<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
<channel>
<title> مطالعات باستان شناسی پارسه </title>
<link>http://journal.richt.ir/mbp</link>
<description>فصلنامه مطالعات باستان شناسی پارسه - مقالات نشریه - سال 1399 جلد4 شماره13</description>
<generator>Yektaweb Collection - https://yektaweb.com</generator>
<language>fa</language>
<pubDate>1399/8/11</pubDate>

					<item>
						<title>نقش متغیرهای محیطی بر شکل‌گیری استقرارهای دورۀ باکون زاگرس مرتفع (استان چهارمحال‌وبختیاری)</title>
						<link>http://journal.richt.ir/mbp/browse.php?a_id=444&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>&lt;div style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;در مطالعۀ چگونگی چیدمان استقرارها در یک منطقه، نقش محیط و بسترهای آن در یک چشم انداز جغرافیایی مورد توجه است. در مدل استقرار، بیشترین توجه به جغرافیای طبیعی و ارتباط انسان ها با مکان یابی و زندگی در منطقۀ جغرافیایی معطوف شده است. در این پژوهش از منابع باستان شناسی و جغرافیایی برای تحلیل الگوی استقرار جوامع باکون زاگرس مرتفع استفاده خواهد شد. بنابراین پرسش های پژوهش عبارتنداز: کدام عوامل بر ماهیت و نوع الگوهای مکان گزینی در محوطه های باکون زاگرس مرتفع مؤثر بوده اند؟ تأثیر این عوامل برروی تعداد محوطه ها چگونه است؟بر این اساس ابتدا با توجه به ماهیت کاربردی موضوع و مؤلفه های مورد بررسی روش پژوهش، نگارندگان بعد از طراحی نظری موضوع که شامل بررسی مبانی نظری و بازدید از محوطه ها بود، به مطالعۀ اسناد و مدارک حاصل از بررسی ها و کاوش های باستان شناختی خواهند پرداخت. درمجموع در این محدوده، 106 محوطه مربوط به دورۀ باکون شناسایی شد. از متغیرهای مهم و اساسی در ارزیابی و مطالعۀ استقرارها چندین متغیر مانند ارتفاع از سطح دریا، دوری یا نزدیکی محوطه ها به مسیرهای ارتباطی و منابع آبی، امکان دسترسی به زمین های زراعی، نوع پوشش گیاهی، شیب و جهت شیب به عنوان متغیرهای مستقل و مساحت محوطه های دورۀ باکون به عنوان متغیرهای مستقل و مساحت محوطه های دورۀ باکون به عنوان متغیر وابسته درنظر گرفته شده است. در ضریب همبستگی، رابطۀ متغیرها بین 1+ تا 1- است؛ هرچه رابطۀ متغیرها به 1+ نزدیک تر باشد نشان از همبستگی بالا، و هرچه به صفر نزدیک تر شود، همبستگی کمتر است و اگر منفی باشد، نتیجۀ آن برعکس است. نتایج نشان می دهد فاصلۀ محوطه ها تا منابع آب، جاده ها و نوع کاربری اراضی بیش از سایر عوامل با پراکنش محوطه های باستانی در منطقۀ زاگرس مرتفع تأثیر گذاشته اند.&lt;/div&gt;</description>
						<author>مرتضی حصاری</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>نتایج پروژۀ پیش‌ازتاریخی محوطۀ ورامین: معرفی مرحلۀ اولیۀ تمدن جیرفت</title>
						<link>http://journal.richt.ir/mbp/browse.php?a_id=384&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>&lt;div style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;در باستان شناسی جنوب غرب آسیا، دشت جیرفت به عنوان یک منطقۀ مهم و کانونی در عصر مفرغ شناخته می شود. دلیل شهرت جیرفت به واسطۀ کشف اشیاء تدفینی فراوان حاصل از حفریات قاچاق و مهم تر، به دلیل دستاوردهای علمی شش فصل کاوش در محوطه های کنارصندل است. پس از یک دهه وقفه در کاوش های باستان شناسی پیش ازتاریخی در جیرفت، پروژۀ محوطۀ ورامین جیرفت آغاز شد و تاکنون به مدت دو فصل انجام شده است. در این مقاله نتایج پژوهش های میدانی انجام شده در محوطۀ ورامین ارائه می شود. کارهای صورت گرفته در قالب &amp;laquo;پروژۀ پیش ازتاریخی ورامین&amp;raquo; طی دو فصل عبارتنداز: 1) گمانه زنی به منظور تعیین عرصه و حریم محوطه، 2) تهیۀ نقشۀ توپوگرافی و انجام بررسی هدفمند سطحی محوطه به منظور تعیین وسعت محوطه در ادوار مختلف فرهنگی، فرآیند شکل گیری و نحوۀ رشد محوطه و تعیین کارکرد بخش های مختلف آن، 3) کاوش لایه نگاری محوطه به منظور تعیین توالی فرهنگی دشت و ارائۀ گاهنگاری مطلق، 4) کاوش دو گور سردابه ای جهت شناخت ساختار گورها و الگوهای تدفین در عصرمفرغ منطقه. اصلی ترین هدف از کاوش محوطۀ ورامین (به عنوان بخشی از یک شبکۀ استقراری گسترده تر) شناخت فرآیندها و پویایی های بومی شهرنشینی اولیه و روند تکاملی تمدن جیرفت بود. پروژۀ محوطۀ ورامین جیرفت نشان داد استقرار در این محوطه از اواخر هزارۀ پنجم پیش ازتاریخ آغاز شده است و طی هزاره های چهارم و سوم پیش ازتاریخ تداوم داشته است؛ همچنین وجود یک کارگاه تولید ظروف سنگی و مهرهای سنگی با وسعتی بالغ بر نیم هکتار مستند شد. از دیگر دستاورد های این پروژه، معرفی یک دورۀ جدید فرهنگی مربوط به اواخر هزارۀ چهارم و اوایل هزارۀ سوم پیش ازتاریخ (3300-2900 پ.م.) در دشت جیرفت است که تاکنون ناشناخته مانده بود، این دورۀ فرهنگی جدید &amp;laquo;دورۀ ورامین&amp;raquo; نام گذاری شد. در توالی فرهنگی منطقه، دورۀ ورامین حدفاصل دورۀ علی آباد و دورۀ کنارصندل جنوبی جای می گیرد.&lt;/div&gt;</description>
						<author>نصیر اسکندری</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>تحلیل جایگاه فرهنگ شغا تیموران در هزارۀ دوم فارس براساس گاهنگاری مطلق تل تیموران (تیماران)</title>
						<link>http://journal.richt.ir/mbp/browse.php?a_id=419&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>&lt;div style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;درک هم زمانی بین فرهنگ شغاتیموران و دورۀ ایلام در استان فارس نیاز به نگاهی دقیق به فرهنگ ذکرشده دارد. در متون ایلامی به &amp;laquo;انشان&amp;raquo; به عنوان جای نامی که بخش اصلی ایلام است، اشاره  شده است. انشان در شمال غرب حوضۀ رود کر در استان فارس واقع شده است. ازطرفی در تدوین گاهنگاری پیش ازتاریخ فارس مبنای اصلی تغییرات فناوری است، فرهنگ های قبل از برآمدن هخامنشیان در فارس باتوجه به تغییر و تحولات سفالی دسته بندی  شده است. همچنین موضوع انضمامی که در اینجا مطرح خواهد شد، ارتباط فرهنگ شغاتیموران با بحث ورود اقوامی که با عنوان مهاجر وارد فارس شده و قرن ها بعد پایه گذار حکومت هخامنشی شده است؛ برهمین اساس، پرسش اصلی پژوهش عبارتست از: فرهنگ های پیش ازتاریخ فارس در قرون موازی با ایلام چه نقشی داشته و این فرهنگ ها با کدام یک از دوره بندی های ایلام در دشت های پست هم پوشانی داشته است؟ موارد مطرح شده ضرورت تاریخ گذاری دقیق فرهنگ شغاتیموران را ایجاب می کند. تل تیموران از محوطه های اصلی فرهنگ های هزارۀ دوم پیش ازمیلاد در فارس و کانونی در شرق حوضۀ رود کر در فاصلۀ 80 کیلومتری جنوب شرق انشان است. در این مقاله سعی بر آن است تا در ابتدا به گاهنگاری نسبی و مطلق این محوطه پرداخته و سپس باتوجه به گاهنگاری مطلق این محوطه و دیگر محوطه های هزارۀ دوم پیش ازمیلاد فارس، مقایسۀ مواد فرهنگی و شناخت شاخصه های فرهنگی، به ارزیابی توالی فرهنگی هزارۀ دوم پیش ازمیلاد در این محوطه و دیگر محوطه های هزارۀ دوم پیش ازمیلاد در این منطقه پرداخته شود. جهت تاریخ گذاری تل تیموران، 3 نمونه ذغال به آزمایشگاه دانشگاه کامپانیا ارسال شد که نتایج بازۀ زمانی بین 1100 تا 1550 پ.م. را نشان می دهد. تاریخ ذکرشده بیانگر این موضوع است که فرهنگ شغاتیموران با دورۀ &amp;nbsp;&amp;laquo;سوکل ماح&amp;raquo;، انتقالی و ایلام میانه در دشت های پست شوشان هم عصر است و با مقایسۀ مواد فرهنگی شغاتیموران با دورۀ ایلام این فرض منتج می شود که فرهنگ شغاتیموران فارغ از تغییرات سیاسی ایلام و مهاجرت پارسیان، در تداوم روند فرهنگ های پیش ازتاریخی فارس است.&lt;/div&gt;</description>
						<author>کمال الدین نیکنامی</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>ساختارشناسی سنگ‌های خاکستری‌سیاه پایه‌ستون‌های کاخ هخامنشی چرخاب برازجان</title>
						<link>http://journal.richt.ir/mbp/browse.php?a_id=231&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>&lt;div style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;آثار پایه ستون های سنگی هخامنشیان به واسطۀ وسعت قلمرو فرمانروایی، در مناطق مختلف ایران به ثبت رسیده است. بقایای این سبک معماری را در مجموعه آثار: پاسارگاد، تخت جمشید، نقش رستم، لیدوما و تُمب بت در فارس، آثار شوش در خوزستان، آثار سنگی هگمتانه در همدان، کاخ ریوی در استان خراسان شمالی و مجموعه کاخ های هخامنشی منطقۀ برازجان در استان بوشهر، می توان ملاحظه کرد. معادن استخراج سنگ های این بناها عمدتاً محلی تشخیص داده  شده اند؛ با این حال، در استان بوشهر از دو معدن باستانی &amp;laquo;پوزه پلنگی راهدار&amp;raquo; و &amp;laquo;تنگ گیر برازجان&amp;raquo; می توان نام برد که از معدن پوزه پلنگی بیشترین استخراج و به کارگیری سنگ های سفید کرم رنگ برای کاخ های منطقۀ برازجان به ثبت رسیده است. مهم ترین پرسش های پژوهش پیشِ رو عبارتنداز این که، ساختارشناسی و ارتباط میان سنگ های سیاه-خاکستری به کار رفته در معماری هخانشی کاخ های برازجان چیست؟ اما جهت ساختارشناسی سنگ  خاکستری-سیاه کاخ هخامنشی چرخاب برازجان، نمونه های این نوع سنگ از کاخ  چرخاب برداشت گردید که این نمونه ها با نمونه های سنگ خاکستری-سیاه کاخ های بردک سیاه و سنگ سیاه برازجان مورد مقایسه قرار گرفتند. با بررسی های پتروگرافی مقاطع نازک به دست آمده از کاخ ها و آنالیز شیمیاییXRD و XRF روند ساختارشناسی نمونه سنگ های خاکستری-سیاه کاخ های هخامنشی منطقۀ برازجان وارد مرحلۀ تازه ای گردید. نتایج مطالعات پتروگرافی حاکی از آن است که نمونه  سنگ های خاکستری-سیاه کاخ  چرخاب با نمونۀ کاخ سنگ سیاه و بردک سیاه با توجه به زمینۀ میکرواسپارایتی تا اسپارایتی و مقدار کم میکرایت، همچنین ساختار لایه لایه ای، با یکدیگر مطابقت دارند. همچنین ارزیابی نمونه های آنالیزی XRD و XRF این سنگ ها حاکی از آن است که نمونه های کاخ چرخاب و سنگ سیاه یکسان هستند. باتوجه به این که رد معدن کاری برای سنگ های خاکستری-سیاه در استان بوشهر تاکنون یافت نشده؛ بنابراین می توان ادعا کرد که این سنگ ها از یک معدن غیرمحلی ناشناخته، استحصال و استخراج  شده اند.&lt;/div&gt;</description>
						<author>مهدی رازانی</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>جایگاه و عملکرد کلونی‌ها و پولیس‌ها در نظام اقتصادی سلوکی</title>
						<link>http://journal.richt.ir/mbp/browse.php?a_id=410&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>&lt;div style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;گستردگی قلمرو سلوکیان در شرق و نیاز آن به تسلط بر اتباع ایرانی، منجر  به ایجاد پایگاه های حامی خود با مجبور ساختن اتباع یونانی-مقدونی به مهاجرت در درون سرزمین های شرقی شد. ساخت زنجیرگونۀ کلونی ها درطول مسیر های تجاری شرق و عملکرد سیاسی-اقتصادی آن ها سبب استحکام حکومت سلوکی و دوام بیشتر آن نسبت به حکومت اسکندر مقدونی شد. وجود کلونی های هلنیستی در آسیای مرکزی سبب شد تا جمعیت انبوهی از مهاجران یونانی-مقدونی به سوی این منطقه گسیل شوند که خود پنجرۀ جدیدی به روی تجارت شرق به غرب باز کرد. مقالۀ حاضر، بر آن است تا با تکیه بر داده های باستان شناختی و متون تاریخی و به روش توصیفی-تحلیلی، نخست به روشن ساختن ماهیت شهرسازی سلوکیان و تفاوت کلونی ها و پولیس ها بپردازد؛ سپس علل ساخت و کاربرد کلونی ها در آسیای مرکزی و فلات ایران را شرح دهد. از آنجا که تمرکز پژوهش های گذشته بیشتر به نحوۀ ساخت و تجدیدبنای شهرهای سلوکی در سوریه و آسیای صغیر بوده است. پژوهش حاضر، سعی دارد تا بر این پرسش اصلی تمرکز کند که، هدف سلوکیان در ساخت کلونی ها و شهرهای مختلف چه بوده است؟ فرضیۀ تحقیق آن است که سلوکیان علاوه بر استفادۀ نظامی از این شهرها، به استفادۀ اقتصادی از آن ها نیز می اندیشیدند؛ چراکه جایگاه این کلونی ها که بعد ها به شهرهای بزرگ تبدیل شدند، درطول جاده های تجاری شرق بوده است که خود بر نقش اقتصادی آن ها افزوده است.&lt;/div&gt;</description>
						<author>میلاد جعفری گاوزن</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>ضرابخانۀ ساوجبلاغ مُکری: شواهد تاریخی و سکه‌شناسی</title>
						<link>http://journal.richt.ir/mbp/browse.php?a_id=249&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>&lt;div style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;&amp;laquo;مهاباد&amp;raquo; یا سابقاً &amp;laquo;ساوجبلاغ مُکری&amp;raquo; یکی از مهم ترین شهرهای شمال غرب ایران در حوضۀ جنوبی دریاچۀ ارومیه است که توسط بوداق سلطان از فرمانروایان مُکری همزمان با حکومت شاه سلیمان صفوی پایه گذاری شد و به مدت چهار سده به مرکزیت ولایت مُکریان تبدیل گردید. در دهه های گذشته تعدادی سکۀ مسی در شهر مهاباد توسط مردم محلی یافته شده اند که مطابق کتیبۀ روی آن ها ضرب همین شهر بوده اند. در نوشتار حاضر تلاش بر آن است تا دلایل و زمینه های ضرب سکه در این شهر مورد بررسی قرار گیرد و تعلق آن ها را به ضرابخانه ساوجبلاغ نشان دهیم. پرسش های پژوهش عبارتنداز: 1- دلایل سیاسی و اجتماعی ضرب سکه در ساوجبلاغ مُکری چه بوده است؟ 2-افلوس های ضرب شده در ساوجبلاغ مُکری به کدام ضرابخانه و کدام حاکمان مُکری تعلق دارند؟ فرض بر آن است که واقع شدن ساوجبلاغ در مسیر ارتباطی بغداد و تبریز، توسعۀ بازار و مراکز تجاری آن را در پی داشته و ایجاد دارالضرب در آنجا را ضروری نموده است. به علاوه کشف و شناسایی سکه های مسی در شهر مهاباد و مناطق اطراف، نشان دهندۀ ضرب آن ها در دارالضرب ساوجبلاغ است. پژوهش پیش رو به روش کتابخانه ای و میدانی و به شیوۀ توصیفی و تحلیلی به سرانجام رسیده، و نتیجۀ این پژوهش مؤید آن است که در مقایسۀ اشکال ضرب شده بر این مسکوکات و سایر نمونه ها می توان آن ها را به دورۀ حاکمیت فرمانروایان مُکری تا اواسط  دورۀ قاجار و زمامداری شیخ علیخان، بوداق خان و عبدالله خان نسبت داد. هم چنین وجود ضرابخانه در این شهر از اهمیت سیاسی، نظامی و اقتصادی آن در سده های گذشته حکایت دارد.&lt;/div&gt;
&lt;div style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;&lt;/div&gt;</description>
						<author>اسماعیل سلیمی</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>نقش وقف در فرم‌دهی بافت شهری و حفظ و بقای آثار تاریخی، مطالعۀ موردی مجموعۀ علیقلی‌آقا در اصفهان</title>
						<link>http://journal.richt.ir/mbp/browse.php?a_id=367&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>&lt;div style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;وقف سنتی پسندیده است که درطول زمان باعث شکل گیری بناها و مجموعه های متعددی شده، که بسیاری از آن ها باوجود گذشت زمان، همچنان دوام و بقای خود را براساس شرایط حاکم بر آن ها حفظ کرده اند. وقف باتوجه به ماهیت خود، علاوه بر این که عامل ساخت و احداث بناهای عام المنفعه بوده، حفاظت و نگه داری آن بناها و همچنین بافت شهری پیرامون آن ها را نیز تضمین کرده است. درراستای تأثیر وقف بر حفظ و بقای بناهای مذهبی و نظم بخشی به بافت شهری پیرامون آن ها، در این مقاله به طور موردی به مطالعۀ مجموعۀ علیقلی آقا که یک شاهکار معماری دورۀ صفوی در اصفهان است و در چارچوب وقف شکل گرفته، پرداخته می شود. این مجموعه علاوه بر نظم بخشی و فرم دهی به بافت شهریِ پیرامون خود، عامل حفظ و بقای آن نیز شده است. این مجموعه در اواخر دورۀ صفوی توسط &amp;laquo;علیقلی آقا&amp;raquo; از خواجگان دربار &amp;laquo;شاه سلطان حسین&amp;raquo; احداث شده و شامل: مسجد، حمام، بازار، سقاخانه، تیمچه، کاروانسرا، مکتب خانه و زورخانه است. هدف این پژوهش تأثیر وقف و پیامدهای آن بر چگونگی شکل گیری بناهای عام المنفعه و بقای این آثار تا زمان حاضر، با مطالعۀ موردی مجموعۀ علیقلی آقا به عنوان یکی از مجموعه های برپاشده در دورۀ صفوی است. این پژوهش به دنبال پاسخ به مسائلی شامل: چگونگی تأثیر وقف بر شکل گیری این مجموعه و نقش آن در فرم دهی بافت شهری پیرامون خود و بقای این مجموعه تا زمان حاضر، است. این پژوهش که از نوع تحلیلی-تاریخی است، حول محور استخراج مطالب وقف نامۀ مربوطه و استفاده از مندرجات آن و تطبیق موارد مندرج در آن با وضعیت موجود است و بیان این نکته که یک بنا یا مجموعه بنا چگونه تحت حمایت وقف شکل می گرفته و پس از احداث، سنت وقف و شرایط واقف چگونه می توانسته دوام و بقای آن را تضمین نماید.&lt;/div&gt;</description>
						<author>محسن جاوری</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>بازجُست ویژگی‌‌‌های مکتب نگارگری شیراز در نگارگری دورۀ آل‌اینجو و آل‌مظفر و تأثیر آن در هنر نگارگری ایران</title>
						<link>http://journal.richt.ir/mbp/browse.php?a_id=245&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>&lt;div style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;درطول تاریخ ایران، حکومت هایی هرچند کوچک و بزرگ از امرا و فرمانروایان محلی وجود داشته اند که در تاریخ  هنر و تمدن کشور ما منشأ تأثیرات به سزایی بوده اند، ولی آن  گونه که باید، شناخته نشده اند؛ از جملۀ آن ها حکومت  محلی &amp;laquo;آل اینجو&amp;raquo; و پس از آن &amp;laquo;آل مظفر&amp;raquo; بوده است. پس از فروپاشی سلسلۀ ایلخانان در ایران، مناطق کرمان، یزد و فارس عرصۀ تنازع و رقابت میان دو خاندان مدعی آل اینجو و آل مظفر شد؛ با این حال دورۀ فرمانروایی حکومت های محلی آل اینجو و آل مظفر منشأ تحولات هنری و فرهنگی مهمی نیز گردید که آثار این تحولات مهم را می توان در هنر نگارگری  شیراز به روشنی ملاحظه کرد، زیرا نسخه های به جای مانده از کتاب آرایی دورۀ حکومت های محلی آل اینجو و آل مظفر خود شاهدی بر این مدعاست. پرسش این است: مکتب نگارگری شیراز در دوران حکومت های محلی آل اینجو و آل مظفر، چه تأثیراتی بر هنر نگارگری ایرانی گذاشته است؟ شیوۀ این پژوهش توصیفی- تحلیلی است و جمع آوری اطلاعات کتابخانه ای است. نمونه های موردی پژوهش نگاره هایی از نسخۀ شاهنامۀ 733 ه&amp;zwj;.ق. موجود در کتابخانۀ ملی روسیه در سن پترزبورگ و شاهنامۀ 731 ه&amp;zwj;.ق. در موزۀ توپ قاپوسرای استانبول ترکیه و شاهنامۀ قوام الدین حسن 741 ه&amp;zwj;.ق. که همگی متعلق  به دورۀ آل اینجو هستند و همچنین نگاره هایی از شاهنامه های 771 ه&amp;zwj;.ق. موجود در کتابخانۀ توپ قاپوسرای استانبول در ترکیه و همچنین نسخۀ خمسۀ نظامی، اواخر قرن هشتم مربوط به دورۀ آل مظفر در کتابخانۀ ملی پاریس، مورد واکاوی قرار گرفته اند. نگارندگان این پژوهش، ضمن مطالعه و بررسی ویژگی ها، براساس خصوصیات صوری، ساختاری و مضمونی هنر نگارگری  شیراز در دوران آل اینجو و آل مظفر، تأثیرات مکتب نگارگری شیراز را بر هنر نگارگری ایران در دوران مذکور، مورد واکاوی قرار داده اند. بر پایۀ نتایج پژوهش، توجه نگارگران آل اینجو به سنت نقاشی قدیم ایران (یادآور دیوارنگاره های ساسانی) و مصور کردن شاهنامۀ فردوسی و صحنه های رزمی، کاربرد جداول مشخص برای نوشتن قطعات خوشنویسی شده، مصورکردن منظومه های تغزلی در دورۀ آل مظفر، کاربست رنگ های درخشان در نگارگری آل اینجو و آل مظفر بر هنر نگارگری ایران در دوران بعد تأثیر شگرفی گذاشته  است.&lt;/div&gt;</description>
						<author>حسین بهروزی پور</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>تأثیر باستان‌گرایی و ملی‌گرایی بر نگاره‌های سنگ قبور دورۀ قاجار گورستان دارالسلام شیراز</title>
						<link>http://journal.richt.ir/mbp/browse.php?a_id=179&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>&lt;div style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;سنگ قبور از مظاهر ارزشمند هنر اسلامی به شمار می رود؛ به طوری که در ویژگی ها، نقوش و حتی فرم آن ها، اندیشه، اعتقادات و ارزش های فرهنگ ایرانی-اسلامی را می توان مشاهده نمود. پژوهش حاضر که از نوع توصیفی-تحلیلی بوده و یافته های آن مبتنی بر بررسی های میدانی و مطالعات اسناد گردآوری شده است، به بررسی و تحلیل نقوش سنگ قبور دورۀ قاجار گورستان دارالسلام شیراز پرداخته و در این راستا اهداف پیشِ رو را دنبال می کند: 1- سنگ قبرهای دارالسلام شیراز دارای چه نقوشی بوده و مضامین نمادین آن ها چیست؟ 2- نقوش ایجاد شده برروی سنگ قبرهای دارالسلام شیراز ردپای باورهای اسطوره ای و مذهبی کدام دوره یا ادوار تاریخی و فرهنگی ایران را نمایان می سازد؟ بررسی های صورت گرفته بر روی سنگ  قبور مربوط به عصر قاجار گورستان دارالسلام شیراز اثبات می کند که این سنگ قبرها شامل نقوش متنوعی از تصاویر انسانی، حیوانی، گیاهی، هندسی و کتیبه است. به طور کلی، بیشتر این نقوش در عین دارا بودن معانی و نمادین خاص، متأثر از فرهنگ منطقه، اعتقادات و موقعیت زمانی و مکانی خود هستند. از طرف دیگر با توجه به غالب شدن تفکر ملی گرایی در دورۀ قاجار، تصاویر این سنگ قبرها به گونه ای تداوم نقش مایه های دوران ساسانی و هخامنشی را نشان می دهند که با فرم و محتوایی نسبتاً متفاوت ایجاد شده است.&amp;nbsp;&lt;/div&gt;</description>
						<author>رضا رضالو</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>بازآفرینی اطلاعات در دیجیتال باستان‌شناسی</title>
						<link>http://journal.richt.ir/mbp/browse.php?a_id=314&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>&lt;div style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;توسعۀ علوم میان رشته ای و ضرورت بازبینی مباحث علمی توسط پژوهشگران موجب شده است مبحث &amp;laquo;استفادۀ مجدد از داده ها&amp;raquo; در باستان شناسی مطرح شود. پیش از هر بحثی لازم است چالش ها و مبانی نظری در این زمینه مورد بررسی قرار گیرند؛ زیرا استفادۀ ناآگاهانه و بدون درنظرگرفتن نیازهای بومی دانش باستان شناسی کشور در این مباحث منجر به حصول نتایج معکوس و ایجاد مصرف گرایی و جهت گرایی در تولید نتایج علمی خواهد شد. این واکاوی با روش توصیفی-تحلیلی انجام  شده و در این زمینه از اسناد و منابع کتابخانه ای و همچنین مشاهدۀ نتایج پژوهش ها در پایگاه های اطلاعاتی معتبر علمی در زمینۀ مطالعات داده های باستان شناسی از پایگاه اطلاعاتی کتابخانۀ دیجیتال &amp;laquo;ساینتس دایرکت&amp;raquo;، همچنین بررسی پایگاه اطلاعاتی &amp;laquo;اپن کانتکس&amp;raquo; و &amp;laquo;سی داک سی ار ام&amp;raquo; و همچنین نتایج منتشرشده در پایگاه اینترنتی &amp;laquo;تی دار&amp;raquo; انجام پذیرفته است. پرسش های این پژوهش عبارتنداز: ۱) چه مباحث کلیدی در بحث استفادۀ مجدد از داده ها باید موردنظر قرار گیرد؟ ۲) چگونه ابزار دیجیتال در رفع چالش استفادۀ مجدد از داده ها، می تواند مفید باشد؟ به طور خاص، ما زمینه های اصلی در استفادۀ مجدد داده های باستان شناسان و نقش مؤسسات کلان در این زمینه را بررسی خواهیم کرد و توانمندی های دیجیتال در زمینۀ رفع این چالش ها را معرفی خواهیم نمود. با بررسی و مطالعات دربارۀ روش های مؤثر به منظور شناخت راهکارهای مؤثر در استفادۀ مجدد از اطلاعات و کاربرد ابزار دیجیتال در این زمینه، درنهایت سه زمینۀ استانداردسازی، طراحی فراداده ها و مستند نگاری بافت به وسیلۀ ابزار دیجیتال به عنوان سه حیطۀ اصلی در مطالعات مجدد داده ها مشخص  شده است و هرکدام از این راهکارها می تواند با تلفیق توانمندی های خود در فرآیند استفادۀ مجدد از داده ها مؤثر باشند؛ همچنین باتوجه به چهارچوب های استانداردسازی اطلاعات به دست آمده دارای ارزش و اعتبار ذاتی بوده و وابسته به عوامل چون ابزار تهیۀ اطلاعات یا شخص بنیاد نیستند.&lt;/div&gt;
&amp;nbsp; &lt;div&gt;&lt;/div&gt;</description>
						<author>یعقوب محمدی فر</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>تأثیر حفاظت پیشگیرانه بر ارزش‌های فرهنگی مجموعه‌های خصوصی میراث کهن</title>
						<link>http://journal.richt.ir/mbp/browse.php?a_id=338&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>&lt;div style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;امروزه حفاظت پیشگیرانه به عنوان راهی برای حفظ آثار تاریخی بیش ازپیش اهمیت یافته است. حفاظت پیشگیرانه بهترین راهکار برای موزه ها به شمار می رود. باتوجه به این که بخشی از آثار در مجموعه های خصوصی قرار دارند، اعمال این نوع حفاظت در مجموعه های خصوصی در سراسر دنیا، درحال گسترش است؛ اما باتوجه به این که اهمال در انجام این شیوۀ حفاظتی، عواقب و پیامدهای زیانباری در پی خواهد داشت و باتوجه به بررسی شرایط حفاظت پیشگیرانه در مجموعه های خصوصی در ایران، هدف از نگارش این مقاله، بررسیِ مهم ترین نتیجۀ اعمال این نوع حفاظت در این مجموعه هاست. روش پژوهش مورداستفاده  در این مقاله، آمیخته از نوع کمی-کیفی است و با استفاده از مصاحبۀ نیمه ساختاری با 14 نفر از متخصصین و بررسی پایایی و روایی مصاحبه ها و سپس با تجزیه و تحلیل اطلاعات به روش کلایزی-کن، پرسشنامه تنظیم شده و در اختیار 96 نفر از مجموعه داران کشور قرار گرفته است و درنهایت از آزمون فریدمن به منظور اولویت بندی مؤلفه ها استفاده شده، و پیامدهای ناشی از عدم اعمال این نوع حفاظت، اولویت بندی گردیده است. اما پرسش اصلی این است که، پیامدهای عدم استفاده از روش های حفاظت پیشگیرانه در مجموعه ها چیست و عدم اجرای این روش های چه آسیب هایی را متوجه آثار تاریخی و تأثیرات آن در جامعه خواهد کرد؟ در این راستا لازم است هم پیامدهای اصلی شناسایی شوند، و هم میزان اهمیت هریک از آن ها مشخص شود. به نظر می رسد مهم ترین پیامد عدم اعمال حفاظت پیشگیرانه در مجموعه های خصوصی ایران، مخدوش شدن ارزش های فرهنگی آثار موجود در مجموعه هاست. نتایج نشان داد که پیامدهای ناشی از عدم استفاده از روش های حفاظت پیشگیرانه در سه سطح قابل بیان هستند؛ سطح اول، دسته بندی فرسودگی و تخریب آثار موجود است؛ سطح دوم، شامل از بین رفتن ارزش آثار می شود؛ و سطح سوم، ایجاد خسارت  های مادی و معنوی به مجموعه داران را نشان می دهد. تحلیل های آماری نشان می دهند، از بین این سه سطح، سطح دوم که شامل از بین رفتن ارزش آثار می شود از اهمیت بیشتری برخوردار است.&lt;/div&gt;
&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&lt;/span&gt;</description>
						<author>مهرناز آزادی</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>تبیین مفهوم احیاء در بناهای تاریخی با مقایسۀ تطبیقی انواع‌ مداخلات کارکردی</title>
						<link>http://journal.richt.ir/mbp/browse.php?a_id=255&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>&lt;div style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;مداخلات مرتبط با کارکرد در بناهای تاریخی تحت عناوین مختلفی ازجمله: احیاء، توان بخشی، توانمندسازی، استفادۀ مجدد سازگار و... مطرح بوده اند، اما تاکنون درخصوص تبیین این مفاهیم در ادبیات داخلی پژوهشی صورت نگرفته است و این تعدد عناوین مداخلات و در عین حال روشن  نبودن مفاهیم، مختصات و نیز تمایزات آن ها با هم و همچنین نسبت آن ها با معادل های خارجی خود، موجب سردرگمی پژوهشگران شده است که بیش از هرچیز ضرورت چنین مطالعه ای را خاطرنشان می کند. هدف این مقاله، واکاوی این مفاهیم و اصطلاحات و مشخص  کردن جایگاه آن ها نسبت به هم است که در این راستا، ضمن بررسی پیش زمینه ها و الزامات مداخلات کاربردی، رویکردهای مختلف به موضوع در سطح بین المللی و ردپای آن ها در ادبیات داخلی موردنظر قرار گرفته و انواع مداخلات کارکردی در بناهای تاریخی مورد تحلیل و مقایسه قرار گرفته است. درواقع مقالۀ حاضر مشخصاً در پی پاسخ به این پرسش هاست که، انواع مداخله های مرتبط با کارکرد چه مفهومی داشته، چه نسبتی با هم دارند و  کاربرد آن ها چیست؟ همچنین چه نسبتی بین اصطلاحات مداخلات مرمتی داخلی و معادل های بین المللی آن ها وجود دارد؟ در بخش اول مقاله از روش تحلیلی-توصیفی، و در بخش بعدی جهت بررسی نسبت مداخلات کارکردی با هم، از روش مقایسۀ تطبیقی برپایۀ استدلال منطقی استفاده شده است. &amp;nbsp;بررسی ادبیات انواع مداخلات کارکردی مشخص می کند که عمدۀ تفاوت های بین اصطلاحات مختلف در این حوزه ناشی از دو مسألۀ تفاوت های زمانی و مکانی و تفاوت واژه گزینی در ترجمه بوده است؛ در حالی که این عناوین در مفاهیم اصلی مشترک بوده و ضمن تأکید بر نقش حیات کارکردی بنا در حفاظت پایدار از آن، همگی بر ویژگی های مشترکی مانند: لزوم سازگاری کاربری جدید با اعتبار فرهنگی، ارزش ها و اصالت ابنیۀ تاریخی و لزوم پاسخگویی مناسب آن به نیازهای زندگی معاصر تأکید دارند.&lt;/div&gt;</description>
						<author>شهریار ناسخیان</author>
						<category></category>
					</item>
					
	</channel>
</rss>
