<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
<channel>
<title> مطالعات باستان شناسی پارسه </title>
<link>http://journal.richt.ir/mbp</link>
<description>فصلنامه مطالعات باستان شناسی پارسه - مقالات نشریه - سال 1396 جلد1 شماره1</description>
<generator>Yektaweb Collection - https://yektaweb.com</generator>
<language>fa</language>
<pubDate>1396/9/10</pubDate>

					<item>
						<title>شناسایی محوطه‌ای از دورۀ پارینه‌سنگیِ میانی 
در جوار تـپۀ قلاکمندبگ، هرسین</title>
						<link>http://journal.richt.ir/mbp/browse.php?a_id=21&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>&lt;div style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;&amp;laquo;قلاکمندبگ&amp;raquo;، از جملۀ محوطه های مهم نوسنگیِ بدون سفالِ غرب ایران در منطقۀ &amp;laquo;هرسین&amp;raquo; به حساب می آید که نزدیک به یک برون زدِ سنگِ چرت (معدن) و در حاشیۀ رودخانۀ گاماسی آو شکل گرفته است. شناسایی محوطه ای از دورۀ پارینه سنگی میانی در بررسی های اخیر در جوار تپۀ قلاکمندبگ، نشان می دهد که مهم ترین عوامل  شکل گیری محوطه های باستانی و حضور انسان هایی از دوران پارینه سنگی به بعد در این بخش، در وهلۀ اول؛ دسترسی به برون زدهای سنگ چرت به منظور ساخت دست افزار و در وهلۀ دوم؛ منابع آبی دائمی (رودخانۀ گاماسی آو) این منطقه بوده است. پراکنش مصنوعات سنگی در مقیاسی قابل توجه در سطح محوطه و نیز تعداد زیاد نمونه های جمع آوری  شده، نشان می دهد که می توان محوطۀ قلاکمندبگ را به  عنوان یک محوطۀ اردوگاهی، در فضای باز از &amp;laquo;پارینه سنگی میانی&amp;raquo; به حساب آورد که با هدف تولید ابزار در کنار برون زدِ سنگِ چرت در حاشیۀ رودخانۀ گاماسی آو شکل گرفته است.&amp;nbsp;&lt;/div&gt;</description>
						<author>سیروان محمدی قصریان</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>پارکِ غربیِ تاق‌بستان، محوطه‌ای نویافته‌ در غرب زاگرس‌مرکزی، کرمانشاه</title>
						<link>http://journal.richt.ir/mbp/browse.php?a_id=22&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>&lt;div style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;زاگرس مرکزی به عنوان یکی از مهم ترین مناطق جغرافیایی در باستان شناسی ایران، سال هاست که مورد توجه باستان شناسان ایرانی و غیر ایرانی قرار گرفته است.یکی از آثار تاریخ زاگرس مرکزی که در آیندۀ نزدیک در زمرۀ میراث فرهنگی جهانی قرار خواهد گرفت، مجموعۀ تاق بستان کرمانشاه است. سال ها از بررسی ها و کاوش ها در محدودۀ آثار جهانی تاق بستان کرمانشاه می گذرد و در نگاه باستان شناسان و پژوهشگران، از این مجموعه به عنوان مجموعه ای تاریخی یاد می شود؛ مجموعه ای که در برگیرندۀ آثاری از ادوار اشکانی و ساسانی است و اهمیت آن، چنان است که در سال های اخیر برای قرارگیری در فهرست میراث جهانی یونسکو مورد توجه قرار گرفته است. با توجه به اهمیّت این مجموعه، در سالیان گذشته، بررسی ها و کاوش های فراوانی در محدودۀ این آثار انجام شده است که به بهترشدن درک ما از جایگاه این محوطۀ تاریخی و باستانی، کمک شایانی کرده است. با وجود تمام پژوهش های صورت گرفته در محدودۀ این مجموعه که در سالیان متمادی، قبل و بعد از پیروزی انقلاب اسلامی صورت پذیرفته، وجود محوطه ای پیش ازتاریخی، متأسفانه نوعی سطحی نگری در پژوهش های پیشین را نمایان می کند. در این مجال به معرفی محوطۀ پارک غربیِ تاق بستان، به عنوان یکی از قدیم ترین بقایای فرهنگی همجوار مجموعۀ تاریخی تاق بستان خواهیم پرداخت و تلاش خواهیم کرد تا با استفاده از مطالعۀ یافته های سطحی این محوطه، گاه نگاری نسبی براساس یافته ها ارائه دهیم.&lt;/div&gt;</description>
						<author>محمدامین میرقادری</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>بَرد پَنیر: ایستگاه یا استقرارگاه آغازنگارشی 
در شمال خوزستان</title>
						<link>http://journal.richt.ir/mbp/browse.php?a_id=23&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>&lt;div style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;شمال اندیمشک، نقطۀ تلاقی مابین زاگرس  مرکزی و خوزستان است و به لحاظ موقعیت جغرافیایی و زیست محیطی، با بارش نسبتاً متوسط مانند لرستان، و دمای معتدل بدون سرمای لرستان، و بدون گرمای سوزان تابستان خوزستان است و می توان آن را یکی از مهم ترین نواحی در تحولات فرهنگی پیش ازتاریخ و آغاز تاریخی ایران محسوب نمود. بَردپَنیر از محوطه های متعلق به آغاز نگارش در این منطقه است که در نزدیکی سد بالا رود واقع شده است. در این محوطه با یافته هایی مواجه هستیم که زمان استقرار آن را هم اُفق با شوش 2 در ایران و اوروک در بین النهرین معرفی می کند و به نظر می رسد در این زمان با شبکه هایی از جوامع روبه روییم که در زاگرس مرکزی و خوزستان تا جنوب شرق ترکیه، شمال سوریه و تمامی بین النهرین ساکن بوده اند. مقالۀ حاضر، حاصل بررسی های سال 1390 هـ.ش. نگارندگان در بردپنیر است، که هدف اصلی آن توصیف و ارزیابی یافته های متعلق به دورۀ فرهنگی شوش 2 این محوطه می باشد. مهم ترین رویکرد این مقاله نیز دست یافتن به پاسخی است در خصوص این که چگونه یافته های جمع آوری شده از این تپه می تواند فرهنگ شوش 2 را در دروازۀ ورودی به بخش کوهستانی قلمرو ایلام باستان تفسیر  نماید؟ و با توجه به سلسله مراتب استقرارگاهی، در چه وضعیتی قرار داشته؟ و چه رابطه ای با مرکز بزرگ تر و مراکز کوچک تر خود داشته است؟&amp;nbsp;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;</description>
						<author>مرتضی حصاری</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>پژوهش‌های باستان‌شناسیِ گورستان عصرآهن گند‌آب
شهمیرزاد، استان سمنان</title>
						<link>http://journal.richt.ir/mbp/browse.php?a_id=25&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>&lt;div style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;محوطۀ تاریخی گَندآب خَرند واقع در شَهمیرزاد استان سمنان، شامل بقایای معماری و گورستان اقوامی از عصر آهن است. ماحصل سه فصل کاوش در گورستان و استقرارگاه، منجر به شناسایی تعداد بیش از 90 گور و محوطۀ مسکونی به وسعت حدود 5000 متر مربع گردید. این محوطه طی 3 فصل در سال های 1381، 1382 و 1385 هـ.ش. مورد کاوش باستان شناسانه قرار گرفته است. ماحصل کاوش در فصل اول، شناسایی بیش از 25 گور بوده که متأسفانه بعضی از این گورها قبلاً توسط حفاران غیرمجاز باز شده بودند. در این کاوش سعی شد که از همان گورهای باز شده در جهت به دست آوردن و تکمیل اطلاعات مربوط به سنت تدفین و آداب و رسوم اقوام ساکن در گندآب و ویژگی های معماریِ گورها استفاده شود. فصل دوم کاوش نیز به ادامۀ مطالعات باستان شناسی، انسان شناسی، و همچنین مطالعۀ زمین شناسی، نقشه برداری و شبکه بندی محوطۀ گندآب پرداخت. در این فصل 17 گور مورد کاوش قرار گرفت. سومین فصل در سال 1385 کاوش علاوه بر گورستان در محوطۀ استقراری نیز پیگیری شد و برای نخستین بار محوطۀ مسکونی ساکنان گندآب بررسی شد. در فصل اول دو فرضیه در باب عدم تناسب بقایای معماری و استقرار اقوام سا کن در گندآب نسبت به وسعت گورستان مطرح شد.&lt;/div&gt;</description>
						<author>عبدالمطلب شریفی هولایی</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>بحثی دربارۀ کاربری بنای تاریخی کنگاور</title>
						<link>http://journal.richt.ir/mbp/browse.php?a_id=26&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>&lt;div style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;بنای تاریخی کنگاور از بحث برانگیزترین بناهای دوران تاریخی ایران است. این اثر از معدود آثار مشهور دورۀ تاریخی است که تمامی کاوش های باستان شناختیِ آن به سرپرستی کارشناسان ایرانی صورت گرفته است. هدف این نوشته، بررسی و تحلیل مدارکِ به دست آمده از کاوش های باستان شناسی و نقد تفاسیر مربوط به کاربری بناست. نویسنده با ارزیابی مدارک موجود، نتیجه می گیرد که بنای تاریخی کنگاور، یک معبد ناتمام از دورۀ خسرو  دوم بوده که به صورت مَصطَبۀ مُطبّق ساخته شده و قابل قیاس با معبد دادی وانک در ارمنستان است. خسرو پرویز تحت تأثیر عقاید مزدیسنان باستانی و با اندکی تأثرات از رسوم مسیحیان ارمنی این بنا را ساخته است.&lt;br&gt;
مناسکی را که در این بنا اجرا می شده، می توان این گونه بازسازی نمود: شاه و نیایشگران پس از صعود از پلکان جنوبی به فراز صُفّۀ نخست می رسند. این صفّۀ پیرامونی، جایی است  که ستون هایی بدون پوشش، همانند حصاری از درختان مقدس، حریم و مرز نیایشگاه را نشان می دهند. در این صفّه است که عده ای می بایست بایستند و یا در انتظار باشند. سپس عده ای به صفّۀ میانی که احتمالاً نمازخانه بوده می روند. نیایشگران از هردو صفّۀ مذکور، شاهد اجرای مناسک نیایش آتش در صفۀ سوم که درحقیقت محراب نیایشگاه بوده، می شوند.&amp;nbsp;&lt;/div&gt;</description>
						<author>احمد حیدری</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>کرکوی، آتش پیروز بهرام در سکستان</title>
						<link>http://journal.richt.ir/mbp/browse.php?a_id=27&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>&lt;div style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;سیستان که در دورۀ ساسانی از آن با نام &amp;laquo;سَکستان&amp;raquo; یاد می شد، ایالت پهناوری را تشکیل می داد که تورستان و هند تا کرانه های دریا را در بر می گرفت. این منطقه در دورۀ ساسانیان از نظر مردان دلیر جنگی که از مرزهای شرقی ایران حراست می کردند، کشاورزی خوب، موقعیت ژئوپولیتیکی و تجاری مناسب و مهم تر از همه، بنیان های استوار و اصیل دین زرتشتی، اهمیّت فراوان داشت. به همین دلایل معمولاً حکومت سکستان به دست ولیعهد اداره می شد که بر این اساس ملقب به سکانشاه می گردید. اردشیر بابکان که از خانواده ای مذهبی برخاسته بود، دین زرتشت را دین رسمی کشور اعلام نمود و خود و جانشینانش مبادرت به ساخت بناهای مذهبی فراوانی از جمله معبد آب و آتش در سرتاسر ایرانشهر نمودند. یکی از معتبرترین آتشکده های ساسانی در شرق ایران، آتش کرکوی در سیستان بود که متون مقدسی چون خرده اوستا و بندهشن و مورخینی چون قزوینی، مسعودی و متونی مانند تاریخ سیستان و کتیبۀ کعبه زرتشت به آن اشاره کرده اند. آتشکدۀ کرکوی که از نوع آتش بهرام بود، براساس مطالعات باستان شناختی و رهیافت تاریخی از سدۀ سوم قبل از میلاد تا سدۀ هفتم هجری قمری پیوسته فروزان بوده است؛ تا این که سرانجام به دست مغولان برای همیشه خاموش گردید.&lt;/div&gt;</description>
						<author>رضا مهرآفرین</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>سازهای ایرانی در اشعار ابو نواس شاعر عرب</title>
						<link>http://journal.richt.ir/mbp/browse.php?a_id=28&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>&lt;div style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;&amp;nbsp;آمیزش موسیقی و شعر، اغلب راه بالندگی این دو هنر را به ژرف اندیشی و نازک احساسی شاعرانه می گشاید. در دورۀ عباسی که هنر، تمدن و فرهنگ ایران ساسانی در ارکان جامعه  به شدت نفوذ کرده بود، موسیقی به عنوان یکی از نمادهای تمدن ساسانی جایگاه ارزنده ای یافت و شاعران دورۀ عباسی با به کارگیری ابزار موسیقی، تصاویر زیبایی آفریده اند. در این میان، شاعری چون &amp;laquo;ابونواس&amp;raquo; در تصویر آفرینی شاعرانه با سازهای موسیقی بسیار توانمند بوده است. وی ساز موسیقی را با احساس انسانی درمی آمیزد، و آن را نَه سیمی خشک، یا چوبی  بی روح؛ بلکه نوایی پُرسوز و گداز و نغمه ای لذت آفرین می داند که از جان آدمی بر می خیزد. وی در اشعار خود به ذکر برخی از اسامی این سازها: عود، نی، چنگ و دف، طنبور و مزمار از مهمترین این سازهایند.&lt;/div&gt;</description>
						<author>یعقوب محمدی فر</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>مروری بر فلزگری‌کُهن مس (آرکئومتالورژی مس)
در منطقۀ هَلیل‌رود
(براساس داده‌های حاصل از پتروگرافی و ژئوشیمی سرباره‌های ذوب‌فلز باستانی)</title>
						<link>http://journal.richt.ir/mbp/browse.php?a_id=29&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>&lt;div style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;از روش های بررسی اولیه جهت برآورد پتانسیل های معدن کاری و متالورژی باستان در یک ناحیه، مطالعه بر روی بقایای تفاله های برجامانده از فعالیت های متالورژیکی باستانی است. بیش از 95% از معادن فلزی کشور براساس شواهد برجامانده از فعالیت های معدن کاری پیشین، کشف و مورد مطالعه قرار گرفته اند. اساس این مطالعات بر پایۀ شواهدِ باقی مانده از استخراج فلزات، ذوب و استحصال انجام می گیرد. تونل های استخراجی جهت دستیابی به مادۀ معدنی و سربا ره های ذوب، گواه بسیار دقیق این واقعیت است که علم معدن کاری از دیرباز با درایتِ خاصی انجام می پذیرفته است. کا نی های مسی و کربنات های مس با رِخ نمون های رگه ای، مالاکیتی و آزوریتی بر روی سطح زمین از ابتدا توجه انسان را به خود جلب کرده و با شناسایی و استحصال این ماده، بشر وارد عصر مفرغ شده است. از آن جایی که سرباره های ذوب، مواد طبیعی نبوده، بلکه نتیجه و ماحصل یک فرایند صنعتی در جهت به آوری مواد خام در زمان خود بوده اند: مطالعه بر روی آنان از پیچید گی خاصی برخوردار است. منطقۀ هَلیل رود نیز به دلیل قرارگرفتن در یکی از مهم ترین مناطق معدنی و کانی سازی از اهمیت ویژه ای برخوردار است. مطالعۀ سرباره های ذوب تلفیقی است از تحلیل نتایج مطالعات پتروگرافی، متالوگرافی و روش های آنالیز دستگاهی نظیر XRF, XRD, Pol-Microscopy. با مطالعه بر روی سرباره های منطقۀ هلیل رود در استان کرمان فلز مورد استخراج با خصوصیات خاص عناصر کمیاب موجود در ذخیره و با توجه به پترولوژی فازهای سیلیکاته، اکسیدی و سولفیدی مورد مطالعه قرار گرفت و همچنین فناوری های به کار رفته جهت استحصال مواد خام مورد بررسی قرار گرفتند.&lt;/div&gt;</description>
						<author>سیدمحمد امین امامی</author>
						<category></category>
					</item>
					
	</channel>
</rss>
