<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
<channel>
<title> مطالعات باستان شناسی پارسه </title>
<link>http://journal.richt.ir/mbp</link>
<description>فصلنامه مطالعات باستان شناسی پارسه - مقالات نشریه - سال 1398 جلد3 شماره10</description>
<generator>Yektaweb Collection - https://yektaweb.com</generator>
<language>fa</language>
<pubDate>1398/11/12</pubDate>

					<item>
						<title>بررسی و تحلیل داده‌های فرهنگی-استقراری حاصل از کاوش تپه لپویی (تل‌سیاه‌خان شنگولی)</title>
						<link>http://journal.richt.ir/mbp/browse.php?a_id=296&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>&lt;div style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;استان فارس یکی از مهم ترین مناطق ایران در مطالعات باستان شناسی دوران پیش ازتاریخ است. این منطقۀ جغرافیایی با توجه به زیر ساخت های زیست محیطی متنوع، از استعدادهای طبیعی مناسبی برخوردار است. طی بررسی های باستان شناسی &amp;laquo;سامنر&amp;raquo; در سال 1972 م. با توجه به شناسایی سفال قرمز رنگ ساده و صیقلی در چندین محوطۀ دشت مرودشت و کاوش تل باکون در لایۀ V الف، یکی از دوره های مهم شناسایی شده در توالی گاه نگاری فارس، دورۀ لپویی است. طی چند دهۀ اخیر با توجه به شناسایی اندک ویژگی های مادی-فرهنگی دورۀ لپویی و اندک مدت زمان استمرار فرهنگی (3900-3400 ق.م.)، ابهاماتی نظیر شروع و پایان زمان دقیق این دوره، معیشت، سازوکار اجتماعی-فرهنگی، تولیدات تخصصی و اقتصادی باقی مانده است. یکی از محوطه های منتسب به دورۀ لپویی، &amp;laquo;تپه لپویی&amp;raquo; یا &amp;laquo;تل شنگولی&amp;raquo; است که جزو آخرین بازمانده های محوطه های شاخص این دوره در دشت مرودشت است و در فاصلۀ 3 کیلومتری رودخانۀ کر در جوار کفۀ  آهو چر قرار دارد. این محوطه، تابستان 1394 ش. توسط کامیار عبدی مورد بررسی مجدد، گمانه زنی به منظور تعیین عرصه و حریم و کاوش قرار گرفت. تنوع مواد فرهنگی به دست آمده شامل چندین لایه استقرار، ساختارهای معماری، سفال، دست افزار و ظروف سنگی، پیکرک حیوانی، مواد مرتبط با فنون مدیریتی و اداری، اشیاء زینتی و متفرقه بوده که مورد مطالعه و ارزیابی قرار گرفته اند. پژوهش فوق در رابطه با مطالعه مواد فرهنگی و استقراری به دست آمده از کاوش تپه لپویی بوده و ماحصل آن مهر تأییدی بر استمرار فرهنگی- استقراری هزارۀ چهارم قبل ازمیلاد و دورۀ لپویی در دشت مرودشت است که در این پژوهش بدان پرداخته شده است.&lt;/div&gt;
&lt;div style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;&lt;/div&gt;</description>
						<author>محمدرضا سعیدی هرسینی</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>محوطۀ دوزداغی خوی، استقرارگاهی از عصرمفرغ در شمال دریاچۀ ارومیه</title>
						<link>http://journal.richt.ir/mbp/browse.php?a_id=297&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>&lt;div style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;دشت میان کوهی خوی به&amp;lrm; لحاظ دارا بودن شرایط جغرافیایی و ظرفیت های زیست محیطی مناسب، درطول هزاران سال اقوام مختلف را به سوی خود جذب کرده و زمینه ساز ایجاد استقرارهای انسانی در ادوار مختلف بوده است. الگوی پراکندگی محوطه های شناسایی شده در این دشت میان کوهی در عصرمفرغ، ظهور و وجود یک مرکز بزرگ به نام &amp;laquo;محوطۀ دوزداغی&amp;raquo; را نشان می دهد که در این دوره به مرکزی بسیار مهم و بزرگ تبدیل می شود. محوطۀ دوزداغی با ارتفاع 1200 متر از سطح دریا، محوطه ای است با وسعت بیش از 16 هکتار و با 24 متر ارتفاع از سطح اراضی اطراف و بلندترین محوطۀ پیش از تاریخی دشت است که درکنار رودخانۀ دائمی قودوخ بوغان و چشمه سار ها و تالاب های زیبای اطراف آن شکل گرفته است. یکی از مهم ترین پرسش های موجود در رابطه با دشت خوی به دلیل همجواری آن از یک سو با منطقۀ قفقاز جنوبی و شرق آناتولی و از سوی دیگر حوضۀ دریاچه ارومیه و چگونگی ارتباطات و تعاملات منطقه ای و فرامنطقه ای دشت خوی با مناطق همجوار است که نیازمند مطالعه و پژوهش است. فرض نیز بر این است که با توجه به آنالیز برخی از مواد فرهنگی مانند ابسیدین و نشان دادن ارتباطات فراوان با منطقۀ قفقاز و شرق آناتولی گمانه زنی در این محوطه نیز با هدف آشکار ساختن این ارتباطات بوده است. این محوطه دارای آثار فرهنگی از دوره های نوسنگی، مس وسنگ، مفرغ و عصرآهن است که به دلیل قرارگرفتن در مسیر مواصلاتی فلات ایران به آناتولی و نیز واقع شدن در مسیر بزرگراه مهم بازرگانی منشعب از جادۀ خراسان بزرگ (جادۀ ابریشم)، از موقعیت ممتازی جهت مبادلات تجاری و فرهنگی برخوردار بوده است. وجود معدن نمک به عنوان کالای صادراتی در این محوطه و هم چنین ابزارهایی از سنگ ابسیدین (کالای وارداتی) در 7 نوع و رنگ متفاوت، شاهد این مدعاست. درصد حجم پراکندگی سفالینه ها در سطح محوطه نشان می دهد که دورۀ پویایی و شکوفایی این محوطه در عصرمفرغ بوده و به نظر می رسد که در این دوران و برای اولین بار در دشت خوی، می توان از وجود یک مرکز با مساحت بیش از 16 هکتار سخن گفت که وجود چنین مرکزی به احتمال زیاد درراستای تجارت فرامنطقه ای بوده است. در این پژوهش، 20 نمونه سفال عصرمفرغِ گردآوری شده از بررسی سطحی و گمانه زنی به منظور تعیین عرصه و حریم محوطه مورد مطالعه و گونه شناسی قرار گرفته است.&lt;/div&gt;
&lt;div style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;&lt;/div&gt;</description>
						<author>افراسیاب گراوند</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>مطالعه و شناخت نقوش حیوانی مُهرهای مشبک جنوب‌شرق ایران</title>
						<link>http://journal.richt.ir/mbp/browse.php?a_id=298&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>&lt;div style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;نقش مایه ها در هنر ایران حامل مفاهیم و مضامینی است که تجلی گر جهان بینی جوامع بشری به شمار می آیند. نقوشی که بر مُهرها نقش می بندد بیانگر میراثی است که در آن بستر به وجود آمده اند. تحقیق پیشِ رو به مطالعه و تحلیل نقوش حیوانی برروی مهرهای مشبک فلزی در جنوب شرق ایران می پردازد. یکی از پدیده های جالب توجه فرهنگ های عصرمفرغ در ایران، رواج مهرهای مشبک فلزی در جنوب شرق ایران است که مختص و ویژگی خاص این منطقۀ جغرافیایی و اقلیمی است. این گونه از مهرها، به طور کلی از جنس مفرغ و هم چنین از جنس نقره و در مواردی نادر از آلیاژهای گوناگونی بوده که به روش موم گمشده ساخته شده اند. هدف از پژوهش حاضر، شناخت مفاهیم و مضامین آن ها و مشخص کردن عواملی است که در نقش کردن نقوش مهرهای دوران مزبور دخیل بوده اند. لازم به ذکر است که این مُهرها به شکل مربع، دایره و مثلث ساخته شده و دربرگیرندۀ نقوش هندسی، گیاهی، انسانی و حیوانی است. تاکنون در رابطه با این نقش مایه ها برروی مهرهای مشبک فلزی، نظریۀ  مستدل و مستندی مطرح نشده است. بدیهی ست که اطلاعات مستخرج از نمونه های به کار رفته در مهرهای مشبک جنوب شرق در عصر مفرغ ایران، می تواند تاحدود زیادی راهگشای بسیاری از ابهامات موجود در این زمینه و شناخت هرچه بیشتر نقوش حیوانی برروی مهرها باشد؛ از همین رو، این پژوهش می کوشد تا ابعاد مختلف مفهومی و محتوایی نقش مایۀ مزبور به صورت مستند، که با روش پژوهشی توصیفی-تحلیلی است، با تکیه بر روش مطالعۀ کتابخانه ای و با این فرض که روش نمایش این نقش ها برگرفته از طبیعت و نشان دهندۀ اهمیت حیوانات در چرخۀ زندگی مردمان این ناحیه است، مورد بحث و تحلیل قرار گیرد. یافته های تحقیق نشان دهندۀ تأثیر درخور ملاحظۀ شیوۀ زیست و جایگاه این حیوانات در باورها و اندیشه های مذهبی و فکری حاکم بر مردمان این ناحیه است.&lt;/div&gt;
&lt;div style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;&lt;/div&gt;</description>
						<author>معین فلکی</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>معماری بنای مکشوف در تپۀ زیویه، قلعه یا نیایشگاهی در هزارۀ اول قبل‌ازمیلاد «غرب ایران»</title>
						<link>http://journal.richt.ir/mbp/browse.php?a_id=299&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>&lt;div style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;غرب ایران در هزارۀ اول قبل ازمیلاد سرشار از رخدادهای تأثیرگذار در زمان حکومت های آشور و اورارتو بود. در این برهۀ تاریخی، حکومت محلی ماناها همواره ازطرف آشوریان و اورارتوها مورد هجوم قرار می گرفت. در این میان نیاز به دفاع از سرزمین، ماناها را مجبور به ساخت بناهای مستحکم برای جلوگیری از غارت و تخریب کرد. گویا در این زمان، سازه ای بزرگ در محل موسوم به &amp;laquo;تپۀ زیویه&amp;raquo; ایجاد شد که ازطرف محققین به عنوان &amp;laquo;قلعه&amp;raquo; یا &amp;laquo;کاخ-دژ&amp;raquo; معرفی شده است. در این مقاله با توجه به ساختار اصلی بنای زیویه و نیز گورستان های فراوان در اطراف این بنا، پیشنهاد شده که به کاربری زیویه به عنوان &amp;laquo;نیایشگاهی بزرگ&amp;raquo; نیز توجه شود. با نگاهی دقیق تر به این بنا و محوطه های یافت شده در اطراف تپۀ زیویه می توان گفت که در این برهه، ماناها جدای از ساختن قلعه، بناهایی نیز برای انجام مراسم آئینی و تشریفاتی ساخته اند که کاربرد نیایشگاهی داشته اند و باید این مورد را نیز درنظر داشت که در هر حکومتی دین و فرایض دینی از نکات مهمی است که موردتوجه دولت ها بوده است. پرسش مهمی که می توان مطرح کرد این است که اگر کارکرد بنای مکشوف در زیویه، قلعه نباشد پس کاربری اصلی این بنا چیست؟ با این توضیح نگارندگان تلاش کرده اند تا در این مقاله این فرضیه را مطرح نمایند که کاربری احتمالی بنای تپۀ زیویه به عنوان نیایشگاهی درحدود سده های ۹ تا ۷ ق.م. در غرب ایران بوده است. در این مقاله با رویکردی تحلیلی-تاریخی و با بهره گیری از مطالعات میدانی و کتابخانه ای به کارکرد اصلی بنا و بررسی داده ها و ارتباط آن ها پرداخته شده است.&lt;/div&gt;
&lt;div style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;&lt;/div&gt;</description>
						<author>حسام الدین جاویدنیا</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>تحلیل نقش عوامل جغرافیایی در توزیع فضایی استقرارهای هزارۀ اول قبل‌ازمیلاد در حاشیۀ رودخانۀ پیغام‌چای (آذربایجان‌شرقی - کلیبر)</title>
						<link>http://journal.richt.ir/mbp/browse.php?a_id=300&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>&lt;div style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;در باستان شناسی برای بازسازی محیط طبیعی به منظور پی بردن به چگونگی انتخاب سکونتگاه های باستانی، از علم جغرافیا مدد می جوییم؛ چراکه تأثیر متقابل انسان و محیط درطول حیات کرۀ زمین امری بلامنازع بوده و هست. مقالۀ حاضر نتیجه دو فصل بررسی میدانی در سال های 1393 و 1396 ه&amp;zwj;.ش. در جنوب غربی شهرستان کلیبر در حوزۀ ارسباران در استان آذربایجان شرقی است. هدف بررسی در فصل اول شناسایی محوطه های باستانی به منظور نجات بخشی در محدودۀ سد پیغام چای بود که طی این بررسی 18 کورگان و 11 محوطه از ادوار مختلف تاریخی بررسی و شناسایی گردید. با توجه به کورگان هایی که در محدودۀ این سد بررسی و شناسایی شد و منحصربه فرد بودن آن ها به طور خاص در شمال غرب ایران، فصل دوم مطالعات در نظر گرفته شد. از این رو در سال 1396 هـ.ش. مجدداً منطقۀ مزبور بررسی شد، طی این بررسی عوامل مؤثر بر شکل گیری و پراکنش استقرارهای انسانی و نحوۀ توزیع فضائی - مکانی سکونت گاه ها در مطالعات لحاظ گردید. در فصل دوم، تعداد 19 کورگان و 24 محوطه از ادوار مختلف تاریخی با دو نوع الگوی استقراری شناسایی شد، که شامل استقرارهای یکجانشین و کوچ نشین بودند. از مجموع 72 اثر فرهنگی-تاریخی شناسایی شده، 45 اثر تاریخی فرهنگی مربوط به محوطه ها یا تپه های هزارۀ اول قبل ازمیلاد است که 37 اثر از این تعداد کورگان است. این مقاله بر آن است تا نقش عوامل زیست  محیطی- جغرافیایی مؤثر از قبیل ارتفاع از سطح دریا، میزان شیب و درصد آن، دسترسی به منابع آب و زمین های با قابلیت استقرار را در شکل دهی فضاهای زیست گاه  انسانی هزارۀ اول قبل ازمیلاد، در شهرستان کلیبر بررسی کرده و در آخر الگوی زیستی به جای مانده از سه هزارسال پیش تاکنون را در زندگی ایلی عشایر امروز تحلیل نماید.&amp;nbsp; نتیجۀ این تحقیق ثابت کرد که بهترین گزینه برای انتخاب محل سکونت نزدیک به منابع آب بوده و به جز 4 محوطه، بقیۀ محوطه ها در فاصلۀ 0-500 متری منابع آب بودند. به دلیل مراتع مناسب برای چرای دام از گذشته های دور منطقه برای استقرار فصلی مناسب بوده و حتی در حال حاضر هم عشایر نیمی از سال را در آنجا می گذرانند. ارتفاع 1700-1400 متری نیز که ارتفاع مناسبی برای اسکان انسان است عامل مهمی در سکونت گزینی انسان هزارۀ اول قبل ازمیلاد است. ازطرفی شکل گیری محوطه ها در شیب های آفتاب گیر بوده است، در بررسی زمین های با قابلیت استقرار شکل تپه ماهوری محدودۀ شمال رودخانۀ کلیبر چای نشان داد به دلیل امکان طغیان رودخانه ها استقراری ایجاد نشده و در بخش جنوبی احتمال داده می شود بخشی از آثار باستانی زیر رسوبات مدفون باشد.&lt;/div&gt;
&lt;div style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;&lt;/div&gt;</description>
						<author>نسرین طایفه قهرمانی</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>درآمدی بر شناخت‌شناسی سفال‌های ساسانی و اسلامی محوطۀ شیرکوهِ نایین، فلات‌مرکزی ایران</title>
						<link>http://journal.richt.ir/mbp/browse.php?a_id=301&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>&lt;div style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;سفال به عنوان مهم ترین و فراوان ترین دادۀ فرهنگی در بسیاری از محوطه های باستانی از اهمیت بالایی در مطالعات باستان شناسی برخوردار است، به گونه ای که بسیاری از دوره بندی های زمانی برمبنای مطالعات مقایسه ای سفالی انجام شده است؛ درواقع، شناخت سفال هر دوره یکی از بنیادی ترین مراحل مطالعات باستان شناسی است. گونه شناسی، طبقه بندی و سرانجام گاه نگاری سفال، ابزار مناسبی برای شناخت بیشتر سنت سفال گری در هر منطقه است. محوطۀ شیرکوه نایین در 6 کیلومتری غرب روستای سِپرو نایین، یکی از محوطه های منسوب به دوره های ساسانی و اشکانی است. بر این اساس، با این پرسش بنیادی که تعیین قدمت محوطه از طریق طبقه بندی، گونه شناسی و مطالعات مقایسه ای سفال مربوط به چه دوره یا دورانی است؟ در این تحقیق با تکیه بر طبقه بندی، گونه شناسی و مطالعات تطبیقی سفال، گاه نگاری پیشنهادی آن ارائه شده است. بر این اساس از مجموع کل سفال های جمع آوری شده توسط نگارندگان، تعداد 63 قطعه سفال  گونه شناسی، طبقه بندی و در چارچوب روش های رایج باستان شناختی، تجزیه و تحلیل و درنهایت منجر به ارائۀ گاه نگاری شده است. شیوۀ پژوهش از نوع توصیفی-تطبیقی است و نتایج براساس مطالعات مقایسه ای مورد تحلیل قرار گرفته است. نتایج پژوهش نشان داد سه گونۀ سفالی قهوه ای، نخودی و قرمز و سه نوع شکل سفالی کاسه، کوزه و خمره در میان سفال های شیرکوه قابل تشخیص است. تمامی سفالینه ها با چرخ  سفال گری ساخته شده اند و در بین آن ها سفال دست ساز یافت نشد. نتایج گاه نگاری نشان داد که بیشتر سفال ها مربوط به دورۀ ساسانی و شمار کمی از آن ها مربوط به قرون اولیۀ اسلامی است. سفال های این محوطه با محوطه های مختلفی از مناطق ایران نظیر: قلعه یزدگرد ریجاب، اولتان قالاسی مغان، تورنگ تپه، میاناب شوشتر و دشت فارسان چهارمحال بختیاری قابل مقایسه و شاخصه سفال های ساسانی در بخش فلات مرکزی از طریق مطالعات باستان شناسی این محوطه قابل تشخیص است. شناخت شناسی بناهای معماری برجای مانده در این محوطه شامل قلعه، چهارتاقی و صفۀ شیرکوه نیز شایان توجه و از دیگر مباحث طرح شده در مقاله است.&lt;/div&gt;
&lt;div style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;&lt;/div&gt;</description>
						<author>میلاد باغ شیخی</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>تبیین گاه‌نگاری و تحلیل نسبی کاربری چهارطاقی دوازده امامِ لودریچه شهرستان برخوار (استان اصفهان): بنایی مذهبی از دورۀ ساسانی و قرون اولیۀ اسلامی</title>
						<link>http://journal.richt.ir/mbp/browse.php?a_id=302&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>&lt;div style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;لودریچه محله ای واقع در شهرستان برخوار و 9 کیلومتری شمال شهر اصفهان است. این بنا در مجاورت قبرستان کهن که امروزه تبدیل به فضای سبز شده، قرار دارد. جهت بنا شمال غربی- جنوب شرقی و نقشۀ آن چهارطاقی است که بعدها دخالت هایی در آن صورت گرفته است. به دلیل قرارگیری این منطقه در فاصلۀ 4 کیلومتری شرق شهر تاریخی گز (با استقرارهایی از دورۀ اشکانی و ساسانی) مطالعۀ این بنا در بافت فرهنگی تاریخی اش درخور اهمیت است. در همین راستا تلاش شد تا ضمن بررسی باستان شناسانۀ چهارطاقی لودریچه، فهمی نسبی از تاریخ ساخت و کاربری این بنا ارائه و به عنوان یکی از اولین پژوهش های متکی بر فعالیت باستان شناسانه در شهرستان برخوار، مبنای مطالعات تطبیقی و مقایسه ای آتی در این منطقه قرار گیرد. مهم ترین و اصلی ترین پرسش های پژوهش، زمان ساخت بنا و کاربری بنا از زمان ساخت آن تاکنون(؟) است. برحسب فرض های اولیه و با تشریح نقشۀ بنا، بنای لودریچه متعلق به دورۀ ساسانی و قرون اولیۀ اسلامی با کاربری مذهبی درنظر گرفته شد که با انجام پژوهش، این فرضیات اثبات شد. این پژوهش با روش بررسی پیشینۀ بنا در متون تاریخی، ارزیابی مصالح و عناصر تزئینی بنا، تحلیل نقشۀ معماری و مقایسۀ آن با سایر بناهای همجوار و همزمان انجام شده است. نتایج حاصل از پژوهش بیانگر این است که بنای لودریچه چهارطاقی ای متعلق به دورۀ ساسانی یا سده های اولیۀ اسلامی با کاربری آتشکده یا همان &amp;laquo;آتشکدۀ زروان اردشیر&amp;raquo; است که به  دستور اردشیر بابکان پس از تصرف اصفهان در هنگام ظهر در قریۀ &amp;laquo;خوار&amp;raquo; ساخته شده که بعدها با ورود دین اسلام به منطقه، این بنا از آتشکده به حسینیه تغییرکاربری داده و تا امروز اهالی این منطقه از آن به عنوان بنایی مذهبی استفاده می نمایند.&lt;/div&gt;
&lt;div style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;&lt;/div&gt;</description>
						<author>محمدصادق داوری</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>صورت، بیان و معنا در نگارگری ایران برپایۀ دیدگاه‌های دینی و عرفانیِ تیتوس بورکهارت و سید‌حسین نصر</title>
						<link>http://journal.richt.ir/mbp/browse.php?a_id=303&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>&lt;div style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;اندیشه و تفکر ناب دینی و عرفانی در ذهن هنرمندان مسلمان سبب شده در تمام آثار هنری اسلامی روح مشترکی پدیدار شود. شناخت ماهیت و هدف هنر اسلامی در سدۀ اخیر موردتوجه بسیاری از پژوهشگران و اندیشمندان قرارگرفته و پژوهش های آنان به طرح نظریات مختلفی دربارۀ فلسفه و حکمت هنر متعالی اسلامی منجر شده است. &amp;laquo;تیتوس بورکهارت&amp;raquo; و &amp;laquo;سید حسین نصر&amp;raquo; ازجمله اندیشمندانی هستند که با رویکردی سنت گرایانه و برپایۀ دیدگاه های دینی و عرفانی به تبیین چیستی، چرایی و چگونگی هنر اسلامی -معماری، هنرهای کاربردی و هنرهای تجسمی- پرداخته اند. پرسش این است: نگارگری اسلامی ایران برمبنای دیدگاه های اندیشمندان سنت گرایی چون تیتوس بورکهارت و سیدحسین نصر در چه ویژگی هایی با هنرهای اسلامی دیگر اشتراک دارد؟ در این مقاله، ویژگی های بصری و محتوایی نگارگری اسلامی ایران برپایۀ دیدگاه های دینی و عرفانی تیتوس بورکهارت و سیدحسین نصر دربارۀ هنر اسلامی تبیین شده و میزان همسانی نگارگری ایرانی در صورت، بیان  و معنا با سایر هنرهای اسلامی مورد مطالعه قرار گرفته است. بر این اساس پس از گردآوری برخی از نظریات تیتوس بورکهارت و سیدحسین نصر دربارۀ هنر اسلامی و بررسی تعدادی از آثار نگارگری دوران اسلامی به شیوۀ اسنادی، داده های به دست آمده با روش توصیفی و مقایسه ای تدوین شده است؛ درنهایت تحلیل داده ها به روش استدلال استقرایی به انجام رسیده است. براساس یافته های پژوهش، عناصری مانند: فرم یا صورت، رنگ، فضاسازی، عدم بعدنمایی و بهره مندی از نوشتار (در قالب شعر) به نگارگری ایران، همانند سایر گونه های هنر و معماری ایران معنا و مفهوم ویژه ای بخشیده اند. ازسوی دیگر، صورت، بیان و معنا در نگارگری اسلامی ایران با آراء و دیدگاه های عرفانی-دینی تیتوس بورکهارت و سیدحسین نصر هم سو است و این آراء، تنها دربارۀ نگاره های غیرمذهبی و درباری صادق نیست.&lt;/div&gt;
&lt;div style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;&lt;/div&gt;</description>
						<author>حسین بهروزی پور</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>تصویر به‌عنوان محمل اندیشه: تفسیری بر پرسپکتیوهای صحیح و نادرست در آثار محمدزمان</title>
						<link>http://journal.richt.ir/mbp/browse.php?a_id=304&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>&lt;div style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;&amp;nbsp;محمدزمان، نقاش عصر صفوی، در برخی از آثار خود به تقلید از آثار فرنگی و کپی برداری از آن ها پرداخته است. او هم چنین در برخی از آثار اصیل خود که مضمونی سنتی دارند، برخی از شیوه های نقاشی عصر جدید غربی را به کار گرفته است. در میان این شیوه ها، پرسپکتیو اهمیتی  بسزا دارد. محمدزمان در آثار تقلیدی خود پرسپکتیو را صحیح به کار گرفته، اما در آثار اصیل او گاه پرسپکتیو به صورت صحیح و گاه نادرست انجام شده  است. تا پیش از این، برخی از مفسران (هم چون کریم زاده تبریزی) بر این عقیده بوده اند که کاربرد پرسپکتیو توسط محمدزمان ناشی از نوعی نقصان و عدم آموزش های آکادمیک بوده است. در این مقاله درمقابل این نظر، این تفسیر مطرح می شود که محمدزمان در آثار اصیل خود، نه صرفاً پرسپکتیوهای غلط و صحیح، بلکه پرسشی را در باب نسبت میان نگارگری سنتی ایرانی و نقاشی جدید غربی به ودیعه گذاشته است. از  این رو در این مقاله با بررسی چند مورد از آثار اصیل محمدزمان، آن پرسش مورد بحث قرار می گیرد و ادعا می شود که در فقدان مباحث نظری مرتبط با نسبت میان عناصر قدیم و جدید در نقاشی، نتیجۀ محتوم، استیلای پرسپکتیو غربی بر نقاشی ایرانی بوده است.&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;&lt;/div&gt;</description>
						<author>مهدی کُردنوغانی</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>شرحی بر اشیاء تاریخی به‌دست‌آمده از حفاری‌های غیرمجاز و کشفیات اتفاقی دو سدۀ اخیر (از دورۀ قاجار تا پهلوی دوم) در مازندران، بر پایۀ اسناد مکتوب و روایت‌های عامیانه</title>
						<link>http://journal.richt.ir/mbp/browse.php?a_id=305&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>&lt;div style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;کرانه های جنوبی دریای مازندران به لحاظ برخورداری از محیطی مناسب، همواره درطول سده ها و هزاره ها موردتوجه انسان ها و استقرارهای انسانی بوده   است. تاکنون در نتیجۀ کاوش های باستان شناسی و نیز حفاری های غیرمجاز، بخشی از آثار مادی مرتبط با استقرارهای باستانی در این ناحیه یافت شده  است. جزئیات و چگونگی کشف بسیاری از آثار تاریخی به دست آمده از کاوش های غیرمجاز یا کشفیات اتفاقی هنوز به روشنی مشخص نیست. این اشیاء که عموماً به صورت مجموعه ای پدیدار شده اند، غالباً شناسنامۀ نامشخص و سرنوشت نامعلومی دارند. این درحالی  است که برخی از اشیاء مازندران که درطول دهه ها و سده های اخیر به دست  آمده، منحصربه فرد بوده و نظیر آن ها تاکنون در جای دیگری یافت نشده  است. برخی از پرسش هایی که این پژوهش درصدد دستیابی به پاسخی برای آن هاست بدین شرح است: 1. اهمیت آثار تاریخی مازندران که از کشفیات اتفاقی یا حفریات غیرمجاز دو سدۀ اخیر کشف شده، ازلحاظ کمی و کیفی چگونه است؟ 2..منابع بررسی آثار تاریخی حاصل از کشفیات اتفاقی مازندران کدام اند؟ در این پژوهش با بهره گیری از منابع تاریخی مربوط به مازندران از قبیل کتاب های تاریخی، روزنامه ها، جراید، سفرنامه ها و روایات عامیانه به بررسی آن دسته از آثار تاریخی این منطقه خواهیم پرداخت که از کاوش های باستان شناسی به دست نیامده اند، بلکه در نتیجۀ کشفیات اتفاقی یا حفریات غیرمجاز دو سدۀ اخیر کشف شده و در حال حاضر شماری از آن ها در موزه های مختلف ایران و جهان قرار دارند. نتیجۀ این بررسی نشان می دهد که چگونگی کشف و اهمیت و جایگاه هنری و تاریخی شماری از این آثار نیازمند توجه و تأمل بیشتری است.&lt;/div&gt;</description>
						<author>مهدی خلیلی</author>
						<category></category>
					</item>
					
	</channel>
</rss>
