -پراکنش های ساحلی- را نشان می دهد.&lt;/div&gt;</description>
						<author>سپهر زارعی</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>نتایج اولیۀ کاوش باستان‌شناسی تُل سوزو گِناوه، بوشهر</title>
						<link>http://journal.richt.ir/mbp/browse.php?a_id=700&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>&lt;div style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;مطالعات باستان شناسی در سواحل شمالی خلیج فارس در مراحل اولیه است؛ و هرچند دهه هاست چنین مطالعاتی در این منطقه آغاز شده، ولی وقفه های طولانی و ممتد منجر به عدم دستیابی به نتایج قابل اتکاء در دوره های مختلف شده است. این موضوع در دورۀ پیش از تاریخ حادتر و مشخص تر است. عدم انتشار نتایج پژوهش های صورت پذیرفته نیز منجر به تشدید این معضل شده است؛ هرچند محدودۀ موردنظر این پژوهش ازلحاظ بررسی های باستان شناسی دارای موقعیت خوبی است، ولی متأسفانه نتایج بررسی ها نیز به خوبی منتشر نگردیده است. مطالعه در سواحل شمالی خلیج فارس امروزه صرفاً یک موضوع پژوهشی صرف نیست، بلکه با توجه به هجمه ها و جعل های تاریخی صورت گرفته، امروزه وظیفه ای پژوهشی است. مطالعات صورت گرفته در این منطقه نشان داده که حداقل از حدود هفت هزار سال پیش اقوام ساکن در ایران، در سواحل شمالی خلیج فارس سکونت داشته و امکان بهره برداری از دریا را نیز داشته اند، و هرچند در دوره های اولیه این استقرار به صورت فصلی بوده، ولی از هزارۀ چهارم پیش ازمیلاد با توجه به شواهد معماری خشتی شناسایی شده، روستاها و سپس شهرهای دائمی در منطقه ایجاد شده است و در دورۀ تاریخی و اسلامی نیز این مناطق به &amp;lrm;صورت کامل مسکونی شده است. دریا علاوه بر تأمین مواد غذایی نقش بسیار حیاتی در روابط تجاری از هزارۀ پنجم و چهارم پیش ازمیلاد تاکنون در این منطقه بازی کرده که در مطالعات باستان شناسی منطقه می بایست موردتوجه قرار گیرد. محوطۀ تل سوزو گناوه بوشهر یکی از محوطه های پیش ازتاریخی منطقه است که با توجه به شواهد فرهنگی شناسایی شده از کاوش در ترانشۀ لایه نگاری این محوطه از اواسط هزارۀ پنجم تا اواخر هزارۀ چهارم پیش ازمیلاد مسکونی بوده است. ساکنان این محوطه با نواحی داخلی منطقۀ فرهنگی فارس و جنوب غرب ایران ارتباط داشته و از منابع دریایی نیز بهره مند بوده اند.&lt;/div&gt;</description>
						<author>محمدحسین عزیزی خرانقی</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>به تموکن رفتند: مشاهداتی از بوشهر، برازجان و سفرهای زمینی بین خلیج‌فارس و پایتخت‌های هخامنشیان</title>
						<link>http://journal.richt.ir/mbp/browse.php?a_id=701&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>&lt;div style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;در سال های اخیر محوطه های هخامنشی ناحیه برازجان توجه زیادی را به خود جلب کرده  است و شناسایی آن ها با تموکان ایلامی/تائوسی یونانی مورد اقبال قرار گرفته است. با این حال جدای از جذابیت معماری این محوطه ها، موقعیت آن ها در امتداد مسیری که بعدها به گذرگاه مهمی برای پیوند خلیج فارس به فلات ایران تبدیل شد، قابل توجه است. اگر بین سواحل خلیج فارس به شیراز و یا پایتخت های پیشین هخامنشی (پاسارگاد و تخت جمشید) سفر کنید، برازجان اولین مرحله برای مسافرانی است که در این مسیر حرکت می کنند. این پژوهش برخی از جنبه های ترابری سفر بین برازجان و ارتفاعات و همچنین تغییرات اقلیمی را که مسافران در بیشتر ایام سال تجربه می کنند بررسی می کند. دشواری های پیمایش مسیر با گزیده هایی از روایت های مسافران قرن نوزدهم و اوایل قرن بیستم م، نشان داده شده است. مزایای شروع یا پایان سفر در شیف، برخلاف بوشهر با ذکر نمونه های متعدد موردبحث قرار گرفته است. همچنین اهمیت قاطرها به عنوان حیوانات بارکش درطول مسیر موردتأکید قرار گرفته و درنهایت، پیامدهای شواهد ارائه شده برای زمینه روبه رشد مطالعات عینی موردتأکید قرار می گیرد.&lt;/div&gt;</description>
						<author>دنیل تی. پاتس</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>سفال دورۀ اشکانی تُم‌مارون، استان هرمزگان</title>
						<link>http://journal.richt.ir/mbp/browse.php?a_id=714&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>&lt;div style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;سفال را شاید بتوان یکی از مهم ترین داده های یافت شده در کاوش های باستان شناسی درراستای کمک به روشن شدن مجهولات هر محوطۀ باستانی و پاسخ دهی به پرسش ها دانست. این داده بخش مهمی از تعاملات انسانی را در گذشته به نمایش می گذارد. با بررسی این داده، رهیافت های گوناگونی نصیب باستان شناس می شود که پیش شرط آن، هدف دار بودن و درست  عمل کردن در گونه شناسی سفال است. با بررسی سفال دورۀ اشکانی تم مارون در دشت رودان و گسترش انواع آن در خلیج فارس، از یک سو گسترش فرهنگی اشکانیان در جنوب ایران و ازسوی دیگر به واسطۀ گسترش جغرافیایی آن در جنوب خلیج فارس، دریانوردی اشکانی ها در سواحل شمال و جنوب خلیج فارس اثبات می شود. هدف از انجام این پژوهش، بررسی گونه های سفال اشکانی در جنوب ایران و مستند کردن ارتباطات فرهنگی مابین استقرارگاه های شمال و جنوب خلیج فارس است، سپس ارائۀ تصویری از دریانوردی در خلیج فارس و گسترش فرهنگی اشکانیان در شبه جزیرۀ عربستان به تصویر کشیده می شود. در این پژوهش گونه های سفالی دورۀ اشکانی تم مارون برپایۀ مستندات کاوش باستان شناسی محوطه، بررسی و طبقه بندی خواهند شد. مهم ترین پرسش این پژوهش، شاخصه های سفالی دورۀ اشکانی تم مارون است، سپس به دنبال این پرسش هستیم که توسعۀ فرهنگی دورۀ اشکانی براساس یافته های تم &amp;lrm;مارون تحت چه عواملی شکل گرفته است؟ این پژوهش به صورت مشخص نشان داد که براساس شیوۀ ساخت، رنگ بدنه و خمیره، در تل مارون 10گونۀ سفال اشکانی قابل طبقه بندی است. گونه های مشخص شده با محوطه های سواحل و جزایر شمال خلیج فارس مانند جزیرۀ قشم، منطقۀ مکران و نیز سواحل جنوبی خلیج فارس هم چون محوطۀ ملیحا یک حوزۀ فرهنگی را تشکیل می دهند.&lt;/div&gt;
&lt;div style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;&lt;/div&gt;</description>
						<author>مرتضی حصاری</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>کاسۀ سیمین موزه ملی ایران، رامشگران هندی و پیوند آن با دریای پارس</title>
						<link>http://journal.richt.ir/mbp/browse.php?a_id=732&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>&lt;div style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;کاسۀ سیمین ساسانی موجود در موزۀ ملی ایران (بخش تاریخی)، شناخته شده به &amp;laquo;نگارۀ رامشگران-نوازندگان&amp;raquo;، یکی از نامی ترین آثار باستان شناختی موزۀ ملی است. بنابر گزارش &amp;laquo;علی سامی&amp;raquo;، این اثر سیمین ساسانی به سال 1334 ه&amp;zwj;.ش.، از کلاردشت مازندران خریداری شده است. چهار نگارۀ اصلی آن، پرتوافکن چهار خنیاگر به همراه چهار ساز شناخته شده در دستان هریک است، افزون تر، نگارۀ یک &amp;laquo;قرقاول&amp;raquo; نیز در مرکز این اثر دیده می شود. از این چهار نگارۀ خنیاگران به عنوان &amp;laquo;نگارۀ زنان رامشگر&amp;raquo; در تمامی دانشی کارهای ارزشمند پیشین (بیگانگان) تا به تمامی نمایشگاه هایی (برون مرزی) که این شاهکار ساسانی به نمایش رفت، به توضیح آمده است. پژوهشگران ایرانی و نمایشگاه های اندرونی (کاتالوگ ها) نیز پیرو همان کارهای برون مرزی بوده اند. افزون بر این، گمان هایی دربارۀ چگونگی توضیح نگارۀ سازهای موجود برروی اثر نیز باید یادآوری شود؛ از  این روی، نخست نگارنده با به چالش کشاندن موضوع &amp;laquo;زنانه بودن&amp;raquo; این چهار نگارۀ خنیاگران به گواهی &amp;laquo;نرینه بودن سه تن&amp;raquo; و &amp;laquo;مادینه بودن تنها یک تن&amp;raquo; از رامشگران خواهد پرداخت. هم چنین توضیحی متفاوت دربارۀ نگارۀ سازهای این میراث سیمین ساسانی پیشکش خوانندگان خواهد کرد. افزون تر، نگارنده، این اثر ارزشمند باستان شناختی را با کران جغرافیایی دریای پارس (جنوب، نه شمال) درهم تنیده به توضیح خواهد آورد. نویسنده در تفسیر چرایی این نگارۀ کم مانند از پردازش &amp;laquo;گروهی از رامشگران&amp;raquo; و هویت آنان، به موضوع نوازندگان هندی یا &amp;laquo;کولی های هندی&amp;raquo; تمرکز خواهد کرد. هم چنین نگارنده در گواهی دیدگاه خود، به دو کاسۀ همانند سیمین ساسانی دیگر که بسیار کم دیده شده اند، سنجش وار اشاره خواهد کرد و در فرجام، نکته ای نو را دربارۀ تاریخ گذاری این کاسه های ارزشمند سیمین ساسانی پیشکش خوانندگان خواهد نمود. نگارنده در سنجش میان این کاسه ها، با کشیدن دیوارکی آشکار میان نگاره های آن ها، &amp;laquo;موضوع فصلی برگزار شدن&amp;raquo; این صحنه های رامشگری را یادآور خواهد شد. در این تفاوت گذاری فصلی، به برگزاری مراسم خنیاگری در فصل زمستان و بهار (یا تابستان) تمرکز خواهد کرد.&lt;/div&gt;</description>
						<author>داریوش اکبرزاده</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>تبادلات فرهنگی جنوب‌شرق و مرکز ایران با عمان براساس شواهد باستان‌شناختی</title>
						<link>http://journal.richt.ir/mbp/browse.php?a_id=721&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>&lt;div style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;گسترۀ ایران فرهنگی با توجه به شواهد تاریخی، بقایای باستان شناختی و ویژگی های فرهنگی، مانند: زبان، آداب و رسوم محدوده ای وسیع را شامل می شود که از آسیای مرکزی تا بخش هایی از شبه قارۀ هند گرفته تا قفقاز و آسیای صغیر و سراسر خاورمیانه و بخش هایی از شمال آفریقا را دربر می گیرد. افزون بر تسلط و نفوذ سیاسی، تجارت و بازرگانی نیز درکنار کارکرد اقتصادی خود نقش مهمی در انتقال فرهنگ، علوم و فنون از ایران به سایر نقاط را برعهده داشته اند؛ در همین راستا، قطعاتی از تزئینات کاشی شامل: زرین فام، تک رنگ های فیروزه ای و لاجوردی، چلیپایی و خشتی کتیبه دار و لاجوردینه در بندر قلهات طی بررسی باستان شناسی هیأت ایرانی در زمستان 1386ه&amp;zwj;.ش.، به دست آمد که مصادیقی روشن در این زمینه محسوب می شوند. فن پیچیده و پر رمز و راز زرین فام یکی از مصادیقی است که حضور آن در مناطق دیگر، مصداق بارز نفوذ فرهنگ و هنر ایران در آن محدوده است. آثار باقی ماندۀ زرین فام اعم از انواع کاشی و سفال، رواج استفاده از این فن در محدودۀ ایران طی دوره های سلجوقی و ایلخانی را نشان می دهد. نمونه های تحت مطالعه در این مقاله به عنوان دورترین مکان به کارگیری این عنصر تزئینی نسبت به موطن خود ایران، در بندر باستانی قلهات در عمان از اهمیت خاصی برخوردار است. بندر باستانی قلهات در عمان یکی از سرزمین هایی است که بخشی از تاریخ آن مرهون حضور عنصر ایرانی در آنجاست، حضوری که براساس شواهد تاریخی، هم زمان با ابتدای دورۀ تاریخی ایران، یعنی دورۀ هخامنشی آغاز شده و قرن ها ادامه یافته است. در این مقاله برآنیم تا ضمن معرفی این بندر باستانی به این پرسش که، تزئینات کاشی به دست آمده از بررسی باستان شناسی هیأت ایرانی در قلهات چگونه تبادل تجاری میان ایران و این بندر تأیید می نماید(؟) و این پرسش که این کاشی ها از کدام مراکز تولیدی به عنوان یک کالا به آنجا تجارت شده است(؟)، را به بحث بگذاریم. این پژوهش از نوع توصیفی تاریخی است و با رویکرد باستان شناسی برمبنای شواهد و بقایای حاصل از بررسی سطحی و مطالعات کتابخانه ای شامل رجوع به متون تاریخی و سایر منابع به دنبال پاسخ به پرسش تحقیق است. در نتیجۀ این تحقیق مشخص شد کاشی های گوناگون موجود در قلهات در قالب کالاهای تجاری از دو مرکز کاشان در مرکز ایران و کرمان به قلهات حمل و در بناهای موردنظر نصب شده اند.&lt;/div&gt;</description>
						<author>محسن جاوری</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>تحلیلی بر معماری شبکۀ تلگراف‌خانه و گمرکات استان بوشهر</title>
						<link>http://journal.richt.ir/mbp/browse.php?a_id=705&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>&lt;div style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;مجموعه بناهای گمرکات حاشیۀ خلیج فارس در استان بوشهر در اواخر دورۀ قاجاریه و اوایل دورۀ پهلوی اول ساخته شده اند. این بناها شباهت زیادی به هم دارند. تمام این بناها از لحاظ معماری به صورت یک شکل ساخته شده اند. تمامی این ساختمان ها دارای دو طبقه و منطبق برهم هستند. معماری این بناها برگرفته از سبک معماری نیمۀ دوم قرن 18 و 19 م.، مغرب زمین است، این سبک به عنوان نمادی از تجدد وارد معماری ایران شد و معماری ایران را به شدت تحت تأثیر قرار داد؛ البته این تأثیر در سال های پایانی دورۀ قاجار به مراتب بیشتر از سال های ابتدایی است. به وجود آمدن گمرکات در حاشیۀ خلیج فارس از بندر دیر گرفته تا آخرین خط ساحلی و ایجاد ارتباطات این گمرکات با دیگر کشورها به خصوص انگلستان نیاز به تلگراف خانه را ایجاب می کرده است. تلگراف خانه ها نیز در نزدیکی هر یک از این گمرکات ساخته شده است. ایجاد تلگراف خانه برای در جریان قرارگرفتن مسائل و امور تجاری، ادارای و سیاسی بوده است. هدف از این پژوهش، آشنایی با تاریخچۀ شکل گیری و بررسی گمرکات استان بوشهر است؛ و پرسش اصلی این پژوهش نیز این است که، ویژگی های معماری این سازه ها چیست؟ با بهره گیری از روش پژوهش تاریخی و با مطالعات کتابخانه ای سعی شده است اطلاعات لازم دربارۀ موضوع پژوهش گردآوری شود و شناخت کافی نسبت به گمرکات و تلگراف خانه های استان بوشهر حاصل شود. هم چنین از روش میدانی جهت بررسی نمونۀ گمرکات در استان بوشهر استفاده شده است. نتایج پژوهش نشان می دهند که روابط تجاری و سایر ارتباطات بوشهر با کشورهای مختلف، منجر به شکل گیری گونه های مختلف معماری، ازجمله معماری گمرکات در این استان شده است که متفاوت با معماری بومی بوشهر است.&lt;/div&gt;</description>
						<author>سودابه معموری</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>پیشنهادی برای احیای بِرکَه‌ها، سامانۀ ذخیرۀ آب شیرین در نواحی شمالی خلیج‌فارس</title>
						<link>http://journal.richt.ir/mbp/browse.php?a_id=713&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>&lt;div style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;بخش اعظمی از ایران در مناطق خشک قرار گرفته است، به همین دلیل از گذشته های دور تدابیر گوناگونی برای مدیریت آب و به خصوص آب های سطحی انجام شده است. آب و هوای خشک، کمبود ریزش باران، فصلی شدن آب رودخانه ها و خشک شدن تدریجی رودها، زمینه ساز اندیشۀ ذخیرۀ آب به صورت بند و قنات و آب انبار در ذهن انسان گردید. آب انبارها بسته به شرایط اقلیمی و اجتماعی هر منطقه، طراحی متفاوتی دارند، هم چنین معماری چنین بناهایی در مناطق مختلف تحت تأثیر معماری محلی قرار گرفته است. مدیریت بهینۀ نزولات جوی اندک در چند روز از سال در منطقه ای که به دلیل بافت زمین شناسی سفره های آب زیرزمینی ناچیز و شوری دارد، نشانۀ نبوغ ساکنان فلات ایران برای ذخیره سازی آب بود. با پیشرفت این سنت، به خصوص در طی ادوار اسلامی بر تعداد استقرارگاه های منطقه افزوده شد؛ ازجمله سازه های ذخیرۀ آب، یکی آب انبارها بوده که در مسیر سیلاب ساخته می شدند تا آب های سطحی پس از باران به آن ها هدایت شده و جهت مصارف مختلف استفاده شود. پرسش این است که، با توجه به کم آبی منطقه آیا می توان با احیاء فنون گذشته به بازسازی این سازه به صورت امروزی پرداخت؟ با توجه به میزان بارندگی اندک اما سیل آسای جنوب کشور، بِرکَه ها علاوه بر تأمین بخش مهمی از آب ساکنان، حکم سیل گیر را دارند و با یک باران در پایان فصل تابستان و چند بارش در فصل زمستان تمامی چندین هزار برکۀ جنوب کشور پر می شوند. اما با وابستگی این مناطق به آب سدها علاوه بر فشار به منابع آبی کشور، این سنت تاریخی رفته رفته رو به فراموشی است. با این وصف، از نتایج حاصل در این پژوهش این است که با اتکاء به آمار به نظر می رسد احیاء برکه ها -با حمایت های دولتی و با طراحی امروزی از الگوهای تاریخی- امکان تأمین آب برای ساکنان منطقه فراهم خواهد آمد.&amp;nbsp;&lt;/div&gt;</description>
						<author>علی هژبری</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>ارتباطات تجاری میان بنادر ژاپن و ایران در عصر قاجار / میجی</title>
						<link>http://journal.richt.ir/mbp/browse.php?a_id=692&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>&lt;div style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;از زمان شکل گیری راه موسوم به ابریشم، مسیر فوق رابط اصلی شرق و غرب آسیا بود که در خشکی و دریا پیش می  رفت. با شروع عصر استعمار روند جهانی شدن آغاز گردید و مسیر و عملکرد ارتباطات تحول بسیاری کردند، امری که در قرن نوزدهم میلادی به اوج خود رسید و ارتباط نزدیک ایران و ژاپن امکان پذیر شد. درواقع مراکز تجاری دو کشور صاحب پیشینه  ای از دوره  های پیشتر بودند، اما با اقتضاهای جدید، شرایط جدیدی نیز به وجود آمد. در این راستا پرسش پژوهش حاضر آن است که کدام ناحیه  ها یا بنادر ژاپن و ایران در قرن نوزدهم میلادی برای حمل ونقل مواد فرهنگی مورد استفاده تجارت خارجی به کار رفتند و آیا ناحیه  های تعیین شده دارای پیشینه بودند و چه عواملی بر ارتباط تجاری تأثیرگذار بوده  اند. فرضیۀ پژوهش آن است که محصولات نوع ساسانی و صفوی درواقع گویای موقعیت سیاسی ژاپن و نقش تجاری دیگر ملل است تا آن که نمایشی از ارتباط ایران و ژاپن باشند. با این وجود بررسی پیشینۀ روابط، مناطقی را در ژاپن نشان می  دهند که مراکز اصلی تجارت دولتی بودند که همانا بنادر اُساکا و کوبه به سوی حوضۀ کیوتو و نارا، بندر ناگاساکی و بنادر حوضۀ خلیج کاناگاوا هستند که در قرن نوزدهم میلادی نیز نقش مشابهی ایفا کردند تا تجارت از بنادر بوشهر، لنگه و عباسی ایران امکان پذیر باشند؛ هرچند پیش از قرن نوزدهم میلادی تجارت موردنظر همیشه تحت تأثیر فرهنگ بسته ژاپن قرار داشته، ولی در عصر جدید به دلیل فشار امپریالیسم و روند مدرنیزم دروازه  ها گشوده شده و محصولات استراتژیک چون تریاک به قلمروی امپراتوری ژاپن وارد شدند.&lt;/div&gt;</description>
						<author>سید بنیامین کشاورز</author>
						<category></category>
					</item>
					
	</channel>
</rss>
